۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۲۲
دیگو گارسیا سکوی جنگ علیه ایران؟ | چرا ترامپ حمله به ایران از دیگو گارسیا را مطرح کرد؟
تهدیدی از هزاران کیلومتر دورتر؛ وقتی جغرافیا علیه سیاست می‌ایستد

دیگو گارسیا سکوی جنگ علیه ایران؟ | چرا ترامپ حمله به ایران از دیگو گارسیا را مطرح کرد؟

تهدید دونالد ترامپ به حمله به ایران از جزیره دیگو گارسیا، بیش از آنکه یک سناریوی واقعی جنگی باشد، بخشی از جنگ روانی و چانه‌زنی سیاسی است.

بازار؛ گروه بین الملل: تهدید امشب دونالد ترامپ مبنی بر حمله احتمالی به ایران از جزیره «دیگو گارسیا» در اقیانوس هند، در نگاه نخست نمایشی از قدرت نظامی ایالات متحده به نظر می‌رسد؛ اما با کمی دقت در جغرافیا، موازنه نظامی، محدودیت‌های سیاسی و توان بازدارندگی ایران، روشن می‌شود که این تهدید بیش از آنکه یک گزینه عملیاتی واقعی باشد، ابزاری برای فشار روانی، چانه‌زنی سیاسی و مدیریت افکار عمومی است.

تهدید ترامپ مبنی بر حمله احتمالی به ایران از جزیره «دیگو گارسیا» بیش از آنکه یک گزینه عملیاتی واقعی باشد، ابزاری برای فشار روانی، چانه‌زنی سیاسی و مدیریت افکار عمومی است.

دیگو گارسیا؛ پایگاهی دورافتاده با کارکرد نمادین

جزیره دیگو گارسیا، واقع در مجمع‌الجزایر چاگوس در اقیانوس هند، یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های فراسرزمینی ارتش آمریکا و بریتانیا به شمار می‌رود. این پایگاه در دهه‌های گذشته نقشی کلیدی در عملیات‌های آمریکا در خاورمیانه، از جمله جنگ‌های افغانستان و عراق، ایفا کرده است. فاصله دیگو گارسیا تا مرزهای جنوبی ایران بیش از «۳۸۰۰ کیلومتر» است؛ فاصله‌ای که آن را به یکی از دورترین نقاط عملیاتی ممکن برای حمله مستقیم به ایران تبدیل می‌کند.

اهمیت دیگو گارسیا بیش از آنکه عملیاتیِ روزمره باشد، راهبردی و نمادین است: یک «سکوی امن» برای استقرار بمب‌افکن‌های دوربرد، انبار مهمات و لجستیک. اما همین فاصله زیاد، به‌ویژه در سناریوی درگیری با کشوری مانند ایران که دارای شبکه گسترده پدافند هوایی و توان موشکی است، به یک نقطه ضعف جدی تبدیل می‌شود. برخلاف عملیات علیه بازیگران ضعیف‌تر، حمله به ایران نیازمند پشتیبانی نزدیک، سوخت‌گیری‌های مکرر هوایی، و هماهنگی پیچیده اطلاعاتی است که از چنین فاصله‌ای به‌مراتب پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر می‌شود.

اهمیت دیگو گارسیا بیش از آنکه عملیاتیِ روزمره باشد، راهبردی و نمادین است: یک «سکوی امن» برای استقرار بمب‌افکن‌های دوربرد، انبار مهمات و لجستیک. اما همین فاصله زیاد، به‌ویژه در سناریوی درگیری با کشوری مانند ایران که دارای شبکه گسترده پدافند هوایی و توان موشکی است، به یک نقطه ضعف جدی تبدیل می‌شود.

بن‌بست ژئوپلیتیک آمریکا؛ وقتی همسایگان ایران «نه» می‌گویند

یکی از واقعیت‌های کلیدی که تهدید ترامپ را محدود می‌کند، انزوای عملیاتی آمریکا در پیرامون ایران است. در شرایط فعلی، هیچ‌یک از کشورهای همسایه ایران—از عراق و ترکیه گرفته تا کشورهای حاشیه خلیج فارس—به‌طور رسمی یا عملی مجوز استفاده از خاک یا حریم هوایی خود برای حمله به ایران را صادر نکرده‌اند. حتی کشورهایی که روابط امنیتی نزدیکی با واشنگتن دارند، به‌خوبی می‌دانند که مشارکت مستقیم در چنین حمله‌ای، آن‌ها را به هدف فوری پاسخ ایران تبدیل می‌کند.

این وضعیت، آمریکا را به دو گزینه محدود می‌کند: ناوهای هواپیمابر در آب‌های آزاد و پایگاه‌های دورافتاده‌ای مانند دیگو گارسیا. اما ناوهای هواپیمابر، خود به‌شدت در معرض تهدید موشک‌های بالستیک، کروز و پهپادهای ایران قرار دارند؛ و دیگو گارسیا نیز به‌دلیل فاصله زیاد، نمی‌تواند جایگزین کارکرد پایگاه‌های نزدیک منطقه‌ای شود. به بیان دیگر، «نه» گفتن کشورهای پیرامونی، عملاً دست آمریکا را برای یک حمله مؤثر و کم‌هزینه بسته است.

از منظر ژئوپلیتیک، این یک تغییر مهم نسبت به دهه‌های گذشته است. در سال‌های پیشین، آمریکا شبکه‌ای از پایگاه‌ها و مجوزهای منطقه‌ای داشت؛ اما در «۱۴۰۴» و «۱۴۰۵»، هزینه سیاسی همراهی با واشنگتن علیه ایران برای دولت‌های منطقه‌ای به‌مراتب بالاتر از منافع آن شده است.

یکی از واقعیت‌های کلیدی که تهدید ترامپ را محدود می‌کند، انزوای عملیاتی آمریکا در پیرامون ایران است. در شرایط فعلی، هیچ‌یک از کشورهای همسایه ایران مجوز استفاده از خاک یا حریم هوایی خود برای حمله به ایران را صادر نکرده‌اند چرا که به‌خوبی می‌دانند که مشارکت مستقیم در چنین حمله‌ای، آن‌ها را به هدف فوری پاسخ ایران تبدیل می‌کند.

محدودیت‌های عملیاتی حمله از دیگو گارسیا

حمله نظامی از دیگو گارسیا به ایران، حتی در سطح محدود، با مجموعه‌ای از محدودیت‌های جدی مواجه است. نخست، مسئله «زمان واکنش» است. هر عملیات هوایی از این جزیره نیازمند ساعت‌ها پرواز، سوخت‌گیری هوایی چندمرحله‌ای و عبور از مسیرهای قابل رصد است. این یعنی ایران از زمان کافی برای شناسایی، آماده‌سازی پدافند و حتی پاسخ پیش‌دستانه برخوردار خواهد بود.

دوم، محدودیت «حجم آتش» است. بمب‌افکن‌های مستقر در دیگو گارسیا—مانند B-52 یا B-2—می‌توانند ضربات دقیقی وارد کنند، اما قادر به ایجاد یک کارزار هوایی گسترده و مستمر بدون پشتیبانی پایگاه‌های نزدیک نیستند. در مقابل، ایران دارای عمق سرزمینی، پراکندگی تأسیسات و تجربه طولانی در مقابله با سناریوهای حمله هوایی است.

سوم، مسئله «فرسایش» است. هرچه مسیر طولانی‌تر و عملیات پیچیده‌تر باشد، احتمال خطا، نقص فنی و تلفات افزایش می‌یابد. در یک درگیری با ایران، آمریکا نمی‌تواند روی یک «ضربه برق‌آسا» از فاصله چند هزار کیلومتری حساب باز کند؛ به‌ویژه آنکه تجربه نشان داده زیرساخت‌های حیاتی ایران به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که در برابر حملات اولیه تاب‌آوری داشته باشند.

هر عملیات هوایی از این جزیره نیازمند ساعت‌ها پرواز، سوخت‌گیری هوایی چندمرحله‌ای و عبور از مسیرهای قابل رصد است. این یعنی ایران از زمان کافی برای شناسایی، آماده‌سازی پدافند و حتی پاسخ پیش‌دستانه برخوردار خواهد بود.

آیا دیگو گارسیا در تیررس ایران است؟

یکی از پرسش‌های کلیدی در واکنش به تهدید ترامپ این است که آیا ایران توان هدف قرار دادن دیگو گارسیا را دارد یا نه. پاسخ کوتاه این است: بله، دست‌کم در سطح تئوریک و بازدارنده. برد برخی از موشک‌های بالستیک ایران—به‌ویژه در نسل‌های جدید—به محدوده‌ای نزدیک می‌شود که امکان هدف قرار دادن این پایگاه را، مستقیم یا غیرمستقیم، فراهم می‌کند. علاوه بر آن، ایران می‌تواند از ترکیبی از موشک‌های دوربرد، پهپادهای انتحاری و حتی ابزارهای جنگ نامتقارن برای تهدید این پایگاه استفاده کند.

نکته مهم‌تر، «قطعیت اصابت» نیست، بلکه «ایجاد ریسک» است. دیگو گارسیا یک پایگاه جزیره‌ای با عمق دفاعی محدود است. حتی احتمال حمله موفق—یا نیمه‌موفق—می‌تواند هزینه روانی و نظامی سنگینی برای آمریکا ایجاد کند. همین واقعیت، این پایگاه را از یک «نقطه امن مطلق» به یک «دارایی پرریسک» تبدیل می‌کند.

در کنار این، ایران می‌تواند هم‌زمان ناوهای هواپیمابر آمریکا را نیز در تیررس قرار دهد. ترکیب تهدید علیه ناوها و تهدید علیه دیگو گارسیا، معادله بازدارندگی را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که تصمیم‌گیران آمریکایی ناچار به محاسبه هزینه‌هایی فراتر از دستاوردهای احتمالی می‌شوند.

یکی از پرسش‌های کلیدی در واکنش به تهدید ترامپ این است که آیا ایران توان هدف قرار دادن دیگو گارسیا را دارد یا نه. پاسخ کوتاه این است: بله

تهدید نظامی در بستر مذاکرات؛ ابزار فشار یا نشانه ضعف؟

تهدید ترامپ را نمی‌توان جدا از بستر سیاسی و مذاکراتی آن فهم کرد. این تهدید در شرایطی مطرح می‌شود که پرونده هسته‌ای ایران در نقطه‌ای حساس قرار دارد و هم‌زمان، شکاف‌های جدی در داخل ساختار سیاسی و رسانه‌ای آمریکا درباره نحوه مواجهه با ایران وجود دارد. در چنین فضایی، تهدید نظامی بیش از آنکه مقدمه جنگ باشد، اغلب کارکرد «ابزار فشار» دارد: فشار بر ایران در میز مذاکره، فشار بر متحدان برای هم‌راستاسازی، و فشار بر افکار عمومی داخلی برای نمایش قاطعیت.

اما تاریخ نشان داده است که توسل مکرر به تهدیدهای پرهزینه و کم‌احتمال، می‌تواند نشانه محدودیت گزینه‌ها نیز باشد. وقتی امکان اجماع منطقه‌ای وجود ندارد و گزینه نظامی با ریسک‌های جدی همراه است، تهدید از پایگاهی دورافتاده مانند دیگو گارسیا، بیشتر شبیه «بلوف راهبردی» است تا برنامه عملیاتی.

از منظر ایران، چنین تهدیدهایی نه‌تنها بازدارندگی را تضعیف نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تقویت منطق دفاعی و انسجام داخلی منجر شود؛ به‌ویژه وقتی که افکار عمومی می‌بیند حتی گزینه‌های پرطمطراق آمریکا نیز با موانع جدی مواجه‌اند.

دیگو گارسیا در این معادله نه «سکوی آغاز جنگ»، بلکه «لبه بازدارندگی» است: نقطه‌ای که آمریکا می‌تواند از آن پیام قدرت بفرستد، اما به‌سختی می‌تواند از آن وارد یک جنگ تمام‌عیار شود. برای ناظران دقیق، این تهدید بیش از آنکه نشانه نزدیکی جنگ باشد، علامتی از تداوم بازی فشار، مذاکره و بازدارندگی است.

دیگو گارسیا؛ لبه بازدارندگی، نه آستانه جنگ

در جمع‌بندی می‌توان گفت تهدید دونالد ترامپ به حمله به ایران از جزیره دیگو گارسیا، بیش از آنکه یک سناریوی واقعی جنگی باشد، بخشی از جنگ روانی و چانه‌زنی سیاسی است. نبود مجوز منطقه‌ای، فاصله جغرافیایی زیاد، محدودیت‌های عملیاتی، و توان بازدارندگی ایران—به‌ویژه امکان تهدید متقابل این پایگاه—همگی دست به دست هم می‌دهند تا این گزینه را به انتخابی پرهزینه و نامطمئن تبدیل کنند.

در واقع، دیگو گارسیا در این معادله نه «سکوی آغاز جنگ»، بلکه «لبه بازدارندگی» است: نقطه‌ای که آمریکا می‌تواند از آن پیام قدرت بفرستد، اما به‌سختی می‌تواند از آن وارد یک جنگ تمام‌عیار شود. برای ناظران دقیق، این تهدید بیش از آنکه نشانه نزدیکی جنگ باشد، علامتی از تداوم بازی فشار، مذاکره و بازدارندگی در یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست بین‌الملل در سال «۱۴۰۵» است.

کد خبر: ۳۹۳٬۸۷۵

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha