بازار؛ گروه آب و انرژی: انتشار مناقصه ۱.۵ میلیون تنی اوره از سوی شرکت RCF هند، بار دیگر بازار جهانی این کود استراتژیک را در کانون توجه قرار داده است. در حالی که این مناقصه میتواند موجی کوتاهمدت از افزایش تقاضا و قیمتها در ماه مارس ایجاد کند، بازگشت تدریجی تولید ایران، محدودیت قدرت خرید مصرفکنندگان و رقابت سایر کودهای نیتروژنه، چشمانداز بازار را در آستانه ماه آوریل به سمت تعادل و حتی اصلاح قیمتی سوق میدهد.
انتشار مناقصه ۱.۵ میلیون تنی اوره از سوی شرکت RCF هند، بار دیگر بازار جهانی این کود استراتژیک را در کانون توجه قرار داده است.
مناقصه RCF هند؛ محرک اصلی کوتاهمدت بازار
شرکت دولتی RCF هند در بهمنماه ۱۴۰۴ با انتشار مناقصهای برای خرید حدود ۱.۵ میلیون تن اوره، عملاً سیگنال روشنی به بازار جهانی ارسال کرد. بر اساس جزئیات این مناقصه، هند قصد دارد ۸۰۰ هزار تن اوره را برای سواحل غربی و ۷۰۰ هزار تن را برای سواحل شرقی تأمین کند. شرط کلیدی این مناقصه، بارگیری محمولهها حداکثر تا ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ (۳۱ مارس ۲۰۲۶) است؛ موضوعی که فشار زمانی قابلتوجهی بر عرضهکنندگان وارد میکند.
مهلت نهایی ارائه پیشنهادها ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ (۱۸ فوریه ۲۰۲۶) تعیین شده و اعتبار قیمتها باید تا ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) حفظ شود. این بازه زمانی کوتاه، احتمال رقابت شدید میان صادرکنندگان اصلی نظیر خاورمیانه، روسیه و شمال آفریقا را افزایش میدهد. تجربه مناقصات مشابه در سالهای اخیر نشان میدهد که چنین حجمهایی، حتی اگر بهطور کامل معامله نشوند، میتوانند انتظارات قیمتی بازار را در کوتاهمدت دستخوش تغییر کنند.
هند بهعنوان بزرگترین واردکننده اوره جهان، نقشی تعیینکننده در تنظیم نبض بازار دارد. مصرف سالانه اوره این کشور بیش از ۳۵ میلیون تن برآورد میشود و هرگونه تغییر در سیاست خرید یا زمانبندی مناقصات آن، مستقیماً بر قیمتهای جهانی اثر میگذارد. از این منظر، مناقصه اخیر را میتوان مهمترین عامل محرک بازار در افق یک تا دو ماه آینده دانست.
هند بهعنوان بزرگترین واردکننده اوره جهان، نقشی تعیینکننده در تنظیم نبض بازار دارد. مصرف سالانه اوره این کشور بیش از ۳۵ میلیون تن برآورد میشود و هرگونه تغییر در سیاست خرید یا زمانبندی مناقصات آن، مستقیماً بر قیمتهای جهانی اثر میگذارد.
واکنش بازار جهانی؛ بازگشت واردکنندگان و شکلگیری موج تقاضا
انتشار مناقصه هند معمولاً تنها به این کشور محدود نمیماند و اثر دومینویی بر سایر واردکنندگان دارد. در شرایط کنونی نیز انتظار میرود کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا و استرالیا که در ماههای اخیر خریدهای خود را به تعویق انداخته بودند، بار دیگر برای تأمین نیاز فصلی وارد بازار شوند. آغاز فصل کشت بهاره در نیمکره شمالی، بهویژه در آمریکای شمالی، تقاضای فیزیکی اوره را افزایش میدهد و میتواند همزمان با مناقصه هند، فشار صعودی بر قیمتها وارد کند.
در بازارهای نقدی، نشانههایی از افزایش تمایل فروشندگان به تعدیل رو به بالای قیمتها دیده میشود. برخی گزارشها حاکی از آن است که عرضهکنندگان خاورمیانهای، قیمتهای پیشنهادی خود برای تحویل ماه مارس را با احتیاط افزایش دادهاند. با این حال، این افزایشها هنوز شکنندهاند و بیش از آنکه مبتنی بر کمبود واقعی عرضه باشند، بر انتظارات کوتاهمدت استوارند.
نکته مهم آن است که بازار اوره در سال ۱۴۰۴ نسبت به سالهای پرنوسان ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، بهمراتب محتاطتر شده است. واردکنندگان بزرگ تلاش میکنند از انباشت موجودیهای پرهزینه جلوگیری کنند و خریدها را تا حد امکان به زمان مصرف نزدیک سازند. همین رفتار، دامنه رشد قیمتها را محدود میکند، حتی اگر در مقاطعی موج تقاضا شکل بگیرد.
نکته مهم آن است که بازار اوره در سال ۱۴۰۴ نسبت به سالهای پرنوسان ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، بهمراتب محتاطتر شده است. واردکنندگان بزرگ تلاش میکنند از انباشت موجودیهای پرهزینه جلوگیری کنند و خریدها را تا حد امکان به زمان مصرف نزدیک سازند. همین رفتار، دامنه رشد قیمتها را محدود میکند، حتی اگر در مقاطعی موج تقاضا شکل بگیرد.
سمت عرضه؛ بازگشت تدریجی ایران و توازن نسبی بازار
در سوی عرضه، یکی از متغیرهای کلیدی بازار طی هفتههای آینده، از سرگیری تولید اوره ایران است. بر اساس برآوردهای موجود، انتظار میرود بخشی از ظرفیتهای تولیدی ایران که در ماههای گذشته با محدودیتهایی مواجه بودند، بهتدریج به مدار بازگردند. ایران با ظرفیت اسمی بیش از ۸ میلیون تن اوره در سال، یکی از بازیگران مهم منطقهای محسوب میشود و بازگشت حتی بخشی از این ظرفیت، میتواند معادلات عرضه را تغییر دهد.
علاوه بر ایران، تولیدکنندگان روسیه و آسیای مرکزی نیز در وضعیت نسبتاً پایداری قرار دارند. اگرچه برخی محدودیتهای لجستیکی و تحریمی همچنان وجود دارد، اما جریان کلی عرضه از این مناطق قطع نشده است. در خاورمیانه نیز، هزینه پایین گاز طبیعی به تولیدکنندگان اجازه میدهد حتی در قیمتهای متوسط، حاشیه سود قابل قبولی حفظ کنند؛ عاملی که مانع از کاهش شدید عرضه میشود.
مجموع این عوامل نشان میدهد که بازار جهانی اوره، برخلاف برخی مقاطع گذشته، با کمبود ساختاری مواجه نیست. بنابراین، هرگونه افزایش قیمت ناشی از مناقصه هند، بیشتر جنبه مقطعی خواهد داشت و بهمحض ورود عرضههای جدید، با مقاومت بازار روبهرو میشود.
علاوه بر ایران، تولیدکنندگان روسیه و آسیای مرکزی نیز در وضعیت نسبتاً پایداری قرار دارند. اگرچه برخی محدودیتهای لجستیکی و تحریمی همچنان وجود دارد، اما جریان کلی عرضه از این مناطق قطع نشده است.
محدودیت تقاضا؛ قدرت خرید و رقابت کودهای نیتروژنه
اگرچه مناقصه هند و تقاضای فصلی میتوانند بازار را در کوتاهمدت تحریک کنند، اما در سمت تقاضا محدودیتهای مهمی وجود دارد. نخستین عامل، قدرت خرید مصرفکنندگان نهایی، بهویژه کشاورزان در کشورهای در حال توسعه است. افزایش هزینههای تولید کشاورزی، از انرژی گرفته تا حملونقل، باعث شده حساسیت به قیمت کودها بالا برود. در چنین شرایطی، هر افزایش قیمتی در اوره، میتواند به کاهش مصرف یا جایگزینی با سایر نهادهها منجر شود.
عامل دوم، رقابت سایر کودهای نیتروژنه مانند نیترات آمونیوم و سولفات آمونیوم است. در برخی بازارها، نسبت قیمت این محصولات به اوره بهگونهای تغییر کرده که استفاده از آنها اقتصادیتر به نظر میرسد. این رقابت، سقفی نامرئی بر قیمت اوره ایجاد میکند و اجازه جهشهای شدید را نمیدهد.
همچنین سیاستهای حمایتی دولتها، بهویژه در کشورهایی مانند هند، نقش دوگانهای دارند. از یکسو، یارانهها تقاضا را حفظ میکنند، اما از سوی دیگر، دولتها برای کنترل هزینههای بودجهای، تمایل دارند قیمتهای وارداتی را در سطحی معقول نگه دارند. این ملاحظات سیاسی و مالی، فضای مانور بازار را محدود میسازد.
بازار جهانی اوره در مقطع کنونی، بیش از هر زمان دیگری به مدیریت انتظارات وابسته است. برای خریداران، مناقصه هند فرصتی برای پوشش بخشی از نیاز کوتاهمدت است، اما تعقیب قیمتهای هیجانی میتواند ریسک بالایی داشته باشد.
چشمانداز قیمتی مارس تا آوریل؛ اوج کوتاهمدت و اصلاح تدریجی
با جمعبندی عوامل عرضه و تقاضا، میتوان گفت که بازار اوره در بازه ۳۰ تا ۶۰ روز آینده احتمالاً با الگویی دو مرحلهای مواجه خواهد شد. در مرحله نخست، یعنی تا نیمه ماه مارس، مناقصه هند و ورود دوباره برخی واردکنندگان میتواند قیمتها را در مسیر افزایشی ملایم قرار دهد. این افزایش، بیش از آنکه مبتنی بر کمبود واقعی باشد، ناشی از فشار روانی و رقابت برای محمولههای نزدیکتحویل خواهد بود.
در مرحله دوم، با نزدیک شدن به ماه آوریل و ورود عرضههای جدید، بهویژه از ایران، انتظار میرود بازار به سمت تعدیل و حتی روند نزولی حرکت کند. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که پس از پایان خریدهای فشرده فصلی، بازار اوره معمولاً با کاهش تقاضا و افزایش موجودی مواجه میشود؛ الگویی که احتمال تکرار آن در سال ۱۴۰۵ نیز بالاست.
برآوردهای تحلیلی حاکی از آن است که دامنه نوسان قیمتها در این دوره محدود خواهد بود و بازار از شوکهای شدید قیمتی در امان میماند، مگر آنکه عامل پیشبینینشدهای مانند اختلال گسترده در عرضه انرژی یا تحولات ژئوپلیتیکی جدید رخ دهد.
پیشبینی میشود بازار اوره در افق ۳۰ تا ۶۰ روز آینده، نوسانی اما کنترلشده باشد؛ با افزایش محدود در مارس و گرایش به کاهش در آستانه آوریل. فعالان حرفهای این بازار، بیش از آنکه به دنبال پیشبینی نقطه اوج یا کف باشند، باید بر انعطافپذیری، زمانبندی مناسب و تنوعبخشی به استراتژیهای خرید و فروش تمرکز کنند.
جمعبندی راهبردی؛ توصیه به فعالان بازار اوره
بازار جهانی اوره در مقطع کنونی، بیش از هر زمان دیگری به مدیریت انتظارات وابسته است. برای خریداران، مناقصه هند فرصتی برای پوشش بخشی از نیاز کوتاهمدت است، اما تعقیب قیمتهای هیجانی میتواند ریسک بالایی داشته باشد. برای فروشندگان نیز، استفاده از پنجره قیمتی مارس برای فروش بخشی از موجودیها منطقی به نظر میرسد، اما اتکا به تداوم روند صعودی، با توجه به بازگشت عرضه ایران و محدودیت تقاضا، پرریسک است.
در مجموع، پیشبینی میشود بازار اوره در افق ۳۰ تا ۶۰ روز آینده، نوسانی اما کنترلشده باشد؛ با افزایش محدود در مارس و گرایش به کاهش در آستانه آوریل. فعالان حرفهای این بازار، بیش از آنکه به دنبال پیشبینی نقطه اوج یا کف باشند، باید بر انعطافپذیری، زمانبندی مناسب و تنوعبخشی به استراتژیهای خرید و فروش تمرکز کنند.



نظر شما