بازار؛ گروه بین الملل: از نخستین روزهایی که روسیه برای آزمون جنگنده نسل پنجم خود بهدنبال شرایط اقلیمی متنوع بود، نام ایران در حاشیه این پروژه شنیده میشد؛ اما در روزهای گذشته، همزمان با انتشار ماکت سوخو ۵۷ در کنار فرماندهان ارشد نظامی و اظهارات صریح وزیر تجارت روسیه درباره فروش این جنگنده به «یک کشور در غرب آسیا»، این گمانه بهتدریج به یک روایت منسجم راهبردی تبدیل شده است؛ روایتی که با کنار رفتن هند از پروژه، نقش ایران را پررنگتر از همیشه نشان میدهد.
سوخو ۵۷ حاصل بیش از دو دهه سرمایهگذاری راهبردی مسکو برای بازگشت به رقابت مستقیم با آمریکا در حوزه جنگندههای نسل پنجم است. این پروژه از اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی آغاز شد و هدف اصلی آن، تولید پرندهای با قابلیت پنهانکاری، مانورپذیری بالا، توان نبرد شبکهمحور و برتری هوایی در برابر اف-۲۲ و اف-۳۵ بود.
سوخو ۵۷؛ پروژهای فراتر از یک جنگنده نسل پنجم
سوخو ۵۷ که در روسیه با نام رسمی «پکفا» شناخته میشود، حاصل بیش از دو دهه سرمایهگذاری راهبردی مسکو برای بازگشت به رقابت مستقیم با آمریکا در حوزه جنگندههای نسل پنجم است. این پروژه از اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی آغاز شد و هدف اصلی آن، تولید پرندهای با قابلیت پنهانکاری، مانورپذیری بالا، توان نبرد شبکهمحور و برتری هوایی در برابر اف-۲۲ و اف-۳۵ بود.
بر اساس تازهترین دادههای منتشرشده تا سال ۱۴۰۴، روسیه موفق شده بیش از ۳۰ فروند سوخو ۵۷ عملیاتی را وارد نیروی هوافضای خود کند و برنامه تحویل این جنگنده تا پایان دهه ۱۴۰۰ به بیش از ۷۰ فروند برسد. هرچند این اعداد در مقایسه با ناوگان اف-۳۵ آمریکا ناچیز است، اما از منظر کیفیت و نقش راهبردی، سوخو ۵۷ برای روسیه یک «نماد بازدارندگی فناورانه» محسوب میشود.
نکته کلیدی آن است که روسیه از همان ابتدای توسعه، سوخو ۵۷ را نهتنها برای نیاز داخلی، بلکه بهعنوان یک محصول صادراتی تعریف کرد. همین نگاه صادراتمحور باعث شد مسکو بهدنبال کشورهایی باشد که هم توان مالی و فنی مشارکت را داشته باشند و هم از نظر سیاسی، وابسته به واشنگتن نباشند. در این چارچوب، ایران بهتدریج از یک «محل آزمون اقلیمی» به یک «شریک بالقوه راهبردی» تبدیل شد.
روسیه از همان ابتدای توسعه، سوخو ۵۷ را نهتنها برای نیاز داخلی، بلکه بهعنوان یک محصول صادراتی تعریف کرد. همین نگاه صادراتمحور باعث شد مسکو بهدنبال کشورهایی باشد که هم توان مالی و فنی مشارکت را داشته باشند و هم از نظر سیاسی، وابسته به واشنگتن نباشند.
آزمون اقلیمی؛ چرا ایران برای روسیه اهمیت داشت؟
یکی از کمتر گفتهشدهترین ابعاد پروژه سوخو ۵۷، موضوع آزمون عملکرد این جنگنده در شرایط اقلیمی متنوع است. روسیه اگرچه پهناورترین کشور جهان است، اما بخش عمده آن دارای اقلیم سرد یا نیمهسرد است. در مقابل، ایران با تنوعی کمنظیر از اقلیمهای گرم و خشک، کوهستانی، مرطوب و نیمهبیابانی، به یک آزمایشگاه طبیعی برای هر سامانه هوایی تبدیل میشود.
از سالها پیش، منابع غیررسمی و تحلیلی غربی اشاره کردهاند که روسیه برای تست سامانههای پیشران، آویونیک و راداری سوخو ۵۷ در شرایط دمایی بالا و گردوغبار شدید، به ایران مراجعه کرده است. این همکاری در ابتدا ماهیتی فنی و محدود داشت، اما بهمرور به سطحی بالاتر ارتقا یافت.
برای ایران نیز این آزمونها صرفاً یک همکاری ساده نبود. نیروی هوایی ایران که ناوگان آن ترکیبی از اف-۱۴، اف-۴ و میگ-۲۹ است، سالهاست با چالش نوسازی روبهروست. حضور حتی محدود یک جنگنده نسل پنجم روسی در خاک ایران، فرصتی بیبدیل برای انتقال دانش، ارزیابی عملیاتی و مقایسه آن با نیازهای دفاعی کشور فراهم میکرد؛ فرصتی که کمتر کشوری در منطقه به آن دسترسی داشته است.
ایران با وجود محدودیتها، نشان داده است که حاضر است در پروژههای راهبردی نظامی سرمایهگذاری بلندمدت انجام دهد؛ حتی اگر تحویل نهایی سالها بهطول بینجامد. این ویژگی دقیقاً همان چیزی است که روسیه پس از خروج هند به آن نیاز داشت: یک شریک صبور، سیاسی–راهبردی و غیرهمسو با آمریکا.
خروج هند و تغییر معادله؛ ایران چگونه جایگزین شد؟
هند یکی از شرکای اولیه روسیه در پروژه پکفا بود و قرار بود نسخهای مشترک با نام FGFA را توسعه دهد. اما اختلافات مالی، نگرانی از سطح پنهانکاری و اختلاف نظر درباره انتقال فناوری، دهلینو را در اواخر دهه ۱۳۹۰ به خروج از این پروژه سوق داد. این خروج، برای روسیه یک خلأ جدی ایجاد کرد؛ هم از نظر مالی و هم از نظر اعتبار بینالمللی.
در چنین شرایطی، ایران بهعنوان کشوری که هم نیاز عملیاتی واقعی به جنگنده نسل پنجم دارد و هم تحت تحریمهای شدید آمریکا قرار دارد، به گزینهای منطقی برای مسکو تبدیل شد. برخلاف بسیاری از کشورهای غرب آسیا، ایران دغدغه «خشم واشنگتن» را در محاسبات تسلیحاتی خود لحاظ نمیکند؛ چراکه اساساً در بالاترین سطح تحریم قرار دارد.
از منظر اقتصادی نیز، ایران با وجود محدودیتها، نشان داده است که حاضر است در پروژههای راهبردی نظامی سرمایهگذاری بلندمدت انجام دهد؛ حتی اگر تحویل نهایی سالها بهطول بینجامد. این ویژگی دقیقاً همان چیزی است که روسیه پس از خروج هند به آن نیاز داشت: یک شریک صبور، سیاسی–راهبردی و غیرهمسو با آمریکا.
در ماههای اخیر، همزمان با انتشار تصاویر ماکت سوخو ۵۷ در کنار فرمانده کل ارتش و فرمانده نیروی هوایی ایران، وزیر تجارت روسیه در اظهارنظری رسمی اعلام کرد که «یک کشور در غرب آسیا» بهعنوان مشتری این جنگنده نسل پنجم انتخاب شده است. این عبارت بهظاهر مبهم، در واقع بسیار گویاست.
اعلام وزیر تجارت روسیه؛ «یک کشور در غرب آسیا» یعنی چه کسی؟
در ماههای اخیر، همزمان با انتشار تصاویر ماکت سوخو ۵۷ در کنار فرمانده کل ارتش و فرمانده نیروی هوایی ایران، وزیر تجارت روسیه در اظهارنظری رسمی اعلام کرد که «یک کشور در غرب آسیا» بهعنوان مشتری این جنگنده نسل پنجم انتخاب شده است. این عبارت بهظاهر مبهم، در واقع بسیار گویاست.
در غرب آسیا، کشورهایی مانند عربستان، امارات یا قطر بهدلیل وابستگی راهبردی به آمریکا، عملاً امکان خرید سوخو ۵۷ را ندارند. ترکیه نیز اگرچه پس از ماجرای اس-۴۰۰ روابط پرتنشی با واشنگتن دارد، اما همچنان در چارچوب ناتو تعریف میشود و خرید جنگنده روسی نسل پنجم برای آن هزینهای بسیار سنگین خواهد داشت.
در این میان، تنها کشوری که هم نیاز فوری به نوسازی نیروی هوایی دارد، هم از نظر سیاسی مانعی برای معامله تسلیحاتی با روسیه ندارد و هم پیشینه همکاری فنی در این پروژه را دارد، ایران است. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران نظامی معتقدند که اشاره وزیر تجارت روسیه، عملاً نام ایران را بدون ذکر مستقیم آن فریاد میزند.
یکی از مهمترین بخشهای این روایت، تاکید منابع متعدد بر «حضور واقعی» سوخو ۵۷ در ایران طی ماههای گذشته است. برخلاف شایعات زودگذر فضای مجازی، این ادعا توسط چندین منبع تحلیلی مستقل، از جمله برخی رسانههای تخصصی خارجی، مطرح شده است.
سوخو ۵۷ در ایران؛ شایعه یا واقعیت میدانی؟
یکی از مهمترین بخشهای این روایت، تاکید منابع متعدد بر «حضور واقعی» سوخو ۵۷ در ایران طی ماههای گذشته است. برخلاف شایعات زودگذر فضای مجازی، این ادعا توسط چندین منبع تحلیلی مستقل، از جمله برخی رسانههای تخصصی خارجی، مطرح شده است.
البته حضور این جنگنده الزاماً بهمعنای تحویل رسمی یا عملیاتی شدن آن در نیروی هوایی ایران نیست. محتملترین سناریو، استقرار محدود برای اهداف آزمونی، آموزشی یا ارزیابی مشترک است. چنین الگویی پیشتر نیز در همکاریهای نظامی ایران با روسیه و حتی چین مشاهده شده است.
از منظر راهبردی، همین حضور محدود نیز پیام روشنی برای رقبا دارد: ایران در مسیر دسترسی به فناوری نسل پنجم قرار گرفته و موازنه هوایی منطقه در حال تغییر است. حتی اگر تعداد این جنگندهها اندک باشد، اثر بازدارندگی روانی و عملیاتی آن قابلتوجه خواهد بود؛ بهویژه در منطقهای که برتری هوایی نقش تعیینکنندهای در سناریوهای درگیری دارد.
همکاری تهران–مسکو در پروژه سوخو ۵۷ را باید بخشی از یک روند بزرگتر دانست: شکلگیری بلوکهای امنیتی جدید در نظم در حال گذار جهانی. نظمی که در آن، کشورهایی مانند ایران و روسیه تلاش میکنند با تکیه بر همکاریهای راهبردی، فشار ساختارهای تحریمی غرب را خنثی کرده و جایگاه خود را در موازنه قدرت آینده تثبیت کنند.
پیامدهای منطقهای و آینده همکاری تهران–مسکو
اگر فرض کنیم که ایران واقعاً بهعنوان نخستین مشتری غرب آسیایی سوخو ۵۷ انتخاب شده است، پیامدهای این اتفاق فراتر از یک معامله تسلیحاتی ساده خواهد بود. این همکاری میتواند به انتقال دانش در حوزههای رادارگریزی، پیشرانهای بردار رانش، جنگ الکترونیک و نبرد شبکهمحور منجر شود؛ حوزههایی که برای آینده صنایع دفاعی ایران حیاتی هستند.
از منظر منطقهای، ورود حتی تعداد محدودی جنگنده نسل پنجم به ایران، محاسبات امنیتی رقبای منطقهای را دستخوش تغییر میکند. بر اساس برآوردهای سال ۱۴۰۴، بیش از ۶۰ درصد توان تهاجمی هوایی برخی کشورهای منطقه متکی بر جنگندههای نسل چهارم و چهارونیم است. در چنین شرایطی، یک پلتفرم نسل پنجم میتواند نقش «ضربکننده موازنه» را ایفا کند.
در نهایت، همکاری تهران–مسکو در پروژه سوخو ۵۷ را باید بخشی از یک روند بزرگتر دانست: شکلگیری بلوکهای امنیتی جدید در نظم در حال گذار جهانی. نظمی که در آن، کشورهایی مانند ایران و روسیه تلاش میکنند با تکیه بر همکاریهای راهبردی، فشار ساختارهای تحریمی غرب را خنثی کرده و جایگاه خود را در موازنه قدرت آینده تثبیت کنند.



نظر شما