بازار؛ گروه بین الملل: امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، بار دیگر با لحنی هشدارآمیز از ورود اروپا به «وضعیت فوقالعادۀ ژئوپولیتیک» سخن گفته است؛ وضعیتی که در آن، برتری فناورانۀ ایالات متحده و سیل واردات صنعتی چین میتواند اتحادیۀ اروپا را به بازیگری حاشیهای در اقتصاد و امنیت جهانی بدل کند. پیشنهاد او برای انتشار «اوراق قرضۀ اروپایی برای آینده» و سرمایهگذاری مشترک در دفاع، امنیت و هوش مصنوعی، نهتنها بازتابی از نگرانیهای پاریس، بلکه نشانهای از یک دوگانۀ راهبردی عمیق در قلب اروپا است: همگرایی پرهزینه یا افول تدریجی.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، با لحنی هشدارآمیز از ورود اروپا به «وضعیت فوقالعادۀ ژئوپولیتیک» سخن گفته است؛ وضعیتی که در آن، برتری فناورانۀ ایالات متحده و سیل واردات صنعتی چین میتواند اتحادیۀ اروپا را به بازیگری حاشیهای در اقتصاد و امنیت جهانی بدل کند.
وضعیت فوقالعاده ژئوپولیتیک؛ بازتعریف جایگاه اروپا در نظم نوین جهانی
مفهومی که مکرون از آن با عنوان «وضعیت فوقالعادۀ ژئوپولیتیک» یاد میکند، بیش از یک هشدار لفظی است. این تعبیر به معنای ورود اروپا به دورهای است که در آن قواعد بازی اقتصادی، فناورانه و امنیتی همزمان در حال تغییرند. پس از جنگ اوکراین، اتحادیۀ اروپا از یک بازیگر عمدتاً اقتصادی به کنشگری با مسئولیتهای امنیتی گستردهتر سوق داده شد، اما ابزارهای لازم برای این نقش جدید را بهطور کامل در اختیار ندارد.
در سال ۱۴۰۳ خورشیدی (۲۰۲۴ میلادی)، مجموع هزینههای دفاعی اتحادیۀ اروپا به حدود ۳۲۰ میلیارد یورو رسید؛ رقمی که اگرچه نسبت به یک دهه قبل افزایش چشمگیری دارد، اما همچنان کمتر از نیمی از بودجۀ دفاعی ایالات متحده است که از مرز ۸۸۰ میلیارد دلار عبور کرده است. این شکاف نهفقط کمی، بلکه کیفی است: آمریکا در حوزههایی مانند هوش مصنوعی نظامی، سامانههای بدون سرنشین و یکپارچگی دادهها، فاصلهای معنادار با اروپا دارد.
در سطح اقتصادی نیز اروپا میان دو قطب قدرتمند قرار گرفته است. از یک سو، شرکتهای آمریکایی در لایههای کلیدی فناوری—از رایانش ابری تا هوش مصنوعی مولد—تسلط دارند و از سوی دیگر، چین با مازاد ظرفیت صنعتی و یارانههای دولتی، بازار اروپا را با کالاهای ارزانقیمت اشباع میکند. «وضعیت فوقالعاده» از نگاه مکرون، یعنی همزمانی این فشارها و ناتوانی ابزارهای سنتی اتحادیه برای پاسخگویی به آنها.
پیشنهاد مکرون برای انتشار «اوراق قرضۀ اروپایی برای آینده» و سرمایهگذاری مشترک در دفاع، امنیت و هوش مصنوعی، نهتنها بازتابی از نگرانیهای پاریس، بلکه نشانهای از یک دوگانۀ راهبردی عمیق در قلب اروپا است: همگرایی پرهزینه یا افول تدریجی.
شکاف فناورانه با آمریکا؛ جایی که اروپا عقب ماند
یکی از محورهای اصلی نگرانی مکرون، وابستگی فزایندۀ اروپا به فناوری آمریکاست. بر اساس دادههای سال ۱۴۰۴ خورشیدی، بیش از ۷۰ درصد بازار رایانش ابری اروپا در اختیار سه شرکت آمریکایی (آمازون، مایکروسافت و گوگل) قرار دارد. در حوزۀ هوش مصنوعی نیز، سرمایهگذاری خطرپذیر در آمریکا بیش از سه برابر کل اتحادیۀ اروپا است؛ حدود ۷۰ میلیارد دلار در برابر نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار.
این شکاف صرفاً اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای ژئوپولیتیکی دارد. زیرساختهای داده، الگوریتمها و استانداردهای فنی، به ابزارهای قدرت تبدیل شدهاند. هرچه وابستگی اروپا به پلتفرمهای آمریکایی بیشتر باشد، استقلال راهبردی آن کمتر میشود؛ مفهومی که مکرون سالهاست آن را با عنوان «خودمختاری راهبردی اروپا» تبلیغ میکند.
در سناریوی تداوم وضع موجود، اروپا به مصرفکنندهای پیشرفته اما وابسته بدل خواهد شد: بازاری بزرگ برای نوآوریهای آمریکایی، بدون توان رقابت در لایههای بالادستی. در سناریوی مداخله فعال—از طریق سرمایهگذاری مشترک و سیاست صنعتی هماهنگ—امکان کاهش این شکاف وجود دارد، اما هزینه آن بالا و نیازمند اجماع سیاسی دشوار است.
فشار صنعتی چین؛ رقابت نابرابر یا فرصت بازتعریف؟
در سوی دیگر معادله، چین قرار دارد؛ شریکی که همزمان رقیب و تهدید تلقی میشود. در سال ۱۴۰۳، تراز تجاری اتحادیۀ اروپا با چین کسری حدود ۴۰۰ میلیارد یورو را نشان داد. بخش عمدۀ این کسری ناشی از واردات کالاهای صنعتی، بهویژه در حوزههایی مانند خودروهای برقی، باتریها و تجهیزات انرژی تجدیدپذیر است.
از نگاه مکرون و بسیاری از سیاستگذاران اروپایی، این رقابت «نابرابر» است؛ زیرا شرکتهای چینی از یارانههای دولتی گسترده و دسترسی به بازار داخلی محافظتشده بهرهمندند. در مقابل، صنایع اروپایی باید هم با مقررات سختگیرانه زیستمحیطی و هم با محدودیتهای بودجهای دستوپنجه نرم کنند.
سناریوی اول، پذیرش این وضعیت و تمرکز بر مزیتهای نسبی اروپا در خدمات پیشرفته و فناوریهای سبز است. سناریوی دوم، حرکت بهسوی سیاستهای حمایتی شدیدتر، اعمال تعرفهها و سرمایهگذاری مشترک برای ایجاد «قهرمانان صنعتی اروپایی» است؛ مسیری که خطر تنش تجاری با چین را به همراه دارد، اما از دید پاریس اجتنابناپذیر است.
سناریوی موفقیت این طرح، تقویت همبستگی و ایجاد ظرفیتهای مشترک است. سناریوی شکست، تشدید شکاف شمال-جنوب و تضعیف اعتماد متقابل. از نگاه اکونومیست، پرسش اصلی این است که آیا تهدیدهای خارجی آنقدر بزرگ هستند که مقاومتهای داخلی را در هم بشکنند یا نه.
اوراق قرضۀ اروپایی برای آینده؛ ابزار همگرایی یا منبع اختلاف؟
پیشنهاد مکرون برای انتشار «اوراق قرضۀ اروپایی برای آینده» یادآور تجربه صندوق بازیابی پساکرونا در سال ۱۳۹۹ خورشیدی است؛ زمانی که اتحادیه برای نخستینبار بدهی مشترک قابلتوجهی منتشر کرد. هدف جدید، تأمین مالی سرمایهگذاری در دفاع، امنیت سایبری و هوش مصنوعی است؛ حوزههایی که بازده کوتاهمدت ندارند اما برای بقا در رقابت جهانی حیاتیاند.
حامیان این ایده استدلال میکنند که بدون چنین ابزاری، کشورهای با بدهی بالا—مانند ایتالیا یا اسپانیا—قادر به سرمایهگذاری کافی نخواهند بود و شکاف دروناروپایی عمیقتر میشود. منتقدان، بهویژه در شمال اروپا، نگران «انتقال بدهی» و تضعیف انضباط مالیاند.
سناریوی موفقیت این طرح، تقویت همبستگی و ایجاد ظرفیتهای مشترک است. سناریوی شکست، تشدید شکاف شمال-جنوب و تضعیف اعتماد متقابل. از نگاه اکونومیست، پرسش اصلی این است که آیا تهدیدهای خارجی آنقدر بزرگ هستند که مقاومتهای داخلی را در هم بشکنند یا نه.
حامیان این ایده استدلال میکنند که بدون چنین ابزاری، کشورهای با بدهی بالا—مانند ایتالیا یا اسپانیا—قادر به سرمایهگذاری کافی نخواهند بود و شکاف دروناروپایی عمیقتر میشود. منتقدان، بهویژه در شمال اروپا، نگران «انتقال بدهی» و تضعیف انضباط مالیاند.
دفاع و امنیت؛ اروپا میان اتکا به ناتو و رؤیای استقلال
جنگ اوکراین نشان داد که امنیت اروپا همچنان بهطور بنیادین به ناتو و در نتیجه به آمریکا وابسته است. بیش از ۶۰ درصد تجهیزات نظامی وارداتی اروپا از ایالات متحده تأمین میشود. این وابستگی، در کوتاهمدت بازدارندگی ایجاد میکند، اما در بلندمدت با رؤیای استقلال راهبردی در تضاد است.
مکرون خواستار توسعه سامانههای دفاعی مشترک اروپایی است؛ از پدافند هوایی تا تسلیحات نسل جدید. اما واقعیت این است که پروژههای مشترک اغلب با تأخیر، افزایش هزینه و اختلافات سیاسی مواجه میشوند. در سناریوی خوشبینانه، فشارهای ژئوپولیتیکی فعلی به تسریع این پروژهها منجر میشود. در سناریوی بدبینانه، اروپا همچنان به خرید «آماده» از آمریکا ادامه خواهد داد.
هشدار مکرون بیش از آنکه پیشبینی فاجعه باشد، تلاشی برای واداشتن اروپا به انتخاب است. وضعیت فوقالعادۀ ژئوپولیتیک یعنی زمان تصمیمهای بزرگ فرا رسیده؛ تصمیمهایی که نهتنها سرنوشت رقابت با آمریکا و چین، بلکه جایگاه اروپا در قرن بیستویکم را رقم خواهد زد.
سه سناریو برای آیندۀ اروپا در رقابت آمریکا–چین
در جمعبندی، میتوان سه سناریوی اصلی برای آیندۀ اتحادیۀ اروپا ترسیم کرد:
سناریوی نخست - تطبیق منفعلانه: اروپا وابستگی فناورانه به آمریکا و صنعتی به چین را میپذیرد و نقش تنظیمگر و بازار مصرف را ایفا میکند. رشد اقتصادی حفظ میشود، اما قدرت ژئوپولیتیکی کاهش مییابد.
سناریوی دوم - خودمختاری گزینشی: اتحادیه در چند حوزه کلیدی—مانند دفاع، هوش مصنوعی و انرژی—سرمایهگذاری مشترک انجام میدهد، بدون آنکه وارد تقابل همهجانبه با آمریکا یا چین شود. این سناریو محتملترین، اما نیازمند اجماع شکننده است.
سناریوی سوم - همگرایی راهبردی عمیق: انتشار اوراق قرضۀ مشترک، سیاست صنعتی تهاجمی و ایجاد قهرمانان اروپایی. این مسیر بیشترین شانس برای بازیابی قدرت دارد، اما پرهزینهترین و سیاسیترین گزینه است.
در نهایت، هشدار مکرون بیش از آنکه پیشبینی فاجعه باشد، تلاشی برای واداشتن اروپا به انتخاب است. وضعیت فوقالعادۀ ژئوپولیتیک یعنی زمان تصمیمهای بزرگ فرا رسیده؛ تصمیمهایی که نهتنها سرنوشت رقابت با آمریکا و چین، بلکه جایگاه اروپا در قرن بیستویکم را رقم خواهد زد.



نظر شما