سمیه شوریابی؛ بازار: علی حاتمی، فعال بازار سرمایه با اشاره به ریسکهای سیستماتیک حاکم بر بورس و عملکرد نهاد ناظر اظهار داشت: بازار سرمایه ایران سالهاست با مشکلی جدی و تکرارشونده مواجه است به گونهای که هر شوک سیاسی، اقتصادی و یا مدیریتی، خیلی سریع به ریزش گسترده، صفهای فروش و بیاعتمادی عمومی منجر میشود، این مسئله نشاندهنده سطح بالای ریسک سیستماتیک در بورس و ضعف در مدیریت و کنترل آن است.
وی افزود: در چنین شرایطی، نقش نهاد ناظر باید مدیریت ثبات بازار باشد، نه صرفاً صدور بخشنامه و تماشای بحران از بیرون، اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که سازمان بورس در بسیاری از مقاطع، بیشتر رویکردی واکنشی داشته است تا پیشگیرانه؛ تصمیمها با تأخیر اتخاذ شده، گاهی متناقض بوده و اغلب بدون توضیح شفاف به سرمایهگذاران اعلام شده است که پیامد این وضعیت، سردرگمی فعالان بازار و تشدید رفتارهای هیجانی بوده است.
کمبود شفافیت؛ زمینهساز شایعه، هیجان و بیاعتمادی سرمایهگذاران
این کارشناس بازار سرمایه در ادامه تصریح کرد: زمانی که اطلاعات شرکتها بهصورت ناقص، مبهم یا با تأخیر منتشر میشود و برخورد مؤثری با تخلفات صورت نمیگیرد، بنیان بازار بر پایهای سست شکل میگیرد. در چنین فضایی، سرمایهگذاران به دلیل دسترسی نداشتن به اطلاعات دقیق و قابل اتکا، ناچارند بر مبنای شایعات، نگرانیها و فضای روانی تصمیمگیری کنند. از همین رو، یک خبر، شایعه یا حتی اظهارنظر غیرکارشناسی میتواند کل بازار را تحت تأثیر قرار داده و موجی از فروش ایجاد کند، این شرایط نشان میدهد شفافیت، که باید در خط مقدم مدیریت ریسک قرار داشته باشد به حلقه مفقوده بازار تبدیل شده است.

حمایتهای مقطعی؛ مُسکنهای کوتاهمدت بهجای درمان ساختاری
حاتمی با اشاره به اینکه در دورههای بحران، نخستین نشانه فروپاشی، خشکشدن نقدشوندگی است، ابراز داشت: شکلگیری صفهای فروش طولانی، نبود خریدار و قفلشدن معاملات، کارکرد طبیعی بازار را مختل میکند. در چنین مواقعی معمولاً بحث حمایت مطرح میشود؛ از استفاده از صندوق تثبیت گرفته تا تزریق منابع مالی. با این حال، این اقدامات غالباً با تأخیر، بدون شفافیت و بهصورت مقطعی انجام میشود و بیشتر جنبه مُسکن موقت دارد تا درمانی ریشهای. تا زمانی که ساختار بازار اصلاح نشود و اعتماد سرمایهگذاران بازنگردد، هیچ بسته حمایتی اثرگذاری پایدار نخواهد داشت.
فقدان سیاستگذاری ضدچرخهای و تشدید نوسانات بازار
حاتمی با تأکید بر اینکه یکی از ضعفهای اساسی در مدیریت بازار، فقدان سیاستگذاری ضدچرخهای است، تشریح کرد: در دورههای رونق افراطی که نشانههای شکلگیری حباب آشکار است، محدودسازی ریسک و کنترل اعتباردهی جدی گرفته نمیشود و در دورههای رکود نیز اقدامات لازم برای بازگرداندن اعتماد با تأخیر صورت میگیرد. بهجای حرکت برخلاف موج هیجانات، نهاد ناظر اغلب همسو با آن عمل کرده و همین مسئله به تشدید نوسانات دامن زده است، نتیجه چنین رویکردی شکلگیری چرخههای فرساینده رونق و سقوط است که بیشترین آسیب را به سرمایهگذاران خرد وارد میکند.
وی همچنین افزود: از منظر حقوقی، مسئولیت سازمان بورس صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، قانون این نهاد را موظف به صیانت از حقوق سرمایهگذاران و نظارت مؤثر بر بازار میداند. هنگامی که ترک فعلهای نظارتی رخ میدهد، هشدارهای کارشناسی نادیده گرفته میشود یا بحرانها بدون مدیریت رها میشوند، نمیتوان تمامی مشکلات را به شرایط کلی کشور نسبت داد و از پاسخگویی شانه خالی کرد، ضعف در مدیریت ریسک سیستماتیک، مسئلهای ساختاری و مدیریتی است که ضرورت دارد درباره آن توضیح شفاف ارائه شود.
علی حاتمی در پایان با اشاره به اینکه ریسک سیستماتیک پدیدهای اجتنابناپذیر است، خاطرنشان کرد: تبدیل ریسک سیستماتیک به بحران فراگیر، ناشی از مدیریت ضعیف است، چنانچه نهاد ناظر تصمیمهای خود را به صورت شفاف توضیح دهد و با تخلفات برخورد واقعی کند و همچنین قوانین پایدار وضع نماید و پیش از وقوع بحران نیز برنامهریزی داشته باشد و با مردم صادق باشد، بخش عمدهای از بیاعتمادی موجود قابل بازسازی خواهد بود. در غیر این صورت، بازار سرمایه همچنان از یک بحران به بحران بعدی منتقل شده و به جای ایفای نقش ابزار توسعه اقتصادی به محلی برای انتقال ریسک به مردم عادی تبدیل میشود؛ مردمی که هزینه اصلی این ناکارآمدی را پرداخت میکنند.



نظر شما