بازار؛ گروه آب و انرژی: با توجه به گزارشهای تازه آژانس بینالمللی انرژی، میانگین مصرف روزانه نفت جهان در سال ۲۰۲۵ از مرز ۱۰۱ میلیون بشکه میگذرد؛ رشدی که عمدتاً از بازگشت تقاضای آسیا، افزایش حملونقل هوایی و رشد صنایع پتروشیمی ناشی میشود.
در این میان، تنگه هرمز بهتنهایی مسیر عبور حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت در روز است؛ رقمی که همارز با یکپنجم مصرف جهانی به شمار میآید. به عبارت دیگر، هر ساعت بیش از ۸۷۰ هزار بشکه نفت از این گذرگاه عبور میکند—یعنی ارزش مبادلات ساعتانهای که به قیمت فعلی نفت، از ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار فراتر میرود.
این تراکم بیسابقه در انتقال انرژی، باعث شده هر خبر کوچک از ناامنی یا تهدید در خلیج فارس، محرک فوری قیمت نفت شود؛ رویدادهایی مانند حملات محدود به نفتکشها یا تهدیدهای سیاسی یکیدو کشور، میتوانند ظرف چند ساعت قیمت نفت را تا ۴ یا ۵ دلار در هر بشکه بالا ببرند. از همین رو، تنگه هرمز نه فقط یک مسیر تجاری، بلکه «شریان حیاتی اقتصاد جهانی» نام گرفته است.
تنگه هرمز بهتنهایی مسیر عبور حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت در روز است؛ رقمی که همارز با یکپنجم مصرف جهانی به شمار میآید. به عبارت دیگر، هر ساعت بیش از ۸۷۰ هزار بشکه نفت از این گذرگاه عبور میکند.
توهم افزایش عرضه؛ چرا ونزوئلا بازی را عوض نمیکند
ترامپ در اظهارات اخیر خود، بازگشت احتمالی نفت ونزوئلا و توسعه تولید شیل آمریکا را دو پادزهر بحران انرژی دانسته است؛ اما واقعیت این است که این اضافهعرضهها در مقیاس ساختاری بازار جهانی، قابل مقایسه با حجم نفت عبوری از هرمز نیست.
حتی در صورت رفع کامل محدودیتها، تولید ونزوئلا طی یک سال آینده حداکثر به یک میلیون بشکه در روز میرسد، در حالی که ظرفیت صادرات پایدار آن به دلیل فرسودگی زیرساختها، کمتر از ۷۰۰ هزار بشکه است. در مقابل، تنها ۴۸ ساعت اختلال در تنگه هرمز میتواند بیش از ۴۰ میلیون بشکه نفت را از جریان تجارت جهانی خارج سازد؛ یعنی تقریباً معادل یکونیم ماه تولید ونزوئلا.
علاوه بر این، ذخایر استراتژیک جهان – از ذخایر SPR آمریکا تا مخازن چین و ژاپن – تنها بهعنوان مسکن موقتی عمل میکنند و توان جبران اختلالهای دریایی بلندمدت را ندارند. از این منظر، ادبیات «افزایش تولید» صرفاً آرامش کاذب روانی برای بازار است و در برابر ریسک تنگه هرمز، فاقد اثر واقعی.
ترامپ در اظهارات اخیر خود، بازگشت احتمالی نفت ونزوئلا و توسعه تولید شیل آمریکا را دو پادزهر بحران انرژی دانسته است؛ اما واقعیت این است که این اضافهعرضهها در مقیاس ساختاری بازار جهانی، قابل مقایسه با حجم نفت عبوری از هرمز نیست.
ایران؛ بازیگر امنیت، نه صرفاً تولید
در ذهن بسیاری از تحلیلگران غربی، مفهوم «نقش ایران در بازار انرژی» هنوز معادل میزان تولید روزانه این کشور تلقی میشود، در حالیکه وزن واقعی ایران در معادله انرژی جهان از نقش ژئوپلیتیکی و بازدارندگی استراتژیک آن سرچشمه میگیرد.
ایران نهتنها دروازه شمالی خلیج فارس را در کنترل دارد، بلکه با حضور فعال در سواحل عمان، بندرعباس و آبهای منتهی به دریای عمان، به بخشی از شبکه نظارتی و امنیتی منطقه بدل شده است. توان نظامی ایران در حوزه موشکی و دریایی، درک بیمهگران و صاحبان نفتکشها را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد؛ پژوهشهای اخیر نشان میدهد که حتی در شرایط آرام، صرف احتمال تنش با ایران میتواند نرخ بیمه نفتکشها را تا ۴۰ درصد بالا ببرد.
به بیان ساده، بازار جهانی انرژی نه از تحریم ایران، بلکه از موقعیت ایران اثر میپذیرد؛ موقعیتی که امنیت مسیر انتقال بیش از نیمی از نفت خلیج فارس را بهصورت غیرمستقیم تحت نفوذ تهران قرار داده است.
در ذهن بسیاری از تحلیلگران غربی، مفهوم «نقش ایران در بازار انرژی» هنوز معادل میزان تولید روزانه این کشور تلقی میشود، در حالیکه وزن واقعی ایران در معادله انرژی جهان از نقش ژئوپلیتیکی و بازدارندگی استراتژیک آن سرچشمه میگیرد.
شوک پنهان بازار: بیمه، حملونقل و قیمت نهایی
اغلب تصور میشود تنها قطع صادرات یا حمله نظامی میتواند بازار نفت را متلاطم کند، حال آنکه واقعیت بازار نشان میدهد مؤلفههای نرمتر—هزینه بیمه، ریسک لجستیک و تاخیر در حملونقل—اثری پایدارتر دارند.
در بحرانهای اخیر خلیج فارس، حتی بدون درگیری جدی، حق بیمه نفتکشها از نرخ پایه ۰.۰۵ دلار به حدود ۰.۶ دلار در هر بشکه رسید؛ افزایشی که برای محمولههای بزرگ معادل میلیونها دلار هزینه اضافی در هر سفر است. افزون بر آن، تغییر مسیر نفتکشها از هرمز به مسیرهای جایگزین، عملیاتی غیرممکن و از نظر اقتصادی بسیار گران است.
نتیجه مستقیم این شرایط، رشد طبیعی قیمت نفت حتی در غیاب کمبود واقعی است؛ بهگونهای که تنها با گسترش ناامنی کلامی در تابستان ۲۰۲۴، قیمت نفت برنت از ۷۷ دلار به ۸۶ دلار رسید. این شوکهای قیمتی در نهایت از کانال انرژی وارد زنجیره کالاهای مصرفی شده و موج تورمی تازهای را در اقتصادهای بزرگ به راه میاندازد—از هزینه تولید فولاد در چین گرفته تا نرخ سوخت هواپیما در اتحادیه اروپا.
در تحلیل بلندمدت رفتار بازار انرژی، مشاهده میشود که پارامترهایی چون حجم تولید یا ظرفیت ذخیرهسازی در مقایسه با امنیت گلوگاههای انتقال تأثیر بسیار کمتری بر تعیین قیمت دارند. تنگههایی چون مالاکا، بابالمندب و هرمز، به واقع ستونهای تعادل بازارند.
منطق بازار: امنیت گلوگاهها مهمتر از تعداد بشکهها
در تحلیل بلندمدت رفتار بازار انرژی، مشاهده میشود که پارامترهایی چون حجم تولید یا ظرفیت ذخیرهسازی در مقایسه با امنیت گلوگاههای انتقال تأثیر بسیار کمتری بر تعیین قیمت دارند. تنگههایی چون مالاکا، بابالمندب و هرمز، به واقع ستونهای تعادل بازارند، اما هیچکدام به اندازه هرمز در ریسکپذیری جهانی نقش ندارند.
تنگه هرمز نهتنها مسیر اصلی نفت خام خاورمیانه است، بلکه راه عبور بیش از یکسوم گاز طبیعی مایع (LNG) جهان نیز از همین محدوده میگذرد. در نتیجه، هر تهدیدی، از جمله تحریمهای ناگهانی، اعتراضات دریایی یا تنش نظامی، میتواند نه فقط نفت، بلکه بازار گاز و برق را نیز دچار آشوب کند.
از همین رو، ناظران اقتصادی بهدرستی میگویند ثبات بازار نفت، بیش از آنکه به تصمیم اوپک یا تولیدکنندگان مستقل وابسته باشد، به آرامش تنگه هرمز و میزان گفتوگو یا تقابل ایران و غرب بستگی دارد. آتشبازی لفظی ترامپ ممکن است تیتر بسازد، اما قیمت نفت و توازن تورمی جهان، در سکوت یا التهاب این گذرگاه باریک رقم میخورد.




نظر شما