بازار؛ گروه بین الملل: در مواجهه با فشار حداکثری تحریمهای مالی غرب که دسترسی ایران به سوئیفت و بازارهای دلاری را فلج کرده است، پکن به عنوان قدرتمندترین شریک تجاری تهران، نه تنها کانالهای مبادلاتی خود را گسترش داده، بلکه زیرساختهای مالی خود را نیز به عنوان تیر خلاص در برابر مکانیسمهای امنیتی مالی غرب ارائه داده است. سیستم پرداخت بینبانکی و پیامرسانی چین (CIPS) دیگر صرفاً یک کانال تسویه یوان نیست؛ بلکه به یک ابزار ژئوپلیتیک تبدیل شده است که به طور سیستماتیک، تحریمهای ثانویه واشنگتن را دور میزند و امکان تداوم تجارت حیاتی، بهویژه در بخش انرژی، را فراهم میآورد.
سیستم پرداخت بینبانکی و پیامرسانی چین (CIPS) دیگر صرفاً یک کانال تسویه یوان نیست؛ بلکه به یک ابزار ژئوپلیتیک تبدیل شده است که به طور سیستماتیک، تحریمهای ثانویه واشنگتن را دور میزند و امکان تداوم تجارت حیاتی، بهویژه در بخش انرژی، را فراهم میآورد.
معماری CIPS و نقش آن در کاهش ریسک طرف مقابل
CIPS چین به عنوان یک جایگزین کامل برای سوئیفت طراحی نشده، بلکه به عنوان یک پل تسویه موازی عمل میکند که ریسک قطع دسترسی را برای شرکای تجاری چین به حداقل میرساند. برای ایران، چالش اصلی اتصال مستقیم به CIPS نیست، بلکه چگونگی اتصال بانکهای ایرانی به سیستم بانکی چین است که خود تحت نظارت شدید تحریمهای آمریکا قرار دارد.
راهکار عملگرایانه، استفاده از بانکهای واسطه در کشورهایی مانند عراق، امارات متحده عربی، یا حتی استفاده از بانکهای کوچکتر چینی با ریسکپذیری بالاتر برای تعاملات محدود بوده است. با این حال، اخیراً گزارشهایی از افزایش تعداد بانکهای چینی که مستقیماً به ایرانیان خدمات ارائه میدهند (معمولاً از طریق شاخههای خارج از سرزمین اصلی یا نهادهای مرتبط با تجارت خارجی) منتشر شده است. این امر، به طور مشخص، حجم تجارت غیردلاری را تقویت کرده است؛ بهطوری که سهم یوان در تسویه تجارت ایران با جهان، از ارقام بسیار ناچیز، در حال رسیدن به حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد در تجارت با چین است.
برای ایران، چالش اصلی اتصال مستقیم به CIPS نیست، بلکه چگونگی اتصال بانکهای ایرانی به سیستم بانکی چین است که خود تحت نظارت شدید تحریمهای آمریکا قرار دارد. راهکار عملگرایانه، استفاده از بانکهای واسطه در کشورهایی مانند عراق، امارات متحده عربی، یا حتی استفاده از بانکهای کوچکتر چینی با ریسکپذیری بالاتر برای تعاملات محدود بوده است.
نفت در برابر یوان: تزریق شریان حیاتی به سیستم پرداخت
بزرگترین دستاورد ایران در دور زدن تحریمها، تواناییاش در صادرات نفت خام به چین بدون نیاز به تسویه دلاری است. این امر اغلب از طریق مکانیسمهای پیچیدهای صورت میگیرد:
الف. تسویه مستقیم در یوان: فروش نفت به پالایشگاههای چینی و واریز مستقیم یوان به حساب بانکهای ایرانی نزد بانکهای چینی.
ب. مبادله با کالا: استفاده از یوان برای خرید کالاهای ضروری و تکنولوژی از چین (مثلاً تجهیزات صنعتی، قطعات یدکی، و مواد اولیه).
آمار نشان میدهد که در اوج تحریمها، بیش از ۷۰ درصد نفت ایران به چین صادر شده است. این تراکنشهای عظیم، میلیاردها دلار حجم گردش مالی را مستقیماً از حوزه نظارت غرب خارج کرده و به سیستم CIPS و بانکهای چینی تزریق میکند. این جریان نقدینگی، به طور موثری مانع از خفگی اقتصادی ایران شده است.
آمار نشان میدهد که در اوج تحریمها، بیش از ۷۰ درصد نفت ایران به چین صادر شده است. این تراکنشهای عظیم، میلیاردها دلار حجم گردش مالی را مستقیماً از حوزه نظارت غرب خارج کرده و به سیستم CIPS و بانکهای چینی تزریق میکند.
مکانیسمهای دفتر کل توزیع شده (DLT) و ارزهای دیجیتال منطقهای
تحریمها باعث شده ایران و چین به طور فزایندهای به پلتفرمهای مبتنی بر فناوری دفتر کل توزیع شده (DLT) یا رمزارزهای مورد حمایت دولتها روی بیاورند. اگرچه ایران هنوز نتوانسته است مستقیماً از CBDC چین (e-CNY) به صورت گسترده استفاده کند، اما استفاده از رمزارزهای مبتنی بر یوان یا ساختارهای مشابه در تجارتهای منطقهای، سرعت و ناشناسی بیشتری نسبت به پیامرسانی سنتی سوئیفت فراهم میکند.
مهمتر از آن، ایران فعالانه در حال استفاده از رمزارزها (مانند بیتکوین) برای دور زدن مستقیم تحریمها در حوزههای کوچکتر بوده است، اما CIPS نقش تثبیتکننده را برای تجارتهای بزرگ ایفا میکند. وجود یک پلتفرم موازی مانند CIPS، به این کشورها اطمینان میدهد که در صورت قطع کامل دسترسی، یک چارچوب فنی فعال برای ادامه ارتباطات مالی باقی است.
ایران فعالانه در حال استفاده از رمزارزها (مانند بیتکوین) برای دور زدن مستقیم تحریمها در حوزههای کوچکتر بوده است، اما CIPS نقش تثبیتکننده را برای تجارتهای بزرگ ایفا میکند.
چالشهای نقدینگی و ریسک انباشت یوان
دسترسی به CIPS موهبت بزرگی برای ایران است، اما بدون هزینههای جانبی نیست. ایران با چالش جدیدی به نام ریسک انباشت یوان روبرو خواهد شد. از آنجایی که ایران برای واردات خود به دلار کمتری نیاز دارد، یوان در حسابهایش انباشته میشود. برای استفاده از این یوانها، باید آنها را به کالاهای چینی تبدیل کند. این امر میتواند منجر به «یوانیزه شدن» اقتصاد ایران شود، یعنی وابستگی بیش از حد به سبد کالایی و نرخ ارز چین.
آمار تجاری نشان میدهد که نسبت واردات و صادرات ایران و چین اغلب نامتوازن است، به این معنی که ایران به طور مداوم یوان بیشتری نسبت به آنچه برای واردات نیاز دارد، کسب میکند. مدیریت این انباشتگی، بدون وجود یک بازار مبادله ارز آزاد و پذیرفتهشده برای یوان در سطح جهانی، تنها از طریق خرید کالا از چین ممکن است که محدودیتهایی را بر انتخابهای اقتصادی ایران اعمال میکند.
موفقیت نسبی ایران در استفاده از مکانیسمهای شرقی، سیگنالی قوی به سایر کشورهای تحت تحریم (مانند روسیه یا ترکیه در برخی معاملات) ارسال خواهد کرد که میتوان یک «منطقه امن مالی» ایجاد کرد.
اثر دومینویی بر کشورهای واسطه و منطقه
موفقیت نسبی ایران در استفاده از مکانیسمهای شرقی، سیگنالی قوی به سایر کشورهای تحت تحریم (مانند روسیه یا ترکیه در برخی معاملات) ارسال خواهد کرد که میتوان یک «منطقه امن مالی» ایجاد کرد. بانکهایی در کشورهای همسایه ایران (به ویژه عراق، عمان و امارات) که نقش محوری در تسهیل تجارت ایران ایفا میکنند، به طور فزایندهای مجبور شدهاند برای مدیریت ریسکهای ثانویه تحریمی، ارتباطات خود با سیستمهای مالی غرب را کاهش داده و اتصالات خود را به CIPS یا سیستمهای پرداخت منطقهای (مانند سیستم شتاب عراق) تقویت کنند. این امر به تدریج یک شبکه مالی منطقهای را میسازد که سوئیفت در آن نقش حاشیهای پیدا میکند.
برای تهران، هدف نهایی این است که اتکای خود را به یوان نیز کاهش داده و از طریق پیمانهای چندجانبه در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، به سیستمی با استانداردهای مشترک و متکی بر ارزهای متعدد (شامل طلا و ارزهای دیجیتال) دست یابد.
چشمانداز آینده: فراتر از دور زدن تحریم به سمت استانداردسازی موازی
کمک CIPS به ایران موقتی و صرفاً برای «دور زدن تحریم» نیست؛ بلکه بخشی از یک استراتژی بلندمدت چین برای ایجاد یک استاندارد پرداخت موازی است. اگر چین بتواند حجم تراکنشهای CIPS را به جایی برساند که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی، به ویژه تجارت منابع طبیعی، را پوشش دهد، فشار آمریکا برای حفظ نفوذ دلار به شدت کاهش مییابد.
برای تهران، هدف نهایی این است که اتکای خود را به یوان نیز کاهش داده و از طریق پیمانهای چندجانبه در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، به سیستمی با استانداردهای مشترک و متکی بر ارزهای متعدد (شامل طلا و ارزهای دیجیتال) دست یابد. در این صورت، CIPS به عنوان پل اولیه عمل کرده و سپس در یک ساختار مالی منطقهایتر ادغام خواهد شد که از قابلیتهای تکنولوژیک چین بهره میبرد اما محدود به اراده پکن نیست. این مسیر، تحولی بنیادین در توازن قدرت مالی جهان ایجاد خواهد کرد.




نظر شما