۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
عملیات ارزی پیش دستانه؛ وقتی جنگ قبل از موشک، از درهم و دلار آغاز می‌شود!

عملیات ارزی پیش دستانه؛ وقتی جنگ قبل از موشک، از درهم و دلار آغاز می‌شود!

افزایش پرشتاب نرخ دلار در روزهای اخیر، برای بخشی از کارشناسان امنیت اقتصادی نه یک نوسان طبیعی، بلکه نشانه ورود به فاز تازه‌ای از جنگ ترکیبی است.

بازار؛ گروه ایران: در ادبیات امنیت ملی، همواره یک قاعده نانوشته وجود داشته است: پیش از شلیک گلوله، ذهن و معیشت هدف قرار می‌گیرد. جهش اخیر نرخ ارز در ایران، به‌ویژه زمانی که با تحرکات معنادار در بازار درهم امارات و تشدید تهدیدات منطقه‌ای هم‌زمان می‌شود، از نگاه برخی تحلیلگران دیگر قابل تقلیل به «بی‌نظمی بازار» یا «خطای سیاست‌گذار» نیست. آنچه در حال وقوع است، به باور این طیف از نخبگان، می‌تواند بخشی از یک عملیات فرسایشی برنامه‌ریزی‌شده باشد؛ عملیاتی که هدف نهایی آن نه صرفاً فشار اقتصادی، بلکه تضعیف انسجام اجتماعی و کاهش آستانه مقاومت ملی در آستانه یک مواجهه سخت‌تر است.

جهش اخیر نرخ ارز در ایران، به‌ویژه زمانی که با تحرکات معنادار در بازار درهم امارات و تشدید تهدیدات منطقه‌ای هم‌زمان می‌شود، از نگاه برخی تحلیلگران دیگر قابل تقلیل به «بی‌نظمی بازار» یا «خطای سیاست‌گذار» نیست.

بازار درهم؛ گلوگاه خاموش جنگ اقتصادی ـ امنیتی

در دو دهه اخیر، بازار درهم امارات به‌تدریج از یک مسیر مکمل تجارت خارجی ایران، به یک نقطه اتکای خطرناک در نظام ارزی کشور تبدیل شده است. هرچند این کانال در مقاطعی نقش ضربه‌گیر تحریم‌ها را ایفا کرده، اما از منظر امنیت اقتصادی، تمرکز بیش از حد جریان ارزی در یک گلوگاه خارجی، همواره یک ریسک بالقوه تلقی می‌شود. کارشناسان امنیت مالی معتقدند دشمن هوشمند دقیقاً به‌دنبال چنین نقاط تمرکزی است؛ جایی که با حداقل هزینه، حداکثر بی‌ثباتی تولید می‌شود.

افزایش ناگهانی نرخ حواله درهم، محدودسازی غیررسمی صرافی‌ها، بستن حساب‌های واسط و بازی با کارمزدها، ابزارهایی هستند که بدون هیچ اعلام رسمی، می‌توانند بازار داخلی ایران را دچار شوک انتظاری کنند. از نگاه تحلیلگران، درهم امروز دیگر فقط یک ارز منطقه‌ای نیست؛ بلکه به یک اهرم فشار ژئواقتصادی علیه ایران تبدیل شده است.

در دو دهه اخیر، بازار درهم امارات به‌تدریج از یک مسیر مکمل تجارت خارجی ایران، به یک نقطه اتکای خطرناک در نظام ارزی کشور تبدیل شده است. هرچند این کانال در مقاطعی نقش ضربه‌گیر تحریم‌ها را ایفا کرده، اما از منظر امنیت اقتصادی، تمرکز بیش از حد جریان ارزی در یک گلوگاه خارجی، همواره یک ریسک بالقوه تلقی می‌شود.

دلار به‌مثابه ابزار عملیات روانی و مهندسی نارضایتی

در جنگ‌های مدرن، اقتصاد صرفاً میدان نبرد نیست، بلکه ابزار نبرد است. دلار در ایران، به‌ویژه در دهه اخیر، نقشی فراتر از یک متغیر پولی یافته و به شاخصی برای سنجش «آینده» در ذهن جامعه تبدیل شده است. به همین دلیل، هر جهش شدید ارزی می‌تواند به‌سرعت به بی‌اعتمادی، اضطراب اجتماعی و واکنش‌های هیجانی زنجیره‌ای منجر شود.

برخی کارشناسان امنیت اجتماعی هشدار می‌دهند که شوک ارزی اگر با عملیات رسانه‌ای هماهنگ شود، می‌تواند به شکل‌گیری این تصور دامن بزند که «کنترل از دست رفته است». در چنین فضایی، حتی شایعات کوچک درباره کمبود کالا، مسدود شدن مسیرهای تجاری یا تحولات نظامی، اثر چندبرابری پیدا می‌کند. از این منظر، دلار نه‌تنها یک دارایی، بلکه یک سلاح روانی است که مستقیماً آرامش اجتماعی را هدف می‌گیرد.

دلار در ایران، به‌ویژه در دهه اخیر، نقشی فراتر از یک متغیر پولی یافته و به شاخصی برای سنجش «آینده» در ذهن جامعه تبدیل شده است. به همین دلیل، هر جهش شدید ارزی می‌تواند به‌سرعت به بی‌اعتمادی، اضطراب اجتماعی و واکنش‌های هیجانی زنجیره‌ای منجر شود.

الگوی تکرارشونده پیش از درگیری‌های نظامی

بخش قابل‌توجهی از تحلیلگران امنیت منطقه‌ای بر این باورند که بررسی تجربه‌های معاصر، از خاورمیانه تا اروپای شرقی، نشان می‌دهد که پیش از هر تنش نظامی گسترده، یک دوره فروپاشی کنترل‌شده اقتصادی و رسانه‌ای آغاز می‌شود. این مرحله، زمینه‌سازی برای درگیر شدن جامعه هدف با بحران‌های داخلی و کاهش تمرکز آن بر تهدید خارجی است.

در این چارچوب، بی‌ثبات‌سازی بازار ارز ایران می‌تواند به‌عنوان بخشی از یک سناریوی کلاسیک اما به‌روزشده تحلیل شود. افزایش فشار معیشتی، تشدید شکاف روانی میان دولت و جامعه و القای ناتوانی ساختار حکمرانی، همگی مؤلفه‌هایی هستند که پیش از هر اقدام سخت، فعال می‌شوند. از نگاه این کارشناسان، پرسش اصلی نه این است که «آیا حمله‌ای در راه است یا نه»، بلکه این است که آیا ایران اجازه می‌دهد مرحله فرسایش کامل شود یا پیشدستانه واکنش نشان می‌دهد.

بی‌ثبات‌سازی بازار ارز ایران می‌تواند به‌عنوان بخشی از یک سناریوی کلاسیک اما به‌روزشده تحلیل شود. افزایش فشار معیشتی، تشدید شکاف روانی میان دولت و جامعه و القای ناتوانی ساختار حکمرانی، همگی مؤلفه‌هایی هستند که پیش از هر اقدام سخت، فعال می‌شوند.

نقش بازیگران واسط و نیابتی در جنگ ارزی

یکی از ویژگی‌های جنگ‌های ترکیبی، استفاده حداقلی از ردپای مستقیم است. فشار از مسیر بازار درهم، دقیقاً با همین منطق قابل تحلیل است؛ هزینه سیاسی نزدیک به صفر، اما پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بسیار بالا. برخی نخبگان امنیت مالی معتقدند که بازیگران فرامنطقه‌ای، از طریق بازی دادن شرکای منطقه‌ای و استفاده از ابزارهای مالی، بدون شلیک حتی یک گلوله، می‌توانند فضای داخل ایران را متلاطم کنند.

در این میان، نقش بازیگران واسط مانند بانک‌ها، شرکت‌های خدمات مالی، پلتفرم‌های رمزارزی و حتی جریان‌های رسانه‌ای برون‌مرزی قابل‌تأمل است. ترکیب فشار مقرراتی، خبرسازی هدفمند و نوسان‌سازی مصنوعی، یک مدل آزموده‌شده برای انتقال بحران از بیرون به درون است؛ مدلی که امروز نشانه‌های آن در بازار ارز ایران قابل ردیابی است.

مواجهه با این شرایط، مستلزم خروج از نگاه صرفاً اقتصادی به بازار ارز است. به باور این گروه، سیاست ارزی باید بخشی از سیاست دفاع ملی تلقی شود. نخستین گام در این مسیر، کاهش فوری و واقعی وابستگی به گلوگاه درهم و بازآرایی مسیرهای تسویه تجاری است.

پاسخ ایران؛ از نگاه امنیتی به سیاست ارزی

تقریباً همه کارشناسانی که افزایش اخیر نرخ دلار را امنیتی تحلیل می‌کنند، بر یک نکته اجماع دارند: مواجهه با این شرایط، مستلزم خروج از نگاه صرفاً اقتصادی به بازار ارز است. به باور این گروه، سیاست ارزی باید بخشی از سیاست دفاع ملی تلقی شود. نخستین گام در این مسیر، کاهش فوری و واقعی وابستگی به گلوگاه درهم و بازآرایی مسیرهای تسویه تجاری است.

در کنار آن، انسجام فرماندهی اقتصادی اهمیت حیاتی دارد. واکنش‌های چندصدایی، پیام‌های متناقض و غیبت روایت واحد، دقیقاً همان چیزی است که عملیات بی‌ثبات‌سازی به آن نیاز دارد. از منظر امنیتی، نمایش تسلط، حتی بیش از تزریق منابع، می‌تواند بازار را آرام کند. کنترل جریان‌های مخرب اطلاعاتی، رصد هوشمند بازارهای موازی و فعال‌سازی سریع ابزارهای بازدارنده ارزی، از دیگر الزامات این مقطع تلقی می‌شود.

ایران باید هم‌زمان با مدیریت هوشمند بازار ارز، روایت امنیت اقتصادی خود را بازسازی کند. در این صورت بخش مهمی از جنگ پیش از آنکه وارد فاز سخت شود، خنثی خواهد شد.

اگر دلار مهار نشود، پرونده در کجا باز می‌شود؟

جمع‌بندی تحلیل‌های امنیت‌محور نشان می‌دهد که بی‌توجهی به ماهیت تحولات اخیر بازار ارز، می‌تواند هزینه‌هایی فراتر از اقتصاد به کشور تحمیل کند. وقتی دلار از کنترل خارج می‌شود، فقط قیمت‌ها بالا نمی‌روند؛ بلکه ضریب نااطمینانی ملی افزایش پیدا می‌کند. این نااطمینانی، همان زمینی است که هر سناریوی پرهزینه‌تری، از تحریم شدیدتر تا درگیری نظامی محدود، روی آن قابل اجرا می‌شود.

از این رو، مهار دلار صرفاً یک ضرورت معیشتی نیست؛ یک الزام راهبردی برای حفظ ثبات ملی است. کارشناسان هشدار می‌دهند که تأخیر در درک این واقعیت، می‌تواند کشور را وارد وضعیتی کند که بازی در زمین طراحی‌شده از بیرون باشد. در مقابل، اگر ایران بتواند هم‌زمان با مدیریت هوشمند بازار ارز، روایت امنیت اقتصادی خود را بازسازی کند، بخش مهمی از این جنگ پیش از آنکه وارد فاز سخت شود، خنثی خواهد شد.

کد خبر: ۳۸۶٬۶۹۱

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha