۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
پشت صحنه قدرت نرم اسرائیل؛ شرکت‌های بزرگ چگونه صهیونیسم سیاسی را پشتیبانی می‌کنند؟

پشت صحنه قدرت نرم اسرائیل؛ شرکت‌های بزرگ چگونه صهیونیسم سیاسی را پشتیبانی می‌کنند؟

درک معادلات خاورمیانه بدون شناخت شبکه شرکت‌های بزرگ حامی اسرائیل ناقص است. صهیونیسم سیاسی امروز فقط بر تانک و موشک تکیه ندارد؛ بر سرمایه، فناوری، رسانه و لابی شرکتی بنا شده است.

بازار؛ گروه بین الملل: وقتی درباره قدرت رژیم صهیونیستی در مناسبات جهانی سخن گفته می‌شود، تمرکز افکار عمومی اغلب بر ارتش، سرویس‌های امنیتی یا حمایت دولت آمریکا می‌ماند. اما لایه‌ای عمیق‌تر و کمتر دیده‌شده از این قدرت وجود دارد؛ شبکه‌ای از شرکت‌های چندملیتی، غول‌های مالی، رسانه‌ای و فناوری که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم از سیاست‌های تل‌آویو حمایت می‌کنند. این حمایت الزاماً ایدئولوژیک یا احساسی نیست؛ در اکثر موارد محاسبه‌محور، اقتصادی و ژئوپلیتیک است.

شبکه‌ای از شرکت‌های چندملیتی، غول‌های مالی، رسانه‌ای و فناوری که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم از سیاست‌های تل‌آویو حمایت می‌کنند. این حمایت الزاماً ایدئولوژیک یا احساسی نیست؛ در اکثر موارد محاسبه‌محور، اقتصادی و ژئوپلیتیک است.

مجتمع نظامی–فناوری؛ پیوند سلاح، داده و سیاست

در قلب حمایت شرکتی از رژیم صهیونیستی، مجتمع نظامی–فناوری قرار دارد؛ جایی که قراردادهای امنیتی، نوآوری دیجیتال و سیاست خارجی به هم گره خورده‌اند. شرکت‌هایی مانند Lockheed Martin، Boeing و RTX (Raytheon) از تأمین‌کنندگان اصلی سامانه‌های دفاعی رژیم صهیونیستی هستند. جنگنده‌های اف35، سامانه‌های موشکی و تجهیزات هدایت و شناسایی، نه‌فقط ابزار نظامی بلکه اهرم‌های نفوذ صنعتی و سیاسی محسوب می‌شوند.

در کنار آن‌ها، شرکت‌های فناوری نظیر Palantir نقش جدیدتری ایفا می‌کنند. مشارکت این شرکت‌ها با نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی در حوزه تحلیل داده، هوش مصنوعی و نظارت، نشان می‌دهد که حمایت از رژیم صهیونیستی تنها به ارسال سلاح محدود نیست، بلکه به اشتراک زیرساخت‌های تصمیم‌سازی امنیتی کشیده شده است.

نکته کلیدی برای ایران این است که این شرکت‌ها فقط «حامی رژیم صهیونیستی» نیستند؛ آن‌ها ذی‌نفع مستقیم تداوم ناامنی کنترل‌شده در منطقه‌اند. هر بحران، بازار جدیدی برای فناوری امنیتی ایجاد می‌کند.

نکته کلیدی برای ایران این است که این شرکت‌ها فقط «حامی رژیم صهیونیستی» نیستند؛ آن‌ها ذی‌نفع مستقیم تداوم ناامنی کنترل‌شده در منطقه‌اند. هر بحران، بازار جدیدی برای فناوری امنیتی ایجاد می‌کند.

غول‌های مالی و سرمایه‌گذاری؛ جایی که سیاست به سود تبدیل می‌شود

پایه دوم صهیونیسم سیاسی مدرن، سرمایه مالی جهانی است. بانک‌ها و صندوق‌هایی مانند BlackRock، Vanguard، JPMorgan Chase و Goldman Sachs از طریق سرمایه‌گذاری مستقیم یا سهام‌داری در شرکت‌های رژیم صهیونیستیی و شرکت‌های فعال در شهرک‌سازی و صنایع دفاعی، نقش غیرقابل انکاری ایفا می‌کنند.

این نهادها معمولاً به‌صورت رسمی موضع سیاسی اعلام نمی‌کنند، اما الگوی سرمایه‌گذاری آن‌ها روشن است. میلیاردها دلار در استارتاپ‌های فناوری رژیم صهیونیستی، شرکت‌های سایبری و زیرساخت‌های دیجیتال این رژیم جریان دارد. رژیم صهیونیستی برای بازار مالی غرب، «جزیره‌ای امن از نوآوری در منطقه پرریسک» معرفی می‌شود؛ تصویری که عمداً ساخته و تقویت شده است.

از منظر راهبردی، این سرمایه‌ها تنها پشتوانه اقتصادی نیستند؛ بلکه سپر سیاسی نیز ایجاد می‌کنند. هر سیاست تحریمی یا فشار بین‌المللی علیه رژیم صهیونیستی، به‌طور مستقیم منافع این نهادهای مالی را تهدید می‌کند و همین مسئله، رفتار دولت‌های حامی را توضیح می‌دهد.

غول‌های فناوری مصرفی؛ حمایت نرم اما اثرگذار

شرکت‌هایی مانند Google، Meta (Facebook)، Microsoft و Amazon اغلب خود را بی‌طرف معرفی می‌کنند، اما همکاری‌های عمیق آن‌ها با دولت و ارتش رژیم صهیونیستی این روایت را تضعیف کرده است. قراردادهای کلان رایانش ابری، میزبانی داده و هوش مصنوعی با نهادهای رژیم صهیونیستیی، بخشی از زیرساخت حکمرانی دیجیتال این رژیم را شکل می‌دهد.

نکته حساس‌تر، نقش این شرکت‌ها در شکل‌دهی افکار عمومی است. الگوریتم‌ها، سیاست‌های محتوایی و مدیریت روایت در شبکه‌های اجتماعی، به‌طور ساختاری به نفع رژیم صهیونیستی عمل کرده‌اند؛ چه در پوشش اخبار جنگ، چه در محدودسازی روایت‌های انتقادی.

برای ایران، این حوزه شاید مهم‌ترین میدان تقابل آینده باشد. جایی که قدرت نظامی کارایی محدودی دارد، اما کنترل پلتفرم، روایت و داده، می‌تواند معادلات را تغییر دهد.

الگوریتم‌ها، سیاست‌های محتوایی و مدیریت روایت در شبکه‌های اجتماعی، به‌طور ساختاری به نفع رژیم صهیونیستی عمل کرده‌اند؛ چه در پوشش اخبار جنگ، چه در محدودسازی روایت‌های انتقادی.

رسانه و صنعت سرگرمی؛ بازتولید مشروعیت

حمایت از رژیم صهیونیستی بدون بازتولید رسانه‌ای پایدار نمی‌ماند. شبکه‌هایی مانند CNN، Fox News و شرکت‌های بزرگ سرگرمی هالیوود طی دهه‌ها، تصویری خاص از منازعه فلسطین–رژیم صهیونیستی ساخته‌اند؛ تصویری که در آن، رژیم صهیونیستی اغلب در موضع «دفاع» و طرف مقابل در جایگاه «تهدید» قرار می‌گیرد.

این حمایت لزوماً دستوری نیست؛ بلکه حاصل شبکه‌ای پیچیده از مالکان، سرمایه‌گذاران، لابی‌ها و هم‌سویی‌های سیاسی است. بسیاری از این رسانه‌ها به شرکت‌ها و صندوق‌هایی وابسته‌اند که پیش‌تر ذکر شد. به این ترتیب، اقتصاد رسانه‌ای به پشتیبان روایت سیاسی تبدیل شده است.

نتیجه این روند، کاهش حساسیت افکار عمومی غرب نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی و افزایش هزینه روایت‌های جایگزین است. این همان جبهه‌ای است که بدون شلیک حتی یک گلوله، نتیجه نبرد را تغییر می‌دهد.

الگوریتم‌ها، سیاست‌های محتوایی و مدیریت روایت در شبکه‌های اجتماعی، به‌طور ساختاری به نفع رژیم صهیونیستی عمل کرده‌اند؛ چه در پوشش اخبار جنگ، چه در محدودسازی روایت‌های انتقادی.

لابی‌های شرکتی و سیاست آمریکا؛ حلقه اتصال قدرت

در ایالات متحده، فاصله میان شرکت، لابی و سیاست بسیار ناچیز است. سازمان‌هایی مانند آیپک تنها بازیگر میدان نیستند؛ شرکت‌های بزرگ از طریق کمک‌های انتخاباتی، لابی‌گری و تدوین سیاست، رویکرد دولت آمریکا نسبت به رژیم صهیونیستی را تثبیت می‌کنند.

صنایع دفاعی، فناوری و انرژی، بیشترین سود را از تداوم حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا از رژیم صهیونیستی می‌برند. این حمایت، نه احساسی، بلکه نتیجه هم‌پوشانی منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک است.

برای تصمیم‌سازان ایرانی، مهم است که این ساختار را نه به‌عنوان «توطئه»، بلکه به‌عنوان سیستم منافع عقلانی تحلیل کنند؛ سیستمی که فقط با افزایش هزینه و تغییر محاسبات قابل اثرگذاری است.

قدرت رژیم صهیونیستی فقط از تل‌آویو نمی‌آید؛ از اتاق‌های هیئت‌مدیره، بانک‌ها، سرورها و استودیوهای رسانه‌ای نیز تغذیه می‌شود. سیاست موفق، آن است که این واقعیت را ببیند، نه آن‌که صرفاً با نمود نظامی آن درگیر شود.

پیامدهای راهبردی برای ایران؛ از شناخت به کنش هوشمند

شناخت شرکت‌های حامی صهیونیسم سیاسی، هدفی تبلیغاتی ندارد؛ بلکه مقدمه طراحی سیاست مؤثر است. ایران اگر بخواهد در این میدان موفق باشد، باید بداند که تقابل اصلی، صرفاً با یک دولت نیست، بلکه با شبکه‌ای از منافع شرکتی جهانی مواجه است.

این شناخت، پیامدهایی روشن دارد: تمرکز بر جنگ روایت‌ها، کاهش آسیب‌پذیری در برابر پلتفرم‌های خارجی، توسعه دیپلماسی اقتصادی جایگزین و هدف‌گیری نقاط شکننده این شبکه منافع.

در نهایت، قدرت رژیم صهیونیستی فقط از تل‌آویو نمی‌آید؛ از اتاق‌های هیئت‌مدیره، بانک‌ها، سرورها و استودیوهای رسانه‌ای نیز تغذیه می‌شود. سیاست موفق، آن است که این واقعیت را ببیند، نه آن‌که صرفاً با نمود نظامی آن درگیر شود.

***

صهیونیسم سیاسی در قرن بیست‌ویکم، بیش از آن‌که ایدئولوژی باشد، یک اکوسیستم قدرت است. اکوسیستمی که شرکت‌های بزرگ ستون‌های آن را تشکیل می‌دهند. مواجهه هوشمندانه با این پدیده، پیش از هر چیز به شناخت دقیق آن نیاز دارد؛ شناختی عاری از شعار، و مبتنی بر تحلیل منافع.

کد خبر: ۳۸۵٬۴۷۷

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha