۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
چگونه یک اصلاح هوشمند می‌تواند هم خاموشی را مهار کند و هم سرمایه اجتماعی را حفظ کند؟
الگوی مصرف ۷۵ درصدی برق؛ تغییر پارادایم از عدد دستوری به رفتار واقعی

چگونه یک اصلاح هوشمند می‌تواند هم خاموشی را مهار کند و هم سرمایه اجتماعی را حفظ کند؟

الگوی تعریف الگوی مصرف بر مبنای رفتار ۷۵ درصدی جامعه برخلاف مدل های دیگر نه تنها از سرمایه اجتماعی حاکمیت نمی کاهد بلکه می تواند به آن بیفزاید.

بازار؛ گروه آب و انرژی: در حالی‌ که ناترازی برق به یکی از تهدیدهای پایدار اقتصاد ایران تبدیل شده، یک قاعده ساده اما هوشمند می‌تواند سالانه ده‌ها هزار میلیارد تومان صرفه‌جویی ایجاد کند، چند گیگاوات سرمایه‌گذاری نیروگاهی را به تعویق بیندازد و بدون تحریک نارضایتی عمومی، مصرف خانگی برق را به‌طور معنادار کاهش دهد. الگوی مصرف مبتنی بر رفتار ۷۵ درصد جامعه، بیش از آنکه یک ایده نظری باشد، یک گزینه سیاستی جدی برای مدیران انرژی و اقتصاد کشور خواهد بود.

اقتصاد برق ایران سال‌هاست در یک تله مزمن گرفتار شده؛ تله‌ای که نه کاملاً یارانه است، نه واقعاً بازار. نتیجه این وضعیت، ترکیبی از قیمت‌های غیرواقعی، مصرف بی‌مهار، فرسودگی تولید، ناترازی فصلی و خاموشی‌های پرهزینه است.

نه به شوک درمانی آری به مدل های ساده و هوشمند

اقتصاد برق ایران سال‌هاست در یک تله مزمن گرفتار شده؛ تله‌ای که نه کاملاً یارانه است، نه واقعاً بازار. نتیجه این وضعیت، ترکیبی از قیمت‌های غیرواقعی، مصرف بی‌مهار، فرسودگی تولید، ناترازی فصلی و خاموشی‌های پرهزینه است. در این میان، هر بار که سخن از اصلاح قیمت انرژی به میان می‌آید، تجربه‌های تلخ شوک‌های قیمتی و هزینه‌های اجتماعی آن، دست سیاست‌گذار را می‌لرزاند.

اما آیا تنها راه اصلاح، شوک است؟ یا می‌توان با طراحی یک قاعده رفتاری، مصرف را اصلاح کرد بدون آنکه اکثریت جامعه احساس بازندگی کنند؟

پیشنهاد «تعریف الگوی مصرف برق بر مبنای مصرف ۷۵ درصد جمعیت و آزادسازی قیمت برای مازاد بر آن» دقیقاً در همین نقطه وارد می‌شود؛ پیشنهادی که اگرچه در ظاهر ساده است، اما در لایه‌های زیرین خود، حامل یک تغییر پارادایمی در سیاست‌گذاری یارانه انرژی است.

الگوی مصرف مبتنی بر رفتار ۷۵ درصد جامعه، بیش از آنکه یک ایده نظری باشد، یک گزینه سیاستی جدی برای مدیران انرژی و اقتصاد کشور خواهد بود.

ناترازی برق؛ مسئله‌ای فراتر از خاموشی

مصرف برق ایران در سال‌های اخیر به محدوده ۳۶۰ تا ۳۸۰ تراوات‌ساعت در سال رسیده است. حدود ۳۰ درصد این میزان، یعنی بیش از ۱۱۰ تراوات‌ساعت، در بخش خانگی مصرف می‌شود. این در حالی است که شدت مصرف انرژی برق در ایران، به‌طور متوسط ۲ تا ۳ برابر کشورهای با سطح درآمد مشابه است.

ناترازی برق دیگر فقط مسئله چند ساعت خاموشی در تابستان نیست؛ این شکاف به شکلی فزاینده، بودجه دولت، امنیت انرژی، صادرات گاز و حتی رشد صنعتی را تحت فشار قرار داده است.

برآوردها نشان می‌دهد برای تأمین پیک مصرف تابستان، ایران هر چند سال ناچار است چند هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی جدید ایجاد کند؛ سرمایه‌گذاری‌ای که هر هزار مگاوات آن بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار هزینه دارد. در اقتصادی که با محدودیت شدید منابع ارزی و مالی مواجه است، ادامه این مسیر عملاً ناپایدار است.

یارانه پنهان و توزیع ناعادلانه مصرف برق

یارانه برق در ایران، برخلاف تصور عمومی، بیش از آنکه یک سیاست حمایتی باشد، به مکانیزمی برای انتقال منابع به پرمصرف‌ها تبدیل شده است. داده‌های مصرف نشان می‌دهد حدود ۲۵ درصد خانوارهای پرمصرف، نزدیک به ۴۰ درصد برق خانگی کشور را مصرف می‌کنند. این بدان معناست که بخش قابل توجهی از یارانه برق، عملاً به نفع اقلیتی مصرف‌کننده تخصیص می‌یابد.

در مقابل، ۷۵ درصد خانوارها که مصرفی در محدوده متعارف دارند، سهمی حدود ۶۰ درصد از کل مصرف را به خود اختصاص می‌دهند. این گروه نه تنها عامل اصلی ناترازی نیستند، بلکه در صورت اصلاح کورکورانه قیمت‌ها، بزرگ‌ترین بازندگان اجتماعی خواهند بود.

اینجاست که مسئله از «قیمت برق» به «طراحی توزیع یارانه» تغییر می‌کند. مسئله اصلی این نیست که برق گران شود، بلکه این است که یارانه به چه کسی و بر چه مبنایی تعلق بگیرد.

یارانه برق در ایران، برخلاف تصور عمومی، بیش از آنکه یک سیاست حمایتی باشد، به مکانیزمی برای انتقال منابع به پرمصرف‌ها تبدیل شده است. داده‌های مصرف نشان می‌دهد حدود ۲۵ درصد خانوارهای پرمصرف، نزدیک به ۴۰ درصد برق خانگی کشور را مصرف می‌کنند.

الگوی ۷۵ درصدی؛ تغییر پارادایم از عدد دستوری به رفتار واقعی

قاعده پیشنهادی، یک تغییر بنیادین در منطق سیاست‌گذاری است. به‌جای تعیین یک الگوی مصرف دستوری و ثابت، مصرف واقعی ۷۵ درصد جامعه به‌عنوان معیار یارانه‌ای در نظر گرفته می‌شود. به بیان ساده، هر خانواری که در محدوده مصرف اکثریت جامعه قرار گیرد، از برق یارانه‌ای برخوردار است و تنها مصرف مازاد بر این الگو، مشمول قیمت آزاد می‌شود.

این رویکرد چند پیام مهم به همراه دارد. نخست آنکه اکثریت جامعه به‌صورت پیش‌فرض در وضعیت «برنده» باقی می‌مانند و احساس حذف یارانه عمومی ایجاد نمی‌شود. دوم آنکه اقلیت پرمصرف، با یک سیگنال قیمتی روشن مواجه می‌شود؛ سیگنالی که نه تنبیهی ناگهانی، بلکه انگیزه‌ای تدریجی برای اصلاح رفتار است.

سوم آنکه این الگو ذاتاً پویاست. با هر دوره بازنگری، ۲۵ درصد پرمصرف تازه‌ای شکل می‌گیرد که تلاش می‌کند خود را به محدوده اکثریت برساند. همین مکانیزم، موتور بهینه‌سازی تدریجی مصرف در کل جامعه می‌شود.

در الگوی مصرف ۷۵ درصدی به‌جای تعیین یک الگوی مصرف دستوری و ثابت، مصرف واقعی ۷۵ درصد جامعه به‌عنوان معیار یارانه‌ای در نظر گرفته می‌شود. به بیان ساده، هر خانواری که در محدوده مصرف اکثریت جامعه قرار گیرد، از برق یارانه‌ای برخوردار است و تنها مصرف مازاد بر این الگو، مشمول قیمت آزاد می‌شود.

برآورد عددی صرفه‌جویی؛ اعداد چه می‌گویند؟

اگر مصرف برق خانگی ایران را حدود ۱۱۰ تراوات‌ساعت در سال در نظر بگیریم، سهم ۲۵ درصد پرمصرف‌ها حدود ۴۴ تراوات‌ساعت خواهد بود. تجربه داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد واکنش رفتاری این گروه به قیمت واقعی برق، در افق دو تا سه‌ساله می‌تواند به کاهش مصرفی در حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد منجر شود. با فرضی محافظه‌کارانه، کاهش ۲۰ درصدی مصرف این گروه، معادل صرفه‌جویی سالانه حدود ۹ تراوات‌ساعت برق خواهد بود.

این مقدار برق، به‌تنهایی ارزشی معادل ۱۷ تا ۲۰ هزار میلیارد تومان در سال دارد، اگر هزینه واقعی تولید هر کیلووات‌ساعت برق حدود ۲۰۰۰ تومان در نظر گرفته شود. اما اهمیت موضوع به این عدد ختم نمی‌شود.

۹ تراوات‌ساعت برق معادل آزادسازی حدود ۲ تا ۲.۲ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی در نیروگاه‌هاست؛ گازی که می‌تواند صادر شود، در پتروشیمی مصرف شود یا برای عبور از زمستان‌های پرتنش ذخیره شود. ارزش صادراتی این میزان گاز، بسته به قیمت‌های منطقه‌ای، حداقل ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار در سال برآورد می‌شود.

از منظر سرمایه‌گذاری، این میزان صرفه‌جویی معادل حذف نیاز به ساخت حدود ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ مگاوات نیروگاه جدید است؛ یعنی تعویق سرمایه‌گذاری‌ای در حدود ۷۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار. در افق پنج‌ساله، اثر تجمعی این سیاست می‌تواند به صرفه‌جویی ۴۵ تا ۵۰ تراوات‌ساعت برق و جلوگیری از احداث ۴ تا ۵ گیگاوات ظرفیت جدید نیروگاهی منجر شود.

الگوی برق ۷۵ درصدی با فرضی محافظه‌کارانه، کاهش ۲۰ درصدی مصرف در گروه پرمصرف ایجاد می کند که معادل صرفه‌جویی سالانه حدود ۹ تراوات‌ساعت برق خواهد بود.

ریسک‌ها و ظرایف اجرایی؛ جایی که سیاست ناکام یا موفق می‌شود

با وجود جذابیت عددی و مفهومی، اجرای این سیاست بدون ملاحظات نهادی می‌تواند با چالش جدی مواجه شود. نخستین خطر، بی‌توجهی به تفاوت‌های اقلیمی است. مصرف برق خانوار در خوزستان یا هرمزگان، ذاتاً با مصرف در مناطق سردسیر قابل مقایسه نیست. تعریف یک الگوی ملی ثابت، می‌تواند در مناطق گرمسیری نارضایتی ایجاد کند.

دومین مسئله، شفافیت است. اگر مشترک نداند در کدام صدک مصرف قرار دارد و چگونه می‌تواند به محدوده یارانه‌ای بازگردد، اثر انگیزشی سیاست به‌شدت کاهش می‌یابد.

الگوی ۷۵ درصدی مصرف برق، نه یک نسخه تخیلی است و نه جایگزین همه اصلاحات ساختاری بخش انرژی. اما در شرایط فعلی اقتصاد ایران، یکی از معدود گزینه‌هایی است که هم‌زمان سه هدف را دنبال می‌کند: کاهش ناترازی، حفظ سرمایه اجتماعی و آزادسازی منابع کمیاب.

جمع‌بندی برای مدیران؛ اصلاحی که می‌تواند اعتماد بسازد

الگوی ۷۵ درصدی مصرف برق، نه یک نسخه تخیلی است و نه جایگزین همه اصلاحات ساختاری بخش انرژی. اما در شرایط فعلی اقتصاد ایران، یکی از معدود گزینه‌هایی است که هم‌زمان سه هدف را دنبال می‌کند: کاهش ناترازی، حفظ سرمایه اجتماعی و آزادسازی منابع کمیاب.

این سیاست نشان می‌دهد که اصلاح یارانه الزاماً به معنای شوک قیمتی نیست؛ بلکه می‌تواند با تکیه بر رفتار اکثریت جامعه، اقلیت پرمصرف را به مسیر بهره‌وری هدایت کند. برای مدیران اقتصادی و انرژی، پیام این تحلیل روشن است:

مدیریت تقاضا، اگر هوشمندانه طراحی شود، می‌تواند ارزان‌تر از ساخت نیروگاه، سریع‌تر از اصلاح ساختار تولید و کم‌هزینه‌تر از شوک‌های قیمتی، بحران برق ایران را مهار کند.

اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا باید اصلاح کرد یا نه»، بلکه این است که آیا جرأت انتخاب اصلاح هوشمند، تدریجی و مبتنی بر داده وجود دارد یا همچنان قرار است ناترازی، هر تابستان با خاموشی و هر زمستان با کمبود گاز، خود را یادآوری کند.

کد خبر: ۳۸۵٬۹۸۸

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha