به گزارش بازار، مصطفی غنیزاده، پژوهشگر سیاست در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: کشورهای اروپایی در ادامه کمپین ضدایرانی غرب، فرایند بازگشت تحریمها علیه ایران موسوم به اسنپبک یا ماشه را فعال کردند تا قبل از انقضای تحریمهای سازمان ملل بتوانند دوباره موضوع را فعال سازند. در این زمینه چند نکته کوتاه داخلی و خارجی باید مورد توجه باشد.
۱- مسئله اسنپبک در چند ماه اخیر، یک پروژه رسانهای علیه اذهان و افکار عمومی هم بوده است. هر زبانی که این امر را بیش از حد بزرگ کند، مستقیماً به دشمن کمک کرده و در پروژه او پیش رفته است
۲- طبق نقشی که برای اروپا تعریف کردهاند بعید است که چیزی جز تعطیل کامل صنعت هستهای، کشورهای اروپایی را از این مسیر بازگرداند. همان چیزی که رژیم صهیونی و آمریکا نتوانستند در خلال جنگ تحمیلی ۱۲روزه از ایران بگیرند، حالا میخواهند از طریق دیپلماسی زور پیگیری شود. علت هم این است که اسنپبک تنها امتیاز و اهرم فشار اروپا در دنیایی است که این کشورهای استعماری سابق و ناتوان امروز در دست دارند. آنها سه راه پیشروی خود دارند: تنها اهرم را به ایران تحویل دهند و از آن استفاده نکنند (و نقششان تمام شود)؛ آن را تمدید کنند تا در طول زمان از این اهرم استفاده ببرند؛ یا یک بار برای همیشه از این ابزار استفاده کنند و آن را از دست بدهند؛ اما از آمریکا امتیازی دریافت نمایند. منطقی این است که تروئیکای اروپایی گزینه اول را کاملاً کنار بگذارد. گزینه دوم نیز صرفاً با تأیید یا فشار آمریکا ممکن است. گزینه سوم باقی میماند که فعلاً در مسیر اجراست. با این توصیفات، مذاکرات بینتیجه با اروپا و امتیاز دادن به آنها در حد بازرسی آژانس نمیتواند جلوی اسنپبک را بگیرد. پس کشور باید آماده مرحله بعدی باشد.
۳- قبلاً توضیح داده شده که اسنپبک در مسائل اصلی اقتصاد ایران اثر اساسی نداشته و ندارد. صادرات نفت ایران بیش از ۲.۷ میلیون بشکه است، ولو آمار رسمی عددی کمتر را نشان بدهد. همچنین خریدار اصلی یعنی چین، تحریم آمریکا را به جان خریده و نیازمند نفت ایران برای توازن در سبدهای وارداتی خودش است. در حوزه ارزی و واردات هم فشار بیشتر از این نمیتواند بشود. آمریکا تا جایی که توانسته فشار آورده، مگر اینکه بخواهد مسیر دبی را ببندد و از بار روانی اسنپبک استفاده دیگری بکند؛ امری که فارغ از تحریمهای سازمان ملل است و به طرح واشنگتن برمیگردد.
۴- در عرصه سیاسی و حقوقی اما تغییرات قابل توجهی رخ میدهد. گرچه دنیای امروز، دنیای کماثری سازمان ملل و تضعیف حقوق بینالملل است، اما تلاش میکنند با بازنمایی فضایی خاص از تحریمها در حوزه سلاح مانعتراشی حقوقی کنند. البته با توجه به جنگ ۱۲روزه، بسیاری از آن کارکردها بیمعناست.
۵- این یک لحظه انتخاب و بیداری برای نظام حکمرانی است. اینکه توافق حقوقی-سیاسی (آنطور که برجام بود) نمیتواند چندان کارآمد باشد. آنچه در دنیای امروز کار میکند و احتمالاً پایداری بیشتری دارد، توافقی مبتنی بر اقتصاد سیاسی یا انتفاع سیاسی دوطرف است؛ توافقی همراه با قراردادهای واقعی روی زمین که معناهای استراتژیک و کلان داشته باشد.
۶- آنچه ما را از این وضعیت بیرون میآورد، ایدهای ایجابی و طراحی واقعی است. مذاکره بینتیجه با اروپا یا دستوپا زدن در پروندههای سطحی و سلبی مانند اسنپبک تنها ما را محدود میسازد.
نظر شما