بازار؛ گروه بین الملل: بلومبرگ به نقل از مقامات ناشناس ترکیه گزارش داد که کریدور حمل و نقل بین ارمنستان و آذربایجان که تحت مدیریت ایالات متحده آمریکا قرار خواهد گرفت، میتواند به بخشی از یک مسیر تجاری بین چین و اروپا تبدیل شود - اگر واشنگتن استفاده از آن را محدود نکند.
به گفته آنها، حق انحصاری مدیریت این کریدور به ایالات متحده آمریکا اجازه میدهد تا نحوه استفاده از آن را تعیین کند. بنابراین، بسیاری از موارد به موضع واشنگتن در مورد اینکه آیا صادرکنندگان بزرگ از جمله چین، قادر به ایجاد مسیرهای تجاری از طریق آن خواهند بود یا خیر بستگی دارد. منابع تأکید میکنند که ترکیه پتانسیل قابل توجهی در استفاده از این کریدور برای گسترش پیوندهای تجاری بین چین و اروپا میبیند.
آیا ایالات متحده آمریکا مانع از استفاده چین از فرصتهای کریدور زنگزور (مسیر ترامپ) خواهد شد؟ این سوال پس از توافقی که در ۸ آگوست در واشنگتن در مورد ارتباطات بین سرزمین اصلی آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان حاصل شد، مطرح شد. این کریدور حمل و نقل و لجستیک رسماً «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» نامگذاری شد و ارمنستان آن را به مدت ۹۹ سال به مدیریت ایالات متحده آمریکا واگذار کرد.
سوال در مورد چین تصادفی نیست. اولاً، این سوال از روابط دشوار بین واشنگتن و پکن و تلاشهای مکرر ایالات متحده آمریکا برای محدود کردن اقدامات رقیبش ناشی میشود. ثانیاً، تمام لجستیک در امتداد محور شرق-غرب - و به ویژه اثربخشی آنها - به چین بستگی دارد. انکار دسترسی آزاد پکن به این کریدور، این پروژه را از معنای واقعی خود تهی میکند.
بدون چین، کریدور میانی نمیتوانست نقش خود را در اتصال بازارهای آسیایی و اروپایی ایفا کند
چین نقطه شروع کریدور میانی یا مسیر حمل و نقل بینالمللی ترانس خزر (TITR) است. این کشور صادرکننده اصلی در طول این مسیر، سرمایهگذار اصلی در پروژههای زیرساختی برای بسیاری از کشورهای واقع در امتداد کریدور میانی و بزرگترین تأمینکننده کالا است. هیچ کشوری از مرزهای چین تا مرزهای اروپا وجود ندارد که نخواهد از ترانزیت صادرات چین بهرهمند شود.
موقعیت جغرافیایی چین در اوراسیای شرقی آن را به نقطه شروع طبیعی مسیرهای غربی به اروپا تبدیل میکند. بدون چین، کریدور میانی نمیتوانست نقش خود را در اتصال بازارهای آسیایی و اروپایی ایفا کند زیرا اکثر کالاهایی که در این مسیر حرکت میکنند از چین سرچشمه میگیرند.
ایده کریدور شرق-غرب به لطف چین پدیدار شد. این خطوط ارتباطی جدید برای دومین اقتصاد بزرگ جهان که ظرفیت گشودن مسیرهای جدید برای تحویل کالاهای خود به بازارهای خارجی را به دست آورده بود، ضروری شد. کریدور میانی به محور این ابتکار شرق-غرب تبدیل شد.
«اینار تانگن»، کارشناس چینی در این ارتباط گفت: چین به کریدور زنگزور از دریچه پتانسیل آن برای گسترش اتصال منطقهای و تسهیل جریانهای تجاری نگاه میکند. در چارچوب ابتکار یک کمربند یک جاده (BRI) و به ویژه کریدور میانی، این مسیر میتواند نقش مهمی در ایجاد یک پل زمینی جایگزین بین آسیا و اروپا داشته باشد و مسیرهای شلوغ و ناپایدار را دور بزند. اجرای موفقیتآمیز آن میتواند زمان تحویل را به میزان قابل توجهی کاهش دهد، هزینههای لجستیک را کاهش دهد و وابستگی اقتصادی متقابل بین کشورهای منطقه را افزایش دهد. از نظر اقتصادی، این مسیر بسیار امیدوارکننده به نظر میرسد.
شایان ذکر است که در سال ۲۰۲۴، در مجموع ۲۸۷ قطار بلوکی از طریق کریدور میانی از چین اعزام شدند که «مسیر ترامپ» بخشی از آن است. تنها در شش ماه اول امسال، ۱۹۹ قطار بلوکی اعزام شدهاند و انتظار میرود که این تعداد تا پایان سال از ۴۰۰ قطار فراتر رود.
کریدور زنگزور بدون چین نمیتواند کار کند، اما هرگز از سایه سیاسی ایالات متحده آمریکا رهایی نخواهد یافت
چین تولیدکننده پیشرو در جهان در اکثر کالاهای صنعتی - از جمله کالاهای مصرفی، لوازم خانگی، منسوجات و لوازم الکترونیکی و در عین حال بزرگترین صادرکننده و یکی از مهمترین بازارهای مصرفی در سطح جهان است. این کشور سالانه کالاهایی به ارزش بیش از ۳.۳ تریلیون دلار صادر میکند و آن را به رهبر جهانی در زنجیرههای تأمین جهانی تبدیل کرده است.
چین به لطف ظرفیتهای وسیع تولید و موقعیتهای غالب خود در بخشهای مختلف صنعتی، عنوان «کارخانه جهان» را به دست آورده است. پکن سرمایهگذاری زیادی در توسعه زیرساختهای قدرتمند تولیدی و لجستیکی انجام داده و تولید و صادرات کارآمد را امکانپذیر کرده است. علاوه بر این، استراتژی توسعه کشور بر اساس حرکت رو به جلوی مداوم، مصمم و بیوقفه بنا شده است.
با توجه به این ویژگیها، تصور اثربخشی هرگونه کریدور حمل و نقل اروپا-آسیا بدون مشارکت فعال چین دشوار است. «دونالد ترامپ»، با وجود غیرقابل پیشبینی بودنش، در درجه اول یک تاجر موفق است و در تجارت - برخلاف سیاست - پیشبینیها بر اساس اعداد است، نه کلمات. اگر ایالات متحده آمریکا طبق برنامه در کریدور زنگزور سرمایهگذاری کند، به سختی پروژه خود را تضعیف خواهد کرد. بدون چین، این مسیر چیزی بیش از یک راهآهن برای حمل کالا از سرزمین اصلی آذربایجان به نخجوان نخواهد بود و از منظر ترانزیت بینالمللی، عملاً بیفایده خواهد بود.
نتیجهگیری واضح است: ترامپ چین را از استفاده از کریدور جدید محدود نخواهد کرد. برعکس، وی احتمالاً تمام شرایط لازم را برای منحرف کردن جریان محمولههای چینی از مسیرهای رقیب به این مسیر ایجاد خواهد کرد. و حتی اگر اختلافاتی پیش بیاید، پکن بینتیجه نخواهد ماند. کریدور میانی در حال حاضر در سراسر قفقاز جنوبی در حال فعالیت است و مسیر کمی از آن از طریق گرجستان میگذرد. این جایگزین ممکن است کوتاهترین راه نباشد، اما مزایای ثبات، پیشبینیپذیری و مصونیت از بازیهای سیاسی را دارد.
در تحلیل نهایی، جاهطلبیهای واشنگتن و نقش اقتصادی جهانی پکن در «مسیر ترامپ» تلاقی میکنند. مسدود کردن چین به معنای خرابکاری در حیات پروژهای است که ایالات متحده آمریکا به دنبال کنترل آن است. اجازه دادن به چین به معنای جاسازی نفوذ آمریکا در یکی از پویاترین شریانهای تجارت اوراسیا است. پارادوکس این است: این کریدور بدون چین نمیتواند کار کند، اما هرگز از سایه سیاسی ایالات متحده رهایی نخواهد یافت. سوال واقعی این نیست که آیا ترامپ چین را محدود خواهد کرد یا خیر، بلکه این است که آیا واشنگتن آماده است بپذیرد که مسیر اروپا ناگزیر از پکن آغاز میشود یا خیر.
نظر شما