۵ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۰
کد خبر: . ۱۰۰٬۵۲۱
ترکیه جای ایران را در بازار افغانستان تنگ نمی کند| ضرورت توقف جنگ

«دکتر جعفر قناد باشی» می گوید: با وجود تمام تنشهای منطقه ای و سیاستهای امریکایی، مناسبات اقتصادی ایران و افغانستان در زمانی که میان تمامی گروه‌ها تفاهم و توافق برقرار باشد، افزایش چشمگیری خواهد یافت.

تهمینه غمخوار؛ بازار: گروه طالبان که مدتی است به نبردی تمام عیار با نیروهای دولتی در افغانستان برخاسته‌ اند با اعلام ذبیح الله مجاهد مدعی کنترل بر ۹۰ درصد مرزهای این کشور شده اند. بر اساس آخرین اظهارات سخنگوی این گروه، طالبان با انجام این حملات خواستار قدرت انحصاری در افغانستان نیست، بلکه تاکید دارد که تا زمان روی کار آمدن یک دولت جدید تشکیل یافته در کابل به منظور انجام مذاکرات و کنار رفتن اشرف غنی از ریاست جمهوری صلحی وجود نخواهد داشت، زیرا معتقد است که تقلب گسترده ای پیرامون پیروزی اشرف غنی در انتخابات سال ۲۰۱۹ رخ داده است.

تمامی این ادعاها و اظهارات در حالی مطرح شده که وزارت دفاع افغانستان در روز جمعه آنها را کذب و یک دروغ محض دانست و اعلام کرد که این تبلیغات بدون هیچ پایه و اساسی مطرح شده‌ و مرزها، شهرهای اصلی و محورهای اصلی تحت کنترل نیروهای امنیتی افغانستان قرار دارند و تمام مناسبات افغانستان با کشورهای همسایه خود از جمله ایران برقرار است. 

این موضوع در حالی مطرح است که برخی از کارشناسان و اساتید مسائل افغانستان معتقدند که در صورتیکه این جنگ تداوم یابد و افغانستان نتواند به یک توافق سیاسی دست پیدا کند، روابط اقتصادی ایران و افغانستان تا زمانی که ثبات سیاسی ایجاد نشود و ناامنی مهار نگردد، با فراز و نشیب ناشی از این موضوع روبرو خواهد شد. عده ای نیز عقیده دارند که با توجه به این مسئله که اقتصاد افغانستان وابسته به اقتصاد ایران است ، پس با سلطه کامل طالبان نیز روابط میان دو کشور قطع نمی شود.

طالبان از ماه مه حملاتی همه‌ جانبه و کامل را در بسیاری از نقاط از جمله مناطق شمالی علیه نیروهای دولتی آغاز کرده‌ در حالی که نیروهای خارجی از جمله امریکاییها و ناتو در حال سازماندهی عملیات برای خروج کامل از این کشور تا پایان ماه اوت هستند.

در حقیقت، تحرکات امنیتی طالبان هنگامی شدت گرفت که مذاکرات آمریکایی‌ ها با طالبان به یکباره رها شد و دولت آمریکا بطور شتابزده کار خروج نیروهایش از افغانستان را آغاز کرد. همچنین، این تحولات بیش از همه بر دولت مرکزی افغانستان، به عنوان دولت قانونی این کشور تاثیر گذاشت به طوری که اشرف غنی و عبدالله عبدالله را مجبور به سفر به آمریکا و دیدار با رئیس جمهور این کشور کرد.

در همین راستا و بر اساس اهمیت موضوع روابط تجاری و اقتصادی ایران و افغانستان ، خبرنگار بازار گفتگویی را با «دکتر جعفر قناد باشی» سفیر اسبق ایران در لیبی و کارشناس ارشد مسائل افریقا و غرب آسیا در خصوص تاثیر سلطه طالبان بر تجارت این کشور با ایران ترتیب داده که در ادامه می خوانید:

* از نظر شما حضور ۲۰ ساله نیروهای امریکایی در کشور افغانستان چه تاثیری بر اقتصاد و حکومت داری این کشور داشته است؟ حال با خروج سربازان و دیگر کشورهای عضو ناتو چه سرنوشتی در انتظار افغانستان است؟
حضور امریکاییها در طی بیست سال گذشته به هیچ عنوان نتوانسته است تا بنیانهای اقتصادی قابل توجه یا حتی سطح حداقلی را ایجاد کند. زیرساختهای اقتصادی افغانستان در این مدت، مشابه وضعیتی که در گذشته بود باقی مانده و به نوعی درجا زده به طوری که حتی با کمک نیروهای داخلی و مردم رشد و توسعه را برقرار نشده است.

لذا، باید گفت که در حالی که رشد اقتصاد این کشور متوقف بوده، بر اساس آمارهای سازمانهای بین المللی از جمله سازمان ملل متحد، تولید مواد مخدر۴۰ برابر افزایش یافته است. آنها به جای تولید محصولات کشاورزی و مواد غذایی مورد نیاز مردم و صادرات به کشورهای مختلف، زمینهای خود را به تولید و کشت این مواد اختصاص داده و تجارتی راه اندازی کرده اند که موجب تخریب های اجتماعی در کشورهای منطقه و دوردست شده است. 

بنابراین، نیروهای آمریکایی نه تنها در عرصه اقتصادی هیچ خدمتی به این کشور نکردند بلکه به لحاظ سیاسی نیز همین بهم ریختگی و آشوبی که با خروج نیروهای خود و شدت گرفتن پیشروی های طالبان ایجاد کردند را به وجود آوردند. در حقیقت آنها نتوانستند حکومتی مبتنی بر آراء مردمی را نهادینه سازند و این که نیمی از کشور در اختیار طالبان است و بخشی در دست دولت و قسمتی نیز بدون مشخص بودن سرنوشت و آینده رها شده، همگی به این معنا است که در عرصه سیاسی هیچ اقدامی انجام نشده و از نظر ساختار حکومتی این کشور در سطح زیر صفر قرار دارد. بنابراین، این حضور بیست ساله در واقع ممانعت و جلوگیری از رشد این کشور و اجرای صحیح برنامه های اقتصادی بوده است.

اما، آن چه مسلم است این موضوع می باشد که امریکاییها دیگر بیش از این نمی توانستند در افغانستان باقی بمانند و به این مسئله که ده سال پیش یکی از فرماندهان امریکایی اعلام کرده بود که آنها نمیتوانند عملا در افغانستان دستاوردی داشته باشند، سرانجام اعتراف کردند زیرا حضور آنها موجب تحمیل هزینه های جانی و مالی زیادی برایشان بود. 

نکته مهم این است که حتی با وجود خروج تدریجی این نیروها، اما توطئه هایی از سوی آنها در جریان است به طوری که از زمان خروج رسمی آنها این جنگ داخلی و ناامنی های گسترده در جهت تضعیف اقتصاد این کشور پدیدار شده است.

*موضوع روابط تجاری ایران و افغانستان متعاقب تحولات اخیر در افغانستان مورد توجه بوده است. زیرا پررنگ شدن نفوذ ترکیه بر افغانستان، ملحق شدن افغانستان به کریدورهای مختلف، عدم وابستگی به همسایگان به خصوص ایران مطرح شده است. حال مسئله پیشروی طالبان هم اضافه شده است. با سلطه احتمالی این گروه و تشدید ناامنی و خشونت‌ها در افغانستان، ما شاهد چه تاثیراتی بر روابط اقتصادی دو کشور خواهیم بود؟
این امری مسلم است که اگر این جنگ داخلی در افغانستان ادامه یابد، بر روابط تجاری دو کشور اثر گذار است. زمانی که شهرهای مختلف درگیر جنگ باشند و ناامنی در راهها و مسیرها وجود داشته باشد، طبیعتا سیر تبادلات دوجانبه کالا دچار افت شده و واردات این کشور هم دچار سردرگمی و عرصه نامطلوب  می گردد.

موضوع مهم این است که ایران علاقه مند است که در افغانستان امنیت برقرار شود و زمانی که طالبان و دولت به توافقی دست یابند و حرکتی را مبتنی بر ایجاد حکومتی با آراء مردم آغاز کنند و در نتیجه صلح و ثبات در کشور ایجاد شود، قاعدتا امنیتی نمایان می شود که مناسبات تجاری ایران با افغانستان نیز افزایش خواهد یافت.

لذا، در حال حاضر تجار افغان در پذیرش و خرید کالاهای ما دچار مشکل هستند در حالی که در دهه های گذشته، اقلام و کالاهای تجار ایرانی در بازار افغانستان جایگاه بسیار خوبی داشته و کالاهای ایرانی در این کشور مورد علاقه شهروندان افغانستانی بوده است زیرا هم این کالاها مطمئن تر و هم ارزانتر می باشد. بنابراین، امتیاز بزرگی برای کشور ما است که افغانستانی ها به کالاهای ایرانی علاقه مندند و رابطه و مناسبات برادرانه ای میان دو کشور با حضور۳۰ میلیونی افغانستانی ها طی ۴۰ سال گذشته در ایران وجود دارد. 

این مسائل در حالی مطرح است که افغانها به بسیاری از کالاهای وارداتی از کشورهای دیگر اعتماد ندارند و آشنایی و آگاهی از فرهنگ ایرانی توسط مردمان این کشور امتیاز بزرگی است که مسلما میتواند بر توسعه روابط دوجانبه نیز تاثیر گذار باشد.

افغانها به بسیاری از کالاهای وارداتی از کشورهای دیگر اعتماد ندارند و آشنایی و آگاهی از فرهنگ ایرانی توسط مردمان این کشور امتیاز بزرگی است که مسلما میتواند بر توسعه روابط دوجانبه نیز تاثیر گذار باشد

در رابطه با نفوذ کشورهایی مانند ترکیه در افغانستان باید بگویم که ترکها روابط اقتصادی خود را باید در چارچوب روابط کشورهای منطقه تعریف کنند، زیرا راه ترکیه برای رسیدن به افغانستان از ایران می گذرد. 

ترکیه به دلیل اینکه هم مرز با افغانستان نیست برای ورود به بازار این کشور با موانع زیادی روبرو است. در حالی که ما از امتیازات کم تر بودن هزینه های حمل و نقل به دلیل داشتن مرز طولانی مشترک نسبت به ترکیه برخورداریم و همین امر موجب برتر و بیشتر بودن جایگاه کالاهای ما در افغانستان می شود. ترکیه جای ما را در بازار افغانستان تنگ نخواهد کرد چرا که ما جایگاه خود را حفظ کرده ایم.

ترکها در حال حاضر بیشتر در قالب کمکهای نظامی و کمک به طالبان وارد شده اند که همه کشورهای منطقه مخالف این سیاست هستند، چرا که اگر این رویکرد مشابه کمک به سوریه و جمهوری آذربایجان باشد، نشانگر این موضوع است که ترکیه در واقع با تروریستها همراه شد و سابقه بدی در پرونده سیاست خارجی این کشور نمایان گردید.

 لذا، مردم افغانستان نگران هستند که ترکیه بخواهد همان سیاستهای غلط را در کشورشان به اجرا درآورد به طوری که آنها مقابله خود را با این کشور آغاز کرده و علاقه مند به تداوم این چنین سیاستهای استعماری نیستند.

*هرچند مقام‌های افغانستان تلاش می‌کنند این کشور از تاثیرات منفی تنش میان امریکا و ایران در امان بماند، اما تاثیرات اقتصادی این تنش در افغانستان مشهود است. دیدگاه شما در این باره چیست؟
 این تعبیر درستی نیست و در واقع، نگاه تبلیغاتی رسانه های بیگانه است. مواضع مقامات سیاسی افغانستانی تا اندازه ای به سیاستهای امریکا و عربستان نزدیک است و به همین دلیل آنها موفق نشده اند تا تنشهای میان مردم افغانستان و امریکا را از بین ببرند.

 از طرفی امریکاییها نیز تلاش کرده اند تا مقبولیتی برای دولتی که مورد توافق آنها است در میان مردم ایجاد کنند که البته موفق به این امر نشدند و پیوسته متحمل هزینه هایی گردیده اند. لذا علت خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به دلیل تنشی است که با مردم داشته اند و در این میان طالبان هم از تنش میان مردم و دولتی که به مواضع امریکایی نزدیک بود، سوء استفاده کرده است. 

این که طالبان توانسته موفقیتهایی در تسخیر و تصرف شهرها کسب کند، به این دلیل است که مردم مخالف حضور امریکاییها بوده اند و این که بخشی از مردم طالبان را منجی خود در برابر امریکاییها می دانستند. مسئله حائز اهمیت این است که اقتصاد افغانستان باید مبتنی بر توانمندی ها و قابلیتهای کشور باشد که البته مردم این توانایی را دارند که به تدریج به شکوفایی دست یابند.

خروج امریکاییها یک مرحله مهم است. امریکاییها که این سرزمین را ترک کنند، موانع و وابستگی ها در راه کوشش برای توسعه اقتصادی برطرف و مرتفع خواهد شد. تنشهای سیاسی که در اطراف یک کشور در جریان است میتواند اثر گذار باشد اما به رغم تمام تنشهای منطقه ای و سیاستهای امریکایی روابط و مناسبات ایران و افغانستان در زمانی که دولتی ایجاد شود که تمام احزاب و گروهها را نمایندگی کند، افزایش چشمگیری خواهد یافت. از نظر من، ایران موافق و طرفدار حکومتی است که همه نیروها با تفاهم و توافق در کنار یکدیگر بر اساس یک نقشه راه صحیح حضور داشته و حکومتی مستقل و سراسری ایجاد شود تا امنیت و صلح و ثبات پدیدار گردد تا اقتصاد بر اساس آن شرایط رشد و توسعه خود را آغاز نماید. 

تنشهای سیاسی که در اطراف یک کشور در جریان است میتواند اثر گذار باشد اما به رغم تمام تنشهای منطقه ای و سیاستهای امریکایی روابط و مناسبات ایران و افغانستان در زمانی که دولتی ایجاد شود که تمام احزاب و گروهها را نمایندگی کند، افزایش چشمگیری خواهد یافت

امریکاییها به رغم حضور بیست ساله ، بازنده این عرصه هستند در صورتیکه نقشه های آنها در ایجاد و گسترش جنگهای داخلی با هوشیاری مردم خنثی شود که در آن صورت بر مناسبات تجاری ایران و افغانستان نیز تاثیر مثبت چشمگیری خواهد داشت. 

* سخنگوی طالبان گفته است مذاکرات صلح سرعت بیشتری به خود گرفته و این گروه تا ماه آینده، طرح صلح خود را به طور کتبی با دولت کابل به اشتراک خواهد گذاشت. با توجه به اینکه طالبان مدعی است که ۹۰ درصد خاک افغانستان را در کنترل خود دارد به نظر می رسد طالبان در دولت آینده نقش مهم و اساسی را خواهد داشت. با توجه به اینکه پاکستان نیز نفوذ گسترده ای بر طالبان دارد. به نظر شما این موضوع چه آثاری بر روابط تجاری ایران و دولت آینده خواهد داشت؟
مذاکراتی که در دوحه پایتخت قطر میان طالبان و دولت افغانستان در جریان بود، نتایج ملموسی را به دنبال نداشت، ولی از طرفی طرفین بر این موضوع که مجددا این مذاکرات از سر گرفته شود تاکید کرده اند. البته هر دو طرف یکدیگر را به کارشکنی و این مسئله که به صلح و توافق اعتقادی ندارند نیز متهم کرده اند.

با این حال، هم دولت مرکزی و هم طالبان چاره ای جز دستیابی به یک توافق ندارند چرا که نه طالبان دارای توانمندی است که تمام کشور را اداره کرده و زمام امور را به دست گیرد و نه دولت اشرف غنی این توانایی را دارد که کشور را به درستی مدیریت و رهبری نماید. البته خبرهای دروغینی مبنی بر اینکه طالبان ۹۰ درصد خاک افغانستان را اشغال کرده و در کنترل خود گرفته اند، منتشر شده که هیچ کدام صحیح نیست و یک تبلیغات وسیعی است که عمدا امریکاییها برای تحریک مردم افغانستان و گسترش جنگ داخلی منتشر کرده اند.

 با این که طالبان توانسته اند بخشهای زیادی از افغانستان را به دست بگیرند، اما بیشتر مراکز استانها در اختیار دولت است و بعضی از استانها دست به دست می شود و این مسئله نشان می دهد که هنوز طالبان قدرت حفظ استانهایی که اشغال کرده اند، ندارد.
 
در حال حاضر طرفین کم کم به این نتیجه می رسند که این جنگ داخلی به زیان آنها خواهد بود و این تنها نقطه امید مردم افغانستان است که دو طرف به این نتیجه برسند که ادامه جنگ یعنی وارد شدن زخم هایی تازه  بر پیکر زخمی افغانستان و خرابی و ویرانگری بیشتر این کشور. کشته شدن نیروها چه از طالبان چه از دولت مرکزی و تخریب خیابانها و ساختمانها پیامدهایی منفی در بر خواهد داشت که بر اقتصاد و سیاست کشور هم اثر گذار است. 

بازارهای افغانستان در حال حاضر امیدوارند که جنگ خاتمه یابد تا مجددا به فعالیتهای تجاری خود بپردازند. از زمان آغاز جنگ داخلی، فعالیتها و اقدامات عمرانی و همچنین طراحی و تدوین برنامه های مرتبط با زیرساخت ها متوقف شده است. لذا، هم اکنون تنها امیدواری به هوشیاری طرفین است تا زمینه ای برای باقی ماندن تمام نیروها برای آینده افغانستان وجود داشته باشد.

حضور طالبان در افغانستان یک واقعیت مسلم است و مخالفین آنها نیز یک حقیقت. بنابراین ایجاد توافق میان هردو به معنای پذیرفتن نقش طرفین در ترسیم آینده افغانستان است که عقب ماندگیهای گذشته را جبران می نماید. 

زمانی که به گذشته این کشور نگاهی می افکنیم مشاهده می کنیم که در برهه ای از زمان به دلیل سیاستهای استعماری انگلیس و همچنین حمله شوروی در زمان دیگر دچار افت و عقب ماندگی اقتصادی شده و بعد خرابیهای گسترده ای را تجربه کرده است به طوری که در حدود چهل سال پیش مردم این کشور به ایران و پاکستان مهاجرت کرده اند در صورتی که این نیروهای کار می توانستند افغانستان را بسازند.

در حال حاضر افغانستان احتیاج به راه، راه آهن و ایجاد شهرهایی جدید با کارخانجات تولیدی و خطوط برق و تلفن دارد که مردم افغانستان میتوانند با همیاری و همکاری درست و تکیه بر ذخایر و منابعی که در اختیار دارند، به این امور مبادرت ورزند و روابط اقتصادی بهتری با کشورهای همسایه خود برقرار سازند.

در میان کشورهای همسایه می توان گفت که کشوری که میتواند بیشترین همکاری را با افغانستان داشته و هم موجب سودآوری زیاد این کشور و هم بهره وری خود شود، جمهوری اسلامی ایران است که خود افغانستانی ها نیز به این موضوع واقف و آگاهند. امریکاییها سعی کرده اند تا طی این بیست سال گذشته بازار افغانستان را سرشار از کالاهای مبتذل و غیر مورد اعتماد مردم کنند و در حقیقت، اقتصاد این کشور زیر ضربات سیاستهای امریکایی دچار آسیب های جدی شده به طوری که در تامین نیازهای خود به برخی از کالاهای غیر ایرانی وابستگی پیدا کرده است.

علاوه بر آن، امریکاییها با نقشه های فریبکارانه و سیاستهای استعمارگرایانه خود مورد نفرت مردم این کشور هستند. بنابراین خروج آنها به اقتصاد ضربه ای وارد نخواهد کرد و برعکس اقتصاد به سمت بومی گرایی و خودکفایی حرکت خواهد کرد.

۵ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۰
کد خبر: ۱۰۰٬۵۲۱

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 3 =