۵ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۰:۱۰
کد خبر: . ۹۰٬۲۹۷
۹۰درصد مدعیان تجارت با خارج فقط فروشنده هستند| دیپلماسی در خدمت تجارت نیست

معینی فر، صادر کننده خشکبار و نوشیدنی به روسیه گفت: ۳مسیر صادراتی از ایران به روسیه وجود دارد که همه این مسیرها با مشکلاتی همراه است و برای روسیه توجیه اقتصادی ندارد مشکلات را رفع کند.

بازار؛ گروه کشاورزی: صادرات محصولات کشاورزی در مقایسه با دیگر محصولات از حساسیت بالاتری برخوردار است چرا که به دلیل فسادپذیر بودن محصولات رسیدن به موقع محموله به مقصد جزو الزامات داشتن صادراتی موفق و پایدار است. این در شرایطی است که بحث حمل و نقل محموله های صادراتی از ایران به دیگر کشورها غالبا با مشکلات و موانع بسیاری مواجه است و در موارد زیادی باعث می شود محصولات دچار فساد شود و در مقصد امحا گردد.  

در این راستا «بازار» گفتگویی با شهرام معینی فر، فعال اقتصادی و تجاری مقیم مسکو انجام داده و جویای چالش های پیش روی صادرکنندگان از جمله مشکلات حمل و نقل شده است. گفتنی است وی بیش از ۱۲ سال است در منطقه CIS  فعالیت تجاری انجام می دهد. در حالی که پیش از این در ایران در حوزه سرمایه گذاری خارجی فعالیت داشته و سرپرست کمیسیون صادرات اتاق بازرگانی استان فارس نیز بوده است.

مثال‌های بسیاری وجود دارد که دیپلماسی خارجی به کمک تجار نمی آید و این یکی از چالش هایی است که دولتمردان باید بدانند و بشنوند

*به عنوان سوال اول کمی در خصوص محصولاتی که به روسیه صادر می کند توضیح بدهید.
قبل از اینکه اقامت روسیه را بگیرم به مدت ۵سال در بازرگانی خارجی صنایع پتروشیمی بودم و در حال حاضر تمرکز تخصصی بنده بر صنعت مواد غذایی و نوشیدنی است که انحصار محصولات زمزم ایران و عالیس را نیز در روسیه و قزاقستان دارم. در حقیقت بنده جزو معدود مدیران ایرانی هستم که مستقیما با فروشگاه های زنجیره ای مثل «اوکی، لنتا و آشان» کار می کنم.

از سوی دیگر برند پسته و خشکباری را دارم که در واقع در روسیه پک و بسته بندی می شود. جالب است بدانید برای اولین بار ما توانسته ایم محصول پسته را در ۵ طعم زعفرانی، فلفلی، نمکی کریستال، نمک دریا و ریحان در وزن های مختلف عرضه کنیم.

مشکلات صادرات به حوزه CIS به بخش نظام حاکمیتی و اجرایی، ضعف دیپلماسی، عدم سرمایه گذاری مشترک ایران و کشور هدف، بی ثباتی ارزی و نداشتن فرهنگ تجارت از سوی تاجر بر می گردد

*با توجه به سابقه ای که در بحث صادرات به حوزه CIS دارید، کمی در خصوص مشکلات صادرات موادغذایی به این منطقه صحبت کنید.
این موضوع در ۳ قسمت قابل بررسی است؛ یک بخش نظام حاکمیتی و اجرایی که دولت یا دولتها هم زیرساخت را درست می کنند و هم پشتوانه و حمایت می کنند و قوانین را در آن چارچوب تبیین می کنند. بخش دیگر دیپلماسی و بین المللی است و بخش سوم نیز منِ تاجر هستم.

در بحث حاکمیتی مجموعه ای از قوانین، بروکراسی ها، سیستم هایی که تعریف می شود که تیز و منظم باشد و سریعا عمل کنند و غیره در واقع عواملی است که موثر بر فرایند تجارت است.

به عنوان مثال ثبات ارزی، از جمله مواردی است که ریسک های صادرات و واردات را تحت تاثیر قرار می دهد.  از نگاه من اینکه دلار چه قیمتی باشد مهم نیست مهم این است که نرخی ثابت داشته باشد تا من تاجر خیالم راحت باشد برای یکسال ارز روی یک قیمت ثابت می ماند. در حقیقت ثبات ارز می تواند بقا و عمر تجارت را در داد و ستد به همراه بیاورد. چالش بعدی بعد قوانین، مصوبات و بخشنامه هایی است که به صورت خلق الساعه تیشه به ریشه تجارت می زند و به عبارتی ثبات و پایداری تجاری را از بین می برد.

از سوی دیگر در بحث دیپلماسی ما می دانیم که سطح روابط بین کشورها امروز بر اساس ۳ فاکتور تعریف می شود؛ فاکتور اول سرمایه گذاری متقابل دو کشور است، فاکتور دوم توریست و گردشگری است و فاکتور سوم تجارت و سهم تجارت بین دو کشور است.

به عنوان مثال کشور ایران را با مقصد تجاری روسیه مثال بزنیم و مثال بعدی هم ترکیه با مقصد روسیه و تفاوت بین این دو نوع را بررسی می کنیم؛ در حال حاضر ۴۶ درصد واردات مواد غذایی در روسیه در دست ترکیه است در صورتی که ما از سهم مواد غذایی بازار مصرف وارداتی در روسیه کمتر از یک  یک صدم  درصد سهم داریم.

همچنین در سطح کلان تجارت ها، آمارها نشان می دهد که بین ۱.۲ دهم تا ۱.۳ دهم میلیارد دلار واردات از روسیه به ایران انجام می شود در حالی که حدود ۴۲۰ میلیون دلار صادرات به روسیه داریم. بنابراین تراز تجاری ما با روسیه منفی است. به عبارت دیگر در برابر تراز تجاری خود روسیه که وارداتی معادل ۵۰۰ میلیارد دلار دارد ۴۰۰ میلیون دلار صادرات ما یعنی کمتر از یک دهم می شود و این یعنی اینکه به اصطلاح قافیه را در  بحث ارتباطات تجاری باخته ایم.

در بحث سرمایه گذاری متقابل هم بد نیست بدانید که ترکیه بیشترین حجم مراکز تجاری و مراکزی مانند بنکداری ها و میادین میوه و تره بار خودمان را در روسیه سرمایه گذاری کرده و برعکس بزرگترین صنعت هتلداری در ترکیه دست روسها است. در صورتی که بین ایران و روسیه چنین سرمایه گذاری های متقابلی صورت نگرفته است

در بحث سرمایه گذاری متقابل هم بد نیست بدانید که ترکیه بیشترین حجم مراکز تجاری و مراکزی مانند بنکداری ها و میادین میوه و تره بار خودمان را در روسیه سرمایه گذاری کرده و برعکس بزرگترین صنعت هتلداری در ترکیه دست روسها است. در صورتی که بین ایران و روسیه چنین سرمایه گذاری های متقابلی صورت نگرفته است.

به طوری که ایران با روسیه به عنوان بازار هدف شماره یک تجاری امروز جز اعزام چند دانشجو و من تاجری که با پرواز شخصی سفر می کنم چیزی به نام ارتباط تجاری و گردشگری ندارد.

نکته دوم اینکه سرمایه گذاری مشترکی اصلا وجود ندارد پس این باعث می شود که در دیپلماسی خارجی ما اهرم فشار و حمایتی نداریم تا با آن دولت روسیه جایی کوپنی  برای من به عنوان یک تاجر ایرانی خرج کند.

همچنین مثال‌های بسیاری وجود دارد که دیپلماسی خارجی به کمک تجار نمی آید و این یکی از چالش هایی است که دولتمردان باید بدانند و بشنوند. به عنوان مثال در مورد کشور عراق شاهد بودیم که در زمان ساخت و ساخت این کشور ما بیشترین حجم صادرات سیمان را به آنها داشتیم اما بعد از ارتباط دولت اخیر عراق با عربستان سعودی می بینیم که تعرفه ورودی سیمان از عربستان سعودی به عراق ۱۷ درصد زیر تعرفه گمرکی ایران است!

در حقیقت اینکه امروز می بینیم ترانزیت ترکیه به رایگان تا بصره وارد می شوند اما منِ ایرانی نمی توانیم این کار را انجام بدهم، اینکه می بینیم از ترکیه ماشین لجستکی بار با ۲ هزار دلار در تمام فصول سال و با یک نظم و در طی ۵ روز به روسیه می آید اما رسیدن ماشین های لجستیک ایران از آستارا تا مسکو بالای ۱۷ روز طول می کشد و به مدت ۱۰ -۱۲ روز در آذربایجان می ماندآن هم  برای X-RAY نشان از ضعف دیپلماسی ما دارد. چون دولت آذربایجان می گوید به کالاهای ایران شک دارم و لذا باید بازرسی بشود و به این ترتیب محموله بار بخصوص میوه و تره بار در این فاصله زمانی روزهای زیادی در دمای منفی ۲۰ درجه می ماند و نابود می شود. در واقع این موارد از چالش هایی است که صادرکنندگان دارند اما دیپلماسی کمکی نمی کند.

مساله مهم بعدی بحث خود تاجر است؛ در حقیقت وظیفه فرهنگ سازی تجارت بر دوش بزرگان اتاق های بازرگانی؛ سازمان توسعه تجارت و وزارت صمت است برای اینکه بتوانند فرهنگ تجارت خارجی را با فروش خارجی جایگزین کنند.

امروز در ایران همه فروشنده هستند و کسی تجارت انجام نمی دهد به این معنا که همه به دنبال پول نقد قبل از مرز هستند آن هم بدون تعهد در ایران بیش از ۹۰ درصد افرادی که ادعای تجارت خارجی دارند فقط فروشنده خارجی هستند و تاجر نیستند

*منظورتان از جایگزینی فرهنگ تجارت خارجی با فروش خارجی دقیقا چیست؟
امروز در ایران همه فروشنده هستند و کسی تجارت انجام نمی دهد به این معنا که همه به دنبال پول نقد قبل از مرز هستند آن هم بدون تعهد.   درست است که ما در سورتینگ و بسته بندی مشکلات فراوانی داریم اما با هر کسی صحبت می کنیم از کارخانه تولیدی گرفته تا هولدینگ تامین کننده می بینیم که به دنبال فروش است و اصلا به دنبال تجارت و صادرات نیست؛ یعنی در این میان چیزی به نام قرارداد بلند مدت وجود ندارد. در حالی که برای تجارت باید به طرف مقابل متعهد شد در فلان تاریخ معین فلان مقدار محموله را تحویل بدهیم. کدام کارخانه ای می توانند چنین شرایطی را بپذیرد، در حالی که غالبا برای تایمن مواد اولیه لنگ هستند.

ساده تر اینکه در ایران بیش از ۹۰ درصد افرادی که ادعای تجارت خارجی دارند فقط فروشنده خارجی هستند و تاجر نیستند شاید به این دلیل که کسی به اینها اصول تجارت را یاد نداده در حالی که در هیچ جای دنیا تجارت به معنای فروش یک کانتینر جنس نیست.

قوانین شرکتهای مدیریت صادرات حدود ۷ سال است که در ایران موجود است و شرکتها انتخاب شده اند اما چالش امروز این شرکت ها عدم به روز بودن اطلاعات و عدم حمایت دولتی و دستورالعمل هایی که به این شرکتها قدرت اجرایی بدهد، می باشد

*با توجه به اینکه ایران کشور با پتانسیلی است و می توانیم در بخش صنایع لبنی، کنسروی، خشکبار و نوشیدنی ها کل منطقه را پوشش بدهیم، پیشنهاد شما برای گرفتن سهم بیشتر از این بازارهای خارجی چیست؟
بگذارید جواب تان را با مطرح کردن چند سوال بدهم. سوال من این است که آیا می توانید از کشور ترکیه یک کانتیر خیار برای من در روسیه بیاورید؟ همه می دانند که در ترکیه هیچ منعی برای خرید وجود ندارد در هر مزرعه و کارخانه ای بروید جنس به شما می فروشد اما زمانی که بگویید هدفم خروج از مرز و صادرات به کشور روسیه است وزارت تجارت ترکیه به شما دو شرکت مدیریت صادرات معرفی می کند و می گوید با این شرکتها باید قرارداد نظارتی ببندید. در واقع این شرکت های مدیریت صادراتی بر «سورتینگ، پکیج، بسته بندی، برندسازی و قیمت گذاری» محصول شما نظارت می کنند و مجوز می دهند.  به همین دلیل است که صادرات خیار از ترکیه به روسیه در تمام فصول سال با یک قیمت، یک سورت و یک شکل انجام می شود. در صورتی که در ایران هر کسی اندک سرمایه ای دارد یک کانتینر خیار، گوجه، گل کلم و هر محصول دیگری را خریداری می کند و با هر قیمتی که بتواند به روسیه ارسال می کند!

البته در ایران نیز قوانین شرکتهای مدیریت صادرات حدود ۷ سال است که موجود است و شرکتها انتخاب شده اند بنابراین مشکل ماهیتی وخلاء قانونی  نداریم بلکه مساله به روز بودن اطلاعات و توان تخصصی یک بخش و همچنین حمایت دولتی و دستور العملهایی است که به این شرکتها قدرت اجرایی بدهد است.

جالب است بدانید سازمان گمرک به هیچ صادر کننده ای نمی گوید شرکت مدیریت صادرات تو کیست؟ چه کسی استاندارد تو را امضاء می کند؟ اینها را کسی پاسخگو نیست نه گمرک نه سازمان توسعه تجارت، نه وزارت صمت و نه وزارت جهاد کشاورزی.

بازاری به بزرگی ۳۵۰ میلیون نفر پیش روی ما است و اگر بازار اروپای شرقی که روس زبان هستند و معافیت های گمرکی بین خودشان دارند هم در نظر بگیریم به رقم ۷۰۰ میلیون نفر می رسیم. سوال این است که ایران چه هدفی را برای این بازار  بزرگ مصرف کننده دارد؟ بخصوص در صنعت مواد غذایی که این مناطق در ۹ ماه سال یخبندان است و تولیدی ندارند و تنها واردات دارند

۹۰درصد مدعیان تجارت با خارج فقط فروشنده هستند| دیپلماسی در خدمت تجارت نیست

*با این اوصاف آیا باز هم نگرانی بابت ایجاد رانت ورودافراد غیر متخصص به این حوزه وجود دارد یا خیر؟ چه باید کرد که این فرایند موجب ایجاد رانت بی مورد نشود؟
این یک سوال چالشی است که سالها است گریبان مملکت ما را گرفته است به دلیل اینکه از روزی که سازمان تنظیم بازار وارد کار شد از یک طرف همه می گفتند سازمان تعزیرات، استاندارد، بازرسی، سازمان بهداشت و غیره باید باشد اما مشاهده می کنیم که حجم تقلبات، تخلفات، احتکار و قانون شکنی تا چه حد بالا رفته است.

این در حالی است که در روسیه هیچ کدام از این ها وجود ندارد و دولت دخالتی ندارد؛ یعنی بازار آزاد است. به همین دلیل می بینیم که دو فروشنده در  یک محل در جوار هم قرار می گیرند و محصولات یک برند یکسان را با قیمت های متفاوت می فروشند اما یک فروشند به اصطلاح «لاکچری مارکت» است و دیگری «ارزان فروش» است و هر کدام هم خریداران خودشان را دارد. چون در اینجا بازار قیمت ها  و کیفیت ها را تعریف می کند. بنابراین ما با این موضوع که دولت اجبار کند و رانت ایجاد کند، مخالف هستیم اما اینکه دولت قانون را پیاده کند و بگوید صادرکنندگان یا باید خودشان دانش تخصصی صادرات را داشته باشد یا باید با یک شرکت مدیریت صادرات قرارداد ببندند رانت ایجاد نمی کند. به عبارت ساده تر قانون را حاکمیت باید پیاده کند و بخش خصوصی هم باید حق انتخاب داشته باشد که با چه کسی، با چه شرایط و چه تسهیلاتی بهتر می تواند کار کند. بنابراین حتی اگر در ابتدا هم رانتی ایجاد شود به مرور زمان به تعادل می رسد و آنکه خدمات بهتر و باثبات تری می دهد و خوشنام تر باشد تبدیل به یک برند می شود و بهتر کار می کند.

سه مسیر صادراتی  دریایی، زمینی و ریلی از ایران به روسیه داریم که هر سه مسیر تابع و وابسته به شرایط سختی است به طوری که مثلا وقتی آذربایجان مرز را می بندد ما به طور کامل فلج می شویم

*برگردیم به بحث سیستم حمل و نقل و تفاوت زمان ۱۲ روزه ارسال بار از ایران به روسیه در مقایسه با کشور ترکیه، چگونه می توان این مشکل را حل کرد و الزاما آیا بار باید از مسیر آذربایجان برود یا اینکه از مسیر خلیج فارس هم می توانیم کالاهای مان را حساب شده تر به روسیه برسانیم؟
این سوال دو بخش را در بر می گیرد؛ اول اینکه آیا دولتمردان ما برنامه بلند مدت و پایداری دارند؟ پاسخ خیر است. این در شرایطی رخ می دهد که منطقه اوراسیا که پنج کشور اصلی روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان مرکزیت آن است و اینها پنج کشور اصلی CIS هستند قوانین و تعرفه های گمرکی رایگان بین خودشان دارند. از سوی دیگر نکته مهم این است که روسیه با ۱۴۵ میلیون نفر جمعیت پهناورترین، ثروتمندترین و بزرگترین بازار مصرف اینها است و بعد هم قزاقستان در جایگاه بعد قرار دارد. بنابراین بازاری به بزرگی ۳۵۰ میلیون نفر پیش روی ما است و اگر بازار اروپای شرقی که روس زبان هستند و معافیت های گمرکی بین خودشان دارند هم در نظر بگیریم به رقم ۷۰۰ میلیون نفر می رسیم. سوال این است که ایران چه هدفی را برای این بازار  بزرگ مصرف کننده دارد؟ بخصوص در صنعت مواد غذایی که این مناطق در ۹ ماه سال یخبندان است و تولیدی ندارند و تنها واردات دارند.  

بخش بعدی این سوال در خصوص بحث مسیرهای صادراتی به روسیه است؛ لازم به ذکر است که ما سه مسیر صادراتی به روسیه داریم؛ یک مسیر دریایی است که از بندر انزلی با کشتی به آستاراخان یا دیگر بنادر روسیه می رود. مسیر بعدی زمینی است که از آستارا است و الزاما از کشور ثالت آذربایجان باید تردد کنند تا بعد بتوانند از طریق دو بستر ورودی در روسیه وارد شوند. مسیر سوی هم که طی ۴ ماه اخیر به وجود آمده لوکوموتیو و واگن های باری است که ۵ کیلومتر آخر آن هنوز تکمیل نشده است.

مساله اینجا است که مجموع این سه مسیر تابع و وابسته به شرایط سختی است به طوری که وقتی آذربایجان مرز را می بندد ما به طور کامل فلج می شویم. همچنین اگر دریا طوفانی شود و یا در فصولی که کشتی کم می شود حجم بالایی از کالا به وجود می آید که همه هم عجله دارند محصول خود را ارسال کنند تا فاسد نشود.

از طرف دیگر بنادر بسیار ضعیفی که در هر دو طرف وجود دارد و برای دولت روسیه نیز توجیه اقتصادی ندارد که بندر بزرگ و تخصصی درست کند آن هم به دلیل ضعف دیپلماسی، بحث ارسال محموله از طریق دریا را نیز دچار چالش می سازد.

۵ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۰:۱۰
کد خبر: ۹۰٬۲۹۷

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 4 =