۲۹ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۹:۵۷
کد خبر: . ۸۳٬۹۹۰
گسترش کسب و کار دیجیتال با شیوع کرونا | الگوی چین برای اقتصاد دیجیتال چیست؟

در سال ۲۰۱۸، ۳۳۰ میلیون نفر خریدهای آنلاین خود را از دیگر کشورها انجام داده اند که فروش تجارت الکترونیکی را به ۲۵.۶ تریلیون دلار رساند.

به گزارش بازار، داده ها اکنون در کانون تجارت جهانی قرار دارند. با در نظر گرفتن پهنای باند، جریان داده های فرامرزی از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۰ تقریبا ۱۱۲ برابر شده است. اقتصاد جهانی به یک ماشین حرکت داده تبدیل شده است.

این اقتصاد داده را مصرف، پردازش و حتی تولید می کند. اکنون بسیاری از کالاهای فیزیکی الکترونیکی شده و اجزای آنلاین دارند. با ظهور کوید ۱۹، سرعت دگرگونی کسب و کارهای دیجیتال افزایش یافته و تجارت بیشتری را به سمت فضای مجازی هدایت می کند.

تجارت دیجیتال و جریان فرامرزی داده هیچ نشانی از یک روند کاهنده ندارند. در سال ۲۰۱۸، ۳۳۰ میلیون نفر خریدهای آنلاین خود را از دیگر کشورها انجام داده اند که فروش تجارت الکترونیکی را به ۲۵.۶ تریلیون دلار رساند.

این دگرگونی های گسترده فقط محدود به تجارت نیست. امروز سیاست و قدرت نیز با داده ها ارتباط تنگاتنگی دارد. داده ها به عنوان یک منبع ضروری برای نوآوری، عنصر مهمی در موفقیت شرکت ها و بُعد امنیت ملی است. کشورها و شرکت هایی که به دنبال مزیت های غیررقابتی هستند سعی می کنند کنترل جریان داده را به دست گرفته و آزادی و حریم خصوصی را تضعیف کنند.

اگر ایالات متحده قوانین تازه ای برای عصر دیجیتال تنظیم نکند، سایرین این قوانین را ایجاد می کنند. چین تلاش می کند مدل استبدادی-فنی خود را گسترش دهد و به این واقعیت پی برده که شکل گیری قوانین قدرت دیجیتال یکی از مولفه های اصلی قدرت ژئوپلتیکی است.

بهره وری بالاتر، شاخص متوسط استاندارد زندگی و قدرت اقتصادی یک کشور را ارتقا می دهد. بهره وری بیشتر رشد اقتصادی بالاتر و همچنین پایه مالیاتی بالاتری را برای دولت ها فراهم می کند. کشورها از گذر ایده ها و نواوری های تازه می توانند محصولات کارآمدتری تولید کرده و بهره وری را ارتقا دهند. بیش از نیمی از رشد تولید ناخالص سرانه ایالات متحده در قرن گذشته، مدیون افزایش بهره وری بوده است.

فارن افریز در این خصوص می نویسد: داده ها همواره منبع اساسی برای کشف ایده های تازه بوده اند. افزایش استفاده از داده ها پتانسیل اقتصادی زیادی با خود به همراه دارد. داده ها اغلب همان چیزی هستند که اقتصاددانان از آن به عنوان کالای غیرقابل رقابت یاد می کنند. داده ها می توانند بارها و بارها مورد استفاده قرار گیرند و هر بار نوآوری های تازه ای را رقم بزنند.

از آنجا که داده ها غیر قابل کنترل هستند، نوآوری و قدرت اقتصادی به طرز فزاینده ای به کمیت و کیفیت داده های موجود برای مردم، شرکت ها و کشورها بستگی دارد. در دهم ژانویه ۲۰۲۰، دانشمندان چینی توالی ژنتیکی ویروس کرونا را به صورت آنلاین منتشر کردند. تنها دو روز زمان برد تا دانشمندان امریکاییِ شرکت مدرنا (Moderna)، طرح اولیه واکسن کویید ۱۹ خود را ارائه کنند. در واقع، تمام آن چه که برای تولید یک کالای ارزشمند نیاز بود، داده های تازه بود. به همین ترتیب، دستیابی به داده ها انقلابی در سایر زمینه های علوم ایجاد کرده است.

داده ها به طور فزاینده ای موفقیت تجاری را به همراه دارند. شرکت هایی که در جمع آوری، تجزیه و تحلیل و استفاده از داده ها مزیت رقابتی ایجاد می کنند، موقعیت های برتر بازار در سرتاسر جهان را تصاحب کرده اند. ده سال پیش لیستی از ده شرکت ارزشمند شامل تولیدکنندگان نفت و گاز و بانک بود اما امروز شرکت های فناوری که جریان داده را در دست دارند در بالای این لیست قرار می گیرند.

داده ها برای امنیت ملی نیز حیاتی هستند. داده ها  افزایش بهره وری و قدرت اقتصادی را موجب می شوند که از زیرساخت های نظامی هر کشور پشتیبانی می کند. فناوری های تازه مزایای اقتصادی و راهبردی فوق العاده ای را ارائه می دهند. کشوری که بتواند از داده ها برای نوآوری سریعتر استفاده کند، مزایای بسیار زیادی کسب خواهد کرد. بنابراین، رونق و قدرت ژئوپلیتیکی آینده ایالات متحده تا حد زیادی به قوانین حاکم بر دسترسی به داده ها بستگی دارد.

نهادهای بین المللی موجود برای مدیریت جریان داده مجهز نیستند. چارچوب سازمان تجارت جهانی بر دو طبقه بندی اصلی استوار است: کالا بودن یا خدمات بودن یک کالا و اینکه در کجا تولید شده است. با این حال داده ها در طبقه بندی های سازمان تجارت جهانی جای نمی گیرند. حجم بسیار زیادی از داده ها پیامدهای غیر قابل انکاری بر تولید و مصرف سایر کالاها دارند و در بسیاری از موارد تعیین اینکه آن داده با چه مبدایی تولید شده و کجا نگهداری می شوند، دشوار است. به علاوه، طبقه بندی تعریف شده ای برای ارزیابی داده ها وجود ندارد.

نبود یک چارچوب پذیرفته شده بین المللی، سوالاتی را مطرح می کند: آیا دولت ها می توانند مکان و استفاده شهروندان از داده ها در درون مرزهای ملی را محدود کنند؟ این مفهوم وقتی که فضای مجازی و داده هایش در اینترنت توزیع یافته، به چه معناست؟ آیا دولت ها می توانند مانند کالا بر ورود و خروج داده تعرفه وضع کنند؟ دولت ها چگونه می توانند از حریم خصوصی شهروندان خود پاسداری کنند؟

اکوسیستم دیجیتال متمایِز چین موجب نگرانی هایی برای ایالات متحده شده است. چین ساخت فایر وال (دیوار آتش) عظیمش را ایجاد کرده که ترکیبی است از قوانین و فناوری هایی است که جریان داده در داخل و خارج را به کمک مسدود کردن وبسایت های خارجی، محدود می کند. چین یک الگوی ملی-تکنیکی را در پیش گرفته که دسترسی دولت به داده های تولید شده در این کشور را الزامی می کند.

پکن در تلاش برای گسترش این الگوست و در صنعت فناورانه بومی اش برنامه هایی را برای تسلط بر پلتفرم های دیجیتالی که داده ها را مدیریت می کنند، مشخص کرده است. به همین منظور از یک طرح جسورانه، China Standards ۲۰۳۵، برای تعیین استانداردهای جهانی در فناوری های نوظهور رونمایی کرد.

خب ایالات متحده چه؟ این کشور در سطح فدرال بر روی هیچ چارچوب قانونی توافق نکرده و هیچ توافق فرامرزی پیرامون جریان داده وجود ندارد. ایالات متحده همچنین برنامه ای منسجم برای پاسخ به چین ندارد. پاسخ های هر از چندگاه ایالات متحده و تلاش برای منصرف کردن کشورها در استفاده از فناوری ۵G شرکت هواوی ممکن است در کوتاه مدت کار کند اما در بلندمدت نه.

ایالات متحده در همکاری با سایر کشورها باید به دنبال ساختاری برای داده ها باشد که توان اقتصادی اش را بدون قربانی کردن آزادی های فردی و حریم خصوصی، بیشینه کند. این چارچوب باید دارای دو قسمت باشد.

اول، ایجاد مجموعه ای از اصول الزام آور که بتواند جریان فرامرزی داده ها را در بخش های پرمصرف- انرژی، حمل و نقل و مراقبت های بهداشتی- تقویت کند. این چارچوب باید یک طبقه بندی ایجاد کند تا جریان داده ها را بر اساس ارزش و منبع مشخص نماید. ایجاد استانداردهای حفظ حریم خصوصی که دولت ها و شرکت ها از آن پیروی کنند، از دیگر اقدامات است. یک اصل نهایی منوط به دستیابی به دو هدف اول، آن که تا جایی که ممکن است جریان فرامرزی و باز، تقویت شود.

بخش دوم این چارچوب می تواند توافق نامه های تجارت آزادی باشند که کالاهای سرمایه ای، ورودی های میانی، کالاهای نهایی و خدمات بخش های هدف را برای بیشینه سازی منافع حاصل از نوآوریهای داده محور، قاعده مند کند. به عنوان مثال، در سال ۱۹۹۶، شماری از کشورها که حدود ۹۵ درصد از تجارت جهانی فناوری اطلاعات را تشکیل می دادند تمام تعرفه ها برای صدها کالای سرمایه ای مربوط به فناوری اطلاعات، کالاهای واسطه و نهایی را حذف کردند. این توافقنامه انگیزه ای برای موج بعدی انقلاب IT شد. انگیزه ای که افزایش بهره وری شرکت ها و کاهش قیمت برای مصرف کنندگان را در پی داشت.

با توجه به عدم اطمینان از آینده نهادهای بین المللی و تعهدات ایالات متحده به آنها، سازماندهی ایجاد یک چارچوب، فرصت های زیادی را برای واشنگتن فراهم می آورد: همکاری نزدیک با کشورهای همفکر، اصلاح و جوانسازی موسسات، تقویت قدرت اقتصادی و امنیت ملی.

چشم اندازی برای پرورش نهادهای قوی چند جانبه همفکر برای ایجاد ثبات در جهان می تواند منافع اقتصادی و امنیتی را برای ایالات متحده در پی داشته باشد.

۲۹ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۹:۵۷
کد خبر: ۸۳٬۹۹۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 4 =