۲۵ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۰
کد خبر: . ۸۳٬۰۸۹
قرارداد ۲۵ ساله با چین؛ رونق ترانزیت ایران با آسیای مرکزی و قفقاز| دلیل طولانی مدت بودن توافق

«دکتر جعفر قناد باشی» عقیده دارد مشارکت ایران و چین می تواند رونق بخش همکاری های ترانزیتی ما با همسایگان از دریچه روابط با چین باشد.

تهمینه غمخوار؛ بازار: در آستانه پنجاهمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک ایران و چین، وزیر خارجه جمهوری خلق چین به تهران سفر کرد و در جریان سفر دو روزه او، سند همکاری ۲۵ ساله دو کشور که به تعبیری ترجمه روابط دو کشور می باشد و به سطح مشارکت راهبردی ارتقا پیدا کرده است، دو هفته پیش به امضای دو طرف رسید.

شش سال پیش و در جریان سفر رئیس ‌جمهور چین به تهران بحث و گفتگو هایی در ارتباط با سند جامع همکاری‌ های ۲۵ساله صورت گرفت و جهت بررسی بین مقام‌ های دو کشور، مرتب رد و بدل شد تا روابط دو کشور به سطح راهبردی و جامعی هدایت شود، زیرا از نظر کارشناسان مختلف روابط ایران و چین سرشار از ابعاد مختلف و دارای چندین لایه عمیق است. لذا، نیاز به تنظیم این توافق در قالب یک سند و به صورت کاملا اساسی احساس شده است.

در همین راستا و نزدیک به روز امضا شدن این توافق، سخنگوی وزارت امور خارجه سخنانی را در ارتباط با این توافق همکاری مبنی بر این که در این سند همه ابعاد همکاری‌ های تجاری، اقتصادی و حمل و نقل دو کشور به همراه مشارکت ایران در طرح یک کمربند_یک جاده ذکر شده و یک محوریت خاصی به بخش خصوصی دو طرف داده شده و همکاری ‌های این بخش برای دو طرف مورد تاکید قرار گرفته، بیان کرد.

به همین منظور و بر اساس اهمیت موضوع امضای این سند همکاری، خبرنگار بازار گفتگویی را با «دکتر جعفر قناد باشی» سفیر اسبق ایران در لیبی و کارشناس مسائل غرب آسیا در خصوص اهمیت انعقاد قرارداد ۲۵ ساله و پیام آن برای غرب ترتیب داده که در ادامه می خوانیم: 

* همانطور که می دانید قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین در قالب یک سند همکاری جامع در هفته اول فروردین سال جاری به امضای وزرای خارجه دو کشور رسید. بلافاصله پس از انعقاد این توافقنامه، نظرات و تحلیلهای متفاوتی از سوی کارشناسان و مقامات داخلی و خارجی مطرح گردید. دیدگاه شما به عنوان کارشناس مسائل غرب آسیا و دیپلمات پیشین وزارت خارجه در خصوص اهمیت انعقاد این سند همکاری چیست؟
ایران و چین دو کشور تاریخی که در گذشته و در دوران باستان روابط اقتصادی زیاد و شایانی داشتند و امروز هم دو کشور بزرگ و پهناور و از کشورهای مهم جهانی به شمار می روند. وقتی دو کشور به دنبال برقراری روابط مستحکمی هستند، درصددند تا سهم بیشتری در مراودات اقتصادی جهانی داشته باشند زیرا ما در مبادلات اقتصادی جهانی سهم بسیار کمی داریم. لذا از طریق این توافقنامه می توانیم به افزایش این روابط با جهان خارج و برطرف کردن نیازهایمان بپردازیم. این موضوع یکی از ابعاد اهمیت این قرارداد هست. با توجه به اینکه اقتصاد، صنعت و کشاورزی ما وابسته به دنیای غرب بوده و طی سالیان گذشته با غرب کار می کرده، این توافق به معنای تنوع بخشیدن به طرفهای تجاری و اقتصادی ما هست. این امر از نیازهای یک کشور مقتدر است که تنها به یک گروه،  منطقه و جهت جغرافیایی وابسته نباشد و با طرفهای مختلف بین المللی روابطی را برقرار سازد.  

  با توجه به اینکه اقتصاد، صنعت و کشاورزی ما وابسته به دنیای غرب بوده و طی سالیان گذشته با غرب کار می کرده، این توافق به معنای تنوع بخشیدن به طرفهای تجاری و اقتصادی ما است

مسئله دیگر این است که چینی ها به دنبال تبدیل شدن به اقتصاد بزرگ جهانی هستند و شاید زمانی نه چندان دور آن ها در راس اقتصاد جهانی باشند. بنابراین ضروری است که ایران رابطه اقتصادی خود را با کشورهای بزرگ جهانی استحکام بخشد.  اینکه رابطه ایران با غربیها نیز محدود شده به دلیل خطاها و اشتباهات خودشان است وگرنه ما با کشورهای مختلف غربی رابطه اقتصادی گسترده تری داشتیم. در ابتدا که اتومبیل سازی در ایران راه اندازی شد، ما قرارداد با پیکان را با انگلیسی ها منعقد کردیم. همچنین وارد قرارداد با پژو در قبل و بعد از انقلاب اسلامی با کشور فرانسه شدیم و قرارداد فولاد مبارکه را با ایتالیایی ها امضا کردیم. این توافقات می بایستی گسترش پیدا می کرد اما به دلیل سیاستهای خصمانه غربیها محدود شد.

بنابراین، بر اساس این توافق ما وارد یک فضای جدید بین المللی برای انجام اقدامات اقتصادی گسترده تر خواهیم شد و خود را از فرصتهای پیش رو جهان امروز محروم نمی کنیم.  در گذشته ما تلاش زیادی نکردیم و بسیاری از فرصتها را در جهت توان افزایی و برخورداری از تنوع در طرفهای تجاری از دست دادیم. علاوه بر این مسائل، این توافق دارای دو اهمیت دیگر است و از آن جمله می توان به این موضوعات اشاره کرد. به دلیل آنکه برنامه غرب در عرصه اقتصادی یک جنگ اقتصادی با ما بوده و به مدت ۴۲ سال است که غربیها منتظر این هستند که ایران را تسلیم خواسته های خود کرده و به زمین بیافکنند و جمهوری اسلامی سیاستهای اقتصادی خود را طبق خاستگاه آن ها تعیین کند، هم اکنون امضای این توافق موجب شکست سیاست و دیپلماسی آن ها می شود.

به دلیل آنکه برنامه غرب در عرصه اقتصادی یک جنگ اقتصادی با ما بوده و به مدت ۴۲ سال است که غربیها منتظر این هستند که ایران را تسلیم خواسته های خود کرده و به زمین بیافکنند و جمهوری اسلامی سیاستهای اقتصادی خود را طبق خاستگاه آن ها تعیین کند،  هم اکنون امضای این توافق موجب شکست سیاست و دیپلماسی آن ها می شود

جمله مشهوری کارشناسان امریکایی داشتند که ما باید به  ایران فشار بیاوریم که مانند سیب رسیده ای به دامن امریکا بیفتد، یعنی آن ها مجددا وابستگی اقتصادی را کلید بزنند. این قرارداد به معنای شکست سیاستهای غرب برای از پا درآوردن ایران و ورود غیرقانونی آنها به عرصه اقتصاد و سیاست ایران است.  

البته جنبه دیگر این توافقنامه به همکاری های دو کشور اشاره دارد. این همکاریها، می توانند گشایشهای زیادی را در عرصه های مختلف ایجاد کند زیرا بخشی از مناسبات چین با ایران در بخش ترانزیت است. به دلیل اینکه ما پیش از این با کشورهای آسیای میانه و حوزه قفقاز همکاریهای ترانزیتی داشتیم، لذا این قرارداد می تواند رونق بخش همکاری های ترانزیتی ما با همسایگانمان از دریچه روابط با چین شود.  

* حال با توجه به اظهارات جنابعالی و اشاره شکست سیاستهای غرب برای از پا درآوردن ایران و ورود غیرقانونی آنها به عرصه اقتصاد و سیاست ایران، این توافق چه پیام و سیگنالی را به طور کلی برای غربیها به خصوص امریکا دارد؟
از آن جایی که بایدن امیدوار بود تا پروژه اعمال فشار حداکثری علیه ایران که در زمان ترامپ کلید خورده بود، در زمان ریاست او به نتیجه برسد و دنبال می کرد، طبیعتا این قرارداد به این معنا است که سیاست اعمال فشار حداکثری به طور صد در صد شکست خواهد خورد البته نشانه های این شکست قبلا آشکار شده بود، ولیکن بایدن و دموکراتها امیدوار بودند که از دریچه دیگر و کلیدواژه های جدیدی، سیاست اعمال فشار بر ایران را از منظر اقتصادی آنقدر دنبال کنند تا این کشور تسلیم شود. این روزنه ها و هر روزنه امیدی برای تسلیم امروز مسدود شده است.

امریکاییها متوجه شده اند که ایران شریک دیگری پیدا کرده و به رغم این که سالهای سال اقتصاد و صنعت ایران وابسته به غرب بوده، حال جمهوری اسلامی در پی کاهش این وابستگی است تا به همان اندازه سیاستهای تحریمی نیز ضعیف شود.

امریکاییها متوجه شده اند که ایران شریک دیگری پیدا کرده و به رغم این که سالهای سال اقتصاد و صنعت ایران وابسته به غرب بوده، حال جمهوری اسلامی در پی کاهش این وابستگی است تا به همان اندازه سیاستهای تحریمی نیز ضعیف شود

لذا، الان بایدن به این نتیجه رسیده که نباید نسبت به پروزه بی سابقه تحریم علیه ایران امیدوار باشد چرا که تحریم های امریکا از زمان کارتر کلید خورد و پس از آن در زمان ریگان،  بوش پدر، کلینتون و اوباما این سیاستها علیه ایران ادامه داشت. اما در زمان ترامپ به حداکثر رسید و بی سابقه و سهمگین ترین میزان خود رسید. حال با وجود این توافق شکست سیاست حداکثری محرز است و امریکا باید نگران و به فکر سیاست جدید دیگری باشد.

* نگرانی امریکاییها در این خصوص چیست؟  
یکی از نگرانی های آنها این است که سیاست تنوع بخشیدن و ایجاد روابط جدید با طرفهای اقتصادی به دیگر کشورهای منطقه نیز سرایت کند و آن ها راه ایران را دنبال کنند.  

* آیا این توافق به نفع ایران است و نیازهای اقتصادی ایران برآورده می کند؟ یعنی مشارکت ایران و چین تا چه اندازه وضعیت ایران را در شرایط تحریمی تغییر می دهد؟
سیاست تحریمی تنها از سوی امریکا در زمان ترامپ اعمال نشد، بلکه او تمامی کشورهای جهان را مجبور کرد تا رابطه اقتصادی خود را علیه ما به صفر برسانند یعنی با ما خرید و فروش و داد و ستدی انجام ندهند. حتی دارو به ایران صادر نشود. در میان کشورهای غربی امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان موتور اصلی اعمال فشار به ایران بودند و ایران را در وضعیتی قرار دادند. حال روابط با چین این فشار را تا حدی می شکند و فرصتی برای تنفس مجدد اقتصاد ایران فراهم می کند.

اقتصاد چین رو به پیشرفت است و ما هم از زیرساختهای آماده و نیروی کار جوان متخصص و تحصیل کرده برخوردار هستیم. همچنین جاده های مواصلاتی ایران برای امور ترانزیتی مطلوب است و از موقعیت ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک خاصی در غرب آسیا برخوردار است که اگر در عرصه های تراتزیت کالا، گردشگری، انرژی و تولید محصولات کشاورزی به درستی عمل کند، زمینه های بهره برداری افزایش یافته و تبدیل به یکی از ثروتمندترین کشورها در جهان می شود. جمع توانمندی های چین و ایران بر روی هم می تواند دو کشور را به لحاظ اقتصادی به خصوص ما با توجه به شکسته شدن تحریم ها به طور گسترده، منتفع سازد و پس از آن آغاز همکاری ها صورت میگرد.

چینی ها که به یک کشور فرهنگی شهرت دارند، در تاریخ خود به عکس کشورهای اروپایی از جمله انگلیس، فرانسه، بلژیک و غیره هیچ کشوری را مستعمره نکرده اند و روابط خوب اقتصادی با ایران در دوران باستان داشته اند. بنابراین این قرارداد می تواند برای ما فرصت بسیار خوبی از منظر اقتصادی باشد. البته سیاست ایران این است که با تمام طرفهای بین المللی رابطه داشته باشد منتها کشورهایی در حرکت هایی ظالمانه رابطه خود را با ما قطع کرده اند.  

* چرا این قرارداد دراز مدت تنظیم شده است؟  
قراردادهای کوتاه مدت به یک سرمایه گذر اجازه سرمایه گذاری مناسب را نمی دهد و در واقع زیرا افق روشن و میان مدتی را برای سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی خود ترسیم کرده است. اما زمانی که دوره طولانی تری مثلا همین مدت ۲۵ سال منعقد شود، افق روشن تری را میتوان برای همکاری ها و انگیزه قوی تری برای سرمایه گذاری های بیشتر و در پی آن رشد گسترده تر طرفین قرارداد متصور شد. قرارداد کوتاه مدت این انگیزه ها را کاهش می دهد و چشم انداز اقتصادی را به قدری پایین می آورد که نتایج ناچیزی عاید می گردد.  

در سفری که ظریف به چین داشت، وزیر خارجه چین به نوعی امضای این توافق را به حل و فصل اختلافات ایران با کشورهای منطقه گره زده بود. اما وانگ یی به ایران سفر کرد تا این توافق را امضا کند. آیا تغییری در دیدگاه چین متعاقب به قدرت رسیدن بایدن در آمریکا به وجود آمده است؟ به عبارت دیگر آیا چین منتظر سیاست دولت جدید آمریکا بوده است؟
طبیعی است که هر کشوری برای امضای قراردادهای خود ملاحظات جهانی و منطقه ای و همچنین سیاست واردات داخلی دارد. اگر کشوری ملاحظات منطقه ای و اقتصادی را در نظر نگیرد، طرف مطمئنی برای برقرای رابطه نیست چرا که بدون ملاحظه و حساب وارد عرصه همکاری شده است. اما اگر کشوری ضرورت ها و محاسبات کشور طرف مقابل را در نظر گرفت طبیعتا طرف مطمئنی برای انعقاد قرارداد است.

اما در خصوص سوال شما، به دلیل آن که دنیای غرب با وجود این توافق خود را شکست خورده در نظر میگیرد با وجود آن که تمام تلاش آن ها این بوده که سیاست تحریمی خود را تدوام بخشند و ایران تسلیم خواسته های خود کنند، طبیعی است که آنها در حالت انفعال قرار دارند و به دنبال تبلیغات و بزرگنمایی برخی مسائل باشند. تمام سعی آن ها این است که افکار عمومی ایران را نسبت به این قرارداد بدبین کنند. از یک طرف هم آن ها نشان داده اند که بازنده این صحنه اقتصادی هستند.

اما این که چینی ها با آمدن بایدن در دیدگاه خود تغییراتی ایجاد کرده اند بله، البته در مناسبات دو جانبه آنها این موضوع نمود پیدا می کند که بایدن سیاستی را در نظر میگیرد و چینی ها متعاقب آن سیاستهای خود را تنظیم می کنند. اما در خصوص قرارداد ایران و چین این موضوع نقشی ندارد. فضای رسانه ای را دنیای غرب به دلیل شکستهای خود آلوده کرده و این گونه بازنمود می کنند که چین منتظر سیاست دولت جدید آمریکا بوده است و این برنگ برنده را برگ بازنده در دید مردم نشان می دهند.

۲۵ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۰
کد خبر: ۸۳٬۰۸۹

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 0 =