۱۷ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۰:۱۰
کد خبر: . ۸۱٬۶۵۵
پیام قرارداد ۲۵ ساله به امریکا؛ دو کشور «مهار» نخواهند شد

«اندرو کوریبکو» معتقد است که هدف کلان انعقاد قرارداد استراتژیک میان دو کشور چین و ایران، ادغام اوراسیای در حال پیشرفت است در حالی که منافع دو کشور به همراه روسیه را فراهم می کند.

تهمینه غمخوار؛ بازارسند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین در سفر وزیر خارجه جمهوری خلق چین به تهران در آستانه پنجاهمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک دو کشور، با حضور محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران و همتای چینی آن در روز شنبه گذشته به امضا رسید، سندی که به تعبیری ترجمه روابط دو کشور می باشد و به سطح مشارکت راهبردی ارتقا پیدا کرده است.

در سال ۱۳۹۴ و در جریان سفر رئیس ‌جمهور چین به تهران، در ارتباط با سند جامع همکاری‌ های ۲۵ساله، بحث و گفتگو هایی صورت گرفته و برای بررسی بین مقام‌ های دو کشور، رد و بدل شده بود تا روابط دو کشور به سطح راهبردی و جامعی هدایت شود، زیرا روابط ایران و چین سرشار از ابعاد مختلف و دارای چندین لایه عمیق است. بنابراین نیاز بوده که این روابط در قالب یک سند و به صورت کاملا اساسی تنظیم شود.

بر اساس اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه، در این سند همه ابعاد همکاری‌ های تجاری، اقتصادی و حمل و نقل دو کشور به همراه مشارکت ایران در طرح یک کمربند_یک جاده ذکر شده و یک محوریت خاصی به بخش خصوصی دو طرف داده شده و همکاری ‌های این بخش برای دو طرف مورد تاکید قرار گرفته است.

 در همین راستا و بر اساس اهمیت موضوع امضای این سند همکاری، خبرنگار بازار گفتگویی را با «اندرو کوریبکو»، نویسنده، تحلیل‌گر ارشد سیاسی و عضو هیئت‌ علمی موسسه مطالعات استراتژیک و آینده‌پژوهی دانشگاه دوستی روسیه در خصوص اهمیت این قرارداد و پیام آن برای غرب انجام داده که  مشروح مصاحبه در ادامه آمده است:

* سند همکاری ۲۵ ساله بین ایران و چین سرانجام در هفته گذشته به امضای وزرای خارجه دو کشور رسید. اهمیت انعقاد این توافقنامه برای دو کشور چیست؟
مهمترین اهمیت مشارکت استراتژیک ایران و چین که اخیراً منعقد شده، این است که پتانسیلی برای گسترش پروژه شاخص و برجسته کریدور اقتصادی چین_پاکستان (CPEC) از طریق چشم انداز شاخه غربی «سی پک»  W-CPEC + به منظور ایجاد طرح «یک کمربند_یک جاده» (BRI) در غرب آسیا ایجاد می شود.

از منظر گسترده تر، این تفاهمنامه، ارتباط بین آسیای غربی و آسیای شرقی از طریق آسیای جنوبی را تسهیل می کند. به عبارت دیگر، هدف کلان این قرارداد استراتژیک، ادغام اوراسیا می باشد که در حال پیشرفت است و منافع این دو کشور و همچنین روسیه را تأمین می کند. نتیجه نهایی این است که نظم جهانی چند قطبی بسیار سریعتر از حد انتظار برخی از خوش بین ترین ناظران در حال ظهور است.

* به لحاظ زمانی، امضای این سند چه پیامی برای غرب بالاخص ایالات متحده دارد؟
چین و ایران به ایالات متحده پیام می دهند که «مهار» نخواهند شد. سیاست آمریکا برای مهار و کنترل این دو کشور و روسیه شکست خورده است. در حقیقت، مسلماً به دلیل همین سیاست بوده که آن دو کشور در نهایت به توافق اخیر خود دست یافته اند. آنها هر دو تحت فشار فزاینده ای هستند و می فهمند که عملی ترین راه حل همکاری نزدیکتر با یکدیگر است، زیرا چین و ایران در موقعیت های مشابهی در برابر ایالات متحده قرار دارند. آمریکا از توافق آنها راضی نیست، اما به غیر از انتشار اطلاعات نادرست درباره شرایط خود و نگرانی در مورد تأثیر استراتژیک و بلند مدت بودن آن، نمی تواند کار دیگری برای جلوگیری از عملی شدن آن انجام دهد.

* ایالات متحده از امضای این سند همکاری ابراز نگرانی کرده است. چه چیزی موجب ایجاد دلهره در امریکا شده است؟
ایالات متحده همیشه مخالف هر چیزی است که منافع چین، ایران و روسیه را پیش ببرد و از آنجایی که منافع دو کشور از طریق این قرارداد تامین خواهد شد، بدیهی است که آمریکا دچار نگرانی شود. همانطور که در بالا  توضیح داده شد، ایالات متحده دوست ندارد که ادغام اوراسیا به ویژه بین غرب، جنوب و شرق آسیا از طریق شاخه غربی «سی پک» انجام شود.

گوناگونی طولانی مدت مسیرهای تجاری از طریق دریا به خشکی، توانایی نیروی دریایی قدرتمند ایالات متحده در سیاه نمایی از اقتصاد بین المللی را کاهش می دهد. این مسأله بر خلاف منافع کلان استراتژیک آمریکا است، از این رو واشنگتن مخالف همکاری استراتژیک چین و ایران است.

* در سفر وزیر امور خارجه ایران به چین، وزیر خارجه چین به نوعی امضای این توافق نامه را به حل و فصل اختلافات ایران با کشورهای منطقه گره زد. اما او نهایتا برای امضای توافق نامه به ایران سفر کرد و توافق را امضا کرد. آیا از زمان به قدرت رسیدن بایدن در ایالات متحده تغییری در دیدگاه چین ایجاد شده است؟ به عبارت دیگر، آیا چین منتظر سیاست دولت جدید ایالات متحده بوده است؟
صحبت در رابطه با این مسئله دشوار است، اما چین سابقه اتصال رشته های مخفی میان معاملات خود را ندارد، بنابراین بعید به نظر می رسد که قبلاً حل اختلافات منطقه ای ایران را پیش شرط رسیدن به توافق اخیر قرار داده باشد. از نظر زمینه استراتژیک بودن این قرارداد، به نظر می رسد چین به این نتیجه رسیده که دولت بایدن تفاوت چندانی با دولت ترامپ ندارد، زیرا هر دو تلاش کرده اند پکن و تهران را مهار کنند.

* یکی از موارد مهمی که برای این سند همکاری مطرح می شود اتصال زمینی ایران به عراق و سوریه است. از این طریق چین می تواند به دریای مدیترانه از طریق ایران، عراق و سوریه متصل شود. ایران حضور تثبیت شده در بندر طرطوس سوریه دارد و نیروهای طرفدار ایران بر گذرگاه مرزی البوکمال در استان دیرالزور سوریه و گذرگاه القائم در استان الانبار عراق نیز کنترل دارند. به نظر شما این مسیر تا چه اندازه قابل تحقق است؟
این چشم انداز که توصیف کردید مدتی طول می کشد تا عملی شود، زیرا ایالات متحده هنوز آسمان این دو کشور ترانزیتی غرب آسیا را کنترل می کند و همچنین بر گروه های مسلح محلی که ایران و دیگران آنها را تروریست توصیف می کنند، اعمال قدرت و نفوذ دارد.

این دو عامل یعنی حملات هوایی و تروریست ها می توانند ارتباط اقتصادی بین ایران، عراق و سوریه را مختل کنند و بنابراین قبل از اینکه این شاخه از سی پک غربی عملی شود، باید به آنها توجه شود.

۱۷ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۰:۱۰
کد خبر: ۸۱٬۶۵۵

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 8 =