۲۲ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۹:۱۳
کد خبر: . ۸۱٬۵۴۳
امریکا تمایل ندارد روابط تجاری افغانستان و ایران گسترش یابد| کمکهای ایران در حافظه تاریخی مهاجرین

«دکتر عبداللطیف نظری» ضمن اشاره به این که موضوع حقابه هیرمند امری عامدانه از سوی دولت افغانستان نیست، می گوید: اگر جمهوری اسلامی ایران در جهت تامین امنیت و صلح و ثبات پایدار در این کشور گام بر دارد، زمینه دست یابی به این توافق زودتر فراهم می شود.

تهمینه غمخوار؛ بازار:  ایران و افغانستان در طول صد سال گذشته، روابط سیاسی و مبادلات تجاری مطلوبی را به‌ عنوان دو کشور دوست و همسایه با یکدیگر داشته اند، اما با این وجود، این مناسبات در مقایسه با روابط ایران با دیگر کشورهای همسایه‌ کمتر مورد توجه کارشناسانه قرار گرفته در حالی که افغانستان یکی از بازارهای عمده برای کالاهای ایرانی است و لذا گسترش مناسبات تجاری برای دو کشور میتواند با توجه به شرایط تحریمی و اوضاع داخلی افغانستان برای هر دو کشور به دلیل همسایگی و اشتراکات زبانی، فرهنگی، هویتی و تاریخی سودآور باشد.

در همین راستا و بر اساس اهمیت موضوع روابط تجاری ایران با کشورهای همسایه به خصوص افغانستان، خبرنگار بازار  گفتگویی را با «دکترعبداللطیف نظری»، استاد دانشگاه کابل و کارشناس ارشد روابط بین الملل در خصوص روابط تجاری موجود میان ایران و افغانستان و چالشهای عدم گسترش این روابط ترتیب داده که مشروح مصاحبه در ادامه آمده است:

*اهمیت بازارچه های مرزی میان ایران و افغانستان در گسترش روابط اقتصادی و تجاری دو کشور در چیست و چرا این ظرفیت به خوبی فعال نشده است؟
توجه به بازارچه های مرزی و بازار مشترک به خصوص بندر چابهار که میتواند حلقه وصل مهم بین افغانستان، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا باشد و به عنوان محورهای جدی برای برطرف ساختن تحریم ها به خصوص برای ایران ارزیابی شود، حائز اهمیت است. افغانستان از هر نظر آمادگی واردات و صادرات با ایران را دارد، به خصوص این که این کشور هنوز هم در ارتباط با صادرات نمیتواند نقش چشمگیری داشته باشد، از هر نظر بازار مصرف خوبی برای کشورهای همسایه به خصوص جمهوری اسلامی ایران می باشد.

بنابراین با گسترش تجارت زمینه ورود ارز نیز به ایران فراهم می شود که در ماههای گذشته دچار مشکلاتی بوده است و هم زمینه صادرات بیشتر کالاهای ایرانی به افغانستان ایجاد می شود که این مسئله خود می تواند در اقتصاد و ارز ایران تاثیرگذار باشد. این مسئله منجر به دور زدن تحریم ها نیز می شود. در عین حال فراموش نکنیم که افغانستان همواره تلاش کرده که از تحریم ها به خصوص بندر چابهار که بیشتر مبادلات آن به هند، آسیای میانه و ایران از این طریق انجام می شود، مستثنی بوده و  نقش کلیدی و برجسته و برازنده ای را در این زمینه و همچنین همانطور که اشاره شد دور زدن تحریم های امریکا علیه ایران ایفا کند. 

در این رابطه به نظر می رسد که بی توجهی از سوی هر دو کشور صورت گرفته و افغانستان در سیاست خارجی ایران و به خصوص در عرصه های تجاری و اقتصادی نقش برجسته و پررنگ ندارد. به هر میزان این نقش مهم تر جلوه کند و نگاه جمهوری اسلامی ایران به افغانستان به عنوان کشور همسایه ای که بازار مصرفی کالاهای ایرانی در نظر گرفته می شود و فرهنگ، زبان، تمدن و ذائقه ای مشترک میان دو کشور مشاهده می شود، من فکر می کنم که این موضوع می تواند توجه کارگزاران و سیاست گذاران جمهوری اسلامی ایران را بیشتر جلب کند و قطعا به سود هر دو کشور به خصوص ایران که با تحریم های ظالمانه امریکا رو برو می باشد، تمام شود.

* با توجه به این که خط‌ آهن خواف-هرات تأثیر قابل توجهی در اقتصاد دو کشور خواهد داشت، اما می بینیم که مشکلاتی در این میان وجود دارد و هنوز به کامل به بهره برداری نرسیده است. اولا، راه اندازی این خط آهن تا چه اندازه در گسترش مناسبات تجاری دو کشور موثر و تا چه میزان نیازهای دو کشور را برطرف می کند؟ و ثانیا، چالشهای پیش روی آن چیست که کماکان در حد افتتاح بوده و کامل راه اندازی نشده است؟
با توجه به این که افغانستان محاط در خشکی می باشد، و به دریای آزاد راه ندارد، بنابراین کشورهای همسایه به خصوص ایران می تواند در این ارتباط نقش اساسی داشته که یکی از ابزارها و ساز و کارها می تواند ارتباط ریلی و خط آهن بین دو کشور در نظر گرفته شود. افغانستان از طریق بندر عباس در ایران و همچنین خط آهن خواف_هرات که اخیرا راه اندازی شده، می تواند به دریا و آبهای آزاد راه داشته باشد و می تواند حلقه وصلی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی باشد.

با توجه به نقش کلیدی که ایران در شرایط تحریمی می تواند داشته باشد، من فکر می کنم به هر میزانی که این راه آهن به بهره برداری کامل برسد و درازا و مساحت بیشتری از نقاط جغرافیایی افغانستان را در برگیرد، هم نیازمندیهای افغانستان را برطرف می سازد و هم ایران منتفع می گردد. افغانستان می تواند از طریق این خط آهن کالاهای خود را به کشورهای دیگر برساند و هم ایران می تواند از این طریق کالاهای خود را به صورت آسانتر به افغانستان، آسیای مرکزی و جنوبی منتقل کند. از این منظر سودآوری عاید دو کشور می شود. 

در رابطه با موانع این خط آهن، متاسفانه افغانستان در وضعیتی قرار ندارد که بتواند امنیت این خط آهن را به طور کامل تامین کند. همین اواخر انفجارهایی صورت گرفت و به قسمتهایی از خاک افغانستان و این خط آهن آسیب زد. اگر ایران در ارتباط با تامین امنیت با افغانستان همکاری کند، این مشکل برطرف خواهد شد.

با توجه به مشکلاتی که میان ایران و امریکا وجود دارد و رابطه استراتژیکی که میان افغانستان و امریکا در جریان است و رابطه ای بین افغانستان و همسایه خود جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، به هر حال در سیاست خارجی افغانستان، به هر حال تاثیرگذاری قدرتهای بزرگ غربی از جمله امریکا را ما نمی توانیم نادیده بگیریم. غربی ها مایل نیستند که رابطه ایران و افغانستان در عرصه های سیاسی و تجاری گسترش پیدا کند.

غربی ها مایل نیستند که رابطه ایران و افغانستان در عرصه های سیاسی و تجاری گسترش پیدا کند

بنابراین من معتقدم که اگر مذاکرات بیشتری میان مقامات دو کشور صورت گیرد، دیپلماسی اقتصادی در هر دو فعال شود و فضای تنش زدایی و اعتمادسازی شکل گیرد، این بسترها بیشتر ایجاد خواهد شد تا زمینه مبادلات تجاری بیشتر و انتقال کالا از طریق خط آهن فراهم گردد. قطعا این مشکل در میان مدت قابل حل است. بنابراین دو مانع یعنی فقدان امنیت و تاثیرپذیری افغانستان در حوزه سیاست خارجی از امریکا، پیش روی توسعه روابط دوجانبه است. 

اگر مذاکرات بیشتری میان مقامات دو کشور صورت گیرد، دیپلماسی اقتصادی در هر دو فعال شود و فضای تنش زدایی و اعتمادسازی شکل گیرد، این بسترها بیشتر ایجاد خواهد شد تا زمینه مبادلات تجاری بیشتر و انتقال کالا از طریق خط آهن خواف_هرات فراهم گردد

* با توجه به اظهارات اخیر اشرف غنی مبنی بر اینکه رژیم حقوقی هیرمند و حقابه ایران مشخص است، اما اگر ایران بیشتر از میزان معاهده آب بخواهد، دو کشور باید وارد مذاکرات جدیدی شوند و از طرفی بازتاب گسترده ای که این صحبتها در رسانه های خارجی و داخلی داشته است،  وضعیت حقوقی رودخانه هیرمند و تامین حقابه آن مربوط به بخش ایرانی این رودخانه چگونه است ؟ چه چالشهایی پیرامون حل و فصل این توافق وجود دارد؟
اصل این توافق به زمانی باز می گردد که از طرف ایران امیر عباس هویدا و از طرف افغانستان موسی شفیق، به امضای توافق نامه پرداختند، حقابه جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختند و به مشکلاتی که در آن زمان میان دو کشور وجود داشت نقطه پایان گذاشتند. بعد از آن تاریخ با توجه به بی ثباتی موجود در افغانستان و جنگهای داخلی که بیش از چهار دهه در این کشور جریان دارد، این مانع به وجود آمد که دو کشور از طریق مکانیزم های نرم یا دیپلماسی مشکلاتی که هر از گاهی بینشان به وجود می آمد حل و فصل کنند و نکات آسیب زا را برطرف نمایند.

من فکر می کنم، نکته اصلی بی ثباتی و ناامنی بوده که در افغانستان جریان داشته، زیرا افغانستان هنوز هم برای ایجاد ثبات سیاسی دچار مشکل است و راه حلی پیدا نکرده و جنگ هم هنوز در جریان است. بنابراین، تا زمانی که این ثبات به فرجام نرسد، این مشکل کماکان پابرجا خواهد بود چرا که زمانی که یک دولت قوی ملی که همه طرفها و جناحها آن را قبول داشته باشند شکل گیرد، در آن زمان می توان یک مذاکره دقیق، همه جانبه و هوشمندانه انجام داد تا منافع دو کشور تامین شود.

اما، فراموش نکنیم بر بخشهایی که بحث حقابه جمهوری اسلامی ایران مطرح است، مخالفان مسلح دولت افغانستان حکمرانی می کنند که گاهی آن مناطق دست به دست می شود. بنابراین دولت، کنترل و نظارتی بر آن بخشها ندارد . از این منظر حتی اگر مذاکره ای شکل گیرد و توافق جدیدی بر مبنای توافق قبلی صورت پذیرد، باور من این است در این ارتباط، ضمانتهایی از سوی دولت افغانستان وجود نخواهد داشت زیرا کنترل و تصرف این منطقه توسط مخالفان دولتی که مدام در حال جنگ هستند، زمینه اجرایی این معاهده از بین خواهد رفت.

اما تا این جای کار به دلیل اینکه یک دولت قوی و نیرومند در افغانستان روی کار نبوده، به نظر می رسد از سوی افغانستان کوتاهی هایی صورت گرفته که به دلیل عدم تسلط دولت بر آن مناطق و فراهم نبودن زمینه اجرایی شدن به لحاظ سیاسی و حقوقی بوده و به صورت عامدانه صورت نگرفته است.  

هر چقدر جمهوری اسلامی در جهت ایجاد امنیت و صلح و ثبات پایدار گام بر دارد و حل این چالشها در افغانستان کمک کند، زمینه دست یابی به حقابه هیرمند بیشتر فراهم می گردد

* اگر بخواهیم به یک موضوع مهم از جمله مهاجرین افغانستانی در ایران بپردازیم، این سوال به ذهن خطور می کند که تعاملات دو کشور در زمینه مهاجرین افغان به چه صورت بوده است ؟ پذیرایی ایران از مهاجرین افغانی در بهبود روابط دو کشور چه اندازه تاثیر گذار بوده و چه ضرورتهایی در این زمینه وجود دارد؟
در رابطه با بحث مهاجرین، تردیدی نیست که هر از گاهی ممکن است روابط دو کشور را تحت تاثیر قرار دهد. اما با توجه به این که ایران در حدود چهار دهه است که پذیرای چند میلیونی مهاجرین افغان بوده، این مهاجرین در ایران هم صاحب شغل هستند و هم در مدارس و دانشگاههای ایران مشغول به تحصیل هستند. بنابراین، قطعا هزینه هایی بر کشور همسایه افغانستان تحمیل شده است. از این منظر، باور من این است که هیچ کشوری همانند جمهوری اسلامی نتوانسته عادلانه و منصفانه برخورد کند. همچنین با توجه به مشکلاتی که به وجود می آمده، مدیریت ایران در جهت حل مشکلات مطلوب بوده است.

هیچ کشوری همانند جمهوری اسلامی نتوانسته عادلانه و منصفانه برخورد کند. همچنین با توجه به مشکلاتی که به وجود می آمده، مدیریت ایران در جهت حل مشکلات مطلوب بوده است

البته ما نمی توانیم برخی از مشکلات را نیز نادیده بگیریم که اکثرا توسط رسانه های بیگانه برجسته می شوند و تلاش عامدانه صورت می گیرد که روابط دو کشور از این منظر آسیب دیده و تحت تاثیر قرار گیرد. چنانچه در سال گذشته ما شاهد بودیم که خبر قضیه آتش سوزی ماشینی از مهاجرین که در استان یزد ایران دچار حادثه شد، در رسانه های بیگانه بسیار برجسته مطرح شد. همچنین، در رابطه با حقابه هیرمند نیز آن ها اخباری را منتشر کردند که چند شهروند افغانستانی توسط مامورین ایرانی به آب انداخته شدند که بعدا توسط جمهوری اسلامی تکذیب شد و هیئتی بی طرف نیز این موضوع را تایید نکرد. اینها موضوعاتی است که هر از گاهی توسط دشمنان و مخالفان روابط دوجانبه میان دو کشور مطرح می شود تا مشکلات پررنگ تر، حتی بازنمایی گردد و عامدانه خلق شود تا مناسبات فی مابین را تحت تاثیر قرار دهد.

اما خوشبختانه، با توجه به مشترکات تاریخی، تمدنی، زبانی و فرهنگی که بین دو کشور وجود داشته، هم افغانستان خواستار تدوام و بهبود روابط خود با ایران می باشد و هم جمهوری اسلامی همانگونه که طی چهل سال گذشته به افغانستان از جمله پناه دادن به مهاجرین افغان در روزهای سخت و دشوار کمک کرده، به نظر می رسد که این موضوعات نمی توان چندان روابط دوستانه را تحت تاثیر قرار دهد. لذا، مردم و دولت افغانستان قدردان کمکهای جمهوری اسلامی به خصوص مقام معظم رهبری هستند و بارها توسط مراجع رسمی از مهمان نوازی ایرانیها تقدیر و تشکر صورت گرفته است. 

البته هر از گاهی مقامات بلندپایه افغانستان خواستار این موضوع بوده و بحثهایی را مطرح کرده اند که زمینه اشتغال مهاجرین به صورت قانونمند و امکان تحصیلات عالی آنها در ایران فراهم شود، زیرا این افراد با سطح سواد بالا و تجربه و مهارت های کافی در کارشان می توانند در نوسازی و بازسازی افغانستان نقش برجسته و برازنده ای ایفا نمایند، اما با توجه به فرمان حکیمانه مقام معظم رهبری مبنی بر ورود و تحصیل قضیه مهاجرین و کسانی که کارت رسمی نداشتند و به صورت قانونی در ایران زندگی می کردند، به نظر می رسد که چنین کاری در هیچ کجای دنیا صورت نگرفته و مردم افغانستان این کار ایرانی ها را به حافظه تاریخی خود خواهند سپرد که در روزهای سخت چنین میزبانی دوستانه و برادرانه ای داشته اند.  دستیابی به سواد کافی و حضور در مدارس رسمی مهاجرین در ایران به نظر من بزرگترین دستاورد نه تنها برای این افراد بلکه برای کل مردم افغانستان است. 

۲۲ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۹:۱۳
کد خبر: ۸۱٬۵۴۳

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 2 =