اقتصادهای درحال‌ توسعه در «دام درآمد متوسط»

پنجاهمین شماره بروشور «اقتصاد به زبان ساده» با موضوع «دام درآمد متوسط» از سوی مرکز پژوهش‌های اتاق ایران منتشر شد. در این گزارش ضمن بررسی دلایل گیر کردن کشورهای درحال‌توسعه در دام درآمد متوسط و نوسانی شدن روند رشد آنها، الزامات عبور از این شرایط و همچنین وضعیت اقتصاد ایران از منظر خروج از این دام و دستیابی به همپایی تشریح شده است.

به گزارش بازار به نقل از اتاق ایران، به‌منظور آشنایی هرچه بیشتر علاقه‌مندان با مفاهیم اقتصادی و به‌کارگیری صحیح این موارد در تحلیل‌های اقتصادی، ایده تهیه و ارائه بروشورهایی با عنوان «اقتصاد به زبان ساده» در معاونت اقتصادی اتاق ایران مطرح شده و توسط مرکز پژوهش‌های اتاق ایران به اجرا درآمده است. در پنجاهمین شماره این مجموعه، به موضوع «دام درآمد متوسط» پرداخته شده است.

مفهوم دام درآمد متوسط
همه اقتصادهای درحال‌توسعه، هم‌زمان با دو هدف مهم روبرو هستند. رفع فقر و چیرگی بر عقب‌ماندگی. این اقتصادها در تلاش هستند تا ضمن رفع فقر، فاصله خود با اقتصادهای پیشرو را کم کرده و به همپایی با این اقتصادها دست پیدا کنند. در سه دهه اخیر چند کشور شرق آسیا توانسته‌اند به این مهم دست یابند و برخی دیگر از اقتصادهای این منطقه (شامل چین، ویتنام، مالزی، هند) در حال تجربه نرخ‌های رشد بالا و کاهش فاصله با اقتصادهای پیشرفته بوده‌اند؛ اما علی‌رغم موفقیت‌ ذکر شده، بسیاری از اقتصادها در دستیابی به همپایی ناکام بوده‌اند.

این ناکامی به گیر افتادن این اقتصادها در «دام درآمد متوسط» نسبت داده شده است. در همین راستا در نسخه پنجاهم بروشور اقتصاد به زبان ساده به موضوع «دام درآمد متوسط» پرداخته شده و تعریف این مفهوم، دلایل گیر کردن در دام درآمد متوسط، نیازمندی‌های عبور از آن و وضعیت اقتصاد ایران تشریح شده است. دام درآمد متوسط به شرایطی اطلاق می‌شود که طی آن کشور درحال‌توسعه، علی‌رغم تجربه خروج از وضعیت فقر (کاهش شدید جمعیت زیر خط فقر) و رسیدن به درآمد سرانه بیش از ۲ هزار دلار، برای سال‌ها و شاید دهه‌ها دچار روندهای نوسانی رشد و الگوهای حرکت – توقف می‌شود. به این معنی که رشد برای برخی سال‌ها مثبت بوده و در ادامه دچار رکود می‌شود و از همین رو این اقتصادها در کاهش فاصله با کشور پیشرو با مشکل روبرو می‌شود.

دلایل گیر افتادن در دام درآمد متوسط را می‌توان در سه سطح ملی، بخشی و شرکتی تقسیم‌بندی کرد که در بروشور حاضر به‌تفصیل دلایل مذکور ارائه شده است. از منظر ملی، دام درآمد متوسط به تغییر هزینه نیروی کار و کاهش مزیت تولید کالاهای کاربر در فرآیند رشد نسبت داده می‌شود. از منظر بخشی، کشورهای درآمد متوسط با مشکل اتکا به بخش‌های دارای افق رشد محدود یا مشکل «ارزش افزایی» روبرو هستند. از منظر شرکتی (بنگاهی) نیز دام درآمد متوسط به مشکلات شرکت‌های کشورهای درآمد متوسط در دستیابی به فناوری پیشرفته و رقابت با شرکت‌های پیشرو (در سطح جهانی) نسبت داده می‌شود.

ازنظر محققان، رمز توسعه‌یافتگی پایدار و عبور از دام درآمد متوسط در ایجاد توانمندی‌های فناورانه و سیستم‌های نوآوری در سطح ملی، بخشی و بنگاهی (شرکتی) است. بدون داشتن توانمندی فناورانه قوی، صادرات پایدار و رشد اقتصادی مستمر امکان‌پذیر نیست. همچنین برای عبور از دام درآمد متوسط نیاز به تنوع‌بخشی به تولیدات وجود دارد. در سطح ملی، کشور درآمد متوسط نیازمند عبور از اتکا به تولیدات مبتنی بر مزیت منابع و نیروی کار به تولیدات مبتنی بر کارایی و فناوری است. به تعبیر دیگر این اقتصاد به‌جای تکیه‌بر مزیت نسبی باید به مزیت رقابتی و خلق مزیت دست پیدا کند.

از منظر سیاست‌های ملی، کشورهای درآمد متوسط برای خلق مزیت، نیازمند سطح بالایی از سرمایه انسانی هستند. این کشورها باید بتوانند نیروی انسانی متخصص برای دستیابی به توان ابداع و اختراع و بهبود کیفیت تولیدات پرورش دهند. این مسئله هم نیازمند کیفی شدن و مسئله محور شدن نظام آموزشی و هم نیازمند تحول در نظام اجتماعی برای در برگرفتن ترجیحات نیروهای متخصص و اقناع آنها برای عدم مهاجرت است.

در سطح بخشی، دستیابی به توانمندی‌های فناورانه، نیازمند طی کردن مرحله تنوع‌یابی محصولات و به دست آوردن توانمندی تولید محصولات متنوع‌تر و بسط فعالیت در رشته فعالیت‌های بیشتری است. درواقع مطالعات متأخر نشان می‌دهند که دستیابی به توسعه نه صرفاً با تخصصی شدن در تولید برخی محصولات بلکه ابتدا با تنوع یابی و دستیابی به توان تولید محصولات بیشتر و سپس با تخصص‌یابی در تولید محصولات دارای قابلیت‌ بیشتر برای کشور درحال‌توسعه در زمینه دستیابی به مرز فناوری و پیشگامی در آنها قابل تحقق است.

در سطح شرکت (بنگاه) نیز دستیابی به توانمندی فناورانه در فعالیت‌های تخصصی اهمیت دارد. دستیابی به توانمندی فناورانه نیازمند طی کردن فرایند یادگیری است. با توجه به اینکه فناوری‌ها دارای چرخه عمر بوده و هر فناوری پس از مدتی منسوخ می‌شود، سه مسیر رشد نظیر مسیر تقلیدی، پرشی و ابداعی پیش روی شرکت‌های کشورهای درآمد متوسط وجود دارد که در بروشور به توضیح روش‌های مذکور پرداخته شده است.

وضعیت اقتصاد ایران
اقتصاد ایران در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، با دستیابی به درآمد متوسط، برای چند دهه است که در وضعیت درآمد متوسط گیر افتاده است. در این میان تحولات و شوک‌های خارجی مانند جنگ و تحریم، در ناکامی اقتصاد ایران در دستیابی به همپایی مؤثر بوده‌اند اما به نظر می‌رسد اقتصاد ایران در حال حاضر برای دستیابی به همپایی راه دشواری در پیش‌رو دارد.

اقتصاد ایران در حال حاضر بیش از هر چیز نیازمند عادی‌سازی روابط (خروج از شرایط تحریم) و تولید محوری (سودآوری بیشتر فعالیت‌های تولیدی در مقابل فعالیت‌های رقیب) در درجه اول است. در ادامه اقتصاد تنها در شرایطی قادر به استمرار بخشی به رشد خود و دستیابی به همپایی خواهد بود که بتواند وابستگی به نفت را کاهش داده و تنوع‌بخشی به تولیدات خود و بهبود قابلیت‌های دست‌یابی به توانمندی فناورانه را چه در سطح ملی، چه در سطح بخشی و چه در سطح بنگاه تحقق بخشد. همچنین این نکته قابل‌توجه است که تولید محوری در سطح ملی، تنوع‌یابی در سطح بخشی و تحقق اقتصاد مقیاس و دستیابی به توانمندی رقابت‌پذیری جهانی در سطح بنگاه برای خروج از دام درآمد متوسط دارای اهمیت است.

۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۹
کد خبر: ۷۰٬۰۴۷

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 9 =