۸۰  درصد مردم پس انداز ندارند/ فکر کردند کاهش تلفات موج اول کارخودشان است!

توفیقی، کارشناس اقتصاد سلامت و بهداشت اعتقاد دارد که در ایران بین ۷۰ تا ۸۰ درصد مردم پس انداز قابل توجهی ندارند وگرنه با پس انداز کافی، تحمل بحران ناشی از کرونا راحت تر امکانپذیر بود.

بازار؛ گروه ایران: از اوایل اسفند سال ۱۳۹۸ که به طور رسمی اعلام شد ویروس کرونا در کشور ما شیوع پیدا کرده و به تدریج تلفات ناشی از ابتلا به این ویروس روند افزایشی پیدا کرد، بودجه و هزینه زیادی صرف مقابله با شیوع این ویروس شد. هنوز شیوع این ویروس ادامه دارد و دولت تصمیم گرفته است از اول آذر ۱۳۹۹، شکل های محدود و نسبتاً کم هزینه تری از قرنطینه را برای مهار این ویروس اجرایی کند.

در گفت و گوی «بازار» با دکتر شهرام توفیقی، رویکرد ایران و کشورهای دیگر در مقابله با کرونا و هزینه هایی که شیوع این ویروس به کشور، اقتصاد و خانوارها وارده کرده است، بررسی شد. توفیقی، دکترای مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی با گرایش اقتصاد بهداشت دارد، مشاور معاون درمان وزارت بهداشت در امور اقتصاد درمان و بیمه سلامت و مولف فرهنگ اصطلاحات اقتصاد سلامت است.

واقعاً اِشکال در سیاستگذاری داریم و نمی شود گفت که نداریم، اما معضل شکنندگی اقتصاد ما، شاید یکی از مهمترین دلایلی باشد که سعی می کردند زیاد به این اقتصاد شکننده آسیب نرسانند. وقتی که بیماری تشدید شد،شاید چاره ای به غیر از این کار و برقراری قرنطینه نباشد

*کرونا ویروسی بود که شیوع آن در دنیا بحران ایجاد کرد و رشد اقتصادی کشورهای مختلف را در سال ۲۰۲۰ کاهش داده است. به نظر شما، بنا به چه دلایلی شیوع این ویروس، تا این حد توانست بحران ایجاد کند و در نتیجه  به نظر شما کرونا چه شرایطی ایجاد کرد و چه خصوصیاتی این ویروس دارد که بحران ایجاد کرد و هزینه های زیادی را به کشورهای مختلف از جمله کشور ما تحمیل کرد؟

هزینه های اقتصادی، از منظر بیماری و پیشگیری تابع چند مولفه مهم هستند. اولین مولفه، شیوع بیماری است و این که چند نفر مبتلا شوند. دومین مولفه، دوره درمان بیماری است که چه مقدار طول می کشد یعنی چه مدتی طول درمان است و چه مدتی طول نقاهت پس از درمان است. سوم این که بیماری چه شدتی دارد و آیا موجب مرگ و موجب از کار افتادگی می شود. مولفه چهارم نیز، هزینه های درمان است.

البته عوامل دیگری هم مطرح است ولی هزینه ها تابع چندین  مولفه هستند که به چهار مولفه آن اشاره کردم. با توجه به این که اولین مولفه، شیوع است هر مقدار، مبتلایان به یک بیماری بیش تر باشد هزینه هایی که آن بیماری یا ناخوشی ایجاد می کند، بالاتر خواهد بود. در وضعیت کنونی، سرعت شیوع و انتشار کرونا، بسیار بالا است.

دومین مولفه این است که چه مقدار طول درمان و طول نقاهت است. در این مورد، این بیماری، یک بیماری است که مقدار زیادی شایع می شود و حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از بیماران، به بیمارستان می روند و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از آنها به بخش ای سی یو (بخش مراقبت های ویژه) منتقل می شوند و این دوره نسبتا طولانی است. ما اگر تعداد افراد بستری شده را در کل کشور در نظر بگیریم، مدت اشغال تخت بیمارستان و در کل کشور، عدد بالایی خواهد شد.

بیماری مربوط به ویروس کرونا، به غیر از این که یک دوره درمان دارد، دوره مراقبت پس از درمان را هم دارد یعنی یک مدت هم، بیمار احساس ضعف، ناراحتی، خستگی و کسالت دارد. همه اینها هزینه هایی را ایجاد می کنند و این که شدت بیماری چقدر باشد و چه درمان هایی برای آن وجود داشته باشد. در مورد کرونا، هزینه های درمان خیلی بالا نیست و می شود با چند داروی نسبتاً ساده، مبتلایان را مداوا کرد. مهم این است که شیوع  ویروس کرونا، بسیار بالا است و وقتی شیوع بسیار بالا است و همزمان هم تعداد مراجعه بیماران زیاد است، بار اقتصادی که ایجاد می کند از نظر پیشگیری، تشخیص و درمان است و این هزینه ها بر نظام سلامت تحمیل می کند.

همچنین هزینه های غیر مستقیم نیز بر مجموعه کشور تحمیل می شود. وقتی که شما مجبور می شوید یک سوم کارکنان تان سر کار باشند و دو سوم را خارج از محل کار نگه دارید ولی حقوق کامل به آنها بدهید، در حقیقت هزینه غیر مستقیم ایجاد شده. چون کارایی به شدت پایین آمده است. پس ما، هم هزینه های مستقیم درمانی داریم و هم هزینه های مستقیم غیر درمانی و هم هزینه های غیر مستقیم که همه آنها خصوصاً به علت شیوع بالای ویروس و تعداد زیاد بیماران، خیلی بالا است.

*رویکردی که ایران در مقابله با کرونا در پیش گرفت این بود که تعطیلی سراسری در کل کشور اجرایی نشد. برخی مشاغل و بخش ها مثل هتل ها و حوزه گردشگری، در محدودیت قرار گرفتند و به طور اساسی آسیب دیدند.

این رویکرد ایران و کشورهایی که همین رویکرد را در مقابله با ویروس کرونا در پیش گرفتند، چگونه بود و چه عواملی باعث شد که تعطیل نکردن کامل اقتصاد، تا حدودی موفقیت آمیز باشد؟

در موج های مختلفی که از نظر شیوع بیماری می بینیم، همه کشورها موج اول و دوم را داشتند. کشور پیشرفته ای مثل آلمان یا کشور فرانسه، امکانات بیمارستانی خوبی هم دارند. آلمان، خصوصاً نظام بیمه ای خوبی دارد و در بریتانیا «نظام طب ملی» در حال اجرا است. در این کشورها، افزایش مبتلایان را داشتیم و بعد کاهش پیدا کرد و مثلاً دوباره المان اوج گرفته است.

این وضعیت، به خاطر ماهیت ویروس و بیماری است و این اتفاق رخ می دهد. همین الان شاید مبتلایان آلمان که شناسایی شده اند، بیش از ایران است. تفاوتی که در این زمینه و بین این کشورها و کشور ما وجود دارد، این است که آنها امکانات پیشرفته و سرمایه های زیادی داشتند و می توانستند برخی امکانات را بسیج کنند و تشخیص ها و تست های آزمایشگاهی انجام بدهند.

برخی کشورها که جمعیت کمتر و درآمد خوبی دارند، توانستند تعداد زیادی از جمعیت خودشان را غربال گری کنند. همچنین اگر امکاناتی داشتند برای ردیابی یا رصد بیماران استفاده کردند یعنی می توانستند بدانند کسی که مبتلا شده، در خانه خودش حضور دارد یا به بیرون از خانه رفته است. درجه رفاه اجتماعی و ثروت هر کشور نیز، یکی از مولفه های مهم بود که چه رویکردی را بتوانند انتخاب کنند. وقتی یک کشور از محل بودجه عمومی، برای کسانی که در خانه هستند مواد غذایی می فرستد یا وقتی که کارگران کار نمی کنند، حقوق آنها واریز می شود، این کشور ثروت دارد که این طور رفتار می کند و رفاه دارد.

کشوری که ثروت کمتر دارد، رفاه اجتماعی بالایی ندارد و در عین حال گستردگی و پراکندگی جمعیت بالا دارد، نمی تواند این خدمات را به خوبی ارائه کند. پس برخی از آمارها و تغییرات آماری را باید در ثروت کشور، درجه پراکندگی کشور، سواد عمومی و تبعیت پذیری و نرخ اشتغال ثابت و نه نرخ اشتغال غیر ثابت، جستجو کنیم

*کشورهای دیگر با چه روش هایی و چگونه سیاست های خودشان را در حوزه درمان اجرایی کردند که تا حد امکان و به نوعی، مهار این ویروس در آن کشورها تحقق پیدا کند؟

بین کشورهای مختلف، از نظر ثروت کشور و درجه رفاهی که ایجاد شده، تفاوت های زیادی در انتخاب رویکرد وجود دارد. ایتالیا در حد پنج یا شش ماه، حقوق پرداخت کرد بدون این که کار از کارگرانش بکشد یا کره جنوبی رصد الکترونیکی را به خوبی اجرا می کند یا آلمان و بریتانیا می توانند جیره غذایی برای مردم بفرستند یعنی این کشورها خیلی متفاوت رفتار می کنند.

کشوری که ثروت کمتر دارد، رفاه اجتماعی بالایی ندارد و در عین حال گستردگی و پراکندگی جمعیت بالا دارد، نمی تواند این خدمات را به خوبی ارائه کند. پس برخی از آمارها و تغییرات آماری را باید در ثروت کشور، درجه پراکندگی کشور، سواد عمومی و تبعیت پذیری و نرخ اشتغال ثابت و نه نرخ اشتغال غیر ثابت، جستجو کنیم.

کشورهای مختلف، بر اساس توانایی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خودشان رویکردهایی را اجرا کرده اند. احتمالاً  ما نمی توانیم و نتوانستیم مثل کره جنوبی، عمل کنیم. حتی اگر امکانات فراهم شود معلوم نیست بتوانیم این کارها را انجام بدهیم و هر مریضی که تشخیص داده شد بلافاصله پرونده الکترونیکی سلامت او فعال شود و از طریق موبایلش، رصد شود که او در کجا قرار دارد.

اطاعت پذیری، جزو فرهنگ مردم کره جنوبی است و مردم آن کشور از قوانین، پیروی کردند و البته تامین هم شدند. پس باید هم امکانات الکترونیکی وجود داشته باشد، هم فرهنگ مناسب برای انجام این کار باشد و هم این که از نظر مالی، نیازها برآورده شده باشد تا افراد مبتلا بتوانند در خانه بمانند و نیاز به بیرون رفتن نداشته باشند و از نظر مالی هم تامین باشند. بنابراین، رویکرد کشورها صرفاً تابع این نیست که بیماری چه وضعیتی دارد بلکه بر اساس تصمیم گیری دولت ها و مولفه های اقتصادی، رفاه، ثروت، فرهنگ اجتماعی و امکانات تکنولوژیک برای پیگیری، ردیابی و رصد کردن مردم است. به همین دلیل، ما تفاوت های بین رویکردها را می بینیم.

البته ماسک های غیر استاندارد و پارچه ای هم بیداد می کند. ماسک پارچه ای، به هیچ وجه مناسب نیست. حداکثر ظرفیت پالایندگی ماسک پارچه ای، حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد است ولی مردم با اطمینان و با ماسک پارچه ای و غیر استاندارد به داخل جمعیت هایی می روند که ممکن است افراد آلوده در آنجا باشند

*در کشور ما از نظر امکانات و تجهیزات درمانی، وضعیت ما چگونه است و آیا به نحو مطلوب از امکانات و تجهیزات فعلی استفاده می شود که کارایی بالاتری حاصل شود و احیاناً چه نقص ها و اِشکالاتی وجود دارد؟

ما هنوز به اندازه کافی، تست شناسایی انجام نداده ایم و شاید اگر تست شناسایی و غربال گری را انجام بدهیم، رقم مبتلایان ما به ویروس کرونا بیش تر شود. یک سوال مهم این است که مبتلایان ما، چرا نرخ بالاتری برای فوت شدن دارند. این وضع می تواند ناشی از ظرفیت های بیمارستانی ما باشد. در سال های قبل، انتقاد شد که تعداد تخت های بیمارستانی و تخت های آی سی یو (مراقبت ویژه) ایران، کم است و باید تعداد تخت ها افزایش پیدا کند. تلاش هم شد و تعداد تخت های بیمارستانی و تخت های آی سی یو را افزایش دادند ولی هنوز کافی نیست.

البته برخی می گفتند بیمارستان سازی نکنید و بخش های بیمارستانی راه نیندازید. همچنین می گفتند ما نیازمند این هستیم که توجه به بهداشت و شبکه های بهداشت بیش تر شود، شبکه های بهداشت تقویت شود و بهداشت را بیش تر پیگیری کنیم. در حالی که رخداد کرونا نشان داد که الزاماً این طور نیست همه چیز در اختیار ما باشد. اگر تعداد تخت های بیمارستانی کم باشد و تعداد تخت های آی سی یود ویژه کم باشد، ما دچار مشکل می شویم.

هنوز در این زمینه مطالعه ای انجام نشده ولی به علت دیر مراجعه کردن به بیمارستان، وضعیت تغذیه، درمان خودسرانه و کمبود تخت و همین طور وحشت عمومی که از مراجعه به بیمارستان ها و مراکز پزشکی رخ داد، با این که کادر درمان و پزشکی کشور زحمت زیادی می کشند، در ایران مرگ و میر در مبتلایان به کرونا، بالاتر است.

تقریباً به مقدار زیادی توانسته ایم از امکانات موجود استفاده کنیم. البته محافظت فردی هم اهمیت دارد. ظاهراً محافظت فردی با شستن مداوم دست و استفاده از ماسک، دستکش و مواد ضد عفونی کننده است. متاسفانه در تمام این موارد، ما از نظر کیفیت، دچار مشکل هستیم.

سوال این است که چرا پرسنل درمانی ما، بیش تر می میرند و بیش تر به کرونا مبتلا می شوند؟ شاید یک علت به استفاده از تجهیزات و امکانات موجود برمی گردد. یک سوال هم ان است که مردم چرا بیش تر مریض می شوند؟ شاید مردم از ماسک های غیر استاندارد استفاده می کنند یا به طور ناصحیح از ماسک استفاده می کنند.

یک قسمت از بحث، به بازار مواد شوینده برمی گردد. متاسفانه و متاسفانه هم ضد عفونی کننده تقلبی دیدیم و هم ماسک تقلبی دیدیم. چون قیمت این اقلام تقلبی پایین است و متاسفانه وزارت بهداشت نیز می گوید هر چه ارزان تر بهتر و استفاده کنید. این وضع، حفاظ ها را از بین برده است و مردم، بیش تر مبتلا می شوند. ما نمی توانیم نقش نامناسب بودن لوازم حفاظت فردی مثل ماسک و مواد ضد عفونی کننده را نادیده بگیریم.

متاسفانه و متاسفانه هم ضد عفونی کننده تقلبی دیدیم و هم ماسک تقلبی دیدیم. چون قیمت این اقلام تقلبی پایین است و متاسفانه وزارت بهداشت نیز می گوید هر چه ارزان تر بهتر و استفاده کنید. این وضع، حفاظ ها را از بین برده است و مردم، بیش تر مبتلا می شوند

*خرید ماسک توسط افراد هزینه دارد ولی برخی افرادی که ماسک خریده اند موقع صحبت کردن ماسک خود را پایین تر از دهان و زیر چانه قرار می دهند. در حالی که هدف از ماسک زدن، جلوگیری کردن از ورود ویروس به دهان و حلق است و اگر فرد بیماری، جلوی این فرد قرار بگیرد و سرفه و عطسه کند احتمالاً ویروس سرایت پیدا می کند.

بله و البته ماسک های غیر استاندارد و پارچه ای هم بیداد می کند. ماسک پارچه ای، به هیچ وجه مناسب نیست. حداکثر ظرفیت پالایندگی ماسک پارچه ای، حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد است ولی مردم با اطمینان و با ماسک پارچه ای و غیر استاندارد به داخل جمعیت هایی می روند که ممکن است افراد آلوده در آنجا باشند.

*آقای دکتر حریرچی، معاون وزارت بهداشت همیشه تاکید و توصیه می کند که مردم، خودشان ماسک پارچه ای در منزل تولید کنند و از این طریق صرفه جویی کنند ولی شما می گویید این نوع ماسک ها کارایی بالایی ندارند.

خُب آقای حریرچی، باید خودش جواب این صحبت هایش را بدهد. به هر حال، ماسک پارچه ای در حد ۲۰ تا ۲۵ درصد می تواند از فرد استفاده کنند از آن، محافظت کند ولی در فضای عمومی و باز. در حالی که در فضایی که مطمئن هستیم افراد مبتلا در آنجا حضور دارند و فضای بسته باشد، میزان حفاظت ماسک پارچه ای، کمتر از ۱۰ درصد است. در این زمینه، باید خیلی کار شود، اقلام استاندارد تهیه شود و آموزش داده شود.

*با این صحبت شما آیا می شود گفت که حتی مسئولان ارشد وزارت بهداشت، توصیه هایی که مطرح می کنند توصیه های دقیقی نیست و می توان صحبت ها و توصیه های آنها را به چالش گرفت؟

بله؛ کاملاً این طور است. البته یک دلیل شاید این باشد که اطلاعات فعلی در ماه های گذشته وجود نداشت و مثلاً در فصل بهار، خیلی از متخصصان، پزشکان و پرستاران ما، اصلاً اعتقاد به ماسک هم نداشتند. بعداً آهسته آهسته متوجه شدند که قضیه جدی تر از این است. آقای دکتر هلاکویی نائینی (رئیس انجمن اپیدمیولوژیست های ایران) خیلی اصرار داشت که باید از ماسک استفاده کنیم چون این ویروس، هوابرد است. البته بر هوابرد بودن، خیلی اصرار نداشتند ولی می گفتند ویروس از طریق تماس دست و مخاط انتقال پیدا می کند.

بعداً و در تیر ۱۳۹۹ سازمان جهانی بهداشت، هوابرد بودن ویروس کرونا را تایید کرد. بعد از آن، ماسک اهمیت بیش تری پیدا کرد ولی قبل از آن، دانش دنیا نسبت به این موضوع کم بود. الان که این آگاهی پیدا شده، باید جلوی این آسیب را بگیریم.

البته بیمار باید تلاش کند که به مرحله آی سی یو (بخش مراقبت های ویژه) نرسد و اگر به مرحله آی سی یو رسید، در بهترین حالت و خیلی تلاش شود، ما تا ۶۰ درصد فوتی داریم و در حد ۳۰ تا ۴۰ درصد احتمال بهبود وجود دارد. برای این که از تخت های آی سی یو استفاده شود، چند بار سیاست ها بر اساس شیوع ویروس عوض شد. اول گفته شد که باید نقاهتگاه ایجاد کنیم. با توجه به فرهنگ جامعه ما که هم مردم و هم قوم و خویشان باید بالای سر بیمار خودشان باشند، از نقاهتگاه استقبال نشد و مراکز ایجاد شده را هم جمع آوری کردند.

در فصل بهار، بنا به ماهیت فرهنگی ما، مملکت یک ماه تعطیل شده بود. در مجموع، غرور ایجاد شد و فکر کردند کار خودشان است

*الان آقای نمکی، وزیر بهداشت می گوید ما هشت ماه است که التماس می کنیم که مردم مراقبت کنید و همچنین می گوید گرفتار موج سوم کرونا شده ایم. در حالی که آقای نمکی در خرداد امسال و چند ماه پس از اعلام رسمی شیوع کرونا، می گفت ما در مقابله با کرونا الگوی جهانی موفق هستیم و ما را به عنوان الگوی موفق می شناسند.

از طرفی، تعداد تلفات رسمی ناشی از کرونا در یک دوره به زیر ۱۰۰ نفر و به نزدیک ۵۰ نفر در شبانه روز رسید. با این حال و  با افزایش تلفات انسانی ناشی از کرونا به بالای ۴۰۰ نفر در شبانه روز، آیا می توان گفت که وزیر بهداشت ایران، به نوعی دچار غرور شد؟

آغاز این بیماری، همراه با تعطیلات عید نوروز بود و وحشتی که ایجاد شده بود و جاده های کشور را هم بستند. اساساً در روزهای اول سال، کشور تعطیل است و صنعت و ادارات کار نمی کنند و تولیداتی ندارند. مردم در آن زمان پذیرفته بودند که نباید بیرون از منزل بروند و جاده ها هم که مسدود شد، عملاً مردم به سفر نرفتند. این وضع، باعث شد که کشتار ناشی از ویروس کاهش پیدا کند. در آنجا موفقیت حاصل شد و آقای نمکی اشتباه نگفتند ولی نمی شود همه چیز را به حساب آقای نمکی گذاشت.

به خاطر این که برخی شرایط اجتماعی هم حاکم شده بود و اصلاً مملکت تعطیل بود. تا اردیبهشت، اوضاع خوب بود ولی بعد از آن، چون تعداد مبتلایان کاهش پیدا کرده بود، این تصور پیش آمد که بله این کار ما بوده، اما وقتی که دوباره بخش صنعت ایران شروع به فعالیت کرد و تولید هم لازم بود و مردم مایحتاج نیاز داشتند و حتماً اقلامی باید خرید و فروش می شد و تولید می شد، دیگر از دست آقای نمکی کاری بر نمی آمد.

در این موقعیت، مملکت باید کار می کرد و البته برای مقابله با کرونا مجبور به تغییر ساختار هم شدند. یک ستاد بزرگتر تشکیل شد که همه وزرا و هیأت دولت حضور داشتند و زیر نظر شخص رئیس جمهور بود. در آن زمان بود که توانستند مملکت را جمع و جور کنند وگرنه در فصل بهار، بنا به ماهیت فرهنگی ما، مملکت یک ماه تعطیل شده بود. در مجموع، غرور ایجاد شد و فکر کردند کار خودشان است در حالی که کار خودشان نبود.

*در شهریور امسال هم آقای روحانی رئیس جمهور، اعلام کردند که «ما گفتیم این ویروس را شکست می دهیم و شکست به این معنا که با این ویروس کنار می آییم». در همه ماه های سال ۱۳۹۹ آقای روحانی تاکید می کردند که رشد اقتصادی ما مثبت است.

البته صندوق بین المللی پول در فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرده بود که رشد اقتصادی ایران منفی ۶ درصد می شود.  در نهایت به جایی رسیده ایم که دولت می خواهد از اول آذر ماه امسال شکل هایی از قرنطینه را در کشور اجرایی کند. به نظر شما، چرا به این مرحله رسیده ایم و به چه علت اوضاع بهداشت و اقتصاد سلامت، چنین وضعیتی پیدا کرد؟

وقتی که یک ویروس وحشی مثل کرونا، وارد می شود آستانه ظرفیت همکاری مردم و وزارت بهداشت و نهادهای بهداشتی و درمانی، محدوده ای دارد. از آن محدوده که بگذرد و شکننده شود، معضل ملی است. معضل ملی که به وجود بیاید یعنی «هیأت دولت» به «هیأت سلامت» تبدیل می شود.  این قاعده ای است که خیلی از کشورها در قانون اساسی خودشان هم دارند. در پروتکل مدیریت بحران ایران که در سال های اخیر تصویب شد، این موضوع مطرح شده که هر گاه بحران در سطح ملی ایجاد شود، بالاترین شخص اجرایی مملکت باید مسئولیت بحران را به عهده بگیرد و هیأت دولت باید به هیأت مدیریت بحران تبدیل شود.

در اوایل کار یعنی در فصل بهار، کسانی که در حوزه مدیریت بحران هستند، چند بار تذکر دادند که خوش خیال نباشید که شیوع این ویروس مهار می شود این ویروس مهار نمی شود. می گفتند هیأت سلامت باید شکل بگیرد و زیر نظر شخص رئیس جمهور باشد. البته در دولت، خیلی دیر این تصمیم گرفته شد.

به هر حال این تصمیم گرفته شد ولی ظرفیت های ملی در تولید، ایجاد ثروت، ذخیره و پس انداز، در کشور ما پایین است و ما نمی توانیم این وضع را نادیده بگیریم. پس انداز ما در کشور، خیلی کم است و هم میل به پس انداز کم است و هم این که واقعاً مردم پس اندازی ندارند.

احتمالاً بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از مردم، اصلاً پس انداز و پس انداز قابل قبول ندارند. اگر پس انداز وجود داشته باشد هم برای جامعه و هم برای دولت، خیلی از مشکلات می توانست قابل تحمل تر از حالت فعلی باشد. رشد اقتصادی یعنی گردش پول و کارکردن. بخشی از گردش پول هم، گردش پول خارجی است یعنی پولی باید به خارج از کشور برود و کالا وارد شود. در این زمینه هم مشکلاتی پیش آمد.

احتمالاً بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از مردم، اصلاً پس انداز و پس انداز قابل قبول ندارند. اگر پس انداز وجود داشته باشد هم برای جامعه و هم برای دولت، خیلی از مشکلات می توانست قابل تحمل تر از حالت فعلی باشد

*به هر حال آقای نمکی وزیر بهداشت در خرداد امسال و چند ماه پس از شیوع کرونا گفتند که ما توانستیم بیماری را مدیریت و کنترل کنیم و به سطح مهار برسانیم. رئیس جمهور هم همیشه می گفت کرونا را شکست می دهیم و رشد اقتصادی کشور مثبت است.  در عمل این طور نشد و قرار است دولت قرنطینه را از اول آذر برقرار کند. آیا می شود گفت که این وضع یعنی این که ما اِشکالات اساسی در سیاستگذاری داریم؟

واقعاً اِشکال در سیاستگذاری داریم و نمی شود گفت که نداریم، اما معضل شکنندگی اقتصاد ما، شاید یکی از مهمترین دلایلی باشد که سعی می کردند زیاد به این اقتصاد شکننده آسیب نرسانند. وقتی که بیماری تشدید شد،شاید چاره ای به غیر از این کار و برقراری قرنطینه نباشد.

۲۹ آبان ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۲
کد خبر: ۵۴٬۹۷۱

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 2 =