حجم تجارت کنونی ایران و ترکیه خنده دار است/ منطقه آزاد و خط آهن مشترک تعریف نشده است

«رضا صولت» معتقد است تمرکز محوری سیاست خارجی ترکیه بعد از سقوط صدا و آغاز درگیری های ۲۰۱۱ در سوریه، بر روی مدیترانه شرقی بوده و حوزه تعاملات راهبردی و روابط استراتژیک میان ایران و ترکیه از پتانسیل بالایی برخوردار است، «ابراهیم فراهانی» از منظری دیگر بر آن است در مسیر جاده ابریشم، منطقه مدیترانه اهمیت فوق العاده ای دارد.

تهمینه غمخوار؛ بازار : دریای مدیترانه به دو حوزه شرقی و غربی تقسیم شده است. منطقه مدیترانه شرقی به دلیل برخورداری از شرایط استراتژیک، موقعیت مهم جغرافیایی و منابع انرژی، به عنوان منطقه‌ ویژه ای در نظر گرفته شده که در طول یک سال گذشته مناقشه قدرت را در سطح منطقه غرب آسیا ایجاد کرده است.

دلیل برخورداری از این موقعیت مهم ژئواستراتژیک و ژئوپلتیک برای این منطقه، مجاورت دریای مدیترانه با سه قاره و نزدیکی با یونان، سوریه، لبنان، مصر، فلسطین اشغالی و خصوصا ترکیه و همچنین قرار گرفتن جزیره قبرس در قلب این منطقه که از منابع عظیم نفتی، گازی و هیدروکربن برخوردار است، به محل تقابلی برای رویکردهای سیاسی و امنیتی کشورهای قدرتمند به خصوص آمریکا تبدیل شده است.

در همین راستا و با توجه به اهمیت بسزای تحولات این منطقه و ارتباط آن با دیگر مناطق که متاثر از این حوزه قرار می گیرند و همچنین دلالتهای آن برای جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری بازار در میزگرد تخصصی، نظرات و تحلیلهای دو کارشناس مسائل ترکیه، «دکتر رضا صولت» و  «ابراهیم فراهانی» را جویا شده است. در ادامه پاسخ این دو کارشناس را می خوانید:

دکتر رضا صولت: اگر ما بخواهیم این موضوع را از چارچوب مناسبات روابط بین الملل بررسی کنیم، یکی از مسائل قابل طرح این است که ترکیه از سال ۱۹۸۲ از امضای کنوانسیون ملل متحد در رابطه با حقوق دریاها امتناع کرد. این موضوع دست بالاتری به ترکیه داده و قدرت چانه زنی این کشور را که در چارچوب مناسبات حقوقی در مقابل داده اروپا یا بحث هایی که امکان رجوع آن به سازمانهای بین المللی وجود دارد، افزایش داده است.

در کنار ترکیه، امریکا و اسرائیل نیز عضو کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها نیستند که این موضوع نقش بازیگری ترکیه را افزایش می دهد. ترکیه بین ایران و کشورهای عربی یک تفاوت و مرزبندی مشخصی دارد، یعنی زمانی که ما می خواهیم نگاه ترکیه به خاورمیانه را بررسی کنیم، ترکیه از یک دسته بندی برخوردار است: ۱)کشورهای عربی و ۲) ایران و ۳) تعریف مسئله عبری پیرامون اسرائیل، یعنی نگاه ترکیه به خاورمیانه حول یک نگاه ایرانی، عبری و عربی است. در حقیقت در دستگاه دیپلماسی ترکیه نگاه خاورمیانه ای وجود ندارد. همان طور که در همین دستگاه به کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز ۱) نگاه ارزشی ۲ ) نگاه هویتی  ۳) نگاه تاریخی و ۴) یک نگاه در راستای نقش بازیگری و تعاملات منطقه ای میان ترکیه و روسیه وجود دارد.

حتی ترکیه علاوه بر این دسته بندی در رابطه با خاورمیانه، یک دسته بندی نیز در حوزه کشورهای مستقل از سال ۱۹۹۰ به بعد از طریق شوروی نیز دارد. در داخل ترکیه نیز دو بحث مطرح است که یکی از آن ها ایدئولوژی مختص اردوغان و حزب عدالت و توسعه است و دوم ایدئولوژی ترکیه است که دست نخورده است. چراکه نه اردوغان می تواند به آن دست بزند و نه آکشنر و نه محرم اینجه که اخیرا به عنوان یک شخصیت شاخص در قالب یک تیپولوژی فردی حزب جمهوری خلق در مقابل اردوغان قرار گرفته است. 

در مناسبات ایران و ترکیه، حوزه تعاملات راهبردی و روابط استراتژیک در حول دو کشور از پتانسیل بسیار بالایی برخوردار است. موضوع قره باغ بدون همکاری ایران و ترکیه و روابط گسترده آن ها در حوزه تعاملی دو کشور غیر قابل حل می باشد. 

در رابطه با کشتی «عروج رییس» فرانسه ادعا میکرد ترکیه ناوهای ما را به واسطه این ناو مورد هدف قرار داده و ما را دچار خسارتهای نظامی کرده است. البته اسرائیل و امریکا نیز خیلی اهمیتی به مسائل فرانسه ندادند زیرا بحث اصلی فرانسه در روابط آن با ترکیه آن چنان حول حوزه مدیترانه نیست.  تنشی که میان مکرون و اردوغان وجود دارد، در زمان قذافی هم مطرح بوده است.

حتی در زمانی که دو کشور مناسباتی با لیبی داشتند، رقابت دو کشور برای حضور در آن منطقه باعث شد که حوزه های تاریخی که به صورت چارچوبی در مدیترانه شکل جغرافیایی به خود گرفته بود، گسترده تر، جغرافیایی تر و عملیاتی تر شود و دو کشور دچار تنش هایی شوند که اخیرا فرانسه هم در بسیاری از عملیات های مدیترانه عقب نشینی کرد. همچنین در رابطه با طرح الحاق سواحل اکتشافی نفت و گاز که منجر به دو برابر شدن سواحل مصر خواهد شد، پیشنهادی بود که از سوی اردوغان به مصر مطرح شد که مورد استقبال قاهره قرار گرفت. اینکه ما در آینده شاهد شکل گیری یک سری مناسبات میان ترکیه و مصر باشیم، دور از ذهن نیست، زیرا درک محیطی موجب شده تا اردوغان به این مسئله واقف شود که آن تهدیداتی که در مدیترانه وجود دارد، برای تعریف منافع مشترک در رابطه با مصر نیز مطرح شود. مزایای مدیترانه برای مصر نیز کم نیست. 

ظرفیت های حوزه مدیترانه برای ایران و ترکیه در رابطه با دو مسئله بسیار زیاد است؛ یکی خلیج فارس است و دیگری دریای سیاه. ترکیه دریای سیاه را دارد، اما خلیج فارس را ندارد و ایران برعکس آن. از طرفی دیگر ژئوپلیتیک ایران و ترکیه در دسترسی به آسیای مرکزی، خاورمیانه و منطقه قفقاز و اروپا مکمل یکدیگر است. در رابطه با روابط این دو کشور باید در نظر داشت که در درجه نخست دو کشور عرب زبان نیستند، از دو ساختار هویتی و تمدنی گسترده ای برخوردارند و در عین تعامل نیز رقابت میان هر دو وجود دارد که بسیار طبیعی است.

رفتارهای ساده لوحانه از سوی ترکیه در رابطه با ایران وجود ندارد، با توجه به اینکه ترکیه با تحریک مناسباتی که در لیبی شکل گرفته و با توجه به اینکه نزدیک ده سال است که اکثر منابع سیاست خارجی و پایگاه اقتصادی و نظامی خود را حول مدیترانه تعریف کرده، نباید انتظار داشته باشیم آن ظرفیت ها و پتانسیل را به منطقه قفقاز انتقال دهد و دست از مدیترانه بردارد.

آن چه که در منطق محاسباتی تاریخ استراتژی های ترکیه شاهد بوده ایم، قطعا در قفقاز مشاهده نخواهیم کرد. موضوع قره باغ و منطقه قفقاز برای ترکیه هم بعد تاریخی دارد و هم یک مسئله حیثیتی برای این کشور و ایران قلمداد می شود. هر چند که اختلاف نظرها و دیدگاههای مختلفی در رابطه با استراتژی های این منطقه وجود دارد، اجماع خوبی نیز می تواند پیرامون نقاطی که در رابطه با ایران و ترکیه وجود دارد شکل گیرد. 

روابط ایران و ترکیه بیش از اینکه درگیر مشکلات واقعی و جغرافیایی باشد، بیشتر درگیر مشکلات ذهنی است. به تاریخ که نگاه می افکنیم، در می یابیم دو کشور طی سالیان متمادی پشت به هم زندگی کرده اند، چرا که نه درک درستی از مناسبات دو کشور تعریف می شده و نه یک برداشت درستی از جایگاه منافع ملی راهبردی دو کشور در جهت پیوند زدن شکل گرفته است، یعنی نه تنشی میان ایران و ترکیه و نه تعاملی صورت گرفته، در حالی که منافع گسترده ای در روابط دو کشور وجود داشته است. 

یکی از مهمترین مسائل این است که بر خلاف شباهت اقتصادی ایران و روسیه، تفاوت در اقتصاد ترکیه و ایران دیده می شود. این موضوع یک ظرفیت و پتانسیل برای ما در نظر گرفته می شود که به این نکته توجه کنیم که نیازهای ترکیه نیاز ایران و نیازمندیهای ایران نیاز ترکیه است. عدم وجود منابع آزاد مشترک تجاری در روابط دو کشور و خطوط راه آهن که همکاری عظیمی از جغرافیای قفقاز، آسیای مرکزی و اروپا را نشان می دهد، می تواند دو کشور را به یکدیگر پیوند داده و نزدیک تر سازد. 

اگر دو کشور نقش بازیگری خود را از این مسائل ذهنی دور کرده و به یک محیط عملیاتی وارد شوند، می توانند از ظرفیت بسیار بالایی برای تعامل و رقابت با یکدیگر استفاده کنند. ایران از یک طرف در طرح یک جاده_یک کمربند چین مشارکت دارد و زمانی که این طرح از چین آغاز شده و به اروپا منتج می شود، نمی تواند از دریای سیاه و خلیج فارس به عنوان دو حوزه ای که می تواند منافع راهبردی دو کشور را تامین کند و هم منجر به نزدیکی آن ها شود، غافل شود. 

اگر ایران و ترکیه نقش بازیگری خود را از این مسائل ذهنی دور کرده و به یک محیط عملیاتی وارد شوند، می توانند از ظرفیت بسیار بالایی برای تعامل و رقابت با یکدیگر استفاده کنند

اما اگر بخواهیم تنشهای ذهنی در روابط دو کشور را افزایش دهیم، از پتانسیل های موجود میان آن دو در جهت راهبرد منافع دو جانبه ملی غافل خواهیم شد، مثلا، حجم تجارت خارجی دو کشور در سالهای اخیر به میزان ۱۱ میلیارد دلار بوده است. این موضوع خنده دار نیست؟ اگر ما می خواهیم با ترکیه مناسبات نداشته باشیم با کجا واقعا میخواهیم روابط تجاری خود را افزایش دهیم؟

ایران و ترکیه تماما به یکدیگر نیاز دارند. یک منطقه آزاد مشترک و یک خط آهن میان دو کشور تنظیم و تعریف نشده است. بعد چه انتظاری ما می توانیم از افزایش حجم تجاری و اقتصادی میان دو کشور علی رغم وجود این پتانسیل ها می توانیم داشته باشیم؟ در سال ۲۰۱۴، شورای همکاری استراتژیک در سطح سران دو کشور امضا شد. در چارچوب این شورای همکاری استراتژیک بود که «خلوصی آکار»، وزیر دفاع ترکیه، ایران را به عنوان اولین مقصد نظامی ترکیه انتخاب کرد و در چارچوب روابط نظامی خارج از ناتو به ایران سفر کرد. بنابراین ایران باید اهمیت این شوراها را در روابط دو کشور در نظر و از نقش ذهنی در جهت حل مشکلات واقعی فاصله گیرد. 

ایران و ترکیه تماما به یکدیگر نیاز دارند، یک منطقه آزاد مشترک و یک خط آهن میان دو کشور تنظیم و تعریف نشده است. بعد چه انتظاری ما می توانیم از افزایش حجم تجاری و اقتصادی میان دو کشور علی رغم وجود این پتانسیل ها می توانیم داشته باشیم ؟

در مجموع، در حوزه مدیترانه تمرکز محوری سیاست خارجی ترکیه بعد از سقوط صدا حسین و آغاز درگیری های ۲۰۱۱ در سوریه، بر روی مدیترانه بوده و ترکیه دست بردار از مدیترانه نیست. 

ابراهیم فراهانی : ترکیه در مورد دریاها، حتی در خلیج فارس، قطر، باب المندب و دریای سرخ، سودان، سومالی، دریای سیاه و  دریای مدیترانه حضور مستحکمی دارد. در رابطه با اقتصاد ایران، اقتصادی رانتیر یعنی خام فروش است. ترکیه هم اکنون به انرژی ایران نیاز ندارد، پس فقط می تواند مسیر انتقال باشد. مسیر انتقال انرژی که ایران می تواند برای حوزه مدیترانه در نظر گرفته شود، دور زدن ترکیه است زیرا ترکیه ظرفیت ژئوپلیتیک و گاز آذربایجان را از بالای سر ایران خارج کرد تا ظرفیت ژئوپلیتیک ایران را خالی کند.

ایران می تواند از عراق و سوریه نفت و گاز خود را به مدیترانه برساند. البته مجوز روسیه در این میان مهم است. هیچ وقت روسیه دوست ندارد نفت و گاز ایران به اروپا منتقل شود، زیرا مخالف اصلی انتقال، روسیه است که ایران را در مورد خط لوله صلح بسیار بازی داد و موجب ایجاد هزینه های زیادی شد. تنها خط لوله ای از ایران که می تواند به مدیترانه شرقی برسد، از طریق عراق و سوریه است. 

نکته بعدی این است که چین در این میان از اهمیت زیادی برخوردار است. دکتر هادیان نظر جالبی در این زمینه دارد: چین به دلیل آن که از قدرت نرم پایینی برخوردار است، نمی تواند به بازی سازی دست بزند. هر کسی می خواهد مثالی بیاورد از ساخت کره جنوبی توسط امریکا سخن می گوید. حال چین هم ممکن است از ایران برای ساختن یاد کند. 

 ترکیه همان گونه که موازنه سازی سیاست خارجی و امنیتی آن، توازن سازی میان روسیه و امریکا است، در توان سازی سیاست خارجی خود برای اتحادیه اروپایی که همیشه کمک کرده تا توسعه ترکیه ایجاد شود و این کشور پیشرفت کند، چین را وارد می کند. در مسیر جاده ابریشمی که مد نظر چین است، مدیترانه اهمیت فوق العاده ای دارد. پس نقش چین نیز در رابطه میان ترکیه و ایران پررنگ تر می شود. 

در مسیر جاده ابریشمی که مد نظر چین است، مدیترانه اهمیت فوق العاده ای دارد. پس نقش چین نیز در رابطه میان ترکیه و ایران پررنگ تر می شود

نکته آخر این است که در سیاست خارجی سه کشور بزرگ جهان اسلام، هنوز این کشورها نیاموخته اند که باید با یکدیگر به مذاکره بپردازند. عربستان به دنبال فرسایش ایران؛ ایران به دنبال فرسایش عربستان و ترکیه و ترکیه نیز به دنبال فرسایش هر دو است. ایران و ترکیه در رقابت با یکدیگر قرار دارند و هیچ وقت نتوانسته اند در رابطه با منافع مشترک بر سر یک میز صحبت کنند. 

اگر ما می نشستیم و با یکدیگر مذاکره می کردیم، عربستان و اسرائیل بسیار تضعیف می شدند و منافع قدرتهای بزرگ زیر سوال می رفت. نه ترکیه و عربستان از این ظرفیت برخوردار است که میان ما میانجیگری کند و نه ایران این پتانسیل را دارد. هر زمان این سه کشور مانند قدرتهای بزرگ با یکدیگر به درستی رفتار کردند، جهان اسلام قدرت  گرفته و مناسبات درستی شکل می گیرد و ایران هراسی، ترکیه هراسی و عربستان هراسی کنار می رود که البته، این مسیر، راه سختی است.

۲۹ آبان ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۵
کد خبر: ۵۴٬۷۴۸

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 11 =