افزایش شکاف طبقاتی در جامعه؛ پولدارها پولدارتر و فقرا فقیرتر شدند

شاهرود- برخی کارشناسان معتقدند در شرایط کنونی که قیمت‌های لجام‌گسیخته بر جامعه حاکم شده، مردم فقیر، فقیرتر و مردم غنی آن غنی‌تر شدند زیرا تأثیرات ارزی، سکه، مسکن و ... فقط می‌تواند اموال قشر مرفه و فاصله مردم فقیرتر با این امکانات را افزون کند.

بازار؛ گروه استان‌ها: اختلاف میان درآمدهای دهک اول و آخر جامعه در سطح استان سمنان علی‌رغم اینکه آمار درستی از میزان وجود ندارد و تنها می‌توان به داده‌های مرتبط با اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی مراجعه کرد، طی پنج سال اخیر افزایشی چشم‌گیر داشته است.

از سوی دیگر اختلاف میان گران‌ترین خودروهای موجود در شهرهای استان سمنان با ارزان‌ترین‌هایشان نیز افزایش چشم‌گیر داشته است و این اتفاق درباره خانه نیز رخ‌داده است به‌نحوی‌که امروز فاصله گران‌ترین خانه در شهرهایی مانند شاهرود و سمنان و دامغان با ارزان‌ترین خانه‌ها، شگفت‌انگیز است. کارشناسان معتقد هستند این‌ها نشانه‌هایی از بیماری هستند که می‌توان نام آن را شکاف طبقاتی اقتصادی نامید. شکاف طبقاتی که در آن فقرا نمی‌توانند به این راحتی‌ها پولدار شوند.

خبرگزاری بازار استان سمنان درباره فاصله طبقاتی، عوامل به وجود آورنده آن و همچنین راهکارهایی برای کاهش این پدیده که تبعات اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی نیز دارد با سه کارشناس، فعال اقتصادی و استاد دانشگاه میزگردی را ترتیب داده که در ادامه خلاصه‌ای از آن را مطالعه می‌کنید. محمود فیض‌آبادی کارشناسی اقتصادی، مهدی کریمی مدرس دانشگاه و محمد عمودی کارشناس و فعال اقتصادی در این میزگرد همراه ما هستند.

شرایط مناسب نیست
فیض‌آبادی: شرایط چندان مناسب نیست مسئولان کاری نکنند فاصله طبقاتی در استان سمنان بیشتر می‌شود. تورم و افزایش لجام‌گسیخته قیمت کالاها و به‌خصوص زمین و خودرو و ... باعث شده تا شکاف طبقاتی بیشتر شود و اگر مسئولان فکری نکنند این موضوع افزایش بیشتری نیز خواهد یافت.

افزایش قیمت‌های بی‌منطق خانه و خودرو بدون نظارت دولت شرایطی را پدید آورده که پولدارها پولدارتر و فقرا فقیرتر شده‌اند. این موضوع نه‌تنها در تهران بلکه در همه شهرهای استان سمنان هم این وضعیت دیده می‌شود. اختلاف متری ۱۵ میلیون تومانی بین گران‌ترین و ارزان‌ترین خانه‌ها در شاهرود و سمنان نشان می‌دهد که وضعیت ما چقدر بحرانی شده است و متأسفانه مسئولان هم‌قدمی برنمی‌دارند.

متوسط مخارج دهک اول جامعه در استان سمنان چیزی نزدیک به ۲۰ میلیون تومان در ماه است و این رقم در بین دهک پائین تر نزدیک به دو میلیون تومان است یعنی ۱۰ برابر؛ حال به ۱۰ سال پیش بازگردیم فاصله این دهک نهایتاً دو الی سه برابر بود و زمانی که مخارج یک خانواده کارگری ۷۵۰ هزار تومان بود بالاترین هزینه یک خانواده دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان محاسبه می‌شد یعنی چیزی حدود سه برابر؛ حال چه شده که فاصله سه برابری دهک اول و آخر در استان سمنان به ۱۰ برابر افزایش پیداکرده است؟

مردم فقیر تر شده اند
به‌وضوح مردم فقیر ما فقیرتر شده‌اند حتی قشر متوسط هم رو به فقر نهاده‌اند زیرا خط فقر هرروز رشد می‌کند و قشر مرفه روزبه‌روز پولدارتر می‌شود این دقیقاً شرایطی است که در آن گرفتارشده‌ایم، هم‌اکنون حقوق ماهانه ۳۰ میلیون تومانی مدیر شرکت نفت و مخابرات و علوم پزشکی و ... را با پایه حقوق یک‌میلیون و ۸۰۰ هزارتومانی یک کارگر مقایسه کنید درحالی‌که زمانی این اختلاف بیش از سه برابر نبود.

موضوع دوم این است که هر چه افراد پولدارتر می‌شوند کاهش قدرت پول ملی و افزایش قیمت خودرو و ارز و ... نه‌تنها بر زندگی‌شان اثر منفی نمی‌گذارد بلکه وضعیتشان را بهتر هم می‌کند در حقیقت قشر مرفه آرزوی رسیدن دلار به ۱۰۰ هزار تومان و سکه به ۳۰ میلیون تومان دارد زیرا همین امروز در خانه‌های میلیارد تومانی‌شان انبوهی از نقدینگی به شکل سکه، ارز، حتی خودرو و خانه خوابیده است و نیازی به آن ندارند و بعداً می‌توانند آن را به پول تبدیل کنند.

کاهش قدرت خرید فقرا
کریمی: در حقیقت می‌خواهم بگویم فقیر شدن قشر مرفه امکان ندارد زیرا روزبه‌روز پولدارتر می‌شوند از سوی دیگر پولدار شدن قشر ضعیف هم امکان ندارد زیرا روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند و قدرت پولی‌شان را از دست می‌دهند.

وقتی پراید ۳۰ میلیون تومانی ۱۰۰ میلیون تومان می‌شود، ارزش پراید بیشتر شده یا ارزش پول ما کمتر؟ مردم این موضوع را متوجه نمی‌شوند که وقتی خودرویی که ارزشش نهایتاً ۳۰ میلیون تومان است به قیمت ۱۰۰ میلیون تومان فروخته می‌شود یعنی مردم ۳۳۰ درصد فقیرتر شده‌اند درنتیجه اگر کسی پرایدی دارد که به‌زعم او قیمتش سه برابر شده نباید خوشحال باشد چون به همان اندازه سه برابر ارزش پولش کاهش‌یافته است.

چندی پیش کتاب‌های اقتصادی را که به دانشجویان توصیه می‌کردیم بخوانند را دور انداختم زیرا هیچ‌کدامشان در ایران کاربرد ندارد ایران کشوری است که به دلیل ناکارآمدی مدیریت اقتصادی تمام نظریه‌های اقتصادی یا جواب نمی‌دهند و یا برعکس می‌شوند!

شاخص های اقتصادی جواب نمی دهند
دانشجوی کاردانی اقتصاد درترم اول می‌آموزد که تقاضا وقتی بالا می‌رود عرضه پائین و قیمت بالا می‌شود درنتیجه یک نوع ارتباط معکوس بین عرضه و تقاضا وجود دارد که قیمت را می‌سازند در ایران اما این‌گونه نیست عرضه بالا می‌رود همه‌چیز گران می‌شود پائین می‌آید دوباره همه‌چیز گران می‌شود قیمت جهانی نفت بالا می‌رود همه‌چیز گران می‌شود پائین می‌آید دوباره همه‌چیز گران می‌شود! لذا نه‌تنها نمی‌توان راهکاری ارائه کرد بلکه حتی نمی‌توان اوضاع را پیش‌بینی کرد.

شرایط کنونی شرایطی است که سوء مدیریت‌های دولت و مجلس و حتی قوه قضائیه در این بیست سال اخیر پدید آورده‌اند و رهبر معظم انقلاب اسلامی دست بر روی هر موضوعی گذاشتند دقیقاً قوای سه‌گانه ما برعکس آن را عمل کردند و درنتیجه شرایط ما به اینجا رسید.

بی مدیریتی کار را به‌جایی رسانده که در بازار مسکن اصلاً می‌توان گفت کار از دست دولتی‌ها درآمده و هیچ نظارتی وجود ندارد، درواقع مردم فقیر فقیرتر شده‌اند و پولدارها پولدارتر و درنتیجه مالکان پولدار بر گرده مردم ضعیف فشار وارد می‌سازند و دولت و قوه قضائیه هم هیچ کاری نمی‌تواند کند زیرا قوانین ما ایراد دارند و دخالت در بازار مسکن به شکلی که مالک قیمت گذار باشد، خلاف اصل خصوصی سازی و مالکیت خصوصی و آزادی در آن است.

نسخه های پیچیده شده عملی نمی شوند
عمودی: نسخه‌هایی که برای شرایط کنونی پیچیده شده درست نیستند برای مثال تقویت بازارهای هم‌عرض آن‌هم بدون پشتوانه برای اینکه مردم پول‌هایشان را مثلاً در بهابازار بگذارند جواب نداد زیرا اتفاقی که در بهابازار رخ‌داده این است که ارزش شرکت‌ها به‌روزرسانی شده و این موضوع به‌گونه‌ای به مردم القا شد که شرکت‌ها در حال رشد هستند درحالی‌که هیچ تولیدی در آن‌ها رو به رشد نگذاشته است.

مردم در این شرایط کنونی بازار تحمل ضرر ندارند به محضی که اولین گام در بورس کج گذاشته شود یک‌باره تمام نقدینگی خود را بیرون کشیده و به سمت بازارهای هم‌عرضی مانند سکه و دلار و خانه و ماشین و ... می‌روند مانند کاری که امروز رخ‌داده است و درنتیجه این هجوم نقدینگی تورم‌زا است.

از سوی دیگر نسخه‌هایی مانند مالیات بر خانه‌های خالی، اجبار مردم به فروختن و اجاره دادن، مشوق‌ها و انبوه‌سازی و خانه‌های قوطی‌کبریتی و ... مسکنی موقت هستند زیرا مالکان میلیاردر خانه های میلیاردی راه چاره آن را به زودی در خواهند یافت.

باید سیستم اقتصادی اصلاح شود
میزان معاملات مسکن در شهرهای استان سمنان همچنان بالا است اما چه کسی این خانه‌ها را می‌خرد ؟ مردم ؟خیر این‌گونه نیست عده‌ای که در بازار میلیاردها تومان پول نهفته دارند یا دست به معامله‌های سوری می‌زنند و یا پول روی پولشان می‌آورند و دراین‌بین چیزی نصیب مردم نمی‌شود به‌جز گرانی.

باید نظام بانکی و پولی اصلاح شود، بازار مسکن مورد نظارت قرار گیرد، بانک‌ها دست از بنگاه‌داری بردارند از سوی دیگر به اشرافیت جامعه میلیاردها تومان وام داده‌اند که نمی‌توانند آن‌ها را پس بگیرند لذا بر گرده مردم فشار نیاورند که بدهی این عده خاص رفع‌ورجوع شود، سود بانکی باید تقلیل یابد تا مردم به‌جای خانه و مسکن و طلا به سمت تولید بروند و درنتیجه گروه اقتصادی دولت دوباره چیدمان شود زیرا ۲۰ سال است که سیاست های اقتصادی اصلاً جواب نمی دهند.

تا زمانی که این اتفاقات رخ ندهد متاسفانه نمی‌توانیم روزهای خوبی را برای اقتصاد استان سمنان به خصوص در بین طبقات جامعه شاهد باشیم زیرا امروز قیمت‌گذاری هیچ نظمی نداشته و بر عهده مالکان است یعنی مالک یک آپارتمان خانه‌اش را متری ۲۵ میلیون تومان قیمت‌گذاری می‌کند و با اینکه این میزان چقدر معقول است نیز کاری ندارد!

۱ مهر ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۰
کد خبر: ۴۲٬۱۴۸

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 1 =