۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۳۱
نشانگرهای اقتصادی دنیا فردا دیدنی است!
شدت گرفتن جنگ در خاورمیانه

نشانگرهای اقتصادی دنیا فردا دیدنی است!

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران زمانی انجام شد که بازارهای مالی در دنیا به تعطیلی رفتند. فردا اما روزی دیدنی خواهد بود.

بازار؛ گروه بین الملل: آسمان خلیج فارس این روزها دیگر آرامش همیشگی را ندارد. در آبی‌هایی که روزی نماد تجارت و ثروت بود، اکنون صدای سکوت کشتی‌های بلاتکلیف به گوش می‌رسد. حدود ۱۷۰ کشتی کانتینری و نفتکش غول‌پیکر، حامل بیش از ۱۰ میلیون تن کالا و انرژی، در نزدیکی تنگه هرمز معلق مانده‌اند؛ گلوگاهی که یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. این صحنه، تابلوی یک بحران تمام‌عیار اقتصادی است که در سایه تهدیدات مستقیم جنگی میان ایران، آمریکا و اسرائیل شکل گرفته است. با پایان یافتن تعطیلات هفتگی در غرب، چراغ قرمز بزرگی در تالارهای بورس نیویورک، لندن و توکیو روشن شده و جهان خود را برای لرزه‌ای اقتصادی آماده می‌کند که ریشه در ژئوپلیتیک خاورمیانه دارد. این دیگر یک تنش منطقه‌ای صرف نیست؛ این یک زلزله اقتصادی در حال وقوع است که امواج آن از سواحل خلیج فارس فراتر رفته و به خانه‌های میلیون‌ها انسان در سراسر جهان خواهد رسید.

با پایان یافتن تعطیلات هفتگی در غرب، چراغ قرمز بزرگی در تالارهای بورس نیویورک، لندن و توکیو روشن شده و جهان خود را برای لرزه‌ای اقتصادی آماده می‌کند که ریشه در ژئوپلیتیک خاورمیانه دارد.

تنگه هرمز: گلوگاهی که دنیا در آن نفس‌نفس می‌زند

تنگه هرمز، این آبراهه استراتژیک به عرض تنها ۲۱ ناتیکال مایل در باریک‌ترین نقطه خود، همواره کانون توجهات استراتژیک و اقتصادی بوده است. اما هرگز بحران در آن به این میزان همه‌جانبه و ملموس نبوده است. گزارش‌های اولیه از منطقه حاکی از آن است که پس از حملات موشکی و پهپادی ایران به اهداف اقتصادی و نظامی آمریکا و متحدانش، یک نوع پارالیز شگفت‌انگیز در یکی از شریان‌های حیاتی تجارت جهانی رخ داده است. گفته می‌شود حدود ۱۷۰ کشتی کانتینری با ظرفیت کلی ۴۵۰ هزار TEU (یکای اندازه‌گیری کانتینر) علاوه بر ده‌ها نفتکش، از ترس هدف قرار گرفتن یا به دلیل عدم اطمینان از مسیر، لنگر انداخته و حرکت خود را متوقف کرده‌اند.

این اعداد و ارقام صرفاً آمار خشک نیستند؛ هر یک از این TEU ها معادل هزاران کانتینر پر از کالاهای اساسی، از لوازم الکترونیکی و قطعات خودرو تا مواد غذایی و دارو است. توقف این حجم عظیم از تجارت، به معنای گسستن زنجیره‌های تأمین جهانی در مقیاسی است که از زمان همه‌گیری کووید-۱۹ بی‌سابقه بوده است. شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی، با بالا بردن سطح هشدار خود، مسیرهای خود را تغییر داده یا به طور کامل متوقف کرده‌اند. هزینه‌های بیمه کشتی‌ها که از این آبراهه عبور می‌کنند، به شکل افسارگسیخته‌ای افزایش یافته و به رقم‌های بی‌سابقه‌ای رسیده است؛ هزینه‌ای که در نهایت از جیب مصرف‌کننده نهایی در سراسر جهان پرداخت خواهد شد.

بحران در تنگه هرمز فراتر از تردد کشتی‌هاست. بنادر حاشیه خلیج فارس، از جبیل عربستان تا جبل علی امارات، که خود را برای پذیرش و تخلیه این حجم از کشتی‌ها ساخته‌اند، اکنون با موجی از اختلال و در مواردی تعطیلی کامل مواجه شده‌اند. یک مدیر بندری در امارات در تماس تلفنی با خبرنگاران گفت: «ما دیگر ظرفیت نداریم. اسکله‌های ما پر است، انبارهای ما اشباع شده و کارگران ما در وضعیت بلاتکلیفی به سر می‌برند. هر لحظه تأخیر در پهلوگیری، به معنای میلیون‌ها دلار خسارت برای تجار و شرکت‌هاست. ما در آستانه یک فاجعه لجستیکی ایستاده‌ایم.»

بازار انرژی نیز کانون اصلی لرزه‌ها خواهد بود. بسته شدن تنگه هرمز، به معنای قطع صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی، عراق، کویت و امارات است. این امر می‌تواند عرضه جهانی نفت را روزانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه کاهش دهد و قیمت هر بشکه را به راحتی از مرز ۱۵۰ دلار عبور دهد.

لرزه‌های وال استریت: از بورس تا بازار انرژی

پژواک این بحران در خلیج فارس، با قدرت به دیوارهای وال استریت و دیگر مراکز مالی جهان برخورد می‌کند. با پایان یافتن روزهای تعطیل شنبه و یکشنبه در غرب، تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که بازارهای سهام با یک افت شدید و گسترده گشایش خواهند کرد. هدف قرار گرفتن مستقیم منافع اقتصادی و مالی آمریکا در منطقه، این پیام را به سرمایه‌گذاران داده است که هیچ دارایی‌ای، حتی سهام شرکت‌های غول‌پیکر آمریکایی، از این درگیری مصون نیست.

شرکت‌های انرژی مانند اکسون‌موبیل و شورون، با احتمال جهش شدید قیمت نفت، شاهد نوسانات قیمت سهام خود خواهند بود. اما این تنها بخش ماجراست. شرکت‌های چندملیتی که زنجیره تأمینشان به آسیا و خاورمیانه وابسته است، مانند اپل، نایکی و اتومبیلسازان بزرگ، با چالش تأمین قطعات و عرضه محصولات مواجه خواهند شد. این امر به طور مستقیم بر سودآوری و پیش‌بینی‌های مالی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. یک استاد اقتصاد در دانشگاه هاروارد در مصاحبه با سی‌ان‌ان گفت: «بازارها از عدم قطعیت متنفرند. آنچه در خلیج فارس می‌گذرد، اوج عدم قطعیت است. سرمایه‌گذاران به سمت دارایی‌های امن مانند طلا، فرانک سوئیس و اوراق قرضه دولتی آمریکا هجوم خواهند آورد و این یعنی خروج سرمایه از بازار سهام.»

بازار انرژی نیز کانون اصلی این لرزه‌ها خواهد بود. هرچند نفت خام ایران مستقیماً تحت تحریم است، اما بسته شدن تنگه هرمز، به معنای قطع صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی، عراق، کویت و امارات است. این امر می‌تواند عرضه جهانی نفت را روزانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه کاهش دهد و قیمت هر بشکه را به راحتی از مرز ۱۵۰ دلار عبور دهد. چنین جهشی، تورم جهانی را که تازه کنترل شده بود، دوباره شعله‌ور کرده و سیاست‌گذاران پولی در فدرال رزرو آمریکا و بانک مرکزی اروپا را با چالشی جدی مواجه خواهد ساخت. افزایش قیمت انرژی به معنای گران‌تر شدن همه چیز، از حمل‌ونقل گرفته تا تولید برق و مواد اولیه پلاستیکی است و هزینه زندگی را برای شهروندان عادی در سراسر کره زمین افزایش می‌دهد.

مدل اقتصادی مدرن جهان بر پایه‌ی اصل «تولید بهنگام» بنا شده است؛ سیستمی که در آن کالاها دقیقاً در زمان نیاز به کارخانه‌ها و مغازه‌ها می‌رسند تا هزینه‌های انبارداری به حداقل برسد. بحران کنونی در تنگه هرمز، این سیستم ظریف و به هم پیوسته را به چالشی وجودی کشانده است.

زنجیره‌های تأمین در آستانه فروپاشی: ققنوس کالاها در خلیج فارس

مدل اقتصادی مدرن جهان بر پایه‌ی اصل «تولید بهنگام» بنا شده است؛ سیستمی که در آن کالاها دقیقاً در زمان نیاز به کارخانه‌ها و مغازه‌ها می‌رسند تا هزینه‌های انبارداری به حداقل برسد. بحران کنونی در تنگه هرمز، این سیستم ظریف و به هم پیوسته را به چالشی وجودی کشانده است. ۱۰ میلیون تن کالای معطل‌مانده در آب‌های گرم خلیج فارس، نماینده‌ی هزاران کارخانه‌ای در اروپا و آمریکای شمالی است که خطوط تولیدشان در آستانه توقف به دلیل نبود قطعات یدکی قرار دارد.

تخته‌های مدار الکترونیکی که از چین و تایوان به سمت کارخانه‌های مونتاژ گوشی هوشمند در حرکت بودند، اکنون روی عرشه کشتی‌ها در خلیج فارس خاک می‌خورند. پارچه‌های پلی‌استری که برای تولید لباس‌های فصل جدید به بنادر اروپایی می‌رفتند، در انتظار هستند. حتی مواد اولیه دارویی و تجهیزات پزشکی حساس نیز در این میان گیر افتاده‌اند و این نگرانی را ایجاد کرده که در صورت طولانی شدن بحران، کمبودهای دارویی در برخی منابع جهان به وقوع بپیوندد.

یک کارشناس لجستیک در شرکت میرسک، بزرگترین شرکت کشتیرانی کانتینری جهان، این وضعیت را «یک کابوس لجستیکی» توصیف کرد. او گفت: «ما با یک دومینو روبرو هستیم. توقف یک کشتی باعث توقف کشتی بعدی در بندر مقصد می‌شود. انبارداری در بنادر مبدأ و مقصد فرو می‌ریزد. کامیون‌ها و قطارها برای انتقال کالاهای تخلیه‌نشده بیکار می‌مانند. این زنجیره پیچیده‌ای است که شکستن یک حلقه‌اش می‌تواند کل سیستم را برای ماه‌ها فلج کند. آنچه در خلیج فارس می‌بینیم، شکستن همان حلقه حیاتی است.»

شرکت‌ها اکنون مجبور به بازنگری استراتژی‌های خود هستند. برخی به فکر بازگشت به مدل «تولید برای انبار» و ایجاد ذخایر ایمن هستند، راه‌حلی پرهزینه که در نهایت قیمت تمام‌شده کالاها را برای مصرف‌کننده بالا می‌برد. برخی دیگر در جستجوی مسیرهای جایگزین، مانند دور زدن آفریقا از طریق کیپ تاون هستند؛ مسیری که چندین هفته به زمان حمل‌ونقل اضافه می‌کند و هزینه‌ها را به شدت افزایش می‌دهد. هر دو سناریو، به معنای پایان دوران ارزانی و سرعت در تجارت جهانی است.

ایران، با درک قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل، استراتژی «جنگ آسیمتریک» را در پیش گرفته است. حمله به کشتی‌ها و بستن تنگه هرمز، یک حرکت هوشمندانه اما بسیار خطرناک است که پیام روشنی دارد: حمله نظامی به خاک ایران، با به آتش کشیدن اقتصاد جهانی پاسخ داده خواهد شد.

شطرنج جنگی تهران-واشنگتن: حرکت‌های آسیمتریک و تهدیدات مستقیم

در پس این بحران اقتصادی، یک بازی شطرنج ژئوپلیتیک پیچیده در جریان است. ایران، با درک قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل، استراتژی «جنگ آسیمتریک» را در پیش گرفته است. به جای رویارویی مستقیم نظامی، تهران به دنبال هدف قرار دادن نقاط ضعف دشمنان خود است؛ و اقتصاد جهانی وابسته به انرژی، مستعدترین و آسیب‌پذیرترین این نقاط است. حمله به کشتی‌ها و بستن تنگه هرمز، یک حرکت هوشمندانه اما بسیار خطرناک است که پیام روشنی دارد: هر حمله نظامی به خاک ایران، با به آتش کشیدن اقتصاد جهانی پاسخ داده خواهد شد.

از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش، به ویژه اسرائیل، با تهدیدی جدی روبرو هستند. برای واشنگتن، تضمین آزادی ناوبری در آبراهه‌های حیاتی یک اصل راهبردی و پایه‌ای ثبات جهانی است. عقب‌نشینی در برابر این تهدیدات به معنای از دست دادن اعتبار و قدرت خود در صحنه بین‌المللی است. پنتاگون ناوهای جنگی بیشتری را به منطقه اعزام کرده و گزینه‌های نظامی روی میز است، اما هر اقدام تهاجمی نیز خطر تشدید بحران و ورود درگیری به فازی غیرقابل کنترل را دارد.

کشورهای حاشیه خلیج فارس، مانند عربستان سعودی و امارات، در میانه این میدان نبرد قرار گرفته‌اند. این کشورها از یک سو متحدان استراتژیک آمریکا هستند و از سوی دیگر به شدت به ثبات منطقه برای فروش نفت و پروژه‌های اقتصادی بلندپروازانه خود نیازمندند. آن‌ها هرگونه درگیری نظامی را فاجعه‌بار می‌دانند و در تلاشند با دیپلماسی فعال از وقوع آن جلوگیری کنند، اما قدرت کمی در کنترل رفتار ایران یا آمریکا دارند. یک دیپلمات سعودی در خفا گفت: «ما در یک آتش‌بس شکننده زندگی می‌کردیم. اکنون این آتش‌بس فروپاشیده و ما خانه‌هایمان با چوب و کاه ساخته شده در برابر این آتش بی‌دفاعیم.»

کد خبر: ۳۹۵٬۷۳۴

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha