۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰
متانِ زباله‌ها در مسیر تولید برق؛ فرصت اقلیمیِ تهران در آستانه جذب سرمایه‌گذار
از آرادکوه تا شبکه برق؛ وقتی متانِ مزاحم به دارایی شهری تبدیل می‌شود

متانِ زباله‌ها در مسیر تولید برق؛ فرصت اقلیمیِ تهران در آستانه جذب سرمایه‌گذار

در ایران روزانه حدود ۵۸ هزار تن پسماند عادی تولید می‌شود و تهران نیز با سرانه ۷۶۰ گرم و چند هزار تن پسماند روزانه درگیر است، هر موفقیت در پایتخت می‌تواند به الگو تبدیل شود.

بازار؛ گروه استان ها: شهرداری تهران از پروژه استحصال گاز متان در سایت دفن پسماند خبر داده؛ طرحی که هم‌زمان سه مسئله مزمن را هدف می‌گیرد: کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، مهار بوی نامطبوع و ارتقای ایمنی. طبق اعلام سازمان مدیریت پسماند، مطالعات امکان‌سنجی تکمیل شده، ۲۱ حلقه چاه حفاری شده و پروژه در آستانه فراخوان انتخاب سرمایه‌گذار است؛ یعنی تهران وارد مرحله‌ای می‌شود که زبالهِ دفن‌شده دیگر پایان چرخه نیست، بلکه خوراک یک زنجیره ارزشِ انرژی و کربن است.

شهرداری تهران از پروژه استحصال گاز متان در سایت دفن پسماند خبر داده؛ طرحی که هم‌زمان سه مسئله مزمن را هدف می‌گیرد: کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، مهار بوی نامطبوع و ارتقای ایمنی.

چرا متانِ محل دفن، یک مسئله انرژی-اقلیم است نه فقط پسماند

متان در ادبیات سیاست‌گذاری اقلیم، گاز پرقدرت و پرشتاب شناخته می‌شود؛ چون اثر گرمایش آن در بازه زمانی بلندمدت به‌مراتب بالاتر از دی‌اکسیدکربن است. سازمان های بین المللی زیست محیطی یادآوری می‌کنند که متان در افق صدساله دست‌کم ۲۸ برابر دی‌اکسیدکربن در به‌دام‌اندازی گرما مؤثر است. همین یک عدد کافی است تا پروژه‌های مهار متان از محل دفن، از سطح یک اقدام خدمات شهری به سطح یک اهرم اقلیمی با بازده سریع ارتقا پیدا کند: کاهش متان یعنی کاهش فشار گرمایش در کوتاه‌مدت، بدون آنکه منتظر تغییرات ساختاریِ پرهزینه در کل اقتصاد بمانیم.

از منظر مهندسی نیز، گاز محل دفن ترکیبی تقریباً هم‌وزن از متان و دی‌اکسیدکربن است؛ سازمان های زیست محیطی نسبت تقریبی را حدود ۵۰ درصد متان و ۵۰ درصد دی‌اکسیدکربن گزارش می‌کنند. این ترکیب، هم تهدید است هم فرصت: تهدید، چون متانِ رهاشده هم در اقلیم اثرگذار است و هم می‌تواند به‌عنوان گاز مهاجر در لایه‌های زمین، ریسک‌های ایمنی ایجاد کند؛ فرصت، چون همان متان اگر جمع‌آوری و فرآوری شود، به سوخت قابل احتراق برای تولید برق یا حرارت تبدیل می‌شود و در بهترین سناریو، به کاهش بو، کاهش ریسک و خلق درآمد هم‌زمان می‌انجامد.

در این نقطه، تفاوت سوزاندن با بهره‌برداری تعیین‌کننده است. فلر (مشعل) در پروژه‌های محل دفن، یک ابزار کنترل آلایندگی و ایمنی است: متان را می‌سوزاند تا اثر گرمایش آن به دی‌اکسیدکربن تبدیل و خطرات تجمع گاز کاهش یابد. اما نقطه بلوغ پروژه، جایی است که به‌جای صرفاً فلرینگ، گاز به ژنراتور بیوگازسوز، تولید برق و اتصال به شبکه می‌رسد. یعنی همان هزینه کنترل، به زیرساخت تولید تبدیل می‌شود.

پروژه متان‌زدایی وقتی معنا پیدا می‌کند که حجم خوراکِ سیستم روشن باشد. درباره تهران، داده‌های منتشرشده از سازمان مدیریت پسماند نشان می‌دهد سرانه تولید پسماند روزانه در پایتخت حدود ۷۶۰ گرم به ازای هر نفر اعلام شده است.

تصویر مسئله در تهران و ایران؛ اعدادِ پسماند چه می‌گویند؟

پروژه متان‌زدایی وقتی معنا پیدا می‌کند که حجم خوراکِ سیستم روشن باشد. درباره تهران، داده‌های منتشرشده از سازمان مدیریت پسماند نشان می‌دهد سرانه تولید پسماند روزانه در پایتخت حدود ۷۶۰ گرم به ازای هر نفر اعلام شده است. در مقیاس کلان نیز روایت‌های آماری از حجم پسماند تهران معمولاً حول چند هزار تن در روز می‌چرخد؛ در برخی گزارش‌های مبتنی بر داده‌های رسمی، رقم حدود ۶۴۰۰ تن در روز برای شهر تهران ذکر شده است. این یعنی سایت‌های دفن پیرامون تهران، با تداوم ورودی آلی و رطوبت، از منظر تولید گاز دفن در بازه چندساله، یک منبع پایدار و قابل برنامه‌ریزی هستند؛ منبعی که اگر مدیریت نشود، عملاً به انتشار مستمر متان و بو و شیرابه‌محوریِ بحران تبدیل می‌شود.

در مقیاس ملی هم مسئله کوچک نیست. طبق گزارش‌های رسانه‌ای مبتنی بر آمار رسمی، تولید پسماند عادی شهری در ایران روزانه حدود ۵۸ هزار تن برآورد شده است. این عدد، به زبان اقتصاد انرژی یعنی ده‌ها منبع بالقوه بیوگاز در سراسر کشور که اگر به سمت دفنِ مهندسی‌نشده بروند، هزینه‌های اقلیمی، بهداشتی و اجتماعی را تشدید می‌کنند؛ و اگر مهندسی شوند، می‌توانند بخشی از نیاز برق محلی یا حرارت صنعتی را پوشش دهند، یا دست‌کم شدت انتشار متان را کم کنند.

برای مخاطب نخبه، نکته کلیدی این است: پروژه متانِ محل دفن، یک پروژه کوچک‌مقیاسِ کم‌اثر نیست؛ بلکه یک ابزار سیاستی برای افزایش کارایی دارایی‌های شهری است. تهران در سال‌های آینده، هم با محدودیت زمین برای دفن و هم با حساسیت‌های زیست‌محیطی و اجتماعی مواجه است. بنابراین هر فناوری که دفن را از یک هزینه دفنیِ صرف، به یک پلتفرم تولید انرژی و کاهش ریسک تبدیل کند، ارزش راهبردی دارد—به‌ویژه اگر بخش خصوصی بتواند آن را با مدل مالی پایدار پیش ببرد.

سایت‌های دفن پیرامون تهران، با تداوم ورودی آلی و رطوبت، از منظر تولید گاز دفن در بازه چندساله، یک منبع پایدار و قابل برنامه‌ریزی هستند؛ منبعی که اگر مدیریت نشود، عملاً به انتشار مستمر متان و بو و شیرابه‌محوریِ بحران تبدیل می‌شود.

تهران دقیقاً چه می‌کند؟ از ۲۱ چاه تا فراخوان سرمایه‌گذار

طبق گزارش منتشرشده از سوی خبرگزاری مهر و همچنین بازنشر مشابه در رسانه‌های شهری، سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران اعلام کرده که پروژه استحصال گاز متان از محل دفن پسماند وارد فاز نهایی‌سازی شده است. چند گزاره عملیاتی در این خبر، وضعیت پروژه را روشن می‌کند: مطالعات امکان‌سنجی انجام شده، پایش میدانی میزان انتشار گاز صورت گرفته، گزارش کارشناس رسمی دادگستری تنظیم شده و اسناد فراخوان توسط مشاور تهیه و در مسیر ارزیابی فنی و حقوقی است. مهم‌تر از همه، تاکنون ۲۱ حلقه چاه عمودی در محل دفن حفاری شده است؛ یعنی پروژه از سطح ایده و پاورپوینت عبور کرده و وارد فاز زیرساخت میدانی شده است.

همچنین اشاره شده که دو دستگاه فلر موجود ارزیابی فنی شده و نیازهای اورهال آن مشخص شده است. این بخش به زبان فنی یعنی تهران احتمالاً می‌خواهد در گام‌های ابتدایی، کنترل ایمنی و کاهش انتشار را با تکیه بر فلر تثبیت کند و سپس با تکمیل زنجیره، به سمت استفاده انرژی از گاز برود. در همان گزارش، از اقداماتی مانند اجرای شبکه افقی اتصال چاه‌ها، احداث خط انتقال گاز، نصب مخزن ذخیره، سیستم تنظیم فشار، شیرین‌سازی گاز، نصب ژنراتور بیوگازسوز و احداث پست و خط انتقال برق تولیدی نام برده شده است. این‌ها اجزای کلاسیک یک پروژه هستند و نشان می‌دهند هدف صرفاً مهار بو نیست، بلکه هدف نهایی ورود برق به مدار است.

از منظر حکمرانی پروژه نیز، شهرداری از مشارکت شرکت‌های دانش‌بنیان و بخش خصوصی سخن گفته و حتی رایزنی برای جذب سرمایه‌گذاری و تأمین مالی را مطرح کرده است. پیام ضمنی این بخش برای بازار سرمایه و پیمانکاران انرژی این است که پروژه می‌خواهد از قالب پروژه صرفاً خدماتی خارج شود و با زبان سرمایه‌گذاری، قرارداد، بهره‌برداری و درآمد تعریف شود. فراخوان انتخاب سرمایه‌گذار، اگر شفاف و بانکی‌پذیر طراحی شود، نقطه‌ای است که می‌تواند پروژه را از ریسکِ تعویق‌های اداری عبور دهد.

تبدیل متان محل دفن به برق، یک زنجیره مهندسی چندمرحله‌ای است که اگر هر حلقه آن ضعیف باشد، کل پروژه یا از نظر اقتصادی شکست می‌خورد یا از نظر زیست‌محیطی اعتبارش را از دست می‌دهد.

مسیر فنی تولید برق از گاز دفن؛ از جمع‌آوری تا ژنراتور

تبدیل متان محل دفن به برق، یک زنجیره مهندسی چندمرحله‌ای است که اگر هر حلقه آن ضعیف باشد، کل پروژه یا از نظر اقتصادی شکست می‌خورد یا از نظر زیست‌محیطی اعتبارش را از دست می‌دهد. حلقه اول، شبکه چاه‌های عمودی و افقی و مدیریت مکش است؛ یعنی جمع‌آوری گاز به‌گونه‌ای که هم بیشترین برداشت ممکن انجام شود و هم هوای اضافی وارد سیستم نشود. ورود هوای زیاد می‌تواند کیفیت گاز را کاهش دهد، ریسک آتش‌سوزی زیرسطحی را بالا ببرد و باعث ناپایداری احتراق شود.

حلقه دوم، انتقال و تنظیم فشار و رطوبت‌گیری است. گاز دفن معمولاً مرطوب است و بخار آب و میعانات، هم خوردگی ایجاد می‌کند و هم راندمان و دوام تجهیزات را کم می‌کند. حلقه سوم، پالایش و شیرین‌سازی نسبی است؛ بسته به ترکیب ناخالصی‌ها (مانند ترکیبات آلی فرّار یا سولفید هیدروژن)، ممکن است به فیلترها و اسکرابرها نیاز باشد تا گاز برای مصرف موتور-ژنراتور مناسب شود. حلقه چهارم، تبدیل انرژی در ژنراتور بیوگازسوز و سپس اتصال برق به شبکه با الزامات حفاظتی و کیفیت توان است.

در بسیاری از پروژه‌ها، فلر نقش بیمه عملیاتی را بازی می‌کند: اگر ژنراتور به هر دلیل از مدار خارج شد، گاز نباید رها شود؛ باید سوزانده شود. بنابراین داشتن فلرِ آماده‌به‌کار، برای اعتبار اقلیمی پروژه هم مهم است. به بیان دیگر، برق‌سازی یک هدف جذاب است، اما مهار انتشار یک الزام غیرقابل مذاکره است؛ چون اگر پروژه در زمان‌های خاموشیِ ژنراتور، متان را رها کند، عملاً به بدترین سناریو بازمی‌گردد.

آنچه برای تهران تعیین‌کننده خواهد بود، پروفایل تولید گاز در طول زمان است. تولید گاز دفن معمولاً با یک تأخیر زمانی پس از دفن افزایش می‌یابد، سپس به سقف می‌رسد و به‌تدریج افت می‌کند. بنابراین ظرفیت نیروگاه باید با واقعیت منحنی گاز هم‌خوان باشد تا پروژه نه با کمبود خوراک در چند سال بعد مواجه شود و نه در سال‌های اول، گاز مازاد را بدون استفاده بسوزاند. اینجاست که کیفیت امکان‌سنجی و پایش میدانی—که شهرداری می‌گوید انجام داده—به عامل موفقیت تبدیل می‌شود.

سه ادعای اصلی پروژه—کاهش گازهای گلخانه‌ای، مهار بو و افزایش ایمنی—اگر درست اجرا شوند، می‌توانند هزینه‌های بیرونیِ دفن را به‌طور محسوسی کم کنند.

منافع هم‌زمان: کاهش بو، افزایش ایمنی، و بازتعریف اقتصاد پسماند

سه ادعای اصلی پروژه—کاهش گازهای گلخانه‌ای، مهار بو و افزایش ایمنی—اگر درست اجرا شوند، می‌توانند هزینه‌های بیرونیِ دفن را به‌طور محسوسی کم کنند. بو در سایت‌های دفن، فقط یک مسئله رفاهی نیست؛ شاخصی است از مدیریت نامناسب گاز و گاه نشانه‌ای از نشت‌های پراکنده که می‌تواند به شکایت‌های اجتماعی و فشارهای قضایی و توقف‌های عملیاتی منجر شود. جمع‌آوری فعال گاز، با کاهش انتشار سطحی، معمولاً اثر مستقیم بر بو دارد و می‌تواند کیفیت زیست پیرامونی را بهبود دهد.

ایمنی نیز یک بُعد مغفول اما حیاتی است. متان یک گاز قابل اشتعال است و مهاجرت آن در لایه‌های زیرسطحی یا تجمع در فضاهای بسته می‌تواند خطر انفجار ایجاد کند. در نگاه سیستماتیک، پروژه‌های LFG فقط پروژه انرژی نیستند؛ پروژه مدیریت ریسک هم هستند. حتی اگر در مقاطعی تولید برق از نظر اقتصادی بهینه نباشد، ارزش کاهش ریسک و کاهش تعارضات اجتماعی می‌تواند توجیه سرمایه‌گذاری را تقویت کند.

از منظر اقتصاد شهری، تبدیل متان به برق می‌تواند دارایی پنهان سایت دفن را فعال کند. فروش برق، یا استفاده از برق برای مصرف داخلی تأسیسات، درآمد یا صرفه‌جویی ایجاد می‌کند. علاوه بر آن، اگر سازوکارهای اعتبار کربن یا ابزارهای مالی اقلیمی در دسترس باشد، پروژه قابلیت تبدیل کاهش متان به ارزش مالی را هم دارد—هرچند در ایران، طراحی حقوقی و مالی آن هنوز به بلوغ کامل نرسیده است. در همین چارچوب است که اشاره شهرداری به رایزنی با نهادهای مرتبط اهمیت پیدا می‌کند: پروژه‌های متان، در جهان معمولاً از ترکیب درآمد انرژی و منابع مالی سبز یا تسهیلات اقلیمی بهتر تغذیه می‌شوند.

نکته مهم برای مخاطب نخبه این است که چنین پروژه‌ای اگر درست بسته‌بندی شود، می‌تواند نمونه‌ای از گذار از مدیریت پسماند سنتی به اقتصاد چرخشی باشد؛ یعنی جایی که خروجیِ یک مسئله (گاز، گرما، برق) ورودیِ یک بازار می‌شود. اما اگر قرارداد و تضمین خرید و ریسک‌های عملیاتی شفاف نباشد، پروژه ممکن است در حد فلرینگ باقی بماند و ارزش افزوده انرژی محقق نشود.

در نهایت، پروژه متان تهران اگر به تولید برق برسد، صرفاً یک افتتاحیه جدید نیست؛ یک سیگنال سیاستی است: اینکه شهر می‌تواند از دل پسماند، انرژی بسازد و هم‌زمان ردپای اقلیمی‌اش را کم کند.

پیش‌شرط‌های موفقیت پروژه تهران؛ از حقوقی و مالی تا حکمرانی داده

تهران اکنون در آستانه فراخوان سرمایه‌گذار است؛ نقطه‌ای که معمولاً سرنوشت پروژه را تعیین می‌کند. موفقیت، بیش از آنکه به وجود متان وابسته باشد، به کیفیت طراحی قرارداد و حکمرانی داده وابسته است. سرمایه‌گذار خصوصی، با سه سؤال اصلی وارد می‌شود: حجم و کیفیت گاز در طول زمان چقدر قابل اتکاست؟ مدل درآمدی برق چگونه تضمین می‌شود؟ ریسک‌های توقف، اعتراضات محلی، تغییرات مقرراتی و تعهدات بهره‌برداری چگونه تقسیم می‌شود؟

در این میان، داده‌های پایش میدانی و نحوه ارائه آن‌ها در اسناد فراخوان حیاتی است. اگر پروفایل تولید گاز، عدم‌قطعیت‌ها، و سناریوهای محافظه‌کارانه شفاف نباشد، یا سرمایه‌گذار قیمت ریسک را بالا می‌برد یا اصلاً وارد نمی‌شود. همچنین وضعیت فلرهای موجود و برنامه اورهال، باید به‌عنوان جزء تداوم کنترل انتشار دیده شود، نه یک گزینه تزئینی؛ چون هرگونه رهاسازی متان در دوره‌های خاموشی، اعتبار پروژه را نزد نهادهای نظارتی و افکار عمومی تضعیف می‌کند.

از منظر حقوقی، اتصال برق به شبکه و فروش برق، به مجوزها، استانداردها و زمان‌بندی‌های مشخص نیاز دارد. اگر این بخش در قرارداد مبهم باشد، پروژه به باتلاق تأخیرهای بین‌بخشی می‌افتد. از منظر مالی نیز، پروژه‌های LFG معمولاً CAPEX قابل توجه و OPEX مداوم دارند؛ بنابراین قرارداد باید امکان بازگشت سرمایه را با واقعیات نرخ ارز، هزینه قطعات، و دوام تجهیزات در شرایط گاز خورنده لحاظ کند.

در نهایت، پروژه متان تهران اگر به تولید برق برسد، صرفاً یک افتتاحیه جدید نیست؛ یک سیگنال سیاستی است: اینکه شهر می‌تواند از دل پسماند، انرژی بسازد و هم‌زمان ردپای اقلیمی‌اش را کم کند. با توجه به اینکه در ایران روزانه حدود ۵۸ هزار تن پسماند عادی تولید می‌شود و تهران نیز با سرانه ۷۶۰ گرم و چند هزار تن پسماند روزانه درگیر است، هر موفقیت در پایتخت می‌تواند به الگو برای سایر کلان‌شهرها تبدیل شود—به شرطی که از همان ابتدا، پروژه بر پایه داده، قرارداد دقیق و هدف‌گذاری قابل سنجش بنا شود.

کد خبر: ۳۹۴٬۸۴۸

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha