۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
توقف واردات نفت و LNG چین از آمریکا؛ پیام پکن به سلطه انرژی واشنگتن چیست؟
ژئوپلیتیک انرژی در فاز جنگِ مسیرها

توقف واردات نفت و LNG چین از آمریکا؛ پیام پکن به سلطه انرژی واشنگتن چیست؟

از منظر آمریکا سلطه انرژی وقتی به اهرم مؤثر تبدیل می‌شود که چین جایگزین نداشته باشد. اما گزارش رویترز می‌گوید چین در LNG به سطحی از تنوع عرضه رسیده که می‌تواند واردات را متوقف کند.

گزارش؛ گروه آب و انرژی: بر اساس گزارش و محاسبات رویترز با اتکا به داده‌های کپلر، چین حدود یک سال است هیچ محموله گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) از آمریکا وارد نکرده و واردات نفت خام آمریکا را نیز از بهار ۱۴۰۴ متوقف کرده است. در عوض، شرکت‌های چینی با تکیه بر انعطاف قراردادهای LNG آمریکا، محموله‌ها را عمدتاً به اروپا منحرف می‌کنند. این تغییر، تنها یک چرخش تجاری نیست؛ نشانه‌ای از تبدیل شدن انرژی به اهرم مذاکره، ابزار مهار و میدان جدید رقابت ساختاری چین و آمریکاست.

بر اساس گزارش و محاسبات رویترز با اتکا به داده‌های کپلر، چین حدود یک سال است هیچ محموله گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) از آمریکا وارد نکرده و واردات نفت خام آمریکا را نیز از بهار ۱۴۰۴ متوقف کرده است.

۱توقف واردات دقیقاً یعنی چه و چه داده‌هایی پشت خبر است؟

طبق روایت رویترز که بر داده‌های ردیابی محموله‌ها در کپلر تکیه دارد، چین آخرین محموله LNG آمریکا را در بهمن ۱۴۰۳ دریافت کرده و پس از آن، برای نزدیک به یک سال واردات LNG از آمریکا عملاً به صفر رسیده است. در مورد نفت خام نیز، آخرین واردات چین از آمریکا در فروردین/اردیبهشت ۱۴۰۴ ثبت شده و سپس متوقف شده است.

نکته کلیدی اینجاست که صفر شدن واردات به مقصد چین لزوماً به معنای قطع رابطه قراردادی نیست. رویترز تصریح می‌کند شرکت‌های چینی همچنان تحت قراردادهای بلندمدت، LNG آمریکا را خریداری/چارتر می‌کنند، اما آن را به جای تحویل در بنادر چین، غالباً به اروپا می‌فرستند یا پیش از بارگیری به طرف ثالث می‌فروشند. به بیان دیگر، آنچه تغییر کرده مقصد فیزیکی و نقشه تسویه و مصرف است، نه الزاماً مالکیت قراردادی یا تعهد خرید.

برای درک مقیاس، رویترز با استناد به کپلر می‌گوید در سال ۱۴۰۳، چین حدود ۴٫۳ میلیون تن LNG از آمریکا خریده بود؛ رقمی که نزدیک به ۵٪ صادرات LNG آمریکا در همان سال را تشکیل می‌داد. در حوزه نفت خام نیز عددی که در روایت شما آمده (۹۰ میلیون بشکه در سال ۱۴۰۳) عملاً نشان می‌دهد کانال انرژی آمریکا-چین تا همین اواخر، از نظر حجمی قابل اعتنا بوده و توقف آن یک سیگنال ژئوپلیتیک آشکار تلقی می‌شود.

نکته کلیدی اینجاست که صفر شدن واردات به مقصد چین لزوماً به معنای قطع رابطه قراردادی نیست. رویترز تصریح می‌کند شرکت‌های چینی همچنان تحت قراردادهای بلندمدت، LNG آمریکا را خریداری/چارتر می‌کنند، اما آن را به جای تحویل در بنادر چین، غالباً به اروپا می‌فرستند یا پیش از بارگیری به طرف ثالث می‌فروشند.

مکانیزم پشت پرده: چرا چین می‌تواند بخرد اما وارد نکند؟

آنچه این پرونده را از یک خبر ساده واردات/صادرات به یک مسئله ساختاری تبدیل می‌کند، معماری بازار جهانی LNG است. بخش مهمی از قراردادهای LNG آمریکا (بر خلاف برخی عرضه‌کنندگان دیگر) انعطاف مقصد دارد؛ یعنی خریدار می‌تواند محموله را به هر نقطه‌ای ارسال کند یا آن را در بازار ثانویه بفروشد. رویترز همین ویژگی را علت اصلی دوگانگی سیاست و تجارت معرفی می‌کند: پکن می‌تواند در سطح سیاسی واردات از آمریکا را متوقف کند، اما در سطح بنگاهی، شرکت‌های چینی همچنان از آربیتراژ منطقه‌ای سود بگیرند.

رویترز به داده‌ای مشخص نیز اشاره می‌کند: پنج خریدار اصلی چینی LNG آمریکا—پتروچاینا، اِن‌اِن (ENN)، سی‌اِن‌اواوسی، ساینوشم و سینوپک—در ۱۲ ماه منتهی به بهمن ۱۴۰۴، مجموعاً ۳٫۳ میلیون تن LNG را از پایانه‌های صادراتی آمریکا چارتر کرده‌اند. اما اکثریت قاطع این محموله‌ها به اروپا تحویل شده است. مثال رویترز روشن است: از ۲۷ محموله چارتر شده توسط پتروچاینا پس از بهمن ۱۴۰۳، ۲۳ محموله به اروپا رفته، ۲ محموله به برزیل و ۲ محموله به بنگلادش تحویل شده است. همچنین، تمام ۱۰ محموله چارتر شده ENN در همان بازه، به اروپا ارسال شده است.

این یعنی چین با یک تاکتیک هوشمندانه عمل می کند: کاهش مواجهه ژئوپلیتیک بدون از دست دادن ارزش اقتصادی قرارداد. در چنین مدلی، حتی اگر واردات به مقصد چین صفر باشد، شرکت‌های چینی می‌توانند از تفاوت قیمت‌ها، کمبودهای منطقه‌ای و پریمیوم امنیت عرضه در اروپا بهره‌برداری کنند—و هم‌زمان، پیام سیاسی نمی‌خواهیم به انرژی آمریکا وابسته شویم را نیز مخابره کنند.

چین با یک تاکتیک هوشمندانه عمل می کند: کاهش مواجهه ژئوپلیتیک بدون از دست دادن ارزش اقتصادی قرارداد. در چنین مدلی، حتی اگر واردات به مقصد چین صفر باشد، شرکت‌های چینی می‌توانند از تفاوت قیمت‌ها، کمبودهای منطقه‌ای و پریمیوم امنیت عرضه در اروپا بهره‌برداری کنند—و هم‌زمان، پیام سیاسی نمی‌خواهیم به انرژی آمریکا وابسته شویم را نیز مخابره کنند.

پیشران سیاسی-تجاری: تعرفه‌ها، تلافی و ایده سلطه انرژی

رویترز زمان‌بندی توقف را به تشدید جنگ تعرفه‌ای پیوند می‌زند. طبق گزارش، پس از ورود دو کشور به دور تازه‌ای از تعرفه‌های تلافی‌جویانه در بهمن ۱۴۰۳، چین آخرین محموله LNG را دریافت کرد و سپس واردات را قطع کرد. در روایت رویترز آمده است که دولت ترامپ تعرفه ۱۰٪ بر واردات از چین اعمال کرد و پکن نیز در واکنش، از جمله ۱۵٪ عوارض بر LNG آمریکا وضع کرد. سپس تعرفه‌های متقابل در ماه‌های بعد بالا رفت و نهایتاً طرفین در آبان ۱۴۰۴ به نوعی آتش‌بس تجاری رسیدند؛ اما واردات LNG چین از آمریکا به حالت قبل برنگشت.

در اینجا عبارت سلطه انرژی اهمیت پیدا می‌کند. از نگاه سیاست‌گذار آمریکایی، رشد تولید نفت و گاز و تبدیل آن به اهرم چانه‌زنی، می‌تواند وزن آمریکا را در مذاکرات تجاری افزایش دهد؛ به‌ویژه در برابر اقتصادی مانند چین که همزمان با گذار انرژی، همچنان نیازمند امنیت عرضه برای صنعت و برق است. اما از نگاه پکن، چنین راهبردی دقیقاً همان چیزی است که باید خنثی شود: تبدیل شدن انرژی به ابزار فشار. نتیجه طبیعی این تقابل، حرکت چین به سمت تنوع‌بخشی، کاهش ریسک تأمین از آمریکا، و بازطراحی مسیرهای وارداتی است—حتی اگر در کوتاه‌مدت، همچنان از منافع اقتصادی قراردادهای موجود استفاده کند.

از نگاه سیاست‌گذار آمریکایی، رشد تولید نفت و گاز و تبدیل آن به اهرم چانه‌زنی، می‌تواند وزن آمریکا را در مذاکرات تجاری افزایش دهد؛ به‌ویژه در برابر اقتصادی مانند چین که همزمان با گذار انرژی، همچنان نیازمند امنیت عرضه برای صنعت و برق است. اما از نگاه پکن، چنین راهبردی دقیقاً همان چیزی است که باید خنثی شود: تبدیل شدن انرژی به ابزار فشار.

پیامدهای بازار: برندگان کوتاه‌مدت و بازندگان بلندمدت

اثر فوری این تغییر، تقویت نقش اروپا به‌عنوان مقصد LNG شناور است. اروپا طی سال‌های اخیر برای جایگزینی گاز خط لوله روسیه و مدیریت ریسک عرضه، به LNG بیشتر تکیه کرده و محموله‌های منعطف آمریکا در چنین محیطی ارزش بالایی دارند. بنابراین، اگر محموله‌های متعلق به خریداران چینی به اروپا منحرف شود، عملاً اروپا بخشی از نیاز خود را با LNG آمریکا (ولو با مالکیت/واسطه‌گری چینی) پوشش می‌دهد. این یک پارادوکس ژئوپلیتیک است: کاهش واردات چین از آمریکا می‌تواند هم‌زمان به افزایش جریان LNG آمریکا به اروپا منجر شود.

برای آمریکا، ماجرا دو لایه دارد. در سطح صادرات کل، رویترز یادآور می‌شود آمریکا در سال ۱۴۰۲ بزرگ‌ترین صادرکننده LNG جهان شد و در یک سال اخیر نزدیک به ۱۱۰ میلیون تن LNG صادر کرده که بیش از یک‌چهارم عرضه جهانی را تشکیل می‌دهد. بنابراین از منظر حجم فروش جهانی، آمریکا الزاماً بازنده فوری نیست. اما در سطح ریسک مشتری، از دست دادن مقصدی مانند چین (حتی موقت) پیام روشنی دارد: بازارهای انرژی هم می‌توانند مانند فناوری، وارد فاز دوپارگی ژئوپلیتیک شوند؛ جایی که مشتریان بزرگ، بر اساس ریسک سیاسی تصمیم می‌گیرند نه صرفاً قیمت.

برای چین، اثر کوتاه‌مدت احتمالاً قابل مدیریت است؛ چون دسترسی به منابع متنوع LNG (و همچنین گاز خط لوله) دارد. اما اثر بلندمدت می‌تواند بازتعریف‌کننده باشد: چین می‌کوشد سبد واردات را طوری تنظیم کند که در سناریوهای تشدید تنش با آمریکا، کمترین آسیب را ببیند. این یعنی ترجیح قراردادهای غیرآمریکایی، تقویت واردات از عرضه‌کنندگان کم‌ریسک‌تر از منظر سیاسی، و توسعه زیرساخت‌های داخلی و منطقه‌ای.

چین می‌کوشد سبد واردات را طوری تنظیم کند که در سناریوهای تشدید تنش با آمریکا، کمترین آسیب را ببیند. این یعنی ترجیح قراردادهای غیرآمریکایی، تقویت واردات از عرضه‌کنندگان کم‌ریسک‌تر از منظر سیاسی، و توسعه زیرساخت‌های داخلی و منطقه‌ای.

چین در عمل چه می‌کند؟ تنوع عرضه، گاز روسیه و استثنای اتان

رویترز در همان گزارش یک نکته بسیار مهم را برجسته می‌کند: چین در کنار توقف LNG آمریکا، همچنان واردات قابل توجه اتان از آمریکا را ادامه داده است؛ ماده‌ای کلیدی برای خوراک پتروشیمی. طبق داده‌های رویترز، واردات اتان چین در سال ۱۴۰۴ به‌طور متوسط حدود ۳۲۵٬۰۰۰ بشکه در روز بوده و بیش از ۶۰٪ کل صادرات اتان آمریکا را جذب کرده است. این نشان می‌دهد راهبرد چین قطع رابطه انرژی با آمریکا به صورت مطلق نیست؛ بلکه تفکیک هوشمندانه است: هر جا ریسک ژئوپلیتیک و جایگزینی‌پذیری اجازه دهد (مثل LNG اسپات یا نفت خام)، کاهش مواجهه سریع‌تر رخ می‌دهد؛ اما در زنجیره‌هایی که جایگزین محدودتر است یا مزیت اقتصادی بسیار بالاست (مانند اتان و برخی خوراک‌ها)، ادامه تعامل محتمل‌تر است.

از سوی دیگر، چین به‌دنبال مسیرهای جایگزین LNG و گاز است. رویترز به‌طور مشخص از دسترسی چین به عرضه کافی LNG، به‌ویژه از قطر و روسیه یاد می‌کند. همچنین اشاره می‌کند چین در سال ۱۴۰۴ واردات LNG خود را ۱۴٪ کاهش داده و به حدود ۶۷ میلیون تن رسانده است؛ کاهشی که به ترکیبی از کندی فعالیت صنعتی، گسترش سریع انرژی‌های تجدیدپذیر، افزایش تولید داخلی گاز و رشد واردات گاز خط لوله از روسیه نسبت داده می‌شود. حتی به شروع واردات LNG از پروژه Arctic LNG ۲ روسیه نیز اشاره می‌شود—آن هم در شرایطی که آمریکا تحریم‌هایی علیه آن وضع کرده است. این مجموعه نشانه‌ها به یک جمع‌بندی می‌رسد: چین هم‌زمان با گذار انرژی، در حال امنیتی‌سازی زنجیره تأمین گاز است.

چین به‌دنبال مسیرهای جایگزین LNG و گاز است. رویترز به‌طور مشخص از دسترسی چین به عرضه کافی LNG، به‌ویژه از قطر و روسیه یاد می‌کند.

جمع‌بندی راهبردی: توقف واردات، نه پایان بازی—بلکه تغییر قواعد آن

برداشت دقیق از خبر رویترز این نیست که چین برای همیشه انرژی آمریکا را کنار گذاشته است؛ بلکه این است که چین می‌کوشد انرژی را از نقطه فشار به متغیر قابل مدیریت تبدیل کند. توقف واردات LNG و نفت خام از آمریکا—در کنار ادامه خرید و منحرف‌سازی محموله‌ها به اروپا—یک الگوی جدید را نشان می‌دهد: جداسازی مالکیت تجاری از مصرف داخلی برای کاهش ریسک سیاسی.

از منظر آمریکا نیز، سلطه انرژی وقتی به اهرم مؤثر تبدیل می‌شود که طرف مقابل جایگزین نداشته باشد. اما گزارش رویترز عملاً می‌گوید چین در LNG به سطحی از تنوع عرضه رسیده که می‌تواند واردات را متوقف کند، بدون آنکه لزوماً به بحران فوری دچار شود؛ و حتی از طریق بازار ثانویه، از همان LNG آمریکا سود ببرد. این یعنی ابزار انرژی، در برابر بازیگر بزرگی مثل چین، الزاماً کارکرد یک‌طرفه ندارد و می‌تواند به بازی آینه‌ها تبدیل شود: فشار سیاسی از یک سو، آربیتراژ تجاری از سوی دیگر.

اگر تنش‌های واشنگتن-پکن پایدار بماند، محتمل‌ترین سناریو این است که چین واردات LNG آمریکا را در مقیاس بزرگ از سر نگیرد (همان‌طور که رویترز به نقل از پژوهشگر مرکز سیاست انرژی دانشگاه کلمبیا اشاره می‌کند)، اما نقش چین در اکوسیستم LNG آمریکا نیز محو نمی‌شود؛ چون قراردادهای بلندمدت، تجارت ثانویه و انعطاف مقصد، اجازه می‌دهد چین حتی بدون واردات مستقیم، همچنان در بازی بماند.

کد خبر: ۳۹۳٬۹۳۲

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha