بازار؛ گروه بورس: گزارش عملکرد ۹ ماهه صنعت محصولات کشاورزی و دامپروری، تصویری از رونق و شکوفایی را به نمایش گذاشته است. مجموع درآمد این صنعت با رشد ۴۳ درصدی به ۴۲ هزار و ۸۶۸ میلیارد تومان رسیده و تقریباً همه نمادها رشدهای دو رقمی و بعضاً خیرهکنندهای را تجربه کردهاند. سپید با درآمد ۱۵ هزار و ۶۴۳ میلیارد تومانی، غول بیچون و چرای این گروه است و سیمرغ، زفکا و زقیام نیز با رشدهای ۲۷ تا ۶۸ درصدی، عملکردی قابل قبول داشتهاند. اما در میان این همه سبزهزار و خرمنهای پربار، یک نماد به طرز عجیبی پژمرده و خشکیده است. زپارس، برخلاف جهت باد، سقوط کرده و درآمد ۹ ماهه آن با افت ۱۳ درصدی به ۹۵۷ میلیارد تومان رسیده است. اینجا دیگر پای خشکسالی یا نوسانات طبیعی بازار در میان نیست؛ اینجا بوی مدیریت ضعیف و بحران عملیاتی به مشام میرسد.
صنعت محصولات کشاورزی و دامپروری در ۹ ماهه امسال، رشدی چشمگیر و قابل توجه را تجربه کرده است. مجموع درآمد این صنعت با افزایش ۴۳ درصدی به ۴۲ هزار و ۸۶۸ میلیارد تومان رسیده و این یعنی چرخهای اقتصاد این بخش به خوبی میچرخد و اغلب شرکتها توانستهاند سهم خود از سفره رو به رشد بازار را افزایش دهند.
بررسی عملکرد نمادهای گروه کشاورزی
سپید بدون شک غول بلامنازع گروه کشاورزی است. این شرکت با درآمد ۱۵ هزار و ۶۴۳ میلیارد تومانی در ۹ ماهه، بیش از یک سوم کل درآمد صنعت را به خود اختصاص داده است. رشد ۳۳ درصدی درآمد سپید نشان میدهد این غول اقتصادی همچنان با قدرت تمام به مسیر صعودی خود ادامه میدهد. هر چند این رشد از میانگین صنعت پایینتر است، اما حجم عظیم درآمدی سپید به حدی است که حتی با همین رشد نیز فاصله خود را با رقبا حفظ میکند. با این حال، سوال اینجاست که چرا بزرگترین بازیگر صنعت نتوانسته همگام با میانگین بازار رشد کند؟ آیا سپید به نقطه اشباع رسیده یا با چالشهای ساختاری در توسعه بازار مواجه است؟
سیمرغ دیگر غول این گروه با درآمد ۴ هزار و ۱۷۳ میلیارد تومانی و رشد ۲۷ درصدی، جایگاه دوم را از آن خود کرده است. هر چند رشد سیمرغ از میانگین صنعت پایینتر است، اما حجم بالای درآمد آن همچنان این شرکت را در زمره بزرگان صنعت نگه داشته است. نکته نگرانکننده درباره سیمرغ، فاصله معنادار رشد آن با میانگین صنعت است. رشد ۲۷ درصدی در شرایطی که بسیاری از رقبا رشدهای بالای ۵۰ درصد را تجربه میکنند، میتواند زنگ خطری برای سهم بازار این شرکت در آینده باشد. سیمرغ یا محافظهکارانه عمل کرده یا در بهرهبرداری از ظرفیتهای جدید بازار ناتوان بوده است.
زفکا با درآمد ۲ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومانی و رشد ۵۷ درصدی، یکی از پدیدههای این گروه است. این شرکت توانسته بیش از میانگین صنعت رشد کند و سهم بازار خود را افزایش دهد. جهش ۵۷ درصدی زفکا نشان از خوشبینی سهامداران زفکا دارد، مگر آنکه این رشد ناپایدار یا ناشی از عوامل موقتی باشد.
زقیام با رشد ۶۸ درصدی و درآمد ۱ هزار و ۸۰۷ میلیارد تومانی، رکورددار بیشترین رشد درآمد در میان نمادهای این گروه است. رشد ۶۸ درصدی زقیام در شرایطی که میانگین صنعت ۴۳ درصد است، یک موفقیت چشمگیر محسوب میشود. سوالی که ذهن را مشغول میکند این است که آیا این رشد پایدار است و زقیام میتواند در فصلهای آینده نیز این روند را تکرار کند؟
زگلدشت نیز با رشد ۶۴ درصدی و درآمد ۱ هزار و ۷۷۳ میلیارد تومانی، عملکردی درخشان و فراتر از میانگین صنعت داشته است. این شرکت نیز مانند زقیام نشان داده که ظرفیت بالایی برای بهرهبرداری از شرایط مساعد بازار دارد. رشد ۶۴ درصدی زگلدشت در کنار درآمد قابل قبولش، این شرکت را به یکی از گزینههای جذاب برای سرمایهگذاری در این صنعت تبدیل کرده است.
زدشت با درآمد ۱ هزار و ۲۶۲ میلیارد تومانی و رشد ۴۹ درصدی، عملکردی فراتر از میانگین صنعت داشته است.
زبینا نیز با درآمد ۱ هزار و ۸۳ میلیارد تومانی و رشد ۴۸ درصدی، یکی دیگر از نمادهای مثبت این گروه است. این شرکت توانسته جایگاه خود را در بازار تثبیت کند. هر چند درآمد زبینا نسبت به برخی رقبا کمتر است، اما رشد ۴۸ درصدی آن نویدبخش آیندهای روشن برای این مجموعه است.
زکشت با درآمد ۸۳۱ میلیارد تومانی و رشد ۶۵ درصدی، یکی از نمادهای مثبت این گروه محسوب میشود. رشد ۶۵ درصدی در کنار درآمد تقریباً ۱ هزار میلیارد تومانی، نشان از جهش قابل توجه این شرکت دارد. زکشت ثابت کرده که اندازه کوچکتر لزوماً به معنای رشد کمتر نیست و میتوان با مدیریت کارآمد، رشدهای چشمگیر را ثبت کرد.
زشریف با درآمد ۱ هزار و ۳۳۰ میلیارد تومانی و رشد ۴۸ درصدی، عملکردی بالاتر از میانگین صنعت داشته است. این شرکت نیز مانند بسیاری از رقبا توانسته از شرایط مساعد بازار بهره ببرد و رشد قابل قبولی را ثبت کند. هر چند رشد ۴۸ درصدی زشریف خوب است، اما در مقایسه با رشدهای ۶۰ و ۷۰ درصدی برخی رقبا، جای بهبود دارد.
زمگسا با درآمد ۹۱۱ میلیارد تومانی و رشد ۵۱ درصدی، عملکردی خوبی داشته است. این شرکت با جهشی قابل توجه، توانسته درآمد خود را به مرز ۱ هزار میلیارد تومان نزدیک کند.
زشگزا با درآمد ۸۸۲ میلیارد تومانی و رشد ۵۸ درصدی، یکی دیگر از نمادهای خوب این گروه است. رشد ۵۸ درصدی زشگزا در شرایطی که بسیاری از شرکتها به سختی به میانگین صنعت میرسند، یک موفقیت محسوب میشود.
زفجر با رشد ۴۲ درصدی و درآمد ۱ هزار و ۳۳۰ میلیارد تومانی، عملکردی نزدیک به میانگین صنعت داشته است. هر چند رشد ۴۲ درصدی در شرایط عادی قابل قبول است، اما در بازاری که بسیاری از رقبا رشدهای بالای ۵۰ درصد را تجربه میکنند، این رشد برای زفجر تا حدودی ناامیدکننده به نظر میرسد. این شرکت یا نتوانسته از تمام ظرفیتهای خود استفاده کند، یا با چالشهای داخلی مواجه بوده است.
زملارد با رشد ۴۰ درصدی و درآمد ۷۴۲ میلیارد تومانی، عملکردی پایینتر از میانگین صنعت داشته است. هر چند رشد ۴۰ درصدی در شرایط عادی بد نیست، اما در مقایسه با رقبایی که رشدهای بالای ۵۰ درصد را ثبت کردهاند، زملارد تا حدودی از قافله عقب مانده است. سوال اینجاست که چرا این شرکت نتوانسته همگام با بازار حرکت کند؟
زپارس در میان ۱۷ نماد این گروه، تنها نماد منفی است. یعنی مشکل از صنعت نیست، مشکل از خود شرکت است. در حالی که همه رقبا از ظرفیتهای بازار استفاده میکنند و رشد میکنند، زپارس سهم بازار خود را به رقبا واگذار کرده و عقبگرد داشته است
غدشت با رشد ۳۸ درصدی و درآمد ۱ هزار و ۲۵۲ میلیارد تومانی، عملکردی پایینتر از میانگین صنعت داشته است. این شرکت نیز مانند زملارد از قافله رشد عقب مانده و نتوانسته از شرایط مساعد بازار بهره کافی ببرد. رشد ۳۸ درصدی غدشت در کنار درآمد ۱ هزار و ۲۵۲ میلیارد تومانی، نشان میدهد این شرکت یا محافظهکارانه عمل کرده یا با موانعی در مسیر توسعه مواجه بوده است.
زماهان با رشد ۳۷ درصدی و درآمد ۵۳۳ میلیارد تومانی، پایینترین رشد را در میان نمادهای مثبت این گروه داشته است. هر چند زماهان نیز مانند دیگران رشد کرده، اما این رشد ۳۷ درصدی در بازاری با میانگین ۴۳ درصد، چندان قابل دفاع نیست. این شرکت کوچکترین عضو گروه شاید به دلیل محدودیتهای ساختاری نتوانسته همگام با بازار حرکت کند.
تلیسه با رشد ۵۲ درصدی و درآمد ۱ هزار و ۱۷۵ میلیارد تومانی، عملکردی قابل قبول داشته است. این شرکت توانسته از بسیاری از رقبا پیشی بگیرد و سهم بازار خود را افزایش دهد. رشد ۵۲ درصدی تلیسه در کنار درآمد ۱ هزار و ۱۷۵ میلیارد تومانی، این شرکت را به یکی از گزینههای جذاب در گروه کشاورزی تبدیل کرده است.
کاهش درآمد زپارس
اما در میان این همه عدد و رقم سبز و امیدوارکننده، زپارس وضعیتی کاملاً متفاوت، تأسفبار و هشداردهنده دارد. این شرکت تنها نماد منفی این گروه است که درآمد ۹ ماهه آن با افت ۱۳ درصدی به ۹۵۷ میلیارد تومان رسیده است. در بازاری که همه در حال رشد و شکوفایی هستند، زپارس مسیر عکس را طی کرده و این یک زنگ خطر جدی برای سهامداران و مدیران این شرکت است.
در شرایطی که میانگین رشد درآمد صنعت ۴۳ درصد است و نمادهایی چون زقیام و زگلدشت رشدهای بالای ۶۰ درصد را تجربه میکنند، زپارس با افت ۱۳ درصدی مواجه شده است. این یعنی این شرکت نه تنها از رشد عقب مانده، بلکه در مسیر عکس حرکت میکند. درآمد ۹۵۷ میلیارد تومانی برای شرکتی که در این صنعت فعالیت میکند، آن هم در شرایط رونق عمومی، یک شکست بزرگ محسوب میشود. نکته تلختر اینکه زپارس در میان ۱۷ نماد این گروه، تنها نماد منفی است. یعنی مشکل از صنعت نیست، مشکل از خود شرکت است. در حالی که همه رقبا از ظرفیتهای بازار استفاده میکنند و رشد میکنند، زپارس سهم بازار خود را به رقبا واگذار کرده و عقبگرد داشته است.
دلایل عملکرد ضعیف برخی نمادهای کشاورزی
دلایل این عملکرد ضعیف را میتوان در چند عامل جستجو کرد؛ نخست، توقف خط تولید یا کاهش سطح زیر کشت که محتملترین دلیل برای افت ۱۳ درصدی درآمد است. احتمالاً این شرکت با مشکلاتی در زمینهای کشاورزی، کاهش سطح زیر کشت، توقف موقت خط تولید به دلایل فنی یا زیاندهی برخی محصولات مواجه بوده که منجر به کاهش تولید و در نتیجه کاهش فروش شده است. دوم، مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش. صنعت کشاورزی برای تأمین نهادهها، بذر، کود و سموم نیاز به نقدینگی بالایی دارد. ممکن است برخی شرکتها با کمبود سرمایه در گردش مواجه شده و نتوانسته به موقع اقدام به کاشت یا داشت محصولات خود کند. این تأخیر یا کاهش سطح کشت، مستقیماً به کاهش درآمد منجر شده است. سوم، آفات و بیماریهای گیاهی یا دامی است. شیوع آفات یا بیماریها ممکن است که بخشی از تولیدات شرکت را نابود کرده باشد.
در چنین شرایطی، شرکت مجبور به ثبت زیان ناشی از این آفات شده و درآمد آن به شدت کاهش مییابد. چهارم، مدیریت ضعیف و ناتوانی در رقابت است، در شرایطی که همه رقبا در حال رشد هستند، ناتوانی نمادی مانند زپارس، نشانهای از ضعف مدیریتی است. این شرکت نتوانسته مانند رقبا از فرصتهای بازار استفاده کند و استراتژی مناسبی برای افزایش فروش و سهم بازار خود داشته باشد. همچنین ممکن است شرکت در بازار داخلی نیز با کاهش تقاضا به دلیل رقابت شدید یا تغییر ذائقه مصرفکنندگان مواجه شده باشد. افزایش بهای تمام شده و کاهش حاشیه سود باعث میشود که شرکت نتواند قیمتهای خود را متناسب با آن افزایش دهد. این موضوع میتواند حاشیه سود شرکت را کاهش داده و حتی آن را به مرز زیاندهی نزدیک کند.




نظر شما