بازار؛ گروه کشاورزی: در شرایطی که وابستگی به واردات نهادههای دامی، امنیت غذایی ایران را به یکی از حساسترین حوزههای راهبردی تبدیل کرده است، «اقتصاد چرخشی» و استفاده هدفمند از پسماندهای کشاورزی و صنایع غذایی میتواند معادلات این بخش را دگرگون کند. پسماندهایی که سالها بهعنوان هزینه و معضل زیستمحیطی شناخته میشدند، امروز قابلیت تبدیل شدن به منبعی پایدار برای خوراک دام، کاهش ارزبری و افزایش تابآوری اقتصاد غذایی کشور را دارند.
در شرایطی که وابستگی به واردات نهادههای دامی، امنیت غذایی ایران را به یکی از حساسترین حوزههای راهبردی تبدیل کرده است، «اقتصاد چرخشی» و استفاده هدفمند از پسماندهای کشاورزی و صنایع غذایی میتواند معادلات این بخش را دگرگون کند.
ظرفیتهای پنهان در پسماندهای کشاورزی و صنایع غذایی
ایران سالانه حجم قابلتوجهی پسماند کشاورزی و صنایع غذایی تولید میکند که بخش عمدهای از آن بلااستفاده میماند یا با بهرهوری بسیار پایین مصرف میشود. تفاله چغندر قند، سبوس گندم و برنج، ملاس، کنجالههای فرعی، پسماند صنایع میوه و سبزی، ضایعات نانوایی و حتی باقیماندههای فرآوری سیبزمینی و ذرت، همگی دارای ارزش غذایی بالقوه برای دام هستند. برآوردهای کارشناسی تا پایان سال ۱۴۰۳ خورشیدی نشان میدهد که در صورت مدیریت علمی، این منابع میتوانند معادل ۱۰ تا ۱۵ درصد از نیاز خوراک دام کشور را تأمین کنند؛ رقمی که در شرایط تحریم و نوسان بازارهای جهانی نهادهها، اهمیتی راهبردی دارد.
در حال حاضر بخش زیادی از این پسماندها یا دفن میشوند، یا به دلیل نبود زیرساخت فرآوری، باعث آلودگی آب و خاک و انتشار گازهای گلخانهای میگردند. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، همین مواد اولیه پایه توسعه خوراک دام ارزانقیمت و پایدار بودهاند و بهعنوان یکی از ارکان اقتصاد چرخشی شناخته میشوند.
پسماندهایی که سالها بهعنوان هزینه و معضل زیستمحیطی شناخته میشدند، امروز قابلیت تبدیل شدن به منبعی پایدار برای خوراک دام، کاهش ارزبری و افزایش تابآوری اقتصاد غذایی کشور را دارند.
مهمترین پسماندهای کشاورزی و صنایع غذایی ایران و تخمین حجم سالانه
بررسی ساختار تولید کشاورزی و صنایع غذایی ایران نشان میدهد که طیف متنوعی از پسماندها قابلیت ورود به زنجیره خوراک دام را دارند. این پسماندها، در صورت فرآوری استاندارد، میتوانند بخشی معنادار از شکاف نهادهای کشور را پوشش دهند. برآوردهای موجود حاکی از آن است که مجموع حجم این پسماندها سالانه به بیش از ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن میرسد که تنها بخشی از آن بهطور مؤثر بازیافت میشود.
۱. تفاله چغندر قند: ایران با تولید سالانه حدود ۶ تا ۷ میلیون تن چغندر قند، نزدیک به ۳ تا ۳/۵ میلیون تن تفاله تر و حدود ۸۰۰ هزار تن تفاله خشک تولید میکند. این ماده یکی از غنیترین منابع فیبر قابلهضم برای دامهای نشخوارکننده است و در صورت توسعه واحدهای خشککنی و سیلو، میتواند جایگزین بخشی از علوفه وارداتی شود.
۲. سبوس گندم و برنج: با تولید سالانه بیش از ۱۴ میلیون تن گندم، حجم سبوس گندم کشور حدود ۲ تا ۲/۵ میلیون تن برآورد میشود. علاوه بر آن، سبوس برنج نیز سالانه حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تن تولید میشود. این پسماندها از مهمترین اجزای جیره دام و طیور هستند که به دلیل ضعف در نظام توزیع و قیمتگذاری، بخشی از ظرفیت آنها هدر میرود.
۳. ملاس صنایع قند و نیشکر: تولید سالانه شکر در ایران منجر به تولید حدود ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار تن ملاس میشود. ملاس منبع انرژی سریع و مکمل مناسب برای خوراک دام است و همچنین در فرآیندهای تخمیری و تولید خوراکهای غنیشده کاربرد گسترده دارد.
۴. پسماند صنایع میوه و سبزی: سالانه بیش از ۳۰ میلیون تن میوه و سبزی در کشور تولید میشود که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد آن به پسماند در مراحل برداشت، حملونقل و فرآوری تبدیل میگردد. بر این اساس، حجم پسماند صنایع میوه و سبزی بین ۶ تا ۸ میلیون تن در سال تخمین زده میشود. این مواد در صورت فرآوری بیولوژیک، منبع مناسبی از فیبر، ویتامینها و مواد معدنی برای خوراک دام محسوب میشوند.
۵. تفاله و ضایعات صنایع لبنی و نوشیدنی: پسماندهایی نظیر آبپنیر، تفاله مالت و ضایعات صنایع نوشیدنی، سالانه حدود ۱ تا ۱/۵ میلیون تن حجم دارند. آبپنیر بهویژه در صورت تغلیظ و تخمیر، ارزش تغذیهای بالایی برای دام دارد و میتواند بخشی از جیره پروتئینی را تأمین کند.
ضایعات نانوایی و آرد: برآوردها نشان میدهد که سالانه بین ۱ تا ۱/۲ میلیون تن ضایعات نان و محصولات آردی در کشور تولید میشود. این ضایعات در بسیاری از کشورها پس از خشکسازی و آسیاب، بهطور رسمی در خوراک دام و طیور استفاده میشوند، اما در ایران هنوز بخش قابلتوجهی از آنها به شکل غیراستاندارد مصرف میشود.
پسماند ذرت، سیبزمینی و صنایع نشاسته: پسماندهای حاصل از فرآوری ذرت و سیبزمینی، شامل تفاله، پوست و نشاستههای غیرقابلمصرف، سالانه حدود ۸۰۰ هزار تا ۱ میلیون تن برآورد میشوند. این منابع در صورت استفاده از آنزیمها، قابلیت هضم بالایی برای دام دارند.
اگر تنها بخشی از پسماندهای صنایع قند، آرد و میوه بهصورت استاندارد وارد جیره دام شوند، سالانه چند میلیون تن از نیاز کشور به نهادههای وارداتی کاهش مییابد. این کاهش، علاوه بر صرفهجویی ارزی، به تثبیت قیمت محصولات پروتئینی و تقویت امنیت غذایی خانوارها منجر خواهد شد.
اقتصاد چرخشی؛ چارچوبی نو برای امنیت غذایی
اقتصاد چرخشی در سادهترین تعریف، به معنای بازگرداندن پسماندها به چرخه تولید و کاهش اتلاف منابع است. در بخش کشاورزی و دامپروری، این رویکرد میتواند فاصله میان تولید غذا برای انسان و خوراک دام را به حداقل برساند. در ایران که سالانه میلیاردها دلار صرف واردات ذرت، کنجاله سویا و جو میشود، اقتصاد چرخشی میتواند به کاهش وابستگی خارجی و افزایش خوداتکایی کمک کند.
بر اساس مطالعات داخلی، اگر تنها بخشی از پسماندهای صنایع قند، آرد و میوه بهصورت استاندارد وارد جیره دام شوند، سالانه چند میلیون تن از نیاز کشور به نهادههای وارداتی کاهش مییابد. این کاهش، علاوه بر صرفهجویی ارزی، به تثبیت قیمت محصولات پروتئینی و تقویت امنیت غذایی خانوارها منجر خواهد شد. از منظر کلان، اقتصاد چرخشی پلی میان سیاستهای محیطزیستی و سیاستهای امنیت غذایی ایجاد میکند و امکان همافزایی این دو حوزه را فراهم میآورد.
فناوریهای تخمیر، استفاده از آنزیمها، فرآوری حرارتی و بیولوژیک و تولید خوراکهای مکمل، میتوانند ارزش غذایی پسماندها را بهطور قابلتوجهی افزایش دهند. در سالهای اخیر، شرکتهای دانشبنیان ایرانی گامهایی در این مسیر برداشتهاند، اما مقیاس فعالیتها هنوز با ظرفیت بالقوه فاصله دارد.
الزامات فنی و بهداشتی استفاده از پسماندها در خوراک دام
با وجود ظرفیتهای بالا، استفاده از پسماندها بدون ضابطه میتواند مخاطرات جدی به همراه داشته باشد. وجود آلودگیهای میکروبی، سموم قارچی، فلزات سنگین یا باقیمانده سموم کشاورزی، سلامت دام و در نهایت انسان را تهدید میکند. از این رو، استانداردسازی و نظارت دقیق شرط نخست بهرهبرداری از این منابع است.
تدوین استانداردهای ملی متناسب با شرایط اقلیمی و الگوی تولید ایران، ایجاد نظام پایش کیفی و آموزش بهرهبرداران از جمله اقداماتی است که باید در اولویت قرار گیرد. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که بدون چارچوبهای فنی شفاف، اقتصاد چرخشی در خوراک دام نهتنها مزیتآفرین نیست، بلکه میتواند هزینههای پنهان درمانی و بهداشتی ایجاد کند. بنابراین سیاستگذار باید همزمان با تشویق استفاده از پسماندها، الزامات سختگیرانهای برای فرآوری و مصرف آنها وضع کند.
ایجاد پیوند میان صنایع غذایی و واحدهای دامپروری، میتواند زنجیرهای نو از ارزش افزوده ایجاد کند. بر اساس برآوردهای غیررسمی، توسعه واحدهای فرآوری پسماند در مقیاس صنعتی، علاوه بر تأمین بخشی از نهادههای دامی، میتواند هزاران شغل پایدار در مناطق روستایی و صنعتی ایجاد کند؛ موضوعی که با اهداف توسعه متوازن منطقهای نیز همراستا است.
نقش فناوریهای نوین و شرکتهای دانشبنیان
تحقق اقتصاد چرخشی بدون تکیه بر فناوریهای نوین امکانپذیر نیست. فناوریهای تخمیر، استفاده از آنزیمها، فرآوری حرارتی و بیولوژیک و تولید خوراکهای مکمل، میتوانند ارزش غذایی پسماندها را بهطور قابلتوجهی افزایش دهند. در سالهای اخیر، شرکتهای دانشبنیان ایرانی گامهایی در این مسیر برداشتهاند، اما مقیاس فعالیتها هنوز با ظرفیت بالقوه فاصله دارد.
حمایت هدفمند از این شرکتها، تسهیل دسترسی به سرمایه و ایجاد پیوند میان صنایع غذایی و واحدهای دامپروری، میتواند زنجیرهای نو از ارزش افزوده ایجاد کند. بر اساس برآوردهای غیررسمی، توسعه واحدهای فرآوری پسماند در مقیاس صنعتی، علاوه بر تأمین بخشی از نهادههای دامی، میتواند هزاران شغل پایدار در مناطق روستایی و صنعتی ایجاد کند؛ موضوعی که با اهداف توسعه متوازن منطقهای نیز همراستا است.
استفاده از پسماندها در خوراک دام، صرفاً یک راهکار اقتصادی نیست؛ بلکه پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی گستردهای دارد. کاهش دفن پسماند، کاهش انتشار متان و سایر گازهای گلخانهای و کاهش آلودگی منابع آب و خاک، از جمله دستاوردهای مستقیم این رویکرد است.
آثار زیستمحیطی و اجتماعی رویکرد چرخشی
استفاده از پسماندها در خوراک دام، صرفاً یک راهکار اقتصادی نیست؛ بلکه پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی گستردهای دارد. کاهش دفن پسماند، کاهش انتشار متان و سایر گازهای گلخانهای و کاهش آلودگی منابع آب و خاک، از جمله دستاوردهای مستقیم این رویکرد است. در شرایطی که تغییر اقلیم به یکی از چالشهای جدی ایران تبدیل شده، هر سیاستی که بتواند همزمان امنیت غذایی و پایداری محیطزیست را تقویت کند، ارزش مضاعف دارد.
از منظر اجتماعی نیز، اقتصاد چرخشی میتواند به بهبود معیشت کشاورزان و دامداران خرد کمک کند. ایجاد بازار برای پسماندها، درآمد جانبی برای واحدهای تولیدی ایجاد کرده و زنجیرهای از همکاری میان بخشهای مختلف کشاورزی و صنعت شکل میدهد. این همافزایی، اعتماد و انسجام بیشتری در اکوسیستم غذایی کشور به وجود میآورد.
اقتصاد چرخشی در بخش خوراک دام میتواند به یکی از ستونهای الگوی بومی امنیت غذایی ایران تبدیل شود؛ الگویی که بر منابع داخلی، دانش بومی و فناوری نوین تکیه دارد و کشور را در برابر شوکهای خارجی مقاومتر میسازد.
نقشه راه سیاستی برای ایران
برای تبدیل پسماندها به یکی از ارکان تأمین نهادههای دامی، ایران نیازمند نقشه راهی جامع است. این نقشه راه باید شامل اصلاح مقررات، سرمایهگذاری در زیرساختها، حمایت از نوآوری و ایجاد مشوقهای اقتصادی باشد. تعیین قیمتهای ترجیحی برای خوراکهای حاصل از پسماند، اعطای تسهیلات به واحدهای فرآوری و الزام صنایع غذایی به تفکیک و تحویل پسماند، از جمله ابزارهای سیاستی قابلاستفاده هستند.
در نهایت، اقتصاد چرخشی در بخش خوراک دام میتواند به یکی از ستونهای الگوی بومی امنیت غذایی ایران تبدیل شود؛ الگویی که بر منابع داخلی، دانش بومی و فناوری نوین تکیه دارد و کشور را در برابر شوکهای خارجی مقاومتر میسازد. اگر این ظرفیت مغفولمانده با نگاهی راهبردی فعال شود، پسماندها دیگر «ضایعات» نخواهند بود، بلکه به «منابع نو» در خدمت آینده غذایی ایران بدل میشوند.




نظر شما