بازار؛ گروه بین الملل: در شرایطی که اونس جهانی طلا چند روزی است دوباره بالای ۵۰۰۰ دلار نوسان میکند و نفت خام نیز بار دیگر سطوح بالاتر از ۷۰ دلار را تثبیت کرده، شکاف میان واقعیتهای اقتصادی جهان و ادعاهای رئیسجمهور آمریکا عمیقتر از همیشه به نظر میرسد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تصمیمات پیشروی فدرال رزرو میتواند آغازگر موج تازهای از تضعیف دلار و جهش دوباره قیمت طلا و انرژی باشد؛ موجی که برخی حتی آن را پیشدرآمد عبور سریع طلا از مرز ۶۰۰۰ دلار و ورود اقتصاد جهانی به دورهای تاریک و پرریسک میدانند.
در شرایطی که اونس جهانی طلا چند روزی است دوباره بالای ۵۰۰۰ دلار نوسان میکند و نفت خام نیز بار دیگر سطوح بالاتر از ۷۰ دلار را تثبیت کرده، شکاف میان واقعیتهای اقتصادی جهان و ادعاهای رئیسجمهور آمریکا عمیقتر از همیشه به نظر میرسد.
طلا بالای ۵۰۰۰ دلار؛ نشانه هشداردهنده بیاعتمادی جهانی
بازگشت اونس جهانی طلا به سطوح بالاتر از ۵۰۰۰ دلار را نمیتوان صرفاً یک نوسان مقطعی یا هیجان کوتاهمدت بازار دانست. طلا همواره در تاریخ اقتصاد جهانی، آینهای از بیاعتمادی به سیاستهای پولی و مالی دولتها بوده و هر زمان که سرمایهگذاران نسبت به آینده اقتصاد جهانی دچار تردید شدهاند، به این فلز گرانبها پناه بردهاند.
در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، افزایش مداوم بدهی دولت آمریکا، کسری بودجه مزمن و ناتوانی واشنگتن در کنترل تورم ساختاری، باعث شده طلا بار دیگر نقش «پناهگاه امن نهایی» را ایفا کند. بر اساس دادههای نهادهای مالی بینالمللی، تنها در سهماهه پایانی سال گذشته میلادی، خرید طلا توسط بانکهای مرکزی جهان بیش از ۱۵ درصد افزایش یافته است؛ آماری که بهروشنی از تردید دولتها نسبت به آینده دلار حکایت دارد.
نکته کلیدی آن است که تثبیت طلا در این سطوح، برخلاف روایت رسمی کاخ سفید، نشان میدهد وضعیت اقتصاد جهانی و بهویژه اقتصاد آمریکا بهمراتب شکنندهتر از آن چیزی است که در سخنرانیهای سیاسی ترسیم میشود.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند تصمیمات پیشروی فدرال رزرو میتواند آغازگر موج تازهای از تضعیف دلار و جهش دوباره قیمت طلا و انرژی باشد؛ موجی که برخی حتی آن را پیشدرآمد عبور سریع طلا از مرز ۶۰۰۰ دلار و ورود اقتصاد جهانی به دورهای تاریک و پرریسک میدانند.
فدرال رزرو در دوراهی سرنوشتساز؛ دلار در مسیر سقوط؟
نگاه بازارها اکنون بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات فدرال رزرو دوخته شده است. سیاستهای انقباضی سالهای گذشته اگرچه در ظاهر توانست تورم را مهار کند، اما هزینه آن رکود پنهان، فشار بر بخش تولید و تضعیف رشد اقتصادی بوده است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که فدرال رزرو ناچار خواهد شد در ماههای آینده به سمت کاهش نرخ بهره حرکت کند.
کاهش نرخ بهره، هرچند میتواند بهطور موقت به اقتصاد آمریکا نفس تازهای بدهد، اما پیامد مستقیم آن تضعیف بیشتر دلار خواهد بود. تجربههای پیشین نشان میدهد که هر موج کاهش ارزش دلار، بلافاصله خود را در بازار طلا و سایر داراییهای سخت نشان میدهد. به همین دلیل، پیشبینیها درباره جهش دوباره طلا نهتنها خوشبینی افراطی نیست، بلکه بر پایه منطق سیاست پولی آمریکا شکل گرفته است.
در چنین فضایی، ادعای ثبات و قدرت دلار از سوی رئیسجمهور آمریکا، بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی باشد، به یک شعار سیاسی شباهت دارد؛ شعاری که بازارها عملاً آن را نادیده گرفتهاند.
تثبیت طلا در این سطوح، برخلاف روایت رسمی کاخ سفید، نشان میدهد وضعیت اقتصاد جهانی و بهویژه اقتصاد آمریکا بهمراتب شکنندهتر از آن چیزی است که در سخنرانیهای سیاسی ترسیم میشود.
طلا ۶۰۰۰ دلاری؛ پیشبینی اغراقآمیز یا سناریوی محتمل؟
برخی کارشناسان اقتصادی و معاملهگران بینالمللی پا را فراتر گذاشته و معتقدند طلا زودتر از آنچه تصور میشود، میتواند سطح ۶۰۰۰ دلار را پشت سر بگذارد. این پیشبینی، در نگاه نخست، بسیار افراطی به نظر میرسد؛ اما وقتی متغیرهای کلان اقتصاد جهانی کنار هم قرار میگیرند، دیگر چندان دور از ذهن نیست.
افزایش تنشهای ژئوپلیتیک، تشدید رقابتهای قدرتهای بزرگ، بحران بدهی در اقتصادهای توسعهیافته و کاهش اعتماد به نظام مالی مبتنی بر دلار، همگی عواملی هستند که به نفع طلا عمل میکنند. از سوی دیگر، رشد سریع اقتصادهای نوظهور و تلاش آنها برای متنوعسازی ذخایر ارزی، تقاضای ساختاری برای طلا را افزایش داده است.
با این حال، باید توجه داشت که تحقق طلا در سطح ۶۰۰۰ دلار، بهمعنای ورود اقتصاد جهانی به دورهای بسیار تاریک و سنگین خواهد بود؛ دورهای که در آن، بیثباتی مالی، رکود گسترده و بحران اعتماد به دولتها به اوج خود میرسد. به بیان دیگر، طلا ۶۰۰۰ دلاری بیش از آنکه یک فرصت سرمایهگذاری باشد، یک زنگ خطر جدی برای کل اقتصاد جهان است.
افزایش تنشهای ژئوپلیتیک، تشدید رقابتهای قدرتهای بزرگ، بحران بدهی در اقتصادهای توسعهیافته و کاهش اعتماد به نظام مالی مبتنی بر دلار، همگی عواملی هستند که به نفع طلا عمل میکنند. از سوی دیگر، رشد سریع اقتصادهای نوظهور و تلاش آنها برای متنوعسازی ذخایر ارزی، تقاضای ساختاری برای طلا را افزایش داده است.
افول دلار و دلاریزدایی؛ پیامد سیاستهای آمریکا
کاهش ارزش دلار تنها یک متغیر اقتصادی نیست، بلکه پیامد مستقیم رفتار سیاسی و اقتصادی دولت آمریکاست. استفاده ابزاری واشنگتن از دلار و نظام مالی بینالمللی برای فشار بر کشورهای مستقل، در سالهای اخیر به یکی از مهمترین دلایل حرکت جهان بهسوی دلاریزدایی تبدیل شده است.
تحریمهای گسترده، مسدودسازی داراییها و تهدید مداوم کشورها به قطع دسترسی به سیستمهای مالی بینالمللی، باعث شده حتی متحدان سنتی آمریکا نیز به فکر کاهش وابستگی خود به دلار بیفتند. افزایش مبادلات دوجانبه با ارزهای ملی، رشد نقش طلا در ذخایر ارزی و تقویت ارزهای منطقهای، همگی نشانههای این روند هستند.
در چنین شرایطی، تضعیف دلار دیگر یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه نتیجه طبیعی سیاستهایی است که اعتماد جهانی به این ارز را فرسوده کردهاند. هرچه این روند ادامه یابد، فشار بر دلار و در مقابل، حمایت ساختاری از طلا و سایر داراییهای واقعی تشدید خواهد شد.
تحریمهای گسترده، مسدودسازی داراییها و تهدید مداوم کشورها به قطع دسترسی به سیستمهای مالی بینالمللی، باعث شده حتی متحدان سنتی آمریکا نیز به فکر کاهش وابستگی خود به دلار بیفتند. افزایش مبادلات دوجانبه با ارزهای ملی، رشد نقش طلا در ذخایر ارزی و تقویت ارزهای منطقهای، همگی نشانههای این روند هستند.
نفت بالای ۷۰ دلار؛ شکست دوباره وعدههای ترامپ
در کنار طلا، بازار جهانی نفت نیز تصویر روشنی از فاصله میان واقعیت و ادعاهای سیاسی ارائه میدهد. دونالد ترامپ بارها وعده داده بود که قیمت نفت را به محدوده بشکهای ۵۵ دلار بازخواهد گرداند؛ وعدهای که نهتنها محقق نشد، بلکه امروز نفت خام بار دیگر بالای ۷۰ دلار معامله میشود.
بازار نفت بهشدت تحتتأثیر تحولات ژئوپلیتیک است و هرگونه تنش در غرب آسیا و بهویژه منطقه خلیج فارس، بلافاصله خود را در قیمتها نشان میدهد. تحلیلگران انرژی هشدار میدهند که هر نوع بحران امنیتی یا حتی افزایش سطح نااطمینانی در این منطقه، میتواند قیمت نفت را نه به ۵۳ یا ۵۵ دلار، بلکه به سطوحی ۳ تا ۴ برابر بالاتر تثبیت کند.
این واقعیت نشان میدهد که کنترل بازار نفت، برخلاف تصور برخی سیاستمداران آمریکایی، از دست واشنگتن خارج شده و عوامل منطقهای و ساختاری نقش تعیینکنندهتری یافتهاند.
بازار نفت بهشدت تحتتأثیر تحولات ژئوپلیتیک است و هرگونه تنش در غرب آسیا و بهویژه منطقه خلیج فارس، بلافاصله خود را در قیمتها نشان میدهد. تحلیلگران انرژی هشدار میدهند که هر نوع بحران امنیتی یا حتی افزایش سطح نااطمینانی در این منطقه، میتواند قیمت نفت را نه به ۵۳ یا ۵۵ دلار، بلکه به سطوحی ۳ تا ۴ برابر بالاتر تثبیت کند.
اقتصاد جهانی در آستانه یک پیچ تاریخی
مجموعه تحولات اخیر در بازار طلا و نفت، یک پیام مشترک دارد: اقتصاد جهانی وارد مرحلهای از بیثباتی عمیق شده است. طلا بالای ۵۰۰۰ دلار و نفت بالای ۷۰ دلار، نشانههایی از کاهش اعتماد به دلار، تردید نسبت به آینده رشد اقتصادی و نگرانی از تشدید تنشهای ژئوپلیتیک هستند.
اگر پیشبینیها درباره تصمیمات فدرال رزرو و تضعیف دوباره دلار محقق شود، احتمال جهش بیشتر طلا و انرژی بسیار بالا خواهد بود. در چنین سناریویی، عبور طلا از ۶۰۰۰ دلار دیگر یک خیال دور از ذهن نخواهد بود، بلکه نماد ورود جهان به دورهای تازه از رقابتهای اقتصادی، مالی و سیاسی است.
در نهایت، آنچه امروز در بازارها دیده میشود، پاسخی روشن به ادعاهای خوشبینانه رئیسجمهور آمریکا است: واقعیت اقتصاد جهانی، بهمراتب ناآرامتر، شکنندهتر و پرریسکتر از آن چیزی است که در تریبونهای رسمی گفته میشود.



نظر شما