به گزارش خبرنگار بازار؛ حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی در چند هفته اخیر، بازار را وارد فاز تازهای از نوسان کرده است؛ شوکهای قیمتی اولیه در نهادههای دامی و محصولات وابسته، تنها نخستین نشانههای این گذار پرریسک است.
تجربههای پیشین نشان میدهد چنین تصمیمهایی، اگر بدون اشراف اطلاعاتی و ابزارهای کنترلی اجرا شوند، میتوانند فراتر از افزایش قیمت، به اختلال در تولید، کاهش عرضه و در نهایت تهدید امنیت غذایی منجر شوند.
مسئله اصلی، صرفاً تغییر یک نرخ ارز نیست؛ بلکه نحوه مدیریت زنجیره تأمین، میزان دسترسی سیاستگذار به دادههای واقعی بازار و توان پیشبینی پیامدهای کوتاهمدت و میانمدت این سیاست است.
در همین چارچوب، خبرنگار ما برای بررسی اثرات حذف ارز ترجیحی نهادههای دامی بر تولید، بازار و پایداری زنجیره ارزش دام و طیور، با فاطمه پاسبان، استادیار بخش اقتصادی، اجتماعی و ترویجی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی ایران ــ گفتوگو کرده است.
این مصاحبه، تلاشی است برای پاسخ به این پرسش کلیدی که چرا بدون اشراف اطلاعاتی بر زنجیره تأمین، حتی سیاستهای اصلاحی نیز میتوانند به بحران منجر شوند و چگونه حرکت به سمت سامانههای هوشمند و یکپارچهای مانند رهآوا میتواند مسیر تصمیمگیری و تنظیم بازار کالاهای اساسی را اصلاح کند.
حذف ارز ترجیحی؛ شوک قیمتی اجتنابناپذیر در زنجیره دام و طیور
این کارشناس حوزه اقتصاد کشاورزی با اشاره به پیامدهای حذف ارز ترجیحی نهادههای دامی گفت: با حذف ارز ترجیحی و جایگزینی ارز آزاد بهعنوان مبنای واردات نهادههای دامی، بهدلیل فاصله معنادار نرخ ارز ترجیحی و بازار آزاد، افزایش قیمت نهادههای دامی که بخش عمده آن وارداتی است، اجتنابناپذیر خواهد بود و این موضوع مستقیماً هزینه تولید و قیمت تمامشده محصولات را افزایش میدهد.
وی افزود: در ساختار اقتصادی فعلی کشور که با نااطمینانی بالا و تورم فزاینده مواجه است، نمیتوان بهطور دقیق برآورد کرد این افزایش هزینه تا چه میزان به قیمت مصرفکننده منتقل میشود، اما تجربهها و مطالعات پیشین نشان میدهد که افزایش قیمت محصولات مرتبط با دام و طیور غیرقابل انکار است.
تضعیف تولید و از دست رفتن بازارهای صادراتی
به گفته این استاد دانشگاه، اثرات حذف ارز ترجیحی به بازار داخلی محدود نمیشود و محصولات صادراتی نیز با افزایش قیمت مواجه خواهند شد؛ موضوعی که رقابتپذیری تولیدکنندگان ایرانی را در بازارهای جهانی تضعیف میکند.
وی تصریح کرد: تولیدکنندگانی که تمرکز خود را بر صادرات گذاشتهاند، در صورت تداوم این شرایط، بخشی از بازارهای خود را از دست داده و متضرر خواهند شد؛ چراکه افزایش هزینه تولید، مزیت قیمتی آنها را از بین میبرد.
جایگزینی نهادهها؛ تهدیدی برای سلامت دام و مصرفکننده
این کارشناس با اشاره به رفتار تولیدکنندگان خرد و متوسط گفت: افزایش قیمت نهادههای دامی باعث میشود برخی تولیدکنندگان به سمت جایگزینی نهادهها حرکت کنند؛ پدیدهای که هماکنون نیز در قالب استفاده از نهادههایی مانند نان خشک مشاهده میشود.
وی هشدار داد: استاندارد بودن این نهادههای جایگزین و انطباق آنها با اصول تغذیه دام مشخص نیست و این مسئله میتواند سلامت دام و در نهایت سلامت مصرفکننده را به خطر بیندازد. سلامت، خط قرمز تولید محصولات غذایی است و سیاستگذاران نباید از آثار غیرمستقیم افزایش قیمت نهادهها غافل شوند.
افزایش هزینههای جانبی و تشدید نااطمینانی تولید
این استاد دانشگاه افزود: حذف ارز ترجیحی تنها به نهادهها محدود نمیشود و همزمان با آن، هزینههایی مانند آب، برق، گاز، حملونقل و نیروی کار نیز افزایش مییابد که همگی فشار مضاعفی بر تولیدکننده وارد میکند.
وی خاطرنشان کرد: حتی نهادههای تولید داخل نیز از این شوک مصون نمیمانند و بهتدریج قیمت آنها به سطح نهادههای وارداتی نزدیک میشود، این تصور که نهاده داخلی از نوسانات ارزی جداست، ناشی از نگاه جزیرهای و غیرعلمی به اقتصاد است.
به گفته این کارشناس اقتصاد کشاورزی، مجموع این عوامل، ریسک تولید را بهشدت افزایش داده و در شرایطی که سقف نرخ ارز نیز نامشخص است، امکان برنامهریزی میانمدت و بلندمدت را از تولیدکننده سلب کرده است.
بحران تأمین مالی؛ تولید در آستانه توقف
پاسبان در ادامه با اشاره به مسئله سرمایه در گردش گفت: حذف ارز ترجیحی نیاز مالی تولیدکننده را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد، در حالی که نرخ بهره تأمین مالی در بازار آزاد طی مدت کوتاهی از حدود ۴ درصد به بیش از ۱۰ درصد رسیده است، افزایش هزینه تأمین مالی، عملاً استفاده از منابع بازار آزاد را غیرممکن کرده و در عین حال، نظام بانکی نیز تمایل یا توان کافی برای حمایت از تولیدکنندگان ندارد. نتیجه این وضعیت، زیانده شدن تولید و در نهایت توقف آن است.
به گفته وی، تعویق یک دوره تولید از سوی برخی واحدهای دام و طیور میتواند بازار را با التهاب مواجه کند و این مسئله نشان میدهد که زنجیره ارزش بدون سیاستهای مکمل، بهشدت شکننده است.
سیاست ارزی بدون بسته حمایتی؛ نسخهای ناقص
این استاد دانشگاه تأکید کرد: تغییر نرخ ارز یک سیاست کلان است، اما اجرای آن بدون بستههای سیاستی مکمل و حمایتی، پایداری تولید و صادرات را تهدید میکند. این تصمیم نهتنها تولیدکنندگان، بلکه همه فعالان اقتصادی زنجیره ارزش را وارد فرایندی پرهزینه میکند که جبران آن بدون حمایت هدفمند دولت ممکن نیست.
فقدان داده؛ ریشه اختلال در سیاستگذاری
پاسبان در ادامه با اشاره به ضعف اطلاعاتی در زنجیره دام و طیور گفت: نبود دادههای دقیق و بهروز از متغیرهای بازار، سیاستگذاری را با اختلال جدی مواجه کرده است، در غیاب داده، تحلیل علمی، پیشبینی آینده و طراحی سیاستهای جبرانی ممکن نیست و همین خلأ علمی باعث میشود نوسانات بازار نهتنها کنترل نشود، بلکه عمیقتر و پایدارتر شود، در ایران، برخلاف بسیاری از کشورها، آثار شوکهای قیمتی در ساختار قیمتها باقی میماند و قیمتها به سطوح قبلی باز نمیگردد؛ موضوعی که نشاندهنده ضعف حکمرانی اقتصادی است.
کالابرگ؛ مُسکن موقت در اقتصاد بیمار
وی با تأکید بر اینکه کالابرگ یک سیاست موقت است، گفت: اقتصادی که با کسری بودجه مزمن مواجه است، نمیتواند بهطور پایدار بر ابزارهایی مانند کالابرگ تکیه کند، تداوم این مسیر، در نهایت به چاپ پول و تورم افسارگسیخته منجر میشود. حمایت مقطعی از مصرفکننده بدون اصلاح زنجیره تولید، تنها صورت مسئله را پاک میکند و مشکل قیمت تمامشده را حل نخواهد کرد.
شفافیت و هوشمندسازی؛ پیششرط تنظیمگری هوشمند
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت شفافیت در زنجیره ارزش کالاهای اساسی گفت: شفافیت، بهطور طبیعی مانع شکلگیری رانت، فساد، احتکار و انحصار میشود، اگر بانک اطلاعاتی جامع و هوشمند از زنجیره ارزش، از تأمین نهاده تا مصرفکننده وجود داشته باشد، میتوان عملکرد هر حلقه، میزان ارزش افزوده، هزینهها و نقش واسطهها را بهدقت رصد کرد.
به گفته وی، واسطهگری بهخودیخود پدیدهای منفی نیست، اما واسطهای که بدون خلق ارزش و پذیرش ریسک صرفاً از روابط سود میبرد، باید یا اصلاح شود یا از زنجیره حذف شود.
نقش دولت؛ از مداخله مستقیم تا تنظیمگری دادهمحور
پاسبان تأکید کرد: نقش دولت در زنجیره ارزش، دخالت مستقیم یا برخورد سلبی نیست، بلکه تسهیلگری، تنظیمگری و حمایت هدفمند است؛ آن هم بر پایه داده و گفتوگو با بازیگران زنجیره. بدون اصلاح حکمرانی و حرکت به سمت زنجیرههای هوشمند و دادهمحور، تکرار سیاستهای پرهزینه گذشته تنها منابع کشور را فرسودهتر میکند.
جمعبندی: سیاست بدون داده، پرهزینه و ناپایدار
به گفته این استاد دانشگاه، حذف ارز ترجیحی یک تصمیم سیاستی با اهداف اقتصادی مشخص است، اما موفقیت آن بیش از هر چیز به کیفیت زیرساختهای اطلاعاتی و اجرایی وابسته است. بدون دادههای دقیق، شفافیت زنجیره و بستههای سیاستی مکمل، حتی اصلاحات اقتصادی نیز میتواند به نتایجی پرهزینه و ناپایدار منجر شود.
او در پایان تأکید کرد: راه عبور از این وضعیت، بازگشت به نگاه زنجیرهای، هوشمندسازی زنجیره تأمین کالاهای اساسی و اتکا به تنظیمگری دادهمحور است؛ مسیری که میتواند پایداری تولید، ثبات قیمت و امنیت غذایی کشور را تضمین کند.
رهآوا؛ پاسخ به خلا داده در تنظیم بازار
آنچه در این گفتوگو و دیگر تحلیلهای کارشناسی برجسته میشود، یک گزاره مشترک است: بخش مهمی از اختلالهای امروز بازار، نه صرفاً محصول حذف ارز ترجیحی، بلکه نتیجه فقدان دادههای دقیق، بهروز و قابل اتکا در طول زنجیره تأمین است.
در چنین شرایطی، سامانه رهآوا، با پشتوانه تجربه موفق اجرایی در بازار مرغ و سایر کالاهای اساسی چندین استان کشور، بهعنوان راهکاری جامع برای زنجیره تأمین این کالاها، میتوانند حلقه مفقوده میان سیاستگذار، تولیدکننده و بازار باشند. با توسعه چنین سامانههایی در سطح کشور و با عبور از نگاههای جزیرهای و موجودیمحور، امکان رصد دادهمحور جریان نهاده، تولید و عرضه را فراهم شده و تصویری شفاف از واقعیت بازار ارائه میشود؛ تصویری که پیششرط هر نوع تنظیمگری هوشمند است. تجربههای پیشین نیز نشان داده است که بدون شفافیت و هوشمندسازی، بازار توان عبور ایمن از شوکهای سیاستی را ندارد و امنیت غذایی در معرض ریسک قرار میگیرد؛ مسیری که تنها با اتکا به داده و ابزارهای هوشمند، میتوان آن را به سمت ثبات و پایداری هدایت کرد.




نظر شما