بازار؛ گروه بورس: در فضای سنگین و پرتنشی که این روزها بر اقتصاد و سیاست ایران سایه انداخته، بازار سهام رفتاری از خود نشان میدهد که در ظاهر «مثبت» است اما در باطن، نشانههای آشکاری از بیاعتمادی و احتیاط دارد. شاخص کل سبز شده، اما بخش بزرگی از نمادها همچنان در محدوده منفی معامله میشوند. این تضاد عجیب، دقیقاً همان جایی است که میتوان رد پای بازارساز را دید که شاخص را بالا نگه میدارد، اما نمیتواند ترس و تردید سهامداران را از بین ببرد.
در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا هر روز با خبر تازهای شعلهور میشود از استقرار ناوهای جنگی گرفته تا تهدیدهای لفظی و گمانهزنی درباره درگیری احتمالی بازار سهام نمیتواند مسیر طبیعی خود را طی کند. معاملهگران بهخوبی میدانند که هر خبر کوچک میتواند قیمتها را جابهجا کند. همین است که با وجود ارزندگی بسیاری از سهمها، دستها برای خرید میلرزد و فروشندهها با کوچکترین سیگنال منفی فعال میشوند.
مثبت شدن شاخص در چنین فضایی بیشتر شبیه یک چتر حمایتی برای نمادهای بزرگاست تا نشانهای از بازگشت اعتماد. بازارساز با خرید در نمادهای بزرگ، شاخص را سبز نگه میدارد تا تصویر کلی بازار فرو نریزد، اما در لایههای زیرین، واقعیت چیز دیگری است یعنی صفهای فروش سبک شدهاند، اما خریدار قوی هم دیده نمیشود. بر همین اساس نمادهای کوچک و متوسط همچنان زیر فشارند و بازار در یک حالت «نفسنگهدار» حرکت میکند.
بررسی رفتار سهامداران در شرایط ریسک
علی رضایی کارشناس بورس در گفتگو با خبرنگار بازار گفت: رفتار سهامداران دقیقاً همان چیزی است که بازارهای مالی در دوران بحران تجربه میکنند یعنی نوسان، احتیاط و حرکتهای مقطعی را در دستور کار دارند. تا زمانی که تنشهای سیاسی پایان نیابد و چشمانداز روشنی از آینده روابط سیاسی شکل نگیرد، بورس نمیتواند وارد یک روند پایدار شود. حتی رالی صعودی شکل نمیگیرد، حتی میتوان احتمال داد که افت سنگین ادامهدار میشود؛ فقط یک رفتوبرگشت فرسایشی است که سرمایهگذار را خسته میکند.
وی با بیان اینکه در چنین وضعیتی، مثبت شدن شاخص بیشتر یک «سیگنال مدیریتی» است تا یک «سیگنال تحلیلی»، افزود: بازارساز اجازه نمیدهد شاخص سقوط کند، اما نمیتواند جریان پول حقیقی را هم به بازار برگرداند. نتیجه این میشود که شاخص سبز است، اما دل بازار قرمز.
رضایی با تاکید مجدد بر اینکه تا زمانی که تنشها فروکش نکند، بورس همینطور نوسانی باقی میماند، تصریح کرد: بازار در شرایط کنونی که چند وقت افت کرده ممکن است دیگر نه سقوط کند و نه اوج بگیرد. فقط درجا میزند و منتظر میماند تا ببیند سیاست چه تصمیمی برای اقتصاد میگیرد. رفتاری که بیش از آنکه از دل تحلیلهای بنیادی بیرون آمده باشد، محصول مستقیم ترس، احتیاط و سایه سنگین سیاست است. بسیاری از نمادها منفیاند، حجم معاملات پایین است و خریداران واقعی هنوز به میدان برنگشتهاند. این یعنی بازار با پای خودش بالا نرفته و بازارساز زیر بغل شاخص را گرفته تا زمین نخورد.
وی با بیان اینکه در چنین فضایی، طبیعی است که معاملهگران با کوچکترین خبر سیاسی دستبهعصا شوند، گفت: تنش میان ایران و آمریکا هر روز با یک خبر تازه شعلهور میشود. بازار سهام در چنین شرایطی نمیتواند مسیر طبیعی خود را طی کند. هر معاملهگر میداند که یک جمله از مقامات سیاسی یا یک خبر از خلیج فارس میتواند قیمتها را در چند دقیقه جابهجا کند. همین است که با وجود گزارشهای خوب شرکتها و ارزندگی بسیاری از سهمها، دستها برای خرید میلرزد و فروشندهها با کوچکترین سیگنال منفی فعال میشوند. بنابراین شاخص مثبت بیشتر شبیه یک چتر حمایتی است تا نشانهای از بازگشت اعتماد. بازارساز با خرید در نمادهای بزرگ، تصویر کلی بازار را سبز نگه میدارد تا از ریزش شدیدتر جلوگیری کند، اما صفهای فروش نمادهای کوچک و متوسط همچنان ادامه دارد.
واکنش معاملهگرها بر مبنای رنگ شاخص نیست
بازار این روزها بین دو نیرو گیر کرده است. از یک طرف، ارزندگی بنیادی که با گزارشهای میاندورهای و ماهانه شرکتها تأیید میشود و نشان میدهد بسیاری از سهمها در قیمتهای جذابی قرار دارند. از طرف دیگر، ریسکهای سیاسی که هر لحظه میتواند همه محاسبات را بر هم بزند. این دو نیرو مثل دو طناب هستند که بازار را از دو طرف میکشند و نتیجهاش همین وضعیت نیمهجان و نوسانی است.
در چنین شرایطی، مثبت شدن شاخص تنها به اجازه نمیدهد شاخص سقوط کند، اما نمیتواند جریان پول حقیقی را هم به بازار برگرداند. معاملهگران حرفهای هم این تضاد را میبینند و میدانند که این سبزی، سبزی واقعی نیست؛ مصنوعی است و با اولین باد سیاسی ممکن است رنگ ببازد.
در چنین فضایی، هر معاملهگر باید با چشمانی باز حرکت کند، نه اسیر ترس شود و نه اسیر هیجان. بازار فعلاً در حالت تعلیق است که تنها با پایان تنشها میتواند به یک مسیر روشن تبدیل شود. درواقع یک لایه مهم دیگر هم به تصویر امروز بورس اضافه شده و آن نقش صندوق تثبیت و صندوق توسعه است. این دو نهاد در ظاهر برای حمایت از بازار، وارد میشوند، اما در عمل رفتاری دارند که بیشتر شبیه نوسانگیری حرفهای است تا حمایت بلندمدت. حضورشان معمولاً در نمادهای بزرگ دیده میشود؛ سهمهایی که با چند سفارش سنگین میتوانند شاخص کل را سبز کنند و تصویر کلی بازار را آرام نشان دهند، حتی اگر در عمق بازار همهچیز قرمز باشد.
رفتار این صندوقها معمولاً یک الگوی تکراری دارد، وارد نمادهای بزرگ میشوند، چند روزی قیمت را بالا میبرند، صف فروش را جمع میکنند، شاخص را سبز نگه میدارند و بعد از یک رشد کوتاهمدت، آرامآرام از سهم خارج میشوند. نتیجه این میشود که نمادهای بزرگ پس از یک جهش مقطعی دوباره وارد اصلاح میشوند و بازار به همان حالت نوسانی و بیرمق برمیگردد. این چرخه، دقیقاً همان چیزی است که این روزها روی تابلو دیده میشود.
بازارساز و صندوقها با این رویکرد نمیتوانند ترس از جنگ، نااطمینانی سیاسی و سایه سنگین تنش ایران و آمریکا را از ذهن معاملهگران پاک کنند. نمادهای بزرگ با حمایت مقطعی بالا میروند و بعد دوباره اصلاح میکنند. نمادهای کوچک و متوسط هم زیر فشار میمانند، چون کسی حاضر نیست در این شرایط ریسک کند. این یعنی بورس فعلاً در یک بازی کوتاهمدت گیر افتاده؛ بازی که بازیگران اصلی آن صندوقها هستند و سهامداران خرد، فقط تماشاگر. بنابراین اگر بخواهیم تصویر امروز بورس را در یک جمله خلاصه کنیم این است که شاخص، سبز ، اما بازار هنوز در حالت دفاعی است.




نظر شما