بازار؛ گروه ایران: در شرایطی که محدودیتهای ارزی، تحریمهای بانکی و بیثباتی نرخ ارز به یکی از گلوگاههای اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است، تهاتر با همسایگان، ازجمله پاکستان، می تواند مورد توجه سیاستگذاران قرار بگیرد؛ مدلی که اگر بهدرستی طراحی شود، میتواند هم تجارت خارجی را احیا کند و هم فشار بر بازار کالاهای اساسی را کاهش دهد.
روابط تجاری ایران و پاکستان، با وجود همسایگی و اشتراکات ژئوپلیتیکی، همواره پایینتر از ظرفیتهای بالقوه بوده است. بر اساس آمارهای رسمی، حجم تجارت دوجانبه دو کشور در سالهای اخیر در محدوده ۲ تا ۳ میلیارد دلار نوسان داشته، در حالی که مقامات دو طرف بارها از هدفگذاری ۵ تا ۱۰ میلیارد دلاری سخن گفتهاند.
ایران و پاکستان و پتانسیل های تجارت تهاتری
روابط تجاری ایران و پاکستان، با وجود همسایگی و اشتراکات ژئوپلیتیکی، همواره پایینتر از ظرفیتهای بالقوه بوده است. بر اساس آمارهای رسمی، حجم تجارت دوجانبه دو کشور در سالهای اخیر در محدوده ۲ تا ۳ میلیارد دلار نوسان داشته، در حالی که مقامات دو طرف بارها از هدفگذاری ۵ تا ۱۰ میلیارد دلاری سخن گفتهاند. مانع اصلی در این مسیر، نه کمبود تقاضا و نه ضعف لجستیکی، بلکه محدودیتهای مالی و بانکی بوده است. تحریمهای بینالمللی علیه ایران و بحران مزمن ارزی در پاکستان باعث شده استفاده از ارزهای مرجع مانند دلار و یورو برای مبادلات دوجانبه بهشدت پرهزینه یا حتی غیرممکن شود.
در چنین فضایی، تهاتر بار دیگر بهعنوان یک راهحل عملگرایانه مطرح می شود؛ نه از سر نوستالژی اقتصادی، بلکه بهعنوان ابزاری برای دور زدن گلوگاههای بانکی. برای ایران، تهاتر با پاکستان میتواند بخشی از فشار تقاضا در بازار ارز را کاهش دهد و نیاز به تأمین ارز برای واردات برخی کالاهای اساسی را محدود کند. برای پاکستان نیز، این مدل امکان دسترسی به انرژی، فرآوردههای نفتی و برخی مواد اولیه صنعتی را بدون خروج ارز فراهم میکند. همین همزمانی منافع، تهاتر را از یک گزینه حاشیهای به یک ضرورت راهبردی تبدیل کرده است.
در فضای تحریم، تهاتر بار دیگر بهعنوان یک راهحل عملگرایانه مطرح است؛ نه از سر نوستالژی اقتصادی، بلکه بهعنوان ابزاری برای دور زدن گلوگاههای بانکی. برای ایران، تهاتر با پاکستان میتواند بخشی از فشار تقاضا در بازار ارز را کاهش دهد و نیاز به تأمین ارز برای واردات برخی کالاهای اساسی را محدود کند.
سبد تهاتر؛ ایران چه میدهد و چه میگیرد؟
ماهیت و ترکیب سبد تهاتری، تعیینکننده موفقیت یا شکست این مدل است. ایران در سمت عرضه، مزیتهای روشنی دارد؛ گاز طبیعی، برق، فرآوردههای نفتی، قیر، محصولات پتروشیمی و برخی خدمات فنی و مهندسی از جمله اقلامی هستند که هم پاکستان به آنها نیاز دارد و هم ایران امکان تأمین پایدارشان را دارد. در مقابل، پاکستان یکی از تأمینکنندگان بالقوه مهم برخی کالاهای اساسی برای بازار ایران است؛ از جمله برنج، گوشت قرمز، دام زنده، شکر، برخی اقلام کشاورزی و حتی منسوجات ارزانقیمت.
بر اساس دادههای تجاری منطقهای، پاکستان سالانه بیش از ۴ میلیون تن برنج صادر میکند و در زنجیره تأمین گوشت و دام نیز ظرفیت قابلتوجهی دارد. در شرایطی که ایران با نوسان شدید قیمت گوشت، برنج و شکر مواجه است و واردات این اقلام فشار مستقیمی بر منابع ارزی وارد میکند، تهاتر میتواند بخشی از این فشار را تعدیل کند. با این حال، نکته کلیدی آن است که تهاتر نباید به واردات بیضابطه یا جایگزینی ناقص برای سیاستهای تنظیم بازار تبدیل شود. انتخاب اقلام، حجم مبادله و زمانبندی تحویل، همگی باید بر اساس نیاز واقعی بازار داخلی و با دادههای بهروز تنظیم شوند.
ایران در سمت عرضه، مزیتهای روشنی دارد؛ گاز طبیعی، برق، فرآوردههای نفتی، قیر، محصولات پتروشیمی و برخی خدمات فنی و مهندسی از جمله اقلامی هستند که هم پاکستان به آنها نیاز دارد و هم ایران امکان تأمین پایدارشان را دارد. در مقابل، پاکستان یکی از تأمینکنندگان بالقوه مهم برخی کالاهای اساسی برای بازار ایران است؛ از جمله برنج، گوشت قرمز، دام زنده، شکر، برخی اقلام کشاورزی و حتی منسوجات ارزانقیمت.
مدلهای مختلف تهاتر و تجربههای پیشین ایران
تهاتر میتواند در قالبهای مختلفی اجرا شود؛ از تهاتر مستقیم کالابهکالا تا مدلهای پیچیدهتر مبتنی بر حسابهای تسویه غیرارزی یا شرکتهای واسط. تجربههای پیشین ایران، چه در دهههای گذشته و چه در سالهای اخیر، نشان میدهد که تهاتر مستقیم، اگرچه ساده به نظر میرسد، اما در عمل با مشکلاتی مانند اختلاف در ارزشگذاری کالاها، عدم تطابق زمانی تحویل و دشواری نظارت مواجه است. در مقابل، مدلهای مبتنی بر حسابهای تسویه دوجانبه، که در آن ارزش مبادلات بهصورت دفتری ثبت و در دورههای مشخص تسویه میشود، امکان انعطافپذیری و شفافیت بیشتری فراهم میکند.
در تعامل با پاکستان، بهنظر میرسد کارآمدترین مدل، ترکیبی از تهاتر انرژی با کالاهای اساسی، در قالب یک سازوکار تسویه مشخص و تحت نظارت نهادی مشترک باشد. چنین مدلی میتواند از تکرار تجربههای ناموفق گذشته، که در آنها تهاتر به محلی برای رانتجویی و عدم شفافیت تبدیل شد، جلوگیری کند. شرط موفقیت این رویکرد، تعریف دقیق قواعد قیمتگذاری، استفاده از قیمتهای مرجع منطقهای و ایجاد سازوکار حل اختلاف است.
در تعامل با پاکستان، بهنظر میرسد کارآمدترین مدل، ترکیبی از تهاتر انرژی با کالاهای اساسی، در قالب یک سازوکار تسویه مشخص و تحت نظارت نهادی مشترک باشد. چنین مدلی میتواند از تکرار تجربههای ناموفق گذشته، که در آنها تهاتر به محلی برای رانتجویی و عدم شفافیت تبدیل شد، جلوگیری کند.
تأثیر تهاتر بر بازار کالاهای اساسی در ایران
اگر تهاتر ایران و پاکستان بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند تأثیر قابلتوجهی بر بازار کالاهای اساسی در ایران داشته باشد. نخستین اثر، کاهش فشار ارزی است؛ واردات کالاهای اساسی بدون نیاز به تأمین ارز، میتواند تقاضای مؤثر برای ارز را کاهش دهد و بهطور غیرمستقیم به ثبات نرخ ارز کمک کند. دومین اثر، افزایش امنیت تأمین است؛ دسترسی پایدار به کالاهایی مانند برنج و گوشت، بهویژه در دورههای شوک قیمتی، میتواند از بروز نوسانات شدید در بازار داخلی جلوگیری کند.
با این حال، تهاتر لزوماً به معنای کاهش فوری قیمتها نیست. اگر واردات تهاتری بهصورت محدود و انحصاری انجام شود یا بهدرستی در شبکه توزیع ادغام نشود، ممکن است اثر آن در سطح مصرفکننده نهایی چندان محسوس نباشد. علاوه بر این، در صورت نبود نظارت مؤثر، تهاتر میتواند به تضعیف تولید داخلی برخی اقلام منجر شود. بنابراین، سیاست تهاتری باید همزمان با ابزارهای تنظیم بازار، حمایت هدفمند از تولید داخلی و شفافیت در توزیع اجرا شود تا اثر مثبت آن بر معیشت خانوارها تثبیت گردد.
چارچوب تهاتر ایران و پاکستان مبتنی بر قواعد روشن، انتشار عمومی اطلاعات و نظارت نهادی چندلایه باشد. مشارکت بانک مرکزی، وزارت صمت و نهادهای نظارتی در طراحی و اجرای این مدل، میتواند از تبدیل تهاتر به یک «بازار سایه» جلوگیری کند.
ریسکهای مدیریتی؛ از رانت تا ناکارآمدی
بزرگترین تهدید برای هر مدل تهاتری، نه محدودیت فنی، بلکه ضعف مدیریت است. تهاتر، بهدلیل خروج از مسیرهای متعارف مالی، ذاتاً مستعد شکلگیری رانت، عدم شفافیت و تبعیض در دسترسی است. اگر مشخص نباشد چه شرکتهایی، با چه معیارهایی و در چه حجمی مجاز به استفاده از سازوکار تهاتر هستند، این ابزار بهسرعت به امتیازی خاص برای گروهی محدود تبدیل میشود. تجربههای قبلی نشان داده که قیمتگذاری غیرشفاف، تأخیر در تحویل کالا و نبود گزارشدهی عمومی، میتواند منافع تهاتر را خنثی کند.
برای مدیریت این ریسکها، لازم است چارچوب تهاتر ایران و پاکستان مبتنی بر قواعد روشن، انتشار عمومی اطلاعات و نظارت نهادی چندلایه باشد. مشارکت بانک مرکزی، وزارت صمت و نهادهای نظارتی در طراحی و اجرای این مدل، میتواند از تبدیل تهاتر به یک «بازار سایه» جلوگیری کند. همچنین، استفاده از فناوریهای ثبت و رهگیری معاملات میتواند شفافیت را افزایش داده و اعتماد فعالان اقتصادی را تقویت کند.
جمعبندی؛ تهاتر بهعنوان ابزار، نه هدف
تهاتر ایران و پاکستان، اگر بهعنوان یک ابزار مکمل در کنار اصلاحات ساختاری اقتصاد دیده شود، میتواند نقش مثبتی در کاهش فشار ارزی و بهبود تأمین کالاهای اساسی ایفا کند. بهترین مدل تهاتر، مدلی است که بر مزیتهای نسبی دو کشور تکیه دارد، شفافیت را قربانی سرعت نمیکند و بهجای خلق رانت، منافع عمومی را هدف میگیرد. در چنین چارچوبی، تهاتر میتواند به پلی موقت اما مؤثر میان محدودیتهای امروز و اصلاحات ضروری فردا تبدیل شود.
در مقابل، اگر تهاتر بهعنوان جایگزینی دائمی برای حل مشکلات بنیادین نظام ارزی و تجاری تلقی شود، نهتنها کارایی خود را از دست میدهد، بلکه به بخشی از مسئله تبدیل خواهد شد. آینده این سیاست، بیش از هر چیز، به کیفیت طراحی و اراده حکمرانی بستگی دارد؛ جایی که تهاتر میتواند یا به ابزاری برای ثبات بازار کالاهای اساسی بدل شود، یا فرصتی از دسترفته دیگر در اقتصاد ایران.




نظر شما