بازار؛ گروه بینالملل: توافق تجاری اولیه چین و کانادا، پس از سالها اختلاف دیپلماتیک و تجاری، نشاندهندهی یک تجدید نظر در روابط دوجانبه است. این توافق، تعرفههای خودروهای برقی چینی و محصولات کشاورزی کانادا را کاهش میدهد و همچنین، کانالهایی را برای سرمایهگذاری، همکاری در حوزه انرژی و رشد تجاری بلندمدت بازگشایی میکند. برای کسبوکارهای هر دو طرف، این توافق، نشاندهندهی رویکردی عملگرایانهتر برای مدیریت روابط اقتصادی در بحبوحهیعدم قطعیت ژئوپلیتیکی مداوم است. چین و کانادا به یک توافق اولیه اصولی دست یافتهاند که گامی مهم در جهت تثبیت روابط دوجانبهای بوده که در بیشتر دهه گذشته دچار تنش بوده است.
دو دولت متعهد به گسترش تجارت دوجانبه، تقویت سرمایهگذاری دو طرفه و تعمیق همکاری در بخشهای متنوع مورد علاقه طرفین شدند که نشاندهنده تمایل مشترک به تنظیم مجدد بُعد اقتصادی روابط باوجود موانع ژئوپلیتیکی گستردهتر است.
«نقشه راه همکاری اقتصادی و تجاری کانادا و چین» که در جریان سفر رسمی نخست وزیر کانادا، مارک کارنی به چین از ۱۴ تا ۱۷ ژانویه امضا شد، طیف وسیعی از محدودیتهای تجاری مؤثر بر خودروهای برقی چینی و محصولات کشاورزی کانادا را تعدیل میکند و همزمان به دنبال غلبه به چندین اختلاف تجاری و نظارتی دیرینه بین دو طرف است. سفر کارنی که اولین سفر یک نخست وزیر کانادا از اواخر سال ۲۰۱۷ است، نشان دهنده بهبود قابل توجه روابطی بود که از زمان دستگیری منگ وانژو، مدیر اجرایی هواوی در دسامبر ۲۰۱۸ که باعث بحران دیپلماتیک طولانی مدت شد، پرتنش بوده است. در بیانیه مشترک، دو دولت متعهد به گسترش تجارت دوجانبه، تقویت سرمایهگذاری دو طرفه و تعمیق همکاری در بخشهای متنوع مورد علاقه طرفین شدند که نشاندهنده تمایل مشترک به تنظیم مجدد بُعد اقتصادی روابط باوجود موانع ژئوپلیتیکی گستردهتر است.
کاهش تعرفههای چین بر کالاهای کشاورزی کانادا
در ازای خرید خودروهای برقی، چین تعرفههای تبعیضآمیز بر محصولات کشاورزی کانادا، از جمله دانههای کانولا، کنجاله کانولا و انواع محصولات دریایی را کاهش داده یا حذف خواهد کرد. طبق این گزارش، کانادا انتظار دارد چین تعرفههای واردات دانههای کانولای کانادا را تا اول مارس ۲۰۲۶ به حدود ۱۵ درصد کاهش دهد که نسبت به نرخ فعلی ۸۴.۸ درصد، تغییر قابل توجهی محسوب میشود. کانادا علاوه بر کاهش تعرفه دانههای کانولا، از چین انتظار دارد که از اول مارس ۲۰۲۶ تا پایان سال، تعرفههای ضد تبعیض بر کنجاله کانولا، خرچنگ دریایی، نخود فرنگی و خرچنگهای کانادایی را حذف کند. همچنین انتظار دارد که چین «از سرگیری» واردات گوشت گاو، غذای حیوانات خانگی، ژنتیک حیوانات و سایر محصولات کانادایی را تسریع کند.
از زمان بحران دیپلماتیک سال ۲۰۱۸، کانولای کانادا به یک میدان نبرد کلیدی در این مناقشه دیپلماتیک داغ تبدیل شده است. در نتیجه این تنشها، صادرات به چین در سالهای اخیر نوسانات قابل توجهی داشته است. در سال ۲۰۱۹، چین پس از لغو مجوزهای صادرات توسط مقامات گمرکی، واردات دانههای کانولا از شرکتهای بزرگ کانادایی را متوقف کرد. این ممنوعیت در سال ۲۰۲۲ لغو و منجر به افزایش فوری صادرات در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ شد.
در سپتامبر ۲۰۲۴، در تلافی تعرفههای اعلامشده بر خودروهای برقی، چین تحقیقات ضد دامپینگی را در مورد دانههای کانولای کانادا آغاز کرد. یک سال بعد، این کشور از ۱۴ آگوست ۲۰۲۵ یک سپرده امنیتی اولیه ضد دامپینگ به میزان ۷۵.۸ درصد برای واردکنندگان چینی دانههای کانولای کانادا اعلام کرد. علاوه بر این، از ۲۰ مارس ۲۰۲۵، چین تعرفه ۱۰۰ درصدی بر روغن کانولا، کنجاله کانولا و نخود فرنگی کانادا اعمال کرد.
طبق دادههای شورای کانولای کانادا، چین در سال ۲۰۲۴، تقریباً ۶۷.۷ درصد از کل صادرات دانه کانولای کانادا را به خود اختصاص داده و این کشور در مجموع ۵.۸۶ میلیون تن خریداری کرده است. در همین حال، محمولههای کنجاله کانولا به چین در سال ۲۰۲۴ از دو میلیون تن فراتر رفته و ۳۴.۷ درصد از کل صادرات را تشکیل میدهد. روند مثبت صادرات در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ در نتیجه آخرین تعرفهها کاملاً معکوس شده است، به طوری که صادرات کانولای کانادا به چین در طول سال ۲۰۲۵ به شدت کاهش یافته است. در ۱۰ ماه اول سال، صادرات دانههای کانولا به کمی بیش از دو میلیون تن رسید، در حالی که صادرات تمام دستههای اصلی کانولا در سپتامبر و اکتبر به صفر رسید.
افزایش صادرات کانادا به چین
پس از این تحولات، دولت کانادا «هدف جدید و جاهطلبانهای را برای افزایش ۵۰ درصدی صادرات خود به چین تا سال ۲۰۳۰» تعیین کرده که نشاندهنده تعهد قوی به بهبود روابط و تعمیق پیوندهای تجاری با چین در پنج سال آینده است. باوجود تنشها، تجارت بین چین و کانادا در سالهای پس از همهگیری بهبود یافت، اگرچه رشد، ناهموار بوده است. در سال ۲۰۲۴، کل تجارت به ۸۶.۸ میلیارد دلار آمریکا رسید که نسبت به سال ۲۰۲۳، تقریباً ۲.۲ درصد کاهش یافته است. نکته مهم اینکه صادرات کانادا به چین همچنان به شدت پایین مانده و این کشور در سال ۲۰۲۴ کسری تجاری ۴۳ میلیارد دلاری داشته است. صادرات اصلی کانادا به چین عمدتاً شامل کالاهای خام، به ویژه فرآوردههای نفتی، سنگ معدن، دانههای روغنی و خمیر چوب است. این چهار دسته محصول به تنهایی تقریباً نیمی از صادرات کانادا به چین را در سال ۲۰۲۴ تشکیل میدهند.
صادرات سوختهای معدنی کانادا به چین طی چند سال گذشته افزایش یافته و از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ با بیش از ۶۳ درصد افزایش به ۳.۹ میلیارد دلار رسیده و تنها در نه ماه اول سال ۲۰۲۵ از ۴ میلیارد دلار آمریکا فراتر رفته است
با توجه به این شرایط، بعید به نظر میرسد که کانادا بتواند تنها با پرداختن به اختلافات مربوط به محصولات کشاورزی به هدف صادراتی خود دست یابد. این کشور باید به دنبال یک توافق تجاری گستردهتر باشد که بازارهای جدیدی را برای تولیدکنندگان کانادایی، برای کالاهای کشاورزی و محصولات انرژی و پتروشیمی، باز کند. نکته قابل توجه این است که صادرات سوختهای معدنی کانادا به چین طی چند سال گذشته افزایش یافته و از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ با بیش از ۶۳ درصد افزایش به ۳.۹ میلیارد دلار رسیده و تنها در نه ماه اول سال ۲۰۲۵ از ۴ میلیارد دلار آمریکا فراتر رفته است. این روند که تا حد زیادی ناشی از جنگ تجاری ایالات متحده و چین و همچنین تلاشهای چین برای تنوع بخشیدن به زنجیرههای تأمین خود بوده، نشان دهنده تقاضای قوی و پایدار برای نفت کانادا است.
نگرانی و تهدید ترامپ
تهدید دونالد ترامپ مبنی بر اعمال تعرفههای تا ۱۰۰ درصد بر کالاهای کانادایی در صورت توافق تجاری اتاوا با پکن، صرفاً یک بیانیه انتخاباتی یا یک مانور مذاکرهای گذرا نبود. اظهارات ترامپ به وضوح نشاندهنده تغییر سیاست تجاری ایالات متحده از منطق رقابت اقتصادی سنتی به منطق بازدارندگی مستقیم ژئواکونومیک است، که تعرفهها از ابزار حمایتی به وسیلهای برای جلوگیری از هرگونه تغییر شکل اتحادهای تجاری و سرکوب تلاشها تبدیل شدهاند. در فرهنگ تجارت، تعرفه ۱۰۰ درصدی به معنای تعطیلی تقریباً کامل بازار است. این امر تنها یک افزایش جزئی یا یک ابزار چانهزنی سنتی نیست، بلکه نشاندهنده یک تهدید وجودی برای اقتصاد هدف است.
وقتی ترامپ این تهدید را در مقابل کانادا قرار میدهد، دو پیام روش ارسال میکند: نخست به اتاوا مبنی بر اینکه هرگونه گشودگی به روی چین خارج از چتر آمریکا، به قیمت از دست دادن بزرگترین بازارش تمام خواهد شد، و دوم به پکن هشدار میدهد که تلاشها برای ایجاد مشارکتهای تجاری جایگزین در مجاورت آمریکا با دیوار تعرفهای محکمی روبرو خواهد شد. در نتیجه، در فلسفه تجاری ترامپ هیچ حد وسطی وجود ندارد؛ یا باید ذیل سیستم تجاری تحت رهبری واشنگتن قرار گرفت یا هزینه جدایی از آن را متحمل شد.
در این راستا، کانادا با معادلهی ظریفی روبروست، این کشور ایالات متحده را مهمترین بازار صادراتی خود و همسایهای غیرقابل جایگزین میداند، در حالی که چین دومین اقتصاد بزرگ جهان و منبع بالقوهای برای جریانهای سرمایهگذاری و فرصتهای تنوع تجاری در زمان کندی رشد جهانی است.
اظهارات نخست وزیر، مارک کارنی، که چین را به عنوان «شریک قابل اعتماد و پیشبینی» توصیف کرد، بدون پشتوانه هم نیست، زیرا این اظهارات منعکس کننده رویکردی محتاطانه برای بهرهبرداری از این فرصتها در چارچوب جهانی در حال تغییر است. اتاوا، مانند بسیاری از اقتصادهای با درآمد متوسط، به دنبال آن است که اتکای بیش از حد به یک طرف را کاهش دهد، اما این امر با محدودیتهای قدرت آمریکا در تضاد است که هرگونه تلاشی برای تنوعبخشی مورد سوءظن قرار میگیرد و تحت سیاست تجاری واشنگتن با محدودیتهای دشواری روبرو میشود.
واشنگتن نگران است که کانادا به موردی تبدیل شود که ترامپ آن را «بندر تخلیه» کالاهای چینی توصیف و به آنها اجازه داد تا با پنهان شدن در پشت توافقنامههای تجارت آزاد موجود، وارد بازار آمریکا شوند.
نکته قابل توجه در مورد تشدید تنش این است که چین به عنوان هدف ضمنی حضور دارد. پکن پاسخ مستقیمی نداشته، اما میداند که فشار بر کانادا در راستای راهبرد کلانی است که با هدف جلوگیری از گسترش نفوذ تجاری آن در مجاورت ایالات متحده انجام میشود. از دیدگاه چینیها، کانادا فقط یک بازار نیست، بلکه یک دروازه فناوری و منابع و شریکی در زنجیرههای ارزش پیشرفته است که هرگونه توافق تجاری با آن دارای ابعاد استراتژیک است و حساسیت شدید واشنگتن را نسبت به هرگونه اقدامی در جهت تقویت روابط اقتصادی بین اتاوا و پکن توضیح میدهد.
واشنگتن نگران است که کانادا به موردی تبدیل شود که ترامپ آن را «بندر تخلیه» کالاهای چینی توصیف و به آنها اجازه داد تا با پنهان شدن در پشت توافقنامههای تجارت آزاد موجود، وارد بازار آمریکا شوند. این سناریو در تاریخ جنگهای تجاری جدید نیست، اما امروزه با توجه به درهمتنیدگی زنجیرههای تأمین و تعدد مسیرهای تولید جزئی، حساسیت بیشتری پیدا میکند. از دیدگاه دولت ترامپ، اجازه دادن به کانادا برای امضای توافق با چین بدون واکنش بازدارنده، به معنای ایجاد شکافی گسترده در دیوار تعرفههایی است که طی سالها ساخته شده است. بنابراین، این تهدید به گونهای سخت و مستقیم مطرح شد تا هرگونه فضایی را ببندد و از هرگونه تجاوز به کنترل آمریکا بر بازارها جلوگیری کند.
از دیدگاه دولت ترامپ، این تشدید تنش، تصویر قاطعیت آن را تقویت کرده و از گسترش نفوذ چین جلوگیری میکند. همچنین پیام بازدارنده به سایر متحدان میفرستد مبنی بر اینکه هرگونه تلاش برای دور زدن با حداکثر مجازات مواجه خواهد شد. این امر احتمالا در کوتاهمدت به انضباط در اردوگاه غرب منجر شود، اما در عین حال خطرات خود را نیز به همراه دارد. استفاده بیش از حد از تعرفهها به عنوان سلاح، احتمالا تلاشهای دیگران را برای ایجاد سیستمهای تجاری و مالی کمتر وابسته به ایالات متحده، تسریع کند. تهدیدهای ترامپ برای اعمال تعرفههای ۱۰۰ درصدی بر کانادا به دلیل چین، یک رویداد جداگانه نیست، بلکه فصل جدیدی در داستان تغییر شکل سیستم تجارت جهانی است. در این مورد، اعداد به ابزار بازدارندگی و توافقنامههای تجاری به آزمون وفاداری تبدیل میشوند و کانادا خود را بین چکش تعرفه ای آمریکایی و سندان جاهطلبی چینی گرفتار میبیند.




نظر شما