- بازار؛ گروه صنعت: در هفتههای اخیر، تنشهای منطقه خاورمیانه به عنوان یک متغیر جدید و مؤثر بر معادلات اقتصادی ایران ظاهر شده است. این تحرکات، به طور مستقیم مسیرهای حیاتی صادرات و واردات ایران را هدف قرار میدهد. در این میان، بخش صادرات غیرنفتی، به ویژه گروه مواد معدنی و محصولات فلزی که حمل آن به طور غالب از طریق دریا انجام میشود، در کانون آسیبپذیری قرار دارد.
بر اساس آمارهای رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران، صادرات محصولات معدنی و فلزی یکی از ارکان اصلی درآمدزایی غیرنفتی کشور محسوب میشود. در سال ۱۴۰۳، ارزش صادرات این گروه کالایی به بالغ بر ۱۴ میلیارد دلار رسید که سهمی قابل توجه از کل صادرات غیرنفتی را به خود اختصاص میداد. محصولاتی نظیر سنگآهن، کنسانتره مس، فولاد خام در ۹ ماهه ۱۴۰۴ بیش از ۳۰ درصد رشد صادرات داشته اند و محصولات نهایی فولادی مانند ورق و میلگرد، از جمله مهمترین اقلام صادراتی در این بخش بودند.
استقرار اخیر ناوگانهای نظامی ایالات متحده در آبهای پیرامونی ایران، فضای جدیدی از نااطمینانی را برای تجارت خارجی این کشور ایجاد کرده است. با توجه به سهم غالب مواد معدنی و محصولات فلزی در صادرات غیرنفتی ایران، هرگونه اختلال در کریدورهای لجستیکی دریایی میتواند پیامدهای اقتصادی شدیدی به همراه داشته باشد
اگرچه تحت تأثیر نوسانات قیمتهای جهانی و برخی محدودیتهای داخلی، رشد صادرات با کندی همراه بوده است. با این وجود، این بخش کماکان به عنوان یک منبع درآمد ارزی پایدار و اشتغالزا در اقتصاد ملی ایفای نقش میکند. هرگونه اختلال در فرآیند صادرات این کالاها، میتواند اثرات مستقیمی بر تراز تجاری، بودجه دولت و فعالیت صنایع بزرگ کشور داشته باشد. همچنین پیشبینی میشود که بزرگترین صادرکنندگان یعنی فولاد مبارکه، گلگهر و چادرملو بیشترین خسارت ناشی از تنگ شدن حلقه محاصره اقتصادی متحمل شوند.
مکانیزمهای اختلال در زنجیره لجستیک دریایی
حضور نظامی متمرکز آمریکا در منطقه میتواند از طرق مختلف، جریان روان صادرات دریایی ایران را با چالش مواجه می سازد. یکی از محتملترین سناریوها، تعمیق و افزایش بازرسیهای دریایی از کشتیهای تجاری است. نیروی دریایی ایالات متحده میخواهند با توسل به ادعاهایی نظیر مقابله با نقض تحریمها، کشتیهای حامل محمولههای معدنی و فلزی ایران را مورد بازرسی قرار دهد.
این اقدام، حتی در صورت عدم توقیف محموله، منجر به تأخیرهای طولانی مدت در تحویل کالا خواهد شد. در تجارت بینالملل، زمان عاملی تعیینکننده است و این تأخیرها میتواند به جریمههای سنگین، لغو قراردادها و از دست رفتن اعتماد شرکای تجاری بینجامد.
افزایش هزینههای بیمه و حملونقل به عنوان یک ابزار فشار
دیگر مکانیزم اثرگذار، تحمیل هزینههای اضافی از طریق بازارهای بیمه و کشتیرانی بینالمللی است. حضور نظامی در یک منطقه، ریسک عملیاتی آن ناحیه را در نگاه شرکتهای بیمهگر و اپراتورهای کشتیرانی بالا میبرد. این امر به افزایش حق بیمه جنگ و کرایه حمل برای کشتیهایی که به بنادر ایران تردد میکنند منجر میشود. به همین دلیل، این هزینههای اضافی به قیمت تمامشده کالای ایرانی افزوده شده و رقابتپذیری آن را در بازارهای جهانی کاهش میدهد. در موارد شدید، ممکن است خطوط کشتیرانی بزرگ به کلی تردد به مقصد ایران را متوقف یا محدود کنند.
فشار بر خریداران بینالمللی و محدودسازی بازارها
ایالات متحده میتواند با اعمال فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر کشورهای واردکننده اصلی محصولات ایرانی نظیر چین، هند، ترکیه و امارات، آنها را به کاهش حجم خرید یا احتیاط بیشتر در معاملات ترغیب کند. هشدار در مورد ریسکهای احتمالی مرتبط با اختلال در حملونقل یا مشکلات حقوقی، میتواند حتی بدون صدور هیچ حکم رسمی، خریداران را به تعدیل رفتار تجاری خود وادارد. این فشار غیرمستقیم میتواند به تدریج به انقباض بازارهای صادراتی ایران بیانجامد.
تحقق هر یک از سناریوها در قبال فشار آمریکا، پیامدهایی فراتر از بنگاههای صادرکننده خواهد داشت. در سطح کلان، کاهش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات غیرنفتی، توان دولت برای تأمین نیازهای وارداتی کشور را تضعیف میکند. در سطح بخشی، صنایع معدنی و فلزی با کاهش سفارشات و مازاد عرضه مواجه شده که نتیجه آن میتواند کاهش تولید، تعطیلی موقت خطوط، افزایش بیکاری و رکود در شهرهای صنعتی باشد. همچنین، بسیاری از طرحهای توسعهای و سرمایهگذاریهای جدید زنجیره فولاد در این بخش که متکی بر جریان نقدینگی حاصل از صادرات هستند، با مشکل تأمین مالی روبرو خواهند شد.
تهدید ناشی از حضور نظامی آمریکا علیه صادرات غیرنفتی ایران، به ویژه محصولات معدنی و فلزی، تهدیدی واقعی و ملموس است که از کانال اختلال در امنیت و اقتصاد لجستیک عمل میکند. آمار صادراتی سال ۱۴۰۳ و ۹ ماهه ۱۴۰۴ نشان از اهمیت حیاتی این بخش برای اقتصاد کشور دارد. مقابله با این تهدید نیازمند یک راهبرد چندوجهی است که میتواند شامل تسریع در توسعه کریدورهای جایگزین حملونقل زمینی و ریلی، تقویت ناوگان حملونقل ملی، ارائه مکانیزمهای حمایتی هوشمند به صادرکنندگان، و فعالسازی دیپلماسی اقتصادی برای اطمینانبخشی به شرکای تجاری باشد. نحوه مواجهه دستگاههای ذیربط با این چالش نوظهور، تأثیر تعیینکنندهای بر ثبات اقتصادی و اجرای برنامههای توسعهای کشور در ماههای آتی خواهد داشت.
سایه کشتیهای جنگی آمریکا بر اسکلههای بارگیری سنگآهن و فولاد ایران افتاده است. در روزهایی که صنایع معدنی و فلزی کشور با بیش از ۱۴ میلیارد دلار صادرات در سال گذشته، به ستون فقرات اقتصاد غیرنفتی تبدیل شدهاند، هر تهدیدی به دریای عمان میتواند تیشه به ریشه درآمد ارزی است
صنعتی که روی موجهای بیثبات میراند
صنایع معدنی و فولادی ایران در سالیان اخیر، با همه افت و خیزها، گامهای بلندی به جلو برداشتهاند. کارخانههای عظیمی در گوشه و کنار کشور سر برآوردهاند و محصولاتشان راهی بازارهای جهانی شده است. رشد اقتصادی اما بیش از هر چیز، بر شانههای صادرات ایستاده است و صادرات نیز پیوندی ناگسستنی با دریا دارد.
همین پیوند است که امروز، نقطه آسیبپذیر این غولهای صنعتی شده است. شرکتی مانند فولاد مبارکه، که موتور محرکه بخش بزرگی از اقتصاد منطقه را در اختیار دارند. همچنین معادنی چون گلگهر و چادرملو که هزاران خانوار از آنها روزی میگیرند، همگی نفسهایشان به کشتیهایی گره خورده که باید از آبراهههای بیقرار خلیج فارس و دریای عمان عبور کنند. حالا اما، این آبراههها میزبان مهمانان ناخواندهای شدهاند که امنیت این سفر حیاتی را نشانه گرفتهاند. اینجاست که موفقیتهای دیروز، به دغدغههای فردا تبدیل میشود.




نظر شما