۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
چگونه تراست‌ها و منافع غرب، ستارگان ایرانی را به ابزاری برای نفوذ تبدیل کرده‌اند؟
فراتر از پرده نقره‌ای و چهارگوش سبز

چگونه تراست‌ها و منافع غرب، ستارگان ایرانی را به ابزاری برای نفوذ تبدیل کرده‌اند؟

تحلیل محتوای پست‌های ۵۰ سلبریتی پرمخاطب ایرانی در یک سال گذشته نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد از ارجاعات برندی به محصولات غربی اختصاص دارد.

بازار؛ گروه ایران: در دنیای پر زرق و برق سلبریتی‌های ایرانی، جایی که هر پست اینستاگرامی میلیون‌ها بار دیده می‌شود و هر لباس برند، مد روز را تعریف می‌کند، پرده‌ای از راز کنار زده می‌شود. آنچه در نگاه اول یک موفقیت فردی به نظر می‌رسد، در لایه‌های عمیق‌تر، روایت یک شبکه پیچیده و قدرتمند است؛ ائتلافی نامرئی از چهره‌های محبوب، سازوکارهای مالی و منافع ژئوپلیتیک غرب که در کنار هم، یک امپراتوری نفوذ را شکل داده‌اند.

آنچه در نگاه اول یک موفقیت فردی به نظر می‌رسد، در لایه‌های عمیق‌تر، روایت یک شبکه پیچیده و قدرتمند است؛ ائتلافی نامرئی از چهره‌های محبوب، سازوکارهای مالی و منافع ژئوپلیتیک غرب که در کنار هم، یک امپراتوری نفوذ را شکل داده‌اند.

از استعداد تا برند: تکوین یک ابرقدرت فرهنگی-اقتصادی

دهه‌ها پیش، سلبریتی بودن معنای دیگری داشت. یک بازیگر، خواننده یا ورزشکار صرفاً به خاطر استعداد و هنرش شناخته می‌شد. امروز اما، این تعریف دگرگون شده است. سلبریتی مدرن ایرانی، دیگر یک هنرمند صرف نیست، بلکه یک برند چندوجهی است؛ یک کالای فرهنگی-اقتصادی که ارزش‌آفرینی‌اش فراتر از حوزه تخصصی‌اش است. این دگرگونی، تصادفی نیست. حاصل یک فرآیند هدفمند است که در آن، استعداد به مثابه یک سرمایه اولیه در نظر گرفته می‌شود و با مهندسی تصویر، بازاریابی دیجیتال و مدیریت روابط عمومی، به یک ماشین پولساز و ابزار جریان‌سازی فرهنگی تبدیل می‌گردد.

در این اکوسیستم، آژانس‌های مدیریت سلبریتی، مدیران برنامه و تیم‌های رسانه‌ای نقش اپراتور را ایفا می‌کنند. آن‌ها ستاره‌ها را به کالاهایی با قابلیت تبلیغات گسترده تبدیل می‌کنند؛ از لوازم آرایشی و لباس گرفته تا سبک زندگی و ایدئولوژی. بر اساس گزارش‌های منتشر شده در حوزه بازاریابی دیجیتال، ارزش بازاریابی یک سلبریتی با ۵ تا ۱۰ میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام، برای هر پست تبلیغاتی به طور میانگین بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان تخمین زده می‌شود. ارقامی که برای چهره‌های بالای ۱۰ میلیون دنبال‌کننده، به راحتی از مرز یک میلیارد تومان عبور می‌کند. این حجم عظیم از نقدینگی، پایه‌های اقتصادی این ابرقدرت نوظهور را تشکیل می‌دهد و آن را به بازیگری جدی در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی تبدیل کرده است.

برآوردهای غیررسمی حاکی از آن است که در پنج سال گذشته، بیش از چند میلیارد دلار از سرمایه‌های مرتبط با صنعت سرگرمی ایران از طریق این سازوکارها از کشور خارج شده است. این پول‌ها نه تنها به معافیت مالیاتی منجر می‌شوند، بلکه شبکه‌ای از وابستگی‌های مالی نامرئی را میان سلبریتی‌ها و نهادهای مالی غربی ایجاد می‌کنند که در شرایط بحرانی، به راحتی می‌توانند به عنوان اهرم فشار عمل کنند.

تراست‌ها: جعبه‌سیاه مالی که ثروت را نامرئی می‌کند

اما این حجم از درآمد، چگونه مدیریت و از دیدرسازی و مالیات فرار می‌کند؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است: «تراست» . تراست‌ها، سازوکارهای حقوقی هستند که به موجب آن، یک شخص دارایی‌های خود را به شخص دیگر واگذار می‌کند تا به نفع شخص یا اشخاص ثالث مدیریت شود. در ظاهر، این یک ابزار قانونی برای مدیریت اموال است، اما در عمل، به یک جعبه‌سیاه مالی برای شبکه سلبریتی‌ها تبدیل شده است.

ثروت‌های حاصل از تبلیغات، سرمایه‌گذاری‌های خارجی و حتی درآمدهای مشکوک، از طریق تراست‌هایی که اغلب در کشورهایی با قوانین مالیاتی سخت‌گیرانه مانند سوئیس، امارات متحده عربی (به ویژه در مناطق آزاد مانند دبی) یا جزایر کیمن ثبت می‌شوند، شسته و روانه می‌گردند. این تراست‌ها مالکیت واقعی دارایی‌ها را پنهان می‌کنند. یک آپارتمان لوکس در لندن، یک ویلا در استانبول یا سهام یک شرکت در کالیفرنیا، به نام یک شرکت صوری ثبت شده در یک پناهگاه مالیاتی خواهد بود، نه به نام آن سلبریتی. برآوردهای غیررسمی حاکی از آن است که در پنج سال گذشته، بیش از چند میلیارد دلار از سرمایه‌های مرتبط با صنعت سرگرمی ایران از طریق این سازوکارها از کشور خارج شده است. این پول‌ها نه تنها به معافیت مالیاتی منجر می‌شوند، بلکه شبکه‌ای از وابستگی‌های مالی نامرئی را میان سلبریتی‌ها و نهادهای مالی غربی ایجاد می‌کنند که در شرایط بحرانی، به راحتی می‌توانند به عنوان اهرم فشار عمل کنند.

وقتی یک سلبریتی، مدام از برندهای فرانسوی، ایتالیایی یا آمریکایی صحبت می‌کند، خودروی اروپایی سوار می‌شود و تعطیلات خود را در غرب می‌گذراند، او در حال ترویج یک «رویای غربی» برای میلیون‌ها جوان ایرانی است.

قدرت نرم ۲.۰: وقتی ستارگان ایرانی، سفیران فرهنگ مصرف غربی می‌شوند

این شبکه مالی، تنها به دنبال سودآوری نیست؛ بلکه بسترساز یک هدف بزرگ‌تر نیز هست: «قدرت نرم ۲.۰». قدرت نرم کلاسیک، از طریق رسانه‌های رسمی و دیپلماسی فرهنگی دولت‌ها اعمال می‌شد. اما قدرت نرم ۲.۰، غیرمتمرکز، شخصی و بسیار نفوذ است. در این مدل، سلبریتی‌ها به سفیران غیررسمی برندها، سبک زندگی و در نهایت، ارزش‌های غربی تبدیل می‌شوند.

وقتی یک سلبریتی، مدام از برندهای فرانسوی، ایتالیایی یا آمریکایی صحبت می‌کند، خودروی اروپایی سوار می‌شود و تعطیلات خود را در غرب می‌گذراند، او در حال ترویج یک «رویای غربی» برای میلیون‌ها جوان ایرانی است. این رویا، بر پایه مصرف‌گرایی، فردگرایی افراطی و بیگانگی از هویت بومی بنا شده است. تحلیل محتوای پست‌های ۵۰ سلبریتی پرمخاطب ایرانی در یک سال گذشته نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد از ارجاعات برندی به محصولات غربی اختصاص دارد، در حالی که کمتر از ۵ درصد به برندها و محصولات داخلی اشاره شده است. این جریان، به طور مستقیم به تقویت اقتصاد کشورهای غربی و تضعیف تولید ملی منجر می‌شود. این سلبریتی‌ها، ناخواسته یا آگاهانه، به خط مقدم نفوذ فرهنگی تبدیل شده‌اند؛ نفوذی که آرام‌آرام، سلایق، اولویت‌ها و حتی باورهای نسل جوان را بازسازی می‌کند.

در حالی که اقتصاد کشور با چالش‌هایی چون تورم و تحریم دست و پنجه نرم می‌کند، بخشی از ثروت ملی در یک چرخه معیوب، صرف تقویت اقتصاد رقبای خارجی می‌شود.

آمار و ارقامی که پشت صحنه را رو می‌کند

پشت تصاویر فیلتر شده و زندگی‌های رویایی، اعداد و ارقام تکان‌دهنده‌ای قرار دارد. بازار اینفلوئنسر مارکتینگ در ایران، با وجود تحریم‌ها، ارزشی بالغ بر ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. این رقم، معادل درآمد صادراتی بسیاری از صنایع کلان کشور است. طبق داده‌های به دست آمده از پلتفرم‌های تحلیلی شبکه‌های اجتماعی، ۱۰۰ سلبریتی برتر ایرانی در مجموع بیش از ۲۰۰ میلیون دنبال‌کننده دارند؛ عددی که تقریباً معادل دو و نیم برابر جمعیت کشور است. این یعنی هر پست از سوی این افراد، پتانسیل یک کمپین ملی را دارد.

از سوی دیگر، آمارهای گمرکی و بانکی نشانگر یک رویداد نگران‌کننده است: افزایش چشمگیر خروج ارز برای واردات کالاهای لوکس. در سال گذشته، بیش از ۳ میلیارد دلار برای واردات خودروهای لوکس، ساعت‌های گران‌قیمت و محصولات آرایشی و بهداشتی خارجی هزینه شده است؛ بخش بزرگی از این تقاضا توسط همان طبقه سلبریتی و پیروانشان ایجاد شده است. همزمان، گزارش‌های بانکی از افزایش چشمگیر انتقال‌های ارزی به مقاصدی مانند دبی، لندن و تورنتو توسط افراد مرتبط با صنعت سرگرمی حکایت دارد. این اعداد، گویای یک واقعیت تلخ است: در حالی که اقتصاد کشور با چالش‌هایی چون تورم و تحریم دست و پنجه نرم می‌کند، بخشی از ثروت ملی در یک چرخه معیوب، صرف تقویت اقتصاد رقبای خارجی می‌شود.

هزینه‌های این «مافیای سلبریتی» برای ایران، فراتر از خروج سرمایه است. مهم‌ترین هزینه، به حوزه فرهنگ و هویت ملی بازمی‌گردد. وقتی الگوهای اصلی جامعه، افراد صرفاً زیبا و ثروتمندی باشند که موفقیت خود را مدیون ارتباطات با غرب و تبعیت از سبک زندگی آن‌ها می‌دانند، ارزش‌هایی چون علم، کارآفرینی، ایثار و تعهد به جامعه به حاشیه رانده می‌شوند.

قیمت ستاره‌بازی: خروج سرمایه، تضعیف فرهنگ و نسلی در سرگردانی

هزینه‌های این «مافیای سلبریتی» برای ایران، فراتر از خروج سرمایه است. مهم‌ترین هزینه، به حوزه فرهنگ و هویت ملی بازمی‌گردد. وقتی الگوهای اصلی جامعه، افراد صرفاً زیبا و ثروتمندی باشند که موفقیت خود را مدیون ارتباطات با غرب و تبعیت از سبک زندگی آن‌ها می‌دانند، ارزش‌هایی چون علم، کارآفرینی، ایثار و تعهد به جامعه به حاشیه رانده می‌شوند. این پدیده، به تضعیف سرمایه اجتماعی منجر می‌شود؛ یعنی از بین رفتن اعتماد عمومی به نهادها و ارزش‌های ملی.

نسل جوان، که در معرض بمباران بی‌وقفه این تصاویر اغراق‌آمیز قرار دارد، دچار نوعی سرگردانی هویتی می‌شود. از یک سو، با واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی ایران روبرو است و از سوی دیگر، با یک آرمان‌شهر دروغین و غیرقابل دستیابی که سلبریتی‌ها به آن تبلیغ می‌کنند. این فاصله، می‌تواند به ناامیدی، بی‌تفاوتی سیاسی و اجتماعی و در نهایت، گرایش به مهاجرت منجر شود. آمارها نشان می‌دهد که تمایل به مهاجرت در میان جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله که بیشترین زمان را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، به شدت بالاتر از سایر گروه‌هاست. سلبریتی‌ها، با نمایش یک زندگی مرفه و بی‌دغدغه در غرب، ناخواسته به بزرگترین تبلیغ‌کنندگان پدیده «فرار مغزها» و «فرار سرمایه» تبدیل شده‌اند.

سلبریتی‌ها، با نمایش یک زندگی مرفه و بی‌دغدغه در غرب، ناخواسته به بزرگترین تبلیغ‌کنندگان پدیده «فرار مغزها» و «فرار سرمایه» تبدیل شده‌اند.

آینده نفوذ: از شفاف‌سازی مالی تا بازتعریف سلبریتی‌های ملی

مواجهه با این شبکه پیچیده، نیازمند رویکردی هوشمندانه و چندلایه است، نه برخوردهای سطحی و سرکوبگرانه. راهکار، در ایجاد یک «اکوسیستم مقاوم» در حوزه فرهنگ و رسانه نهفته است. اولین و مهم‌ترین گام، «شفاف‌سازی مالی» است. نهادهای نظارتی باید با ایجاد سازوکارهای قانونی، تراست‌ها و شرکت‌های صوری خارجی را زیر ذره‌بین ببرند و از خروج غیرقانونی سرمایه جلوگیری کنند. الزام به اعلام منابع درآمدی سلبریتی‌ها و مالیات‌ستانی از درآمدهای کلان تبلیغاتی، یک ضرورت انکارناپذیر است.

گام دوم، «تقویت تولید محتوای ملی و الگوسازی مثبت» است. دولت و بخش خصوصی فرهنگی باید از هنرمندان، ورزشکاران و شخصیت‌هایی که الگوهای واقعی و مبتنی بر ارزش‌های ملی هستند، حمایت کنند. باید سلبریتی‌هایی را ترویج داد که موفقیت خود را در داخل ایران و به لطف تلاش و خلاقیت به دست آورده‌اند. رسانه‌های ملی نیز باید در بازتعریف مفهوم سلبریتی پیش قدم شوند و از ترویج مصرف‌گرایی به سمت ترویج دانش، مهارت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی حرکت کنند.

در نهایت، آگاهی‌بخشی به عموم مردم، به ویژه نسل جوان، کلید مقابله با این نفوذ است. مخاطب باید بیاموزد که پشت هر تصویر درخشان، یک هدف تجاری یا سیاسی ممکن است پنهان باشد. توسعه رسانه‌داری در مدارس و دانشگاه‌ها می‌تواند سپری دفاعی در برابر موج قدرت نرم ۲.۰ ایجاد کند.

اکنون سوال این است: آیا ایران اجازه خواهد داد که ستارگانش، ناخواسته یا آگاهانه، به قطب‌نمای فرهنگی و اقتصادی دشمنانشان تبدیل شوند؟ پاسخ به این سوال، سرنوشت فرهنگ و اقتصاد کشور در دهه‌های آینده را رقم خواهد زد.

کد خبر: ۳۸۹٬۸۹۲

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha