بازار؛ گروه ایران: در عصر حاضر، سلبریتیها دیگر تنها چهرههای هنری یا ورزشی نیستند؛ آنها برندهای قدرتمند اقتصادی و بازیگران اثرگذار در عرصهی اجتماعی-سیاسی محسوب میشوند. در ایران نیز طی دههی اخیر، همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی و دسترسی به پلتفرمهای جهانی، طبقهای جدید از «سلبریتی-کارآفرینان» ظهور کردهاند. اما بررسی تحولات اخیر نشان میدهد فعالیت بسیاری از این چهرهها از مرز کارآفرینی شخصی فراتر رفته و در قالب «تراستها» یا ائتلافهای غیررسمی اقتصادی، با جریانهای مالی بینالمللی و در مواردی با منافع راهبردی قدرتهای غربی گره خورده است. بر اساس تحلیل دادههای منتشرشده از سوی نهادهای نظارتی بینالمللی و گزارشهای رسانهای، حجم سرمایهی تحت کنترل یا تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم این شبکهها، تنها در بخش دیجیتال و تجارت خارجی، رقمی بالغ بر چند صد میلیون دلار برآورد میشود.
بررسی تحولات اخیر نشان میدهد فعالیت بسیاری از این چهرهها از مرز کارآفرینی شخصی فراتر رفته و در قالب «تراستها» یا ائتلافهای غیررسمی اقتصادی، با جریانهای مالی بینالمللی و در مواردی با منافع راهبردی قدرتهای غربی گره خورده است.
تشکیل تراستهای سلبریتی: سرمایهگذاریهای مشترک و خروج سرمایه
یکی از الگوهای رایج در سالهای اخیر، تشکیل شرکتهای سرمایهگذاری مشترک توسط گروهی از سلبریتیها با پسزمینههای مختلف (بازیگر، ورزشکار، اینفلوئنسر) است. این شرکتها که عموماً در مناطق آزاد تجاری یا خارج از ایران (مانند ترکیه، دبی، ارمنستان یا حتی اروپا) ثبت میشوند، بهصورت متمرکز در حوزههایی مانند: صادرات محصولات فرهنگی، واردات کالاهای لوکس، راهاندازی برندهای پوشاک، سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال و بازارهای مالی جهانی و همچنین تولید محتوای دیجیتال برای پلتفرمهای ایرانی و غربی فعالیت میکنند. بهعنوان مثال، بر اساس گزارشهای ثبتشده در دبی (۲۰۲۳)، یک شرکت سرمایهگذاری با مشارکت حداقل پنج چهرهی سرشناس ایرانی، در یک سال مالی معادل حدود ۵۰ میلیون دلار گردش مالی داشته که بخش عمدهی آن از طریق همکاری با برندهای اروپایی و تبلیغات هدفمند برای بازار ایران محقق شده است. این مدل، ضمن متمرکز کردن سرمایه و کاهش رقابت درونی، امکان لابی جمعی و چانهزنی با نهادهای خارجی را فراهم میآورد.
یکی از الگوهای رایج در سالهای اخیر، تشکیل شرکتهای سرمایهگذاری مشترک توسط گروهی از سلبریتیها با پسزمینههای مختلف (بازیگر، ورزشکار، اینفلوئنسر) است. این شرکتها که عموماً در مناطق آزاد تجاری یا خارج از ایران (مانند ترکیه، دبی، ارمنستان یا حتی اروپا) ثبت میشوند.
پیوند با نهادهای مالی غربی: سرمایهگذاری خطرپذیر و صندوقهای بینالمللی
برخلاف تصور عمومی، برخی از این تراستها تنها متکی بر سرمایهی شخصی سلبریتیها نیستند. شواهد نشان میدهد تعدادی از این مجموعهها موفق به جذب سرمایه از صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر مرتبط با کمپانیهای بزرگ فناوری یا نهادهای مالی غربی شدهاند. این صندوقها که عمدتاً در سیلیکون ولی، لندن یا حوزهی اسکاندیناوی مستقرند، با تزریق سرمایه به استارتآپها و پروژههای دیجیتال مدیریتشده توسط شبکههای سلبریتی ایرانی، عملاً در حال خرید سهمی از بازار رسانهای و فرهنگی ایران هستند. برای نمونه، یک پلتفرم ویدیویی آنلاین متعلق به گروهی از چهرههای ایرانی که مقر آن در ارمنستان است، در سال ۲۰۲۲ میلادی، جذب سرمایهای معادل ۱۲ میلیون دلار از یک صندوق سرمایهگذاری اروپایی را ثبت کرده است. این ورود سرمایههای خارجی، نه تنها اهداف اقتصادی، بلکه در بسیاری موارد، همراه با انتقال استانداردهای محتوایی، ارزشهای فرهنگی و جهتگیریهای گفتمانی خاص است.
ورود سرمایههای خارجی، نه تنها اهداف اقتصادی، بلکه در بسیاری موارد، همراه با انتقال استانداردهای محتوایی، ارزشهای فرهنگی و جهتگیریهای گفتمانی خاص است.
لابی رسانهای و همسویی گفتمانی با اولویتهای غرب
نفوذ این شبکهها تنها به عرصهی اقتصاد محدود نمیشود. آنها با در دست داشتن صفحات اجتماعی با میلیونها فالوور و دسترسی به رسانههای بینالمللی، به بازیگران مهمی در شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شدهاند. تحلیل محتوای تولیدشده توسط مؤثرترین اعضای این شبکه در بازهی زمانی دو سال اخیر نشاندهندهی همسویی قابل توجه گفتمان غالب آنها با اولویتهای سیاسی و فرهنگی جریانهای حاکم در غرب است. این همسویی در موضوعاتی مانند: تغییرات اجتماعی، تفسیر خاصی از حقوق بشر، روایتهای یکسویه از تحولات منطقهای و جهتگیری در قبال سیاستهای تحریمی مشاهده میشود. این امر تصادفی نیست؛ برخی از این چهرهها مستقیماً با رسانههای بزرگ غربی (مانند بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال، صدای آمریکا) قراردادهای محتوایی دارند یا در کمپینهای تبلیغاتی بینالمللی که توسط نهادهای تحتالحمایهی دول غربی جهتدهی میشوند، مشارکت میکنند. بر اساس آمار منتشرشده از پستهای مرتبط، محتوای تولیدشده با این رویکرد، به طور متوسط ۳۰ تا ۵۰ درصد بیشتر از محتوای عادی در الگوریتم پلتفرمهای اصلی مانند اینستاگرام و توییتر دیده میشود.
تحلیل محتوای تولیدشده توسط مؤثرترین اعضای این شبکه در بازهی زمانی دو سال اخیر نشاندهندهی همسویی قابل توجه گفتمان غالب آنها با اولویتهای سیاسی و فرهنگی جریانهای حاکم در غرب است. این همسویی در موضوعاتی مانند: تغییرات اجتماعی، تفسیر خاصی از حقوق بشر، روایتهای یکسویه از تحولات منطقهای و جهتگیری در قبال سیاستهای تحریمی مشاهده میشود.
تأثیر بر اقتصاد ایران: فرار سرمایه و تضعیف تولید داخلی
فعالیت این تراستها تأثیرات ملموسی بر اقتصاد ایران داشته است. اولاً، بخش عمدهی درآمدهای کلان آنها، به جای سرمایهگذاری در زیرساختهای مولد داخل، عمدتاً یا در داراییهای خارج از کشور (املاک، بورسهای بینالمللی، رمزارزها) سرمایهگذاری میشود یا از طریق سیستمهای مالی پیچیده، از چرخهی اقتصاد ایران خارج میگردد. برآوردهای غیررسمی از خروج سالانه حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار تنها از طریق فعالیتهای مرتبط با این شبکهها حکایت دارد. ثانیاً، با ترویج مصرف کالاهای لوکس وارداتی وابسته به برندهای غربی و ایجاد ذائقهی مصرفی خاص، به تضعیف تولید داخلی و برندهای ملی دامن زده میشود. ثالثاً، این شبکهها با انحصاری کردن فضای تبلیغات دیجیتال و تعرفههای بسیار بالا، هزینهی معرفی محصول برای تولیدکنندگان داخلی را به شدت افزایش داده و رقابت ناعادلانه ایجاد کردهاند.
این شبکه ها با ترویج مصرف کالاهای لوکس وارداتی وابسته به برندهای غربی و ایجاد ذائقهی مصرفی خاص، به تضعیف تولید داخلی و برندهای ملی دامن زده میشود. ثالثاً، این شبکهها با انحصاری کردن فضای تبلیغات دیجیتال و تعرفههای بسیار بالا، هزینهی معرفی محصول برای تولیدکنندگان داخلی را به شدت افزایش داده و رقابت ناعادلانه ایجاد کردهاند.
آیندهنگری: تقابل یا تنظیمگری؟
روند فعلی حاکی از تقویت و بینالمللیتر شدن این شبکههاست. پیشبینی میشود در صورت عدم تنظیمگری هوشمند و شفاف از سوی نهادهای داخلی، این تراستها به تدریج به یک «اکوسیستم بسته» تبدیل شوند که نه تنها بر اقتصاد فرهنگ، بلکه بر فضای گفتمانی جامعه نیز مسلط گردند. از طرف دیگر، وابستگی مالی آنها به نهادهای خارجی، میتواند آنها را به ابزارهایی برای پیشبرد اهداف سیاسی قدرتهای خارجی در راستای تأثیرگذاری بر تحولات داخلی ایران تبدیل کند. این چالش، مستلزم عکسالعملی چندجانبه است: از یک سو، نیاز به وضع قوانین شفاف برای فعالیتهای اقتصادی سلبریتیها و نظارت بر نقل و انتقالات ارزی وجود دارد. از سوی دیگر، تقویت نهادهای تولید محتوای جذاب داخلی و ایجاد بسترهای رقابتی عادلانه برای کاهش انحصار این شبکهها ضروری است. در نهایت، افزایش سواد رسانهای شهروندان برای تشخیص مناسبات پنهان پشت محتوای به ظاهر سرگرمکننده، کلید مصونیت بخشی از اثرات این پدیده است.
پیشبینی میشود در صورت عدم تنظیمگری هوشمند و شفاف از سوی نهادهای داخلی، این تراستها به تدریج به یک «اکوسیستم بسته» تبدیل شوند که نه تنها بر اقتصاد فرهنگ، بلکه بر فضای گفتمانی جامعه نیز مسلط گردند.
نتیجهگیری: شهرت در خدمت سرمایه
پدیدهی «مافیای سلبریتیهای ایرانی» و پیوند آن با تراستهای مالی و منافع غرب، نشاندهندهی تحولی عمیق در ماهیت شهرت و قدرت در جهان امروز است. در این چارچوب، سلبریتیها به کانالهایی برای انتقال سرمایه، ارزشها و تأثیرگذاری گفتمانی تبدیل شدهاند. آنچه در نگاه اول همکاری تجاری یا فعالیت رسانهای مستقل به نظر میرسد، در لایههای زیرین، بخشی از یک شبکهی به همپیوستهی اقتصادی-سیاسی با ابعاد فراملی است. فهم این پیچیدگی، برای نخبگان و سیاستگذاران ایرانی امری اجتنابناپذیر است تا در مواجهه با این پدیده، از واکنشهای سادهانگارانه پرهیز کرده و راهحلهای هوشمندانه، مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی و رسانهای جهان امروز را در پیش گیرند. آیندهی این تقابل، قطعاً بر سرنوشت فضای فرهنگی و اقتصادی ایران تأثیرگذار خواهد بود.




نظر شما