۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
دلاری‌شدن ذهن اقتصاد: دلار چگونه از اقتصاد ایران عقب می‌نشیند؟
اقتصاد ایران در تقاطع تورم، تحریم و بی‌اعتمادی پولی

دلاری‌شدن ذهن اقتصاد: دلار چگونه از اقتصاد ایران عقب می‌نشیند؟

دلارزدایی در ایران یک پروژه کوتاه‌مدت یا تبلیغاتی نیست. این مسیر، نیازمند چندین سال اصلاح پیوسته، پرهزینه و هماهنگ در سیاست پولی، مالی، تجاری و انرژی است.

بازار؛ گروه ایران: در اقتصادی که بیش از یک دهه با تورم مزمن بالای ۳۰ درصد، نوسانات شدید ارزی و تحریم‌های مالی مواجه بوده، دلار دیگر صرفاً یک ارز خارجی نیست؛ به لنگر قیمت‌ها، معیار ارزش دارایی‌ها و پناهگاه روانی سرمایه تبدیل شده است. با این حال، تجربه جهانی و واقعیت‌های اقتصاد ایران نشان می‌دهد دلارزدایی نه یک شعار سیاسی، بلکه پروژه‌ای تدریجی، پرهزینه و ممکن است؛ مشروط به آنکه از مسیر اصلاحات ساختاری و نه سرکوب دستوری دنبال شود.

«دلاری‌شدن ذهن اقتصاد» مهم‌ترین مانع دلارزدایی است؛ مانعی که با دستور اداری از بین نمی‌رود.

چرا دلار در اقتصاد ایران این‌قدر قدرتمند شد؟

برای درک امکان دلارزدایی، ابتدا باید فهمید چرا دلار در اقتصاد ایران چنین جایگاه مسلطی پیدا کرده است. بر اساس داده‌های رسمی، حجم نقدینگی کشور در پایان سال ۱۴۰۳ از ۱۰ هزار هزار میلیارد تومان عبور کرده؛ رقمی که نسبت به یک دهه قبل بیش از ۸ برابر شده است. در همین بازه، متوسط تورم سالانه بالای ۳۵ درصد بوده و ارزش ریال به‌طور مستمر تضعیف شده است. نتیجه طبیعی این روند، تبدیل دلار به ابزار حفظ ارزش دارایی‌هاست.

از سوی دیگر، تحریم‌های بانکی و نفتی، دسترسی ایران به درآمدهای ارزی پایدار را محدود کرده و بازار ارز را به بازاری انتظاری و شکننده تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، دلار نه‌فقط در تجارت خارجی، بلکه در قیمت‌گذاری مسکن، خودرو، خدمات، اجاره‌ها و حتی دستمزدهای غیررسمی نقش پیدا کرده است. این «دلاری‌شدن ذهن اقتصاد» مهم‌ترین مانع دلارزدایی است؛ مانعی که با دستور اداری از بین نمی‌رود.

هیچ کشوری بدون مهار تورم، موفق به کاهش نقش ارز خارجی نشده است. آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد هر بار که تورم نقطه‌ای از محدوده ۲۰ درصد عبور کرده، تقاضای سفته‌بازی ارز به‌طور معنادار افزایش یافته است.

گام اول دلارزدایی: مهار تورم و انتظارات ارزی

هیچ کشوری بدون مهار تورم، موفق به کاهش نقش ارز خارجی نشده است. آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد هر بار که تورم نقطه‌ای از محدوده ۲۰ درصد عبور کرده، تقاضای سفته‌بازی ارز به‌طور معنادار افزایش یافته است. بنابراین، سال اول نقشه راه دلارزدایی، ناگزیر باید به «ثبات‌سازی» اختصاص یابد.

این مرحله شامل کنترل رشد پایه پولی، مهار ناترازی بانک‌ها و قطع وابستگی کسری بودجه به منابع بانک مرکزی است. در سال ۱۴۰۳، سهم اضافه‌برداشت بانک‌ها و بدهی دولت به بانک مرکزی همچنان یکی از عوامل اصلی رشد نقدینگی بوده است. تا زمانی که این روند اصلاح نشود، هر سیاست دلارزدایی عملاً به تقاضای پنهان دلار دامن می‌زند.

در این مرحله، هدف کاهش نرخ دلار نیست؛ بلکه کاهش نوسان و پیش‌بینی‌پذیر شدن بازار ارز است. تجربه نشان داده است که حتی تثبیت نسبی نرخ ارز در یک دامنه مشخص، می‌تواند انتظارات تورمی را تعدیل کرده و تقاضای احتیاطی دلار را کاهش دهد.

مؤثرترین و ملموس‌ترین مرحله دلارزدایی، حذف تدریجی دلار از تجارت خارجی است. بر اساس برآوردهای رسمی، بیش از ۶۰ درصد تجارت خارجی ایران با کشورهایی انجام می‌شود که امکان تسویه غیردلاری با آن‌ها وجود دارد؛.

گام دوم: خروج دلار از تجارت خارجی؛ نقطه عطف واقعی

مؤثرترین و ملموس‌ترین مرحله دلارزدایی، حذف تدریجی دلار از تجارت خارجی است. بر اساس برآوردهای رسمی، بیش از ۶۰ درصد تجارت خارجی ایران با کشورهایی انجام می‌شود که امکان تسویه غیردلاری با آن‌ها وجود دارد؛ از جمله چین، روسیه، ترکیه، هند و کشورهای همسایه.

در سال‌های اخیر، سهم یوان و درهم در تسویه برخی مبادلات افزایش یافته، اما همچنان بخش بزرگی از قیمت‌گذاری و تسویه نهایی به دلار وابسته است. نقشه راه ۵ساله، هدف‌گذاری می‌کند که تا پایان سال پنجم، سهم دلار در تجارت خارجی ایران به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یابد.

این مسیر از طریق پیمان‌های پولی دوجانبه، تهاتر نفت با کالا و سرمایه‌گذاری، و ایجاد بانک‌های تسویه منطقه‌ای قابل تحقق است. تجربه روسیه پس از ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که حتی در شرایط تحریم شدید، می‌توان ظرف چند سال سهم دلار را به‌شدت کاهش داد؛ به شرط آنکه تجارت خارجی بازطراحی شود، نه اینکه صرفاً محدود گردد.

حتی اگر دلار از تجارت خارجی حذف شود، تا زمانی که ریال برای مردم جذاب نباشد، دلارزدایی شکست می‌خورد. آمارها نشان می‌دهد در دوره‌های جهش ارزی، حجم اسکناس دلار در دست مردم به‌طور معناداری افزایش یافته است.

گام سوم: بازسازی اعتماد به ریال؛ نبرد با ذهنیت دلاری

حتی اگر دلار از تجارت خارجی حذف شود، تا زمانی که ریال برای مردم جذاب نباشد، دلارزدایی شکست می‌خورد. آمارها نشان می‌دهد در دوره‌های جهش ارزی، حجم اسکناس دلار در دست مردم به‌طور معناداری افزایش یافته است. این یعنی دلار نقش «ذخیره ارزش» را بازی می‌کند؛ نقشی که باید به دارایی‌های ریالی منتقل شود.

درگام سوم نقشه راه، تمرکز باید بر ایجاد ابزارهای ریالی با بازده واقعی مثبت باشد. اوراق بدهی دولتی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری کم‌ریسک و سپرده‌های بلندمدت تنها در صورتی موفق خواهند بود که نرخ سود آن‌ها از تورم پیشی بگیرد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که سرکوب نرخ سود، عملاً مردم را به سمت دلار سوق داده است.

در این مرحله، کنترل تورم به زیر ۲۰ درصد یک شرط حیاتی است. بدون آن، هیچ ابزار مالی ریالی—حتی پیشرفته‌ترین آن‌ها—نمی‌تواند جایگزین دلار شود.

اصلاح تدریجی قیمت انرژی همراه با بازتوزیع مستقیم به خانوارها، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. این اصلاح، علاوه بر کاهش کسری بودجه، وابستگی دولت به نرخ ارز را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، دولت دیگر نیازی به «شوک ارزی» برای جبران کسری نخواهد داشت.

گام چهارم: دلارزدایی از بودجه و انرژی؛ اصلاح ریشه‌های پنهان

یکی از عمیق‌ترین ریشه‌های دلاری‌شدن اقتصاد ایران، یارانه پنهان انرژی است. بر اساس برآوردهای رسمی، حجم این یارانه سالانه بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار است؛ رقمی که نه‌تنها فشار بودجه‌ای ایجاد می‌کند، بلکه مصرف بی‌رویه، قاچاق و واردات را افزایش می‌دهد و در نهایت به رشد تقاضای ارز منجر می‌شود.

در سال چهارم نقشه راه، اصلاح تدریجی قیمت انرژی همراه با بازتوزیع مستقیم به خانوارها، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. این اصلاح، علاوه بر کاهش کسری بودجه، وابستگی دولت به نرخ ارز را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، دولت دیگر نیازی به «شوک ارزی» برای جبران کسری نخواهد داشت.

هم‌زمان، بودجه باید از لنگر ارزی خارج شود؛ به این معنا که افزایش نرخ دلار نباید ابزار پنهان تأمین مالی دولت باشد. این تغییر، یکی از سخت‌ترین اما کلیدی‌ترین مراحل دلارزدایی است.

دلارزدایی باید از سطح سیاست به سطح «قاعده» برسد. استقلال واقعی سیاست پولی، چارچوب شفاف ارزی و ممنوعیت بازگشت سیاست‌های دستوری، ضامن پایداری این مسیر خواهد بود.

گام پنجم: نهادینه‌سازی دلارزدایی؛ بازگشت‌ناپذیر کردن مسیر

گام پنجم، گام تثبیت و نهادسازی است. در این مرحله، دلارزدایی باید از سطح سیاست به سطح «قاعده» برسد. استقلال واقعی سیاست پولی، چارچوب شفاف ارزی و ممنوعیت بازگشت سیاست‌های دستوری، ضامن پایداری این مسیر خواهد بود.

در این نقطه، دلار همچنان در اقتصاد ایران حضور دارد، اما دیگر تعیین‌کننده قیمت‌ها و انتظارات نیست. تجربه جهانی نشان می‌دهد هدف دلارزدایی، حذف دلار نیست؛ بلکه خارج‌کردن آن از مرکز تصمیم‌گیری اقتصادی است. اگر اقتصاد ایران بتواند به این نقطه برسد، شوک‌های سیاسی و خارجی دیگر به‌سادگی به بحران ارزی تبدیل نخواهند شد.

دلارزدایی در ایران یک پروژه کوتاه‌مدت یا تبلیغاتی نیست. این مسیر، نیازمند چندین سال اصلاح پیوسته، پرهزینه و هماهنگ در سیاست پولی، مالی، تجاری و انرژی است. مهم‌تر از همه، دلارزدایی بدون بازسازی اعتماد عمومی به ریال ممکن نیست. اگر این اعتماد شکل بگیرد، دلار به‌تدریج از جایگاه مسلط خود عقب می‌نشیند؛ نه با اجبار، بلکه با منطق اقتصاد.

کد خبر: ۳۸۹٬۴۷۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha