بازار؛ گروه بین الملل: منابع سیاسی و محلی میگویند عربستان سعودی حضرموت و المهره را نهفقط دو استان یمنی، بلکه «خط قرمز» منافع راهبردی خود میداند؛ جایی که رؤیای دیرینه دسترسی مستقیم به دریای عرب، پروژه خط لوله نفت و رقابت بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، شرق یمن را به صحنهای حساس و تعیینکننده بدل کرده است.
اهمیت حضرموت و المهره در محاسبات عربستان سعودی، ریشهای تاریخی دارد که به دههها پیش بازمیگردد. از دهه ۱۹۸۰ میلادی، ریاض بهطور جدی به دنبال یافتن مسیرهایی برای صادرات نفت خارج از خلیج فارس بوده است؛ مسیری که وابستگی این کشور به تنگه هرمز را کاهش دهد.
حضرموت و المهره؛ فراتر از یک مناقشه محلی
اهمیت حضرموت و المهره در محاسبات عربستان سعودی، ریشهای تاریخی دارد که به دههها پیش بازمیگردد. از دهه ۱۹۸۰ میلادی، ریاض بهطور جدی به دنبال یافتن مسیرهایی برای صادرات نفت خارج از خلیج فارس بوده است؛ مسیری که وابستگی این کشور به تنگه هرمز را کاهش دهد و در برابر تنشهای منطقهای، حاشیه امنیت بیشتری ایجاد کند. در این چارچوب، شرق یمن همواره بهعنوان گزینهای جذاب در نقشههای راهبردی سعودی مطرح بوده است؛ منطقهای کمجمعیتتر، دور از کانونهای سنتی قدرت در یمن و دارای دسترسی مستقیم به دریای عرب.
پس از آغاز جنگ یمن در سال ۲۰۱۵، این محاسبات وارد مرحله عملیاتیتری شد. حضور نظامی و امنیتی عربستان در المهره و بخشهایی از حضرموت، با توجیه مقابله با قاچاق و تثبیت امنیت مرزها آغاز شد، اما بهتدریج ابعاد ژئوپلیتیکی پررنگتری به خود گرفت. در این میان، افزایش نفوذ شورای انتقالی جنوب ــ که از حمایت آشکار امارات متحده عربی برخوردار است ــ معادلات را پیچیدهتر کرد. این شورا با تکیه بر ساختارهای محلی و قبایلی، هرگونه توافق تحمیلی درباره حاکمیت زمین، منابع طبیعی و خطوط ساحلی را رد کرده و بر ضرورت رضایت جامعه بومی تأکید دارد؛ رویکردی که مستقیماً با طرحهای راهبردی عربستان در تعارض قرار گرفته است.
امرات شبکهای از بنادر و کریدورهای دریایی را در جنوب یمن، بهویژه عدن و سواحل جنوبی، توسعه داده است و از نفوذ شورای انتقالی جنوب بهعنوان ابزاری برای تثبیت منافع دریایی و تجاری خود بهره میبرد.
خط لوله نفت؛ رؤیای استراتژیک خروج از تنگناها
ایده خط لوله نفت از خاک یمن به دریای عرب، بخشی از یک راهبرد کلان انرژی است که عربستان از دههها پیش آن را دنبال میکند. تجربه جنگهای منطقهای، حملات به تأسیسات نفتی و تهدید مداوم مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس، ریاض را به این جمعبندی رسانده است که تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی، یک ضرورت امنیت ملی است نه یک انتخاب اقتصادی. دسترسی مستقیم به بنادر حضرموت و المهره، این امکان را فراهم میکند که نفت عربستان بدون عبور از تنگههای حساس، مستقیماً وارد بازارهای جهانی شود.
در این میان، نقش امارات متحده عربی نیز قابلتوجه است. ابوظبی که خود شبکهای از بنادر و کریدورهای دریایی را در جنوب یمن، بهویژه عدن و سواحل جنوبی، توسعه داده است، از نفوذ شورای انتقالی جنوب بهعنوان ابزاری برای تثبیت منافع دریایی و تجاری خود بهره میبرد. این همپوشانی و در عین حال رقابت پنهان میان عربستان و امارات، باعث شده شرق یمن به میدان رقابت دو متحد سابق در ائتلاف جنگ یمن تبدیل شود؛ رقابتی که در آن، کنترل مسیرهای انرژی و دسترسی به آبهای آزاد نقش تعیینکننده دارد.
همپوشانی و در عین حال رقابت پنهان میان عربستان و امارات، باعث شده شرق یمن به میدان رقابت دو متحد سابق در ائتلاف جنگ یمن تبدیل شود؛ رقابتی که در آن، کنترل مسیرهای انرژی و دسترسی به آبهای آزاد نقش تعیینکننده دارد.
تشدید تنشهای نظامی و نگرانیهای سیاسی ـ محلی
در بستر این رقابت چندلایه، تشدید تنشهای نظامی در حضرموت و المهره را نمیتوان صرفاً در چارچوب درگیریهای داخلی یمن تحلیل کرد. حملات هوایی عربستان علیه نیروهای شورای انتقالی جنوب، علاوه بر هدف مهار نفوذ این شورا، حامل پیامی منطقهای است مبنی بر اینکه ریاض اجازه نخواهد داد معادلات شرق یمن بهطور کامل در مدار بازیگران دیگر شکل بگیرد. این وضعیت، نگرانیهای جدی در میان قبایل و نخبگان محلی ایجاد کرده است؛ بهویژه در المهره که روابط تاریخی و اجتماعی نزدیکی با عمان دارد.
عمان، بهعنوان همسایه شرقی یمن، همواره نسبت به حضور نظامی گسترده عربستان در المهره حساس بوده است. مسقط که سیاست بیطرفی فعال را در قبال بحران یمن دنبال میکند، نگران آن است که نظامی سازی این منطقه، توازن ظریف امنیتی در مرزهایش را برهم بزند و نقش سنتی عمان بهعنوان میانجی منطقهای را تضعیف کند. از سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا با نگاه امنیت دریایی و حفاظت از مسیرهای تجارت جهانی، تحولات شرق یمن را بهدقت رصد میکند. واشنگتن اگرچه بهطور مستقیم در پروژههای خط لوله دخیل نیست، اما ثبات این منطقه را برای امنیت دریای عرب، مقابله با تهدیدات فراملی و حفظ جریان آزاد انرژی حیاتی میداند.
در مجموع، منابع محلی هشدار میدهند که تداوم پروژههای راهبردی بدون اجماع ملی یمن و بدون در نظر گرفتن حساسیتهای تاریخی و منطقهای، میتواند حضرموت و المهره را از حاشیه امن نسبی خارج کرده و به کانون جدیدی از رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای بدل کند. چنین سناریویی، نهتنها آینده شرق یمن، بلکه موازنه شکننده امنیت انرژی و ثبات ژئوپلیتیکی در کل منطقه را با مخاطرات جدی مواجه خواهد کرد.




نظر شما