بازار؛ گروه اقتصاد دیجیتال: قطع اینترنت، اگرچه زندگی روزمرۀ میلیاردها بایت را به ناگهان متوقف کرد، اما برای نخستین بار شبکه برق ایران را اندکی سبکتر نمود. طبق دادههای توانیر و شرکت مدیریت شبکه برق ایران، در یکی از روزهای اوج اختلال، بار پایه شبکه بین ساعت ۱ تا ۴ بامداد بیش از ۱۳۰۰ مگاوات کاهش یافت – رقمی معادل مصرف لحظهای برق در کل شهر کرمانشاه یا سه استان مرکزی کوچک کشور.
مدیران صنعت برق متوجه شدند که این فروریز بار نه از تعطیلی صنایع، نه کاهش دمای هوا، و نه افت تقاضای خانگی ناشی میشود؛ بلکه از توقف همزمان هزاران دستگاه ماینر غیرمجاز بود که اتصال اینترنتی آنها برای استخراج مختل شده بود. در واقع، اینترنت قطع شد، اما برای نخستین بار در چند سال اخیر، شبکه برق نفس کشید.
گزارش رسمی یک نهاد دولتی برآورد میکند که بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در ایران فعالاند؛ دستگاههایی که هر کدام بهطور میانگین میان ۲٫۵ تا ۳ کیلووات برق میبلعند. یعنی مجموعاً چیزی بین ۲۰۰۰ تا ۲۴۰۰ مگاوات توان لحظهای – معادل ظرفیت دو راکتور نیروگاه اتمی بوشهر یا مصرف یکسوم کل استان اصفهان در تابستان.
گزارش رسمی یک نهاد دولتی برآورد میکند که بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در ایران فعالاند؛ دستگاههایی که هر کدام بهطور میانگین میان ۲٫۵ تا ۳ کیلووات برق میبلعند. یعنی مجموعاً چیزی بین ۲۰۰۰ تا ۲۴۰۰ مگاوات توان لحظهای – معادل ظرفیت دو راکتور نیروگاه اتمی بوشهر!
اقتصاد بیتکوین زیر سایۀ تعرفههای انرژی
در شرایطی که استخراج بیتکوین در کشورهایی چون چین، روسیه و قزاقستان تحت نظارت شدید و تعرفههای اختصاصی قرار گرفته، در ایران شکافی خطرناک میان قیمت جهانی انرژی و تعرفۀ داخلی برق شکل گرفته است.
برق صنعتی در ایران، با یارانۀ بالا، هر کیلوواتساعت حدود ۶۰ تا ۸۰ تومان برای مشترک صنعتی (و حتی کمتر برای کشاورز) تمام میشود؛ درحالیکه همان میزان انرژی در بازار جهانی بیش از ۸ تا ۱۰ سنت دلار (حدود ۴۰۰۰–۵۰۰۰ تومان) قیمت دارد. این اختلاف فاحش، زمینۀ شکلگیری اقتصاد سایهای از انرژی را فراهم کرده که در آن تبدیل برق یاراندار به دارایی دیجیتال (رمزارز) صرفاً یک آربیتراژ انرژی است، نه نوآوری فناورانه.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (۱۴۰۲)، تنها بین سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ بیش از ۵ میلیارد دلار رمزارز در ایران استخراج شده که بخش عمدۀ آن از مسیر غیررسمی و بدون پرداخت هزینه واقعی انرژی بوده است. تخمین زده میشود در دوران اوج قیمت رمزارزها (زمستان ۱۴۰۰) بیش از ۳ درصد کل برق کشور به استخراج بیتکوین اختصاص یافته باشد.
نتیجه روشن است: بیتکوین ایرانی نه حاصل محاسبه و نوآوری، بلکه نتیجهای از سیاستهای قیمتی معکوس در انرژی است؛ جایی که برق ارزان، در سکوت، به دلار دیجیتال تبدیل میشود.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، تنها بین سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ بیش از ۵ میلیارد دلار رمزارز در ایران استخراج شده که بخش عمدۀ آن از مسیر غیررسمی و بدون پرداخت هزینه واقعی انرژی بوده است.
ضربه به راندمان شبکه و اقتصاد انرژی
تأثیر استخراج غیرقانونی رمزارز فقط در قبض برق خلاصه نمیشود. مزارع غیرمجاز، بار شبکه را بهشدت ناپایدار میکنند. بهعلت نبود اعلام مصرف، توزیعکنندگان توان نمیتوانند منحنی بار واقعی را پیشبینی کنند و در نتیجه شبکه ناچار به افزایش ظرفیت ذخیره اضطراری میشود.
طبق آمار توانیر در پایان تابستان ۱۴۰۳، مصرف غیرقانونی مزارع رمزارز بهطور میانگین ۳٫۵ درصد از توان در مدار شبکه را اشغال کرده و باعث افزایش ۱٫۱ درصدی تلفات فنی و غیر فنی برق کشور شده است. این ارقام به ظاهر کوچک، در مقیاس ملی حیرتانگیزند: تنها ۱ درصد افزایش تلفات معادل سالانه بیش از ۴ میلیارد کیلوواتساعت انرژی هدررفته است که با طنز تلخی میتواند برق کل مشترکان سیستان و بلوچستان در یک سال را تأمین کند.
افزون بر این، بار دائمی مزارع غیرمجاز باعث پیری زودرس ترانسفورماتورها و کابلهای توزیع میشود. گزارش شرکت توانیر (دی ۱۴۰۳) حاکی از آن است که در مناطق صنعتی قم، یزد و البرز بیش از ۲۰۰ ترانسفورماتور در سهسال اخیر بهدلیل استخراج پنهان رمزارز از مدار خارج شدهاند.
تأثیر استخراج غیرقانونی رمزارز فقط در قبض برق خلاصه نمیشود. مزارع غیرمجاز، بار شبکه را بهشدت ناپایدار میکنند. بهعلت نبود اعلام مصرف، توزیعکنندگان توان نمیتوانند منحنی بار واقعی را پیشبینی کنند و در نتیجه شبکه ناچار به افزایش ظرفیت ذخیره اضطراری میشود.
چرخه پنهان بازار دستگاههای ماینر
مبارزه با استخراج غیرمجاز، تنها به برق محدود نمیشود. هر خاموشی یا اختلال اینترنتی، شبکهای زنجیروار از واسطهها را نیز آشکار میکند. واردات دستگاههای ماینر، از طریق مسیرهای غیررسمی و با گمرکات خاکستری، همچنان ادامه دارد.
بهگواه دادههای پایانههای مرزی، از سال ۱۴۰۰ تاکنون بالغ بر ۵۰۰ هزار دستگاه ماینر بهصورت قاچاق وارد کشور شده است. بخشی از آن در کارگاهها و سولههای متروک شهرهای صنعتی نصب شده، بخش دیگر در واحدهای کشاورزی و حتی مدارس روستایی!
در نبود چارچوب قانونی شفاف برای استخراج رسمی، بسیاری از فعالان بخش خصوصی ترجیح میدهند میان تعلیق قانونی و عدم شفافیت حرکت کنند. نتیجه آن است که اقتصاد زیرزمینی ماینرها عملاً جایگزین بازار شفاف صنعت ماینینگ شده است—بازاری بدون مالیات، بدون نظارت و با مصرف واقعی منابع ملی.
قطع اخیر اختلال اینترنت کشور، در عمل به یک آزمایش میدانی انرژی بدل شد. برای نخستین بار، قطع ارتباط جهانی در بستر شبکه، به دولت اجازه داد تأثیر واقعی مزارع غیرمجاز را در منحنی بار بسنجد.
قطع اینترنت؛ آزمایش ناخواسته سیاست انرژی
قطع اخیر اختلال اینترنت کشور، در عمل به یک آزمایش میدانی انرژی بدل شد. برای نخستین بار، قطع ارتباط جهانی در بستر شبکه، به دولت اجازه داد تأثیر واقعی مزارع غیرمجاز را در منحنی بار بسنجد.
با توقف همزمان ارتباط هزاران فارم ماینینگ، منحنی بار نیروی فعال در دوره بامدادی با شیبی تند کاهش یافت و در عرض چند ساعت به سطحی بازگشت که از سال ۱۳۹۷ دیده نشده بود.
بهگفته یکی از مدیران شرکت مدیریت شبکه برق ایران، اگر قطعی اینترنت حتی دو روز ادامه مییافت، مصرف برق کشور حدود دو درصد کاهش پایدار نشان میداد. این عدد کوچک، معادل صرفهجویی روزانه بیش از ۴۰ میلیون کیلوواتساعت انرژی یا جلوگیری از مصرف ۱۵ میلیون لیتر گازوئیل نیروگاهی است.
تجربه نشان داد که ریشه بخشی از بحران برق ایران نه در کمبود تولید یا افزایش تقاضا، بلکه در مصرف نامولد و پنهان انرژی است. بهبیان دیگر، ما برق را نه برای پویایی اقتصادی، بلکه برای استخراج دارایی مجازی میسوزانیم.
ایران میتواند با استفاده از مازاد تولید برق فصلی و توسعه نیروگاههای کوچک تجدیدپذیر در مناطق کمبار، ماینینگ قانونی و صادراتی را شکل دهد. اما مسیر فعلی – با اقتصاد پنهان، برق یارانهای و قاچاق دستگاه – صرفاً به تشدید شوکهای انرژی و ناپایداری شبکه ملی منجر میشود.
آینده سیاست انرژی در عصر رمزارز
اکنون پرسش اصلی این است: پس از افشای این ابعاد، چه باید کرد؟
راهکارها در سه محور خلاصه میشوند:
۱. اصلاح قیمت و سیگنالدهی بازار انرژی: تا زمانی که برق ارزانتر از ارزش واقعی آن عرضه میشود، انگیزۀ تبدیل انرژی به رمزارز از بین نخواهد رفت. حذف تدریجی یارانه پنهان انرژی صنعتی و کشاورزی، همراه با تخصیص سهمیه مشخص برای مزارع رسمی ماینینگ، نخستین گام اصلاحی است.
۲. شفافسازی مسیر واردات و ثبت تجهیزات ماینینگ: ایجاد سامانه شناسۀ یکتا برای هر دستگاه ماینر و اتصال آن به شمارنده رسمی مصرف برق، امکان ردیابی و مالیاتستانی شفاف را فراهم میکند.
۳. همپوشانی سیاست دیجیتال و انرژی: ماینینگ دیگر صرفاً فعالیتی فناورانه نیست؛ یک مصرف عمده انرژی است که باید ذیل سیاستهای انرژی ملی تنظیم شود.
در بلندمدت، ایران میتواند با استفاده از مازاد تولید برق فصلی و توسعه نیروگاههای کوچک تجدیدپذیر در مناطق کمبار، ماینینگ قانونی و صادراتی را شکل دهد. اما مسیر فعلی – با اقتصاد پنهان، برق یارانهای و قاچاق دستگاه – صرفاً به تشدید شوکهای انرژی و ناپایداری شبکه ملی منجر میشود.
جمعبندی
قطع اینترنت اخیر، شاید برای کاربران خانگی بحرانی بود، اما برای سیاستگذاران حوزه انرژی حکم آینهای بُرنده داشت. آینهای که نشان داد در پس خاموشیهای خانگی و تعطیلی نیروگاهها، یک مصرف پنهان اما ساختارمند جریان دارد که در هر ثانیه هزاران کیلووات برق را به دیجیتال تبدیل میکند.
در اقتصاد ایران، جایی که انرژی از ثروت به رانت تبدیل شده است، بیتکوین تنها محصول جانبی این خطا نیست—بلکه نشانهای از ناهنجاری بزرگتر در سیاست قیمتی، نظارتی و فناورانه کشور است.
اگر اصلاح ساختار تعرفه، نظارت هوشمند و سیاست دادهمحور انرژی جدی گرفته نشود، هر قطع اینترنتی در آینده بازهم ما را با واقعیتی تلخ مواجه خواهد کرد: ما برق را تولید میکنیم تا رمزارز استخراج کنیم و بعد برای جبران کمبود، سوخت بیشتری بسوزانیم.




نظر شما