بازار؛ گروه صنعت: در سالهای اخیر، صنعت فولاد ایران در میانه مجموعهای از چالشهای ساختاری، محدودیتهای اقتصادی و ناترازیهای مزمن انرژی قرار داشته، بااینحال، آمارهای صادراتی تصویر پیچیدهتری از واقعیت این صنعت ارائه میدهد. دادههای رسمی نشان میدهد که صادرات زنجیره آهن و فولاد در ۹ ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۷ درصد رشد کرده و صادرات فولاد میانی شامل بیلت، بلوم و اسلبنیز افزایش ۲۴ درصدی ارزش را تجربه کرده است. در بخش مقاطع تخت فولادی نیز جهشی چشمگیر دیده میشود، به طوری که رشد ۱۶۱ درصدی ارزش و ۲۳۵ درصدی وزن صادرات، این محصولات نشاندهنده تغییرات قابلتوجه در ترکیب بازارهای هدف و اثرپذیری مستقیم از نرخ ارز مرکز مبادله است.
رشد صادرات در سایه ناترازی انرژی و عدم شفافیت
رشد صادرات محصولات فولادی در ۹ ماهه ۱۴۰۴ در حالی رخ داده که فولادسازان طی سالهای اخیر بارها نسبت به کمبود انرژی، قطعی برق و گاز و ناترازی شدید شبکه انرژی کشور اعتراض کردهاند. تناقض میان رشد صادرات و محدودیتهای انرژی، نشانهای از عدم شفافیت ساختاری در شرکتهای بزرگ فولاد است. بخشی از درآمدهای ارزی این صنعت نیز طی سال گذشته به کشور بازنگشته که خود گواهی بر وجود رانتهای ارزی و ضعف نظارت در زنجیره صادرات است.
از سوی دیگر، فولادسازان ایرانی برخلاف رقبای جهانی، سرمایهگذاری قابلتوجهی در انرژیهای تجدیدپذیر انجام ندادهاند. این در حالی است که صنعت فولاد یکی از انرژیبرترین صنایع جهان است و ادامه اتکای آن به یارانه انرژی، هم پایداری تولید را تهدید میکند و هم رقابتپذیری بلندمدت را کاهش میدهد. این وضعیت نشان میدهد که بخش بزرگی از صنعت فولاد ایران همچنان بر مدلهای رانتی و یارانهمحور تکیه دارد.
تحول در صنعت فولاد بدون گذار به انرژیهای پاک و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی امکانپذیر نیست. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی اختصاصی، استفاده از فناوریهای کممصرف و بازیافت حرارتی، نهتنها هزینه تولید را کاهش میدهد، بلکه امکان حضور پایدار در بازارهای جهانی بهویژه بازارهایی که استانداردهای زیستمحیطی سختگیرانه دارند را فراهم میکند. اما شرکتهای بزرگ فولادی ایران فقط روی کاغذ پروژههای را تعریف کردهاند و عمل پیشرفت چندانی در این زمینه نداشتهاند.
از این رو صنعت فولاد در کنار اصلاحات انرژی، فولادسازان با تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی میتواند به افزایش تابآوری خود کمک کند. ورود به حوزههایی مانند حملونقل، یا حتی صنایع پاییندستی فولاد، میتواند جریانهای درآمدی جدید ایجاد کرده و شرکتها را در برابر رکود بازار تقویت کند.
عدم وجود ابزار حیاتی برای کنترل آلایندگی در شرکتهای فولادی ایران
یکی از مهمترین الزامات توسعه پایدار در صنعت فولاد، استفاده از سیستمهای پایش آنلاین آلایندهها است. بسیاری از شرکتهای فولادی ایران هنوز به این سیستمها مجهز نشدهاند با نظارت لحظهای بر خروجی دودکشها و فرآیندهای تولید، امکان کنترل دقیق آلایندهها، پیشگیری از افزایش ناگهانی گازهای مضر و ارتقای ایمنی خطوط تولید را فراهم میکنند. در شرایطی که فشارهای جهانی برای کاهش انتشار کربن رو به افزایش است، چنین ابزارهایی برای حفظ بازارهای صادراتی ضروری است.
فولادسازان ایران با وجود رشد صادرات و درآمدهای قابلتوجه ارزی، هنوز نتوانسته زیرساختهای حیاتی خود بهویژه در حوزه محیط زیست را همگام با افزایش تولید توسعه دهد. این شکاف میان درآمد بالا و سرمایهگذاری پایین ریشه در ساختار اقتصاد ایران، مدل حکمرانی انرژی و عملکرد ضعیف بنگاههای بزرگ دارد
صنعت فولاد ایران در نقطهای ایستاده که رشد صادرات از یکسو و چالشهای ساختاری از سوی دیگر، تصویری دوگانه از آن ارائه میدهد. ادامه مسیر فعلی اتکا به انرژی یارانهای، ضعف شفافیت، ناترازی انرژی و عدم سرمایهگذاری در فناوریهای نو میتواند مزیتهای کوتاهمدت صادراتی را از بین ببرد. اما اگر صنعت فولاد به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، مدیریت هوشمند ریسک، تنوعبخشی فعالیتها و پایش دقیق زیستمحیطی حرکت کند، میتواند نهتنها جایگاه خود را در بازارهای جهانی حفظ کند، بلکه به یکی از پیشرانهای توسعه صنعتی کشور تبدیل شود.
فولادسازان ایران با وجود رشد صادرات و درآمدهای قابلتوجه ارزی، هنوز نتوانسته زیرساختهای حیاتی خود بهویژه در حوزه محیط زیست را همگام با افزایش تولید توسعه دهد. این شکاف میان درآمد بالا و سرمایهگذاری پایین ریشه در ساختار اقتصاد ایران، مدل حکمرانی انرژی و رفتار بنگاههای بزرگ دارد و نشان میدهد که مشکل، صرفاً کمبود منابع نیست، بلکه نوع نگاه و شیوه اداره این صنعت است.
یکی از مهمترین دلایل این عقبماندگی، اتکای تاریخی فولادسازان به انرژی یارانهای است. دههها انرژی ارزان باعث شده هزینه واقعی تولید در ایران با استانداردهای جهانی فاصله داشته باشد. وقتی انرژی تقریباً رایگان است، سرمایهگذاری در نیروگاه خورشیدی، بادی یا بازیافت حرارتی از نگاه بنگاهها توجیه اقتصادی ندارد. نتیجه این شده که صنعت فولاد بهجای حرکت به سمت خودکفایی انرژی، به یارانه دولتی وابسته مانده و امروز در برابر ناترازیهای برق و گاز کاملاً آسیبپذیر است.
عامل مهم دیگر، نبود الزام قانونی و استانداردهای سختگیرانه در حوزه انرژی و محیطزیست است. در بسیاری از کشورها، فولادسازان موظفاند بخشی از مصرف انرژی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند، اما در ایران هیچ سازوکار الزامآور یا جریمهای برای عدم رعایت این استانداردها وجود ندارد. نبود فشار قانونی باعث شده بنگاهها سرمایهگذاری بلندمدت را به تعویق بیندازند و به سود کوتاهمدت بسنده کنند.
ضعفهای ساختاری در صنعت فولاد
بسیاری از فولادسازان بهجای نگاه بلندمدت، بر سود سالانه و تقسیم آن میان سهامداران تمرکز دارند. سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، احداث نیروگاه اختصاصی یا توسعه زیرساختهای حملونقل بازدهی فوری ندارد، بنابراین مدیران ترجیح میدهند سود کوتاهمدت را حفظ کنند تا وارد پروژههای بلندمدت و پرهزینه شوند.
بیثباتی اقتصادی و ریسکهای سیاستی نیز مانع جدی سرمایهگذاری زیرساختی است. تغییرات ناگهانی قیمتگذاری، محدودیتهای صادراتی، نوسانات نرخ ارز و سیاستهای غیرقابل پیشبینی در حوزه انرژی، فضای تصمیمگیری را مبهم کرده است. در چنین شرایطی، فولادسازان ترجیح میدهند نقدینگی را حفظ کنند تا اینکه در پروژههای بلندمدت سرمایهگذاری کنند.
بنابراین نبود همکاری جمعی میان فولادسازان یکی از ضعفهای ساختاری این صنعت است. در بسیاری از کشورها، صنایع بزرگ بهصورت کنسرسیومهای مشترک نیروگاه میسازند یا زیرساخت حملونقل ایجاد میکنند، اما فولادسازان ایران هرکدام بهصورت جزیرهای عمل میکنند و هیچ سازوکار مشترکی برای توسعه زیرساختهای انرژی شکل نگرفته است. این نبود همافزایی باعث شده هزینهها افزایش یابد و پروژههای بزرگ اصلاً آغاز نشود.
در مجموع، صنعت فولاد ایران امروز در نقطهای ایستاده که درآمدهای کلان صادراتی از یکسو و زیرساختهای فرسوده و ناکافی از سوی دیگر، تصویری متناقض از آن ارائه میدهد. اگر این صنعت نتواند بهسرعت به سمت خودکفایی انرژی، سرمایهگذاری در تجدیدپذیرها، شفافیت مالی و همکاری جمعی حرکت کند، ناترازیهای انرژی نهتنها تولید را مختل میکند، بلکه مزیت صادراتی ایران را نیز از بین خواهد برد.




نظر شما