بازار: گروه بین الملل: محیط امنیتی پیرامون ایران با شکلگیری سه کانون فعال ناامنی—عراق شمالی، جمهوری آذربایجان و امارات متحده عربی—در حال گذار از وضعیت متعارف به مرحلهای از تهدید سازمانیافته چندبعدی است. این کانونها که در قالب یک شبکه هماهنگ عمل میکنند، نه تنها تهدیدات امنیتی مستقیم ایجاد میکنند، بلکه با بهرهگیری از پیوندهای اقتصادی و خلأهای بازدارندگی، به اجرای پروژهای بلندمدت برای افزایش هزینههای امنیتی و تضعیف حاکمیت ملی ایران میکنند، بلکه با بهرهگیری از پیوندهای اقتصادی و خلأهای بازدارندگی، به اجرای پروژهای بلندمدت برای افزایش هزینههای امنیتی و تضعیف حاکمیت ملی ایران مشغولاند.
محیط امنیتی پیرامون ایران با شکلگیری سه کانون فعال ناامنی—عراق شمالی، جمهوری آذربایجان و امارات متحده عربی—در حال گذار از وضعیت متعارف به مرحلهای از تهدید سازمانیافته چندبعدی است.
کانون غربی: عراق شمالی — بستر مقاومت گروههای تروریستی چندملیتی
عراق شمالی بهویژه مناطق تحت نفوذ اقلیم کردستان، طی دهه گذشته به یک پناهگاه امن برای گروههای تروریستی و شبهنظامیان چندملیتی تبدیل شده است. این منطقه نه تنها محل استقرار، بلکه مرکز آموزش، برنامهریزی و پشتیبانی لجستیکی برای سازمانهایی است که امنیت مرزهای غربی ایران را هدف گرفتهاند. تداوم حملات مرزی، ترور شهروندان و نفوذ عوامل خرابکار از این محور، نشاندهنده دو مسئله بنیادین است: نخست، ضعف ساختاری در حاکمیت دولت مرکزی عراق بر این مناطق که فضا را برای فعالیت گروههای غیردولتی مسلح بازگذاشته است؛ و دوم، ناکارآمدی یا نارسایی سازوکارهای موجود امنیتی—اعم از دیپلماسی، اطلاعاتی یا نظامی—در مهار تهدیدات ناشی از این منطقه.
عامل تعیینکننده در تداوم فعالیت این کانون، محاسبه هزینه-فایده بازیگران محلی و فرامنطقهای است. زمانی که هزینه اقدامات ضدایرانی—از جمله پاسخهای قهری—پایین ارزیابی شود، انگیزه برای تداوم یا حتی تشدید این تحرکات افزایش مییابد. از این منظر، هرگونه راهبرد مقابله با این کانون باید بر افزایش هزینههای عملیاتی برای گروههای مخالف و حامیان آنها متمرکز شود؛ اقدامی که مستلزم خروج از منطق صرفاً واکنشی و حرکت به سمت طراحی عملیات پیشدستانه و بازدارنده است.
جمهوری آذربایجان بهدلیل همپوشانی منافع راهبردی با رژیم صهیونیستی، به یکی از حسّاسترین کانونهای تهدید در محیط پیرامونی ایران تبدیل شده است.
کانون شمالغربی: جمهوری آذربایجان — پایگاه پیشرفته اطلاعاتی-امنیتی رژیم صهیونیستی
جمهوری آذربایجان بهدلیل همپوشانی منافع راهبردی با رژیم صهیونیستی، به یکی از حسّاسترین کانونهای تهدید در محیط پیرامونی ایران تبدیل شده است. این تهدید در سه لایه فعال است:
1. لایه اطلاعاتی و سایبری: حضور گسترده موساد و دیگر نهادهای امنیتی اسرائیل در باکو، این شهر را به مرکز جمعآوری اطلاعات، نظارت الکترونیک و عملیات سایبری علیه ایران تبدیل کرده است.
2. لایه تبلیغاتی-رسانهای: استفاده از رسانههای وابسته به باکو برای انتشار تبلیغات تجزیهطلبانه، تشدید تنشهای قومی و تضعیف یکپارچگی سرزمینی ایران.
3. لایه امنیتی-نظامی: استقرار تجهیزات پیشرفته نظارتی و احتمالاً پهپادی که قابلیت رصد تحرکات مرزی ایران را دارد.
ویژگی ممتاز این کانون، رسمی بودن و دولتی بودن بخش عمدهای از تهدیدات است. برخلاف عراق شمالی که بازیگران غیردولتی نقش محوری دارند، در اینجا یک دولت مستقل با استفاده از حاکمیت خود، بستری برای اقدامات یک قدرت فرامنطقهای ضدایرانی فراهم میکند. این مسئله، واکنش به تهدیدات این کانون را از حیطه اقدامات امنیتی متعارف خارج و وارد فضای پیچیدهتری از دیپلماسی امنیتی و بازدارندگی راهبردی میکند. هرگونه پاسخ باید به گونهای طراحی شود که هزینههای همکاری با رژیم صهیونیستی را برای باکو به شدت افزایش دهد.
امارات متحده عربی در سالهای اخیر به مرکزی چندوجهی برای هماهنگی و اجرای سیاستهای فشار علیه ایران تبدیل شده است. نقش این کشور فراتر از همکاری امنیتی—که البته همچنان پررنگ است—به عرصههای اقتصادی، مالی و رسانهای گسترش یافته است.
کانون جنوبی: امارات متحده عربی — گرهگاه اقتصادی و مالی فشار ترکیبی
امارات متحده عربی در سالهای اخیر به مرکزی چندوجهی برای هماهنگی و اجرای سیاستهای فشار علیه ایران تبدیل شده است. نقش این کشور فراتر از همکاری امنیتی—که البته همچنان پررنگ است—به عرصههای اقتصادی، مالی و رسانهای گسترش یافته است:
- حوزه مالی و بانکی: امارات با میزبانی از شبکههای مالی بینالمللی و ایجاد موانع برای مبادلات اقتصادی ایران، به ابزاری مؤثر در تحریمشکنی—یا برعکس، تشدید تحریمها—تبدیل شده است.
- حوزه رسانهای و روانی: میزبانی و حمایت از شبکههای رسانهای ضدایرانی که بهصورت سازمانیافته به جنگ روانی و ایجاد شکاف در افکار عمومی ایران مشغولاند.
- حوزه امنیتی: همکاری با ناتو و قدرتهای فرامنطقهای برای ایجاد پایگاههای نظارتی و اطلاعاتی در خلیج فارس.
ماهیت تهدید امارات در غیرمستقیم بودن و فرسایشی بودن آن نهفته است. این کشور بهجای درگیری رو در رو، از اهرمهای اقتصادی، مالی و اطلاعاتی برای افزایش تدریجی هزینههای حکمرانی در ایران استفاده میکند. مقابله با این کانون مستلزم طراحی راهبردهایی است که هم بر کاهش وابستگیهای اقتصادی متمرکز باشد و هم با استفاده از اهرمهای نرم—از دیپلماسی عمومی تا فشارهای اقتصادی متقابل—هزینههای همکاری امارات با پروژههای ضدایرانی را افزایش دهد.
راهبرد مؤثر در قبال این چالش، مستلزم خروج از وضعیت واکنشی و حرکت به سمت بازدارندگی فعال است—راهبردی که در آن هزینه اقدامات ضدایرانی برای همه بازیگران—از گروههای غیردولتی تا دولتهای منطقهای—بهصورت محسوس و قطعی افزایش یابد.
به سوی پاسخ یکپارچه و فعال
سه کانون تهدید پیرامونی ایران را باید نه بهصورت جداگانه، بلکه بهعنوان اجزای یک سیستم هماهنگ تحلیل و مقابله کرد. ویژگی مشترک این کانونها، بهرهگیری از خلأ بازدارندگی ایران و پیوند منافع اقتصادی با تهدیدات امنیتی است. راهبرد مؤثر در قبال این چالش، مستلزم خروج از وضعیت واکنشی و حرکت به سمت بازدارندگی فعال است—راهبردی که در آن هزینه اقدامات ضدایرانی برای همه بازیگران—از گروههای غیردولتی تا دولتهای منطقهای—بهصورت محسوس و قطعی افزایش یابد. این امر تنها از طریق ترکیبی از ابزارهای امنیتی، دیپلماتیک، اقتصادی و اطلاعاتی—که در چارچوب یک راهبرد کلان و یکپارچه به کار گرفته شوند—امکانپذیر خواهد بود.




نظر شما