بازار؛ گروه ایران: در دکترینهای نوین امنیت ملی، دیگر تانک و موشک ابزار اصلی تهاجم نیستند. «پول»، «نرخ ارز» و «انتظارات اقتصادی» جایگزین گلوله شدهاند. بازار ارز، بهویژه در کشورهایی با اقتصاد تحریمشده، به میدان نبردی خاموش تبدیل شده که در آن بازیگران خارجی میتوانند بدون عبور از مرزها، ثبات داخلی را هدف بگیرند.
بیش از ۶۵ درصد شوکهای تورمی دهه اخیر ایران، مستقیماً یا غیرمستقماً از نوسانات ارزی ناشی شده است. این نسبت بالا، بازار ارز را از یک متغیر اقتصادی به یک «دارایی امنیتی» تبدیل کرده است.
امنیت اقتصادی؛ خط مقدم جنگهای ترکیبی علیه ایران
امنیت اقتصادی در ادبیات امنیت ملی، بهعنوان یکی از مؤلفههای بنیادین ثبات سیاسی شناخته میشود. اسناد راهبردی ایالات متحده و متحدانش بهصراحت بر استفاده از ابزارهای اقتصادی برای «تغییر رفتار» یا «فرسایش درونی» کشورهای هدف تأکید دارند. در این چارچوب، ایران بهدلیل ساختار خاص اقتصادی، تحریمپذیری بالا و پیوند عمیق معیشت عمومی با نرخ ارز، در معرض تهدیدی مضاعف قرار دارد.
بر اساس برآوردهای نهادهای پژوهشی داخلی، بیش از ۶۵ درصد شوکهای تورمی دهه اخیر ایران، مستقیماً یا غیرمستقماً از نوسانات ارزی ناشی شده است. این نسبت بالا، بازار ارز را از یک متغیر اقتصادی به یک «دارایی امنیتی» تبدیل کرده است. هرگونه بیثباتی در این بازار، بهسرعت به نارضایتی اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف کارآمدی حکمرانی منجر میشود؛ دقیقاً همان هدفی که در جنگهای ترکیبی دنبال میشود.
امارات در ظاهر، یکی از شرکای تجاری مهم ایران است؛ اما در لایه پنهان، بهواسطه موقعیت ژئوپلیتیکی و مالی خود، به سکویی برای عملیات اطلاعاتی–اقتصادی علیه تهران تبدیل شده است.
امارات متحده عربی؛ بازیگر اطلاعاتی در پوشش شریک تجاری
امارات در ظاهر، یکی از شرکای تجاری مهم ایران است؛ اما در لایه پنهان، بهواسطه موقعیت ژئوپلیتیکی و مالی خود، به سکویی برای عملیات اطلاعاتی–اقتصادی علیه تهران تبدیل شده است. دبی، بهعنوان یکی از بزرگترین مراکز گردش سرمایه در منطقه، محل تمرکز شبکهای از صرافیها، شرکتهای پوششی و حسابهای واسط است که بخش قابلتوجهی از آنها بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم با اقتصاد ایران در ارتباطاند.
به گفته منابع دیپلماتیک، امارات در مقاطع حساس، با اعمال محدودیتهای هدفمند بر این شبکهها، جریان ارز به داخل ایران را مختل کرده است. این اقدامات، برخلاف تحریمهای رسمی، ردپای حقوقی آشکاری ندارند و به همین دلیل، ابزار ایدهآلی برای عملیات پنهان محسوب میشوند. از منظر امنیتی، این رفتار نه یک اقدام اقتصادی، بلکه بخشی از یک پروژه اطلاعاتی تعریف میشود که هدف آن، ایجاد شوک ناگهانی و غیرقابل پیشبینی در بازار ارز ایران است.
امارات در مقاطع حساس، با اعمال محدودیتهای هدفمند بر این شبکهها، جریان ارز به داخل ایران را مختل کرده است. این اقدامات، برخلاف تحریمهای رسمی، ردپای حقوقی آشکاری ندارند و به همین دلیل، ابزار ایدهآلی برای عملیات پنهان محسوب میشوند.
همافزایی امارات و رژیم صهیونیستی در جنگ مالی
یکی از نکات کلیدی در اظهارات کارشناسان، اشاره به همکاری امارات با رژیم صهیونیستی است. پس از عادیسازی روابط ابوظبی و تلآویو، همکاریهای اطلاعاتی دو طرف وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که اقتصاد و بازارهای مالی را نیز در بر میگیرد. رژیم صهیونیستی، با تجربه گسترده در عملیاتهای مالی و سایبری، و امارات، با دسترسی مستقیم به گلوگاههای ارزی ایران، ترکیبی خطرناک را شکل دادهاند.
تحلیلگران امنیتی معتقدند این همافزایی، امکان اجرای عملیاتهای کمهزینه و پراثر را فراهم کرده است. بهعنوان مثال، ایجاد اختلال کوتاهمدت در شبکه حوالهها یا انتشار سیگنالهای منفی هماهنگ در بازارهای منطقهای، میتواند انتظارات تورمی در داخل ایران را بهشدت تحریک کند. این دقیقاً همان الگویی است که در برخی مقاطع نوسان شدید نرخ ارز در ایران مشاهده شده؛ نوساناتی که با متغیرهای بنیادین اقتصادی همخوانی نداشتهاند.
پس از عادیسازی روابط ابوظبی و تلآویو، همکاریهای اطلاعاتی دو طرف وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که اقتصاد و بازارهای مالی را نیز در بر میگیرد. رژیم صهیونیستی، با تجربه گسترده در عملیاتهای مالی و سایبری، و امارات، با دسترسی مستقیم به گلوگاههای ارزی ایران، ترکیبی خطرناک را شکل دادهاند.
الگوی تکرارشونده؛ از بانک هاویلند تا عملیاتهای منطقهای
اشاره به بانک هاویلند، یادآور سابقهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این بانک، در پروندههای متعدد، بهعنوان یکی از ابزارهای مالی در عملیاتهای فشار اقتصادی و بیثباتسازی معرفی شده است. امارات پیشتر، در همکاریهای غیرعلنی مشابه، نقشهایی را در بحرانهای مالی ترکیه و قطر ایفا کرده است؛ بحرانهایی که با حملات سفتهبازانه، فشار بر ارز ملی و جنگ روانی اقتصادی همراه بودند.
نکته قابلتوجه آن است که در هر دو مورد، هدف اصلی نه فروپاشی کامل اقتصاد، بلکه ارسال پیام امنیتی و وادار کردن دولتها به تغییر محاسبات سیاسی بود. همین منطق، در قبال ایران نیز قابل مشاهده است. دستکاری بازار ارز، در این چارچوب، ابزاری برای آزمون آستانه تحمل اجتماعی و سنجش واکنش حاکمیت تلقی میشود.
اشاره به بانک هاویلند، یادآور سابقهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این بانک، در پروندههای متعدد، بهعنوان یکی از ابزارهای مالی در عملیاتهای فشار اقتصادی و بیثباتسازی معرفی شده است.
شوک ارزی بهمثابه ماشه ناآرامیهای اجتماعی
در مطالعات امنیت داخلی، شوکهای معیشتی ناگهانی یکی از مهمترین محرکهای ناآرامیهای شهری محسوب میشوند. افزایش دفعی نرخ ارز، بهسرعت به افزایش قیمت کالاهای اساسی، کاهش قدرت خرید و احساس بیعدالتی منجر میشود. دادههای رسمی نشان میدهد در دورههایی که نرخ ارز جهشهای کوتاهمدت اما شدید را تجربه کرده، شاخص نارضایتی اقتصادی نیز بهطور معناداری افزایش یافته است.
از منظر امنیتی، این رابطه تصادفی نیست. طراحی عملیات ارزی، معمولاً با زمانبندیهای سیاسی و اجتماعی خاص همراه است؛ مقاطعی که جامعه در وضعیت حساس قرار دارد. به همین دلیل، میلر از «تحریک اعتراضات طراحیشده» سخن میگوید؛ اعتراضی که جرقه آن اقتصادی است، اما پیامدهای آن امنیتی و سیاسی خواهد بود.
در مواجهه با چنین تهدیدی، پاسخ صرفاً اقتصادی کافی نیست. دیپلماسی امنیتی فعال با کشورهای منطقه، بهویژه آنهایی که نقش دوگانه ایفا میکنند، اهمیتی مضاعف مییابد.
ضرورت بازتعریف پاسخ امنیت ملی به تهدید ارزی
در مواجهه با چنین تهدیدی، پاسخ صرفاً اقتصادی کافی نیست. بازار ارز باید بهعنوان بخشی از زیرساخت امنیت ملی دیده شود. این بهمعنای تقویت رصد اطلاعاتی گلوگاههای ارزی، کاهش وابستگی به کانالهای آسیبپذیر منطقهای و توسعه ابزارهای بازدارندگی اقتصادی است. همچنین، دیپلماسی امنیتی فعال با کشورهای منطقه، بهویژه آنهایی که نقش دوگانه ایفا میکنند، اهمیتی مضاعف مییابد.
در نهایت، تا زمانی که دشمنان ایران بتوانند با یک شوک ارزی، آرامش اجتماعی را هدف بگیرند، جنگ ترکیبی ادامه خواهد داشت. افشای نقش بازیگرانی مانند امارات متحده عربی، نهتنها یک هشدار سیاسی، بلکه گامی ضروری برای ارتقای تابآوری امنیت ملی در برابر تهدیدات نوین است؛ تهدیداتی که بیصدا میآیند، اما اثرشان میتواند از هر حمله نظامی ویرانگرتر باشد.




نظر شما