بازار؛ گروه بین الملل: بازار ارز، در اقتصادهای در معرض تحریم، صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست؛ بلکه به متغیری سیاسی–امنیتی تبدیل میشود که میتواند بهسرعت به خیابان و اعتراض اجتماعی پیوند بخورد. در چنین ساختاری، هر شوک ارزی، اگر آگاهانه و زمانبندیشده باشد، قابلیت تبدیلشدن به جرقهای برای بیثباتی را دارد. اظهارات اخیر دیوید میلر، جامعهشناس و استاد دانشگاه، مبنی بر نقش امارات متحده عربی در دستکاری ارزش ریال ایران، بار دیگر این پرسش را به مرکز توجه بازگردانده است: آیا نوسانات ارزی ایران صرفاً محصول ناکارآمدی داخلی است یا بخشی از یک عملیات طراحیشده فرامنطقهای؟
موقعیت امارات این امکان را میدهد که در بزنگاههای خاص، با اعمال محدودیتهای غیررسمی، سختگیریهای بانکی یا ایجاد اختلال در شبکه حواله، شوکهایی ناگهانی به بازار ارز ایران وارد کند.
بازار ارز ایران؛ پاشنه آشیل اقتصاد تحریمشده
اقتصاد ایران در دهه گذشته، بهواسطه تحریمهای مالی و بانکی، بیش از هر زمان دیگری به بازار ارز حساس شده است. بر اساس دادههای صندوق بینالمللی پول، نسبت تجارت خارجی به تولید ناخالص داخلی ایران از حدود ۵۰ درصد در اوایل دهه ۱۳۹۰ به کمتر از ۳۵ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است؛ اما در مقابل، وابستگی انتظارات تورمی و رفتار مصرفکننده به نرخ ارز بهشدت افزایش یافته است. در چنین شرایطی، حتی تغییرات محدود در عرضه و تقاضای اسکناس یا حواله ارزی میتواند آثار روانی چندبرابری بر کل اقتصاد بگذارد.
نرخ تورم نقطهبهنقطه ایران در سال ۲۰۲۴، طبق برآوردهای رسمی، در محدوده ۴۰ تا ۴۵ درصد نوسان داشته و بخش قابلتوجهی از این تورم، ناشی از انتقال شوک ارزی به قیمت کالاهای وارداتی و نهادههای تولید بوده است. این واقعیت، بازار ارز را به هدفی جذاب برای بازیگران خارجی تبدیل میکند؛ چراکه دستکاری آن، بدون نیاز به اقدام نظامی یا تحریم جدید، میتواند نارضایتی اجتماعی تولید کند.
دیوید میلر در اظهارات خود تأکید کرده است که «ایالات متحده تنها بازیگر این میدان نیست» و برخی متحدان منطقهای واشنگتن، با انگیزههای مستقل، در این عملیات مشارکت دارند.
امارات؛ گرهگاه مالی منطقه و بازیگر پشتپرده
امارات متحده عربی، بهویژه دبی، در دو دهه اخیر به یکی از مهمترین هابهای مالی و تجاری خاورمیانه تبدیل شده است. طبق آمار بانک جهانی، بیش از ۳۰ درصد تجارت غیرنفتی ایران، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، از کانال امارات انجام میشود. همچنین بخش قابلتوجهی از حوالههای ارزی، شرکتهای صوری، حسابهای واسط و صرافیهای مرتبط با ایران در این کشور مستقرند.
این موقعیت منحصربهفرد، به امارات امکان میدهد که در بزنگاههای خاص، با اعمال محدودیتهای غیررسمی، سختگیریهای بانکی یا ایجاد اختلال در شبکه حواله، شوکهایی ناگهانی به بازار ارز ایران وارد کند. دیوید میلر در اظهارات خود تأکید میکند که «ایالات متحده تنها بازیگر این میدان نیست» و برخی متحدان منطقهای واشنگتن، با انگیزههای مستقل، در این عملیات مشارکت دارند. به گفته دیپلماتهایی که او به آنها استناد میکند، امارات در هماهنگی با رژیم صهیونیستی، نقش اجرایی مهمی در این فرآیند ایفا کرده است.
بانک هاویلند، که در سالهای گذشته بهدلیل نقشآفرینی در عملیاتهای مالی مشکوک مورد توجه رسانهها قرار گرفت، بهعنوان یکی از ابزارهای غیرشفاف برای انتقال سرمایه و فشار بر بازارهای ارزی منطقه شناخته میشود.
از بانک هاویلند تا تجربه ترکیه و قطر
اشاره میلر به «بانک هاویلند» صرفاً یک یادآوری تاریخی نیست، بلکه نمونهای از الگویی تکرارشونده است. بانک هاویلند، که در سالهای گذشته بهدلیل نقشآفرینی در عملیاتهای مالی مشکوک مورد توجه رسانهها قرار گرفت، بهعنوان یکی از ابزارهای غیرشفاف برای انتقال سرمایه و فشار بر بازارهای ارزی منطقه شناخته میشود.
تجربه ترکیه در بحران ارزی ۲۰۱۸ و همچنین نوسانات شدید ریال قطر در مقطع بحران شورای همکاری خلیج فارس، نشان داد که چگونه استفاده هماهنگ از ابزارهای مالی، رسانهای و روانی میتواند ارزش پول ملی یک کشور را در مدت کوتاهی تضعیف کند. نکته قابلتوجه آن است که در هر دو مورد، ایران با وجود اختلافات سیاسی، از ثبات نسبی بازارهای همسایه حمایت کرد؛ چه از طریق تسهیل تجارت، چه از مسیر تأمین انرژی و چه با کاهش فشارهای لجستیکی.
این سابقه، از نگاه تحلیلگران اقتصادی، نشان میدهد که امارات نهتنها توان فنی چنین مداخلاتی را دارد، بلکه پیشتر نیز در چنین پروژههایی مشارکت کرده و پیامدهای آن را آزموده است.
در حالیکه امارات در سطح رسانهای بر «روابط اقتصادی مثبت» با ایران تأکید میکند، به گفته منابع دیپلماتیک، در جلسات غیرعلنی، نقش این کشور در هماهنگیهای اطلاعاتی و مالی علیه تهران مطرح شده است.
پیوند شوک ارزی و اغتشاش های اجتماعی؛ منطق یک طراحی
در اقتصاد سیاسی، میان نوسان ارزی و اغتشاش های اجتماعی رابطهای خطی وجود ندارد، اما در اقتصادهایی با تورم مزمن و اعتماد شکننده، این رابطه میتواند بسیار سریع فعال شود. افزایش ناگهانی نرخ ارز، بهویژه در بازههای زمانی کوتاه، مستقیماً به افزایش قیمت کالاهای اساسی، مسکن و خدمات منجر میشود و احساس «بیثباتی آینده» را در میان طبقات متوسط و پایین تشدید میکند.
بررسی دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد که در دورههای جهش ارزی، شاخص انتظارات تورمی و تمایل به تبدیل داراییهای ریالی به ارز و طلا بهشدت افزایش مییابد. این رفتار، خود به تشدید نوسانات دامن میزند و چرخهای معیوب ایجاد میکند. اگر چنین شوکی از بیرون و با زمانبندی سیاسی خاص اعمال شود، میتواند بهعنوان کاتالیزور عمل کند؛ نکتهای که میلر از آن بهعنوان «تحریک طراحیشده» یاد میکند.
از یکسو منافع کلانی از تجارت با ایران میبرد و از سوی دیگر، در چارچوب ائتلافهای امنیتی منطقهای، تمایل دارد هزینههای فشار بر ایران را بهصورت غیرمستقیم و کمهزینه اعمال کند. دستکاری بازار ارز، دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد: ابزاری کمهزینه، کمسر و صدا و پراثر.
سکوت دیپلماتیک و اعترافات پشت درهای بسته
یکی از ابعاد مهم این پرونده، شکاف میان مواضع رسمی و روایتهای غیررسمی دیپلماتیک است. در حالیکه امارات در سطح رسانهای بر «روابط اقتصادی مثبت» با ایران تأکید میکند، به گفته منابع دیپلماتیک، در جلسات غیرعلنی، نقش این کشور در هماهنگیهای اطلاعاتی و مالی علیه تهران مطرح شده است.
این دوگانگی، از منظر اقتصاد سیاسی، قابلدرک است. امارات از یکسو منافع کلانی از تجارت با ایران میبرد و از سوی دیگر، در چارچوب ائتلافهای امنیتی منطقهای، تمایل دارد هزینههای فشار بر ایران را بهصورت غیرمستقیم و کمهزینه اعمال کند. دستکاری بازار ارز، دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد: ابزاری کمهزینه، کمسر و صدا و پراثر.
الزامات سیاستی؛ از دیپلماسی مالی تا تابآوری ارزی
اگر فرض دستکاری خارجی بازار ارز را بپذیریم، پاسخ به آن صرفاً اقتصادی نخواهد بود. ایران نیازمند ترکیبی از دیپلماسی مالی فعال، تنوعبخشی به کانالهای تجاری و افزایش شفافیت و عمق بازار ارز داخلی است. دادههای بانک تسویه بینالمللی نشان میدهد کشورهایی که سهم معاملات رسمی و شفاف ارزی بالاتری دارند، کمتر در معرض شوکهای دستکاریشده قرار میگیرند.
در کنار آن، کاهش وابستگی روانی اقتصاد به نرخ ارز، از طریق مهار تورم، تقویت پول ملی و بازسازی اعتماد عمومی، نقشی کلیدی دارد. تا زمانی که هر نوسان ارزی بهعنوان سیگنال بحران تلقی شود، بازار ارز همچنان پاشنه آشیل اقتصاد ایران باقی خواهد ماند؛ پاشنهای که بازیگران خارجی، از جمله امارات متحده عربی، بهخوبی آن را میشناسند و در بزنگاههای سیاسی، از آن بهره میگیرند.




نظر شما