بازار؛ گروه صنعت: در حال حاضر که نرخ ارز تالار دوم افزایش یافته درآمد ارزی شرکتهای فولادی بزرگ بالا رفته است و محصولات خود در بورس کالا با نرخ دلاری عرضه میکنند این موضوع باعث شده تا آنها بتوانند با خرید گاز و برق از بورس انرژی به تولید بیشتر ادامه دهند. در حالی که شرکتهای کوچکتر تامین نفت و گاز با چالش مواجه هستند چون هزینه گواهی در بورس انرژی بسیار بالاست و عملا تولید با این میزان هزینه انرژی را به صرفه نمیدانند
بهمن قاسمی کارشناس صنعت فولاد در گفتگو با خبرنگار بازار گفت: سهم هزینه گاز و برق از بهای تمامشده فولادسازان امسال به شدت افزایش یافته است همین مسأله باعث شده شرکتهای فولادساز کوچک کشور میزان تولید خود را کاهش دادهاند.
وی افزود: در یکسال گذشته برخی شرکتهای فولادی میزان تولید خود را کاهش داده اند درحالی که شاهد این بودیم برخی شرکتهای فولادساز بزرگ تولید آنها افزایش یافته است این موضوع در نتیجه صادراتی بودن این شرکت هاست که این توانمندی را به آنها داده تا بتوانند درآمد بیشتری داشته باشند و همین موضوع ظرفیت آنها برای خرید گواهی برق و گاز را بیشتر کند. درحالی که شرکتهای کوچک به دلیل اینکه در چرخه افت تولید و کاهش درآمد مواجه بودهاند عملا توان خرید گواهی در بورس انرژی هم نداشتند به همین دلیل عملا در یک چرخه کاهش سودآوری به سر میبرند.
در حال حاضر همه فولادسازان به یک شکل محدودیت مصرف گاز روبرو نیستند. دولت تاکید دارد که خرید گواهی صرفهجویی گاز اوج میتواند مشکل فولادسازان را جبران کند اما از آنجایی که این گواهی با ۳ برابر قیمت عرضه میشود عملا تأمین بخشی از نیاز فولادسازان به گاز طبیعی است، با قیمت بالاتر انجام میشود
صنایع پایین دستی به دلیل محدودیتهای برق و گاز از دست داده، تابآوری خود را در برابر این گرانفروشیِ آشکار از دست داده است. فشار بیشتر به این صنعت، موجودیت آن را با تهدید مواجه میسازد و بیم آن میرود که اقتصاد کشور در نتیجه این فشارها به کارخانجات فولادی، متحمل خسارتهای بزرگ و غیرقابل جبران شود.
یکی دیگر از مسائلی که مورد اعتراض شرکتهای کوچک فولادساز مطرح شده تفاوت آشکار در محدودیتهای مصرف گاز شرکتهای فولادی در استانهای مختلف است. در حال حاضر همه فولادسازان به یک شکل محدودیت مصرف گاز روبرو نیستند. دولت تاکید دارد که خرید گواهی صرفهجویی گاز اوج میتواند مشکل فولادسازان را جبران کند اما از آنجایی که این گواهی با ۳ برابر قیمت عرضه میشود عملا تأمین بخشی از نیاز فولادسازان به گاز طبیعی است، با قیمت بالاتر انجام میشود.
برخی از شرکتهای فولادی مستقر استانهای جنوبی، گاز طبیعی را با همان نرخ مصوب حدود ۷ هزار و ۵۰۰ تومان به ازای هرمترمکعب دریافت میکنند درحالی شرکتهای دیگر با سه برابر این نرخ گواهی صرفهجویی میخرند تا بتوانند گاز مورد نیاز را تامین کنند این تفاوت تنها به محل کارخانه مربوط میشود در واقع، در مدیریت توزیع گاز بین صنایع در فصل سرد سال، عدالت را رعایت نمیکند و این تبعیض، بسیاری از شرکتهای فولادی کشور را با مشکلات متعدد و افزایش شدید هزینهها مواجه ساخته است.
هزینه گران مواد اولیه زنجیره پایین دستی فولاد
شمش و اسلب بهعنوان مواد اولیه تولید صنایع فلزی محسوب می شوند از این رو هرگونه تغییر در نرخ مواد اولیه، مستقیماً بر هزینه تمامشده تولید داخلی اثر میگذارد. در حال حاضر صنایع فولادی بزرگ به دلیل اینکه تولیدکنندگان عمده مواد اولیه، هستند عملا روی صنعت قطعات و تجهیزات داخلی اثرگذار بودهاند، به نوعی از محرکهای مهم افزایش هزینه هستند. از سوی دیگر، میزان عرضه کارخانهها نقش تعیینکنندهای در قیمت دارد، شرکتهای بزرگ فولادی هرچند کاهش تولید یا محدودیتهای انرژی چندانی نداشتهاند اما با مهندسی عرضه عملا بازار را در ید خود گرفتهاند اما ادعا می کنند که افت عرضه ناشی از سهمیه بندی گاز است. در حال حاضر افزایش تولید و عرضه به تعادل بازار کمک میکند. همچنین، تقاضای صنایع سنگین مانند پروژههای عمرانی، ماشینآلات، صنایع ریلی و نفت و گاز عامل مهمی در جهتدهی بازار موثر هستند که هم اکنون در کشور زیاد نیست به همین دلیل نباید قیمتها جهشی می شد.
افزایش ۱۰ درصدی قیمت ورق هزینه ساخت تجهیز را به شدت بالا میبرد و حتی تاخیر در اجرای طرحهای توسعهای را به وجود میآورد. به همین دلیل شاهد این هستیم که تولیدکنندگان کوچک با کاهش توان تامین مواد اولیه روبهرو شده و ناچار به تعدیل ظرفیت تولید میشوند
در حال حاضر برخی ورقهای خاص در ماشینآلات راهسازی و معدنی برای ساخت شاسی و قطعات تحت سایش، در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی مورد استفاده قرار میگیرند. بررسیها نشان میدهند که نوسانات قیمت این ورق به دلیل مصرف بالا در بسیاری از پروژههای تجهیزات، مستقیماً بر هزینههای تمام شده این تولیدات اثر میگذارد. به طوری که افزایش ۱۰ درصدی قیمت ورق هزینه ساخت تجهیز را به شدت بالا میبرد و حتی تاخیر در اجرای طرحهای توسعهای را به وجود میآورد. به همین دلیل شاهد این هستیم که تولیدکنندگان کوچک با کاهش توان تامین مواد اولیه روبهرو شده و ناچار به تعدیل ظرفیت تولید میشوند.
علیرغم اینکه بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ مانند فولاد مبارکه و اکسین اهواز تولید فعال دارند، اما میزان موجودی انبارها و بنگاههای توزیعی یکسان نیست و در برخی ضخامتها کمبودهای دیده میشود. این مسأله میتواند ناشی از مدیریت عرضه باشد.
محدودیت ظرفیت تولید داخلی ورقهای خاص در برخی ضخامتها و ابعاد، بهویژه در ضخامتهای بالا، باعث است که بخش قابلتوجهی از نیاز پروژهها همچنان وابسته به واردات باشد. به همین دلیل دستگاههای نظارتی باید نسبت به عرصه این نوع ورقها در بازار داخلی نظارت کنند چون مشکلات نقدینگی کارخانهها موجب اختلاف قیمت میان نوردکاران و بازارهای مختلف کشور شده و فرآیند تامین این ورق را دشوارتر کرده است.
در چند وقت گذشته حرکت صنایع به سمت ورقهایی با مقاومت بالا، توسعه تجهیزات معدنی و ماشینآلات سنگین، باعث جایگزین شدن ورق ضخیم بهجای ورقهای قدیمیتر در برخی پروژهها شده است. علاوه بر این، در بخش انرژی نیز افزایش ساخت مخازن فشار، استراکچرهای ساحلی و تاسیسات انتقال، تقاضا برای این ورق را بهطور قابل توجهی بالا برده است. از این رو افزایش قیمت این ورقها را به همراه داشته است و مستقیماً هزینه سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی مانند راهسازی، سازههای عمرانی و خطوط ریلی را بالا برده است. در صنایع پاییندستی نیز رشد قیمت ورق بهای تجهیزات صنعتی، سازههای فلزی، مخازن و ماشینآلات را افزایش داده و هزینه تمامشده محصولات نهایی را بالا برده است.




نظر شما