به گزارش بازار به نقل از فرهیختگان، در جهانی که سیاست فناورانه بیش از آنکه محصول نبوغ باشد، نتیجه حجم دلار و عمق بازار است، چین مسیر دیگری را انتخاب کرده که نه از هیاهوی سیلیکونولی نیرو میگیرد و نه محتاج وعدههای میلیارد دلاری نوآوران آمریکایی است. واقعیت پیشروی ما ساده و درعینحال تکاندهنده است: پشتکار آرام و منظم چین، بیسروصدا مچ ثروت انباشته آمریکا را خوابانده و معادله رقابت را جابهجا کرده است. ماههاست جهان از احتمال شکلگیری حباب هوش مصنوعی میگوید و حتی مدیرعاملان غولهای کالیفرنیایی نیز رسماً بدان ورود کردهاند. در سوی دیگر، چین با مدلهایی سبکتر، ارزانتر و انعطافپذیرتر موفق شده به همان بازاری نفوذ کند که زمانی قلمرو بلامنازع شرکتهای غربی بود. از استارتاپهای کوچک در جنوب شرق آسیا تا شرکتهایی در قلب آمریکا، یک الگوی ثابت و تکرارشونده وجود دارد. مزیت اجرایی و اقتصادی مدلهای چینی، خطوط قرمز سیاسی و هویتی رقابت را کماثر کرده است. انویدیا با سودهای نجومیاش اصرار دارد حباب را انکار کند؛ اما همین انکار بیشتر شبیه اعتراف است. در طرف مقابل، اعتراف صریح سم آلتمن درباره «خطای تاریخی» در منبعبسته نگهداشتن ChatGPT بازگشت به واقعیتی سختتر است: اگر غرب مسیرش را بازبینی نکند، در افقی نهچنداندور از چین شکست خواهد خورد. متنی که پیش رو دارید گزارش تحلیلی از اندیشکده پرقدرت چتمهاوس انگلستان است. این تحلیل نه ستایش بیچونوچرای چین است و نه نوحهای برای آمریکا، بلکه تلاشی است برای فهم معماری تازهای که آرامآرام ژئوپلیتیک فناوری را دوباره میچیند. چین بهجای غرقشدن در رقابت پردازندههای پیشرفته و سرمایهگذاریهای بیانتها، به سمت مدلهایی رفته که با کمترین منابع، بیشترین کارایی را بدهند. همین راهبرد معکوس امروز به نقطهای رسیده که برخی مدلهای چینی در چندین ارزیابی جهانی از پرچمداران آمریکایی عبور کردهاند، آن هم درحالیکه روی چیپهایی قدیمیتر و محدودتر آموزش دیدهاند. مسئله فقط سرعت رشد نیست، بلکه تغییر قواعد بازی است. آمریکا همچنان ابرقدرت چیپ و مراکز داده است؛ اما چین با فرمول هزینه-کارایی از بخشهایی عبور کرده که غرب حتی تصور نمیکرد روزی در آن عقب بماند. این گزارش نقشه راهی است برای فهم اینکه چرا این شکاف در حال عمیقتر شدن است و چطور ممکن است فردای صنعت لزوماً در کالیفرنیا تعریف نشود. این رقابت قرار نیست با شلیک اول تعیین تکلیف شود. نتیجهاش در یک روند نهچندان پرسرعت مشخص خواهد شد. به گزارش چتمهاوس، در هفتهای که گذشت، انویدیا از جهش چشمگیر حاشیه سود خود پرده برداشت؛ جهشی که حاصل فروش افسارگسیخته چیپهای هوش مصنوعی در فصل اخیر بود. همین موفقیت، جنسن هوانگ (مدیرعامل این شرکت) را واداشت تا مستقیماً به میدان بحث «حباب هوش مصنوعی» وارد شود. او در گفتوگویی با تحلیلگران، تصریح کرد که «با وجود داغ بودن موضوع حباب، مسئله از دید ما صورتی کاملاً متفاوت دارد.» با این حساب، آن جمله پیشین هوانگ در ششم نوامبر که «چین در هوش مصنوعی پیروز خواهد شد» دیگر صرفاً یک اغراق نیست، بلکه در غرب باید آن را همچون علامتی جدی از تشدید نگرانیها پیرامون حباب درک کرد. هوانگ تنها صدای نگران از این روند نیست. برایان چسکی (مدیرعامل ایربیانبی و از نزدیکان سم آلتمن) نیز اخیراً از جهش چین در هوش مصنوعی سخن گفته است. او اعلام کرده که ایربیانبی «وابستگی زیادی» به مدل کوئن (Qwen) از علیبابا دارد، زیرا این مدل «بسیار خوب، سریع و ارزان» است. در سوی دیگر ماجرا، چسکی تأکید کرده که چتجیپیتی هنوز «کاملاً آماده نیست» و پاسخگوی نیازهای عملیاتی شرکت او نمیباشد. در این میان، مارتین کاسادو (شریک شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر ۱۶z) تصویری حتی روشنتر ارائه میدهد. بخش بزرگی از کارآفرینان هوش مصنوعی که او در آمریکا دیده، به مدلهای ساخت چین تکیه دارند. برآورد او این است که «نزدیک به ۸۰ درصد آنان» اکنون از یک مدل منبعباز چینی استفاده میکنند. چامات پالیهاپیتیا از سوشال کپیتال هم مسیر مشابهی رفته و مدل Kimi K۲، محصول شرکت چینی Moonshot AI را برای امور شرکت خود برگزیده؛ تصمیمی که به گفته او نتیجه «عملکرد بهتر و قیمت پایینتر» این مدل در مقایسه با محصولات OpenAI و آنتروپیک بوده است. بااینهمه رقابت هوش مصنوعی میان ایالات متحده و چین هنوز در مراحل نخست است و سخنگفتن از برنده قطعی، شتابزدگی خواهد بود. اما مرور شاخصهای کلیدی صنعت نشان میدهد که ترکیب هزینه پایین و کارایی بالای مدلهای چینی، در حال جذب مشتریان بیشتری در آمریکا است. روندی که اگر آن نگرانی دیرپا درباره حباب هوش مصنوعی را به یاد بیاوریم، معنای خاصی پیدا میکند، بهویژه حبابی که خود به سبب هزینههای سنگین مدلهای آمریکایی شکل گرفته است.
دست پر چین در هزینههای تمامشده
روشن است که شرکتهای هوش مصنوعی چین از مزیتهای ساختاری قابلتوجهی نسبت به رقبای آمریکایی برخوردارند. مهمترین این مزیتها به «هزینه تمامشده» باز میگردد؛ هزینهای که هم توسعه و بهروزرسانی نسلهای جدید مدلها را شامل میشود و هم مخارج استفاده و نگهداری مدلهای زبانی بزرگ برای مشتریان. شکاف میان دو سوی این رقابت بهقدری عمیق است که در حوزه هزینههای توسعه، چین عملاً در دنیایی متفاوت قرار میگیرد. بر اساس برآوردها، مدل Kimi K۲ که پیشتر نامش آمد، تنها ۴.۶ میلیون دلار هزینه آموزش برای Moonshot AI داشته. این رقم در برابر میلیاردها دلاری که OpenAI صرف تحقیق و توسعه میکند، حکم یک حاشیه کوچک را دارد. وضعیت در سطح عملیاتی نیز مشابه است. هزینه فعالیت مدلهای برجسته چینی همچون دیپسیک، کوئنپلاس و Kimi K۲ Thinking با اختلاف چشمگیر پایینتر از جیپیتی۵ متعلق به OpenAI و کلود سانت ۴.۵ از آنتروپیک قرار میگیرد. برای نمونه، هزینه تولید یک میلیون توکن خروجی کلود سانت حدود ۱۵ دلار است، درحالیکه برای Kimi K۲ Thinking این رقم تنها ۲.۵ دلار گزارش شده است. وجه دیگر جذابیت مدلهای چینی، منبعباز بودن آنهاست. این ویژگی به کاربران امکان میدهد مدلها را بر بسترهای خصوصی خود اجرا کنند و از امنیت دادههای حساس درونسازمانی اطمینان یابند. در مقابل، بسیاری از مدلهای آمریکایی مانند چتجیپیتی همچنان منبعبستهاند. هرچند برخی غولهای آمریکا مثل Llama از متا، Phi از مایکروسافت و Gemma از گوگل همگی منبعبازند. افزون بر این، OpenAI نیز در ماه اوت یک مدل منبعباز عرضه کرد.
امتیاز چیپهای قدرتمند در اختیار آمریکا
بااینحال، شرکتهای هوش مصنوعی ایالات متحده از یک برتری جدی برخوردارند: دسترسی بیقیدوشرط به تازهترین نسل چیپهای انویدیا، یعنی سری «بلکول» (the Blackwell). آمریکا فروش این چیپها به چین را ممنوع کرده و دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، همین ماه تصریح کرد که تنها مشتریان آمریکایی باید اجازه استفاده از این چیپها را داشته باشند.
در وضعیت کنونی، پیشرفتهترین چیپ انویدیا که چین تحت چهارچوب محدودیتهای صادراتی واشنگتن میتواند به آن دسترسی داشته باشد «H۲۰» است؛ نیمهرسانایی قدرتمند، اما یک نسل کامل عقبتر از چیپهای جدید «بلکول B۲۰۰» و «B۱۰۰». برآوردها نشان میدهد که این فاصله فناورانه به کاربران چیپهای تازه بلکول تا پانزده برابر قدرت پردازشی بیشتر نسبت به کاربران چیپ H۲۰ میدهد. بااینهمه، تصویر نهایی بسیار پیچیدهتر از یک دوگانه ساده است. نخست آنکه محدودیتهای صادراتی آمریکا کاملاً نفوذناپذیر نیستند. برخی چیپهای ممنوعه از مسیرهای غیررسمی وارد چین میشوند. برخی دیگر را شرکتهای چینی در کشورهای ثالث تهیه میکنند. شماری - ازجمله چیپ «H۸۰۰» - نیز از انبارهایی به دست میآیند که شرکتهای چینی پیش از اعمال محدودیتها در سال ۲۰۲۳ ذخیره کردهاند. برای نمونه، Kimi K۲ Thinking بر پایه چیپهای «H۸۰۰» آموزش دیده که پیش از ممنوعیت صادرات انباشته شده بود. با وجود این سختافزار ضعیفتر، Kimi K۲ Thinking در چندین ارزیابی استاندارد، عملکردی بهتر از «چتجیپیتی۵» و «کلود سانت ۴.۵» از آنتروپیک ارائه داده است. علت آنجاست که برخی مدلهای چینی میتوانند با وجود چیپهای ضعیفتر، در برخی سنجهها به عملکرد بالاتر دست یابند، به نوآوریهای معماری و شیوههای پیشرفته آموزش مربوط میشود. این دستاوردها خود نشاندهنده جهش جدی چین در این حوزهاند.
مزیت ظرفیت بالای مراکز داده آمریکایی
مدلهای هوش مصنوعی در مراکز داده آموزش داده میشوند؛ مکانهایی که پول زیادی صرف ساختشان میشود و البته برق بسیار بالاتری نیز مصرف میکنند. ایالات متحده ظرفیت بسیار بالاتری از نظر مراکز داده به نسبت چین دارد و این یعنی ظرفیت آموزش مدلهای جدید و بهروزرسانی آنها نیز بالاتر است. بااینحال، چین به دنبال کمکردن فاصله و حفظ رقابتپذیری خود است. تب ساخت مراکز داده، همه چین را فراگرفته و دولت با ارائه انرژی یارانهای، قیمت قبض برق برخی از بزرگترین مراکز داده کشور را به نصف کاهش داده. بهعلاوه، برخی مراکز داده جدید در مناطق صحرایی در دست احداث است که متکی به توان پنلهای خورشیدی هستند؛ ارزانترین منبع الکتریسیته.
AIهای چینی؛ گزینه محبوب جنوبجهانی
شکی نیست که برخی مدلهای زبانی بزرگ چینی در جهان در حال جذب طرفدارانی جدید هستند. بنا بر گزارش روزنامه پیپلز دیلی چین، مدل کوئنِ علیبابا، از زمان راهاندازی در سال ۲۰۲۳، بیش از ۶۰۰ میلیون دانلود داشته و ۱۷۰ هزار مدل جدید از آن توسعه پیدا کرده. بیشتر این فعالیت مربوط به کشورهای درحالتوسعه است؛ چراکه کاربران با پشتوانه مالی ناکافی، از خدمات منبعباز و توابع متعدد زبانی کوئن برای ساخت سامانههای هوش مصنوعی اختصاصی خود استفاده میکنند. از سوی دیگر، چین یک ابرقدرت در حوزه مالکیت معنوی موضوعات مرتبط با هوش مصنوعی نیز محسوب میشود. تا ماه آوریل سال جاری، ۱.۶ میلیون درخواست ثبت حق اختراع در این کشور داده شده که معادل ۳۸.۶ درصد از کل حق اختراعهای مرتبط در جهان است؛ بیشتر از هر کشور دیگر.
مسیر سخت بازسازی رقابتپذیری آمریکا
سم آلتمن اوایل سال اعتراف جالبی کرد. به گفته وی، شرکت OpenAI با پایبندی به راهبرد اولیه خود مبنی بر منبعبسته نگهداشتن چتجیپیتی مرتکب «خطایی تاریخی» شد. اگر ایالات متحده و دیگر توسعهدهندگان غربی میخواهند موقعیت خود را در جهان و در رقابت با چین حفظ کنند، باید مسیر ارائه مدلهای منبعباز و کاهش هزینه استفاده برای کاربران را در پیش بگیرند. این مسیر تنها برای رقابتپذیری ضروری نیست، بلکه برای کاهش نگرانیها از شکلگیری حباب هوش مصنوعی در ایالات متحده نیز اهمیت دارد. بخشی از این راهبرد باید به یافتن شیوههای تازه درآمدزایی برای مدلهای زبانی بزرگ اختصاص یابد؛ همان کاری که چین با سرعتی قابلتوجه انجام میدهد. اگر معدود مزیتهای باقیمانده شرکتهای هوش مصنوعی آمریکایی نیز فرسوده شود و مدلهای آنها حتی در بازار داخلی نتوانند در برابر رقبای چینی دوام بیاورند، سرمایهگذاریهای عظیمی که در بورس آمریکا روی این شرکتها انجام شده، چیزی شبیه قمارهای سنگین جلوه خواهد کرد. در چنین وضعیتی، حبابی که جنسن هوانگ هفته گذشته وجودش را انکار کرد، ناگهان بسیار واقعی خواهد شد.



نظر شما