به گزارش بازار به نقل از فرهیختگان، آمریکا با اعلام جایزه ۵۰ میلیون دلاری برای دریافت اطلاعات از نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و متهم کردن او به رهبری کارتلهای قاچاق مواد مخدر دور جدیدی از تنشآفرینیها را اینبار در آمریکای لاتین کلید زده است.
دولت ترامپ برای تشدید فشارها ناوگروهی به سواحل ونزوئلا اعزام کرده است. در پاسخ به این تحریک، رئیسجمهور ونزوئلا با فراخوان ارتش مردمی این کشور نمایش قدرتی برای هشدار به واشنگتن شکل داده است. بحرانآفرینی نظامی آمریکا واکنش دولتهای دیگر در آمریکای لاتین را هم برانگیخته است.
«گوستاوو پترو»، رئیسجمهور کلمبیا در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر) نوشت: «نه اپوزیسیون کلمبیا و نه ونزوئلا نباید خواهان مداخله خارجی به کشورهایشان شوند. ما با اروپا یا با آمریکا، با چین یا حتی با آفریقا مشکلات مشترکمان را رودررو و به عنوان انسان و نه برده مطرح میکنیم.»
همزمان در شمالیترین قسمت آمریکای لاتین مکزیک بار دیگر نسبت به مداخله نظامی آمریکا در این کشور به بهانه مبارزه با مواد مخدر هشدار داد. «کلودیا شینبائوم» رئیس جمهور مکزیک در یک نشست خبری در خصوص این مشکل گفت: «آنها درخواست گنجاندن موضوعاتی را کردند که برای ما غیرقابل قبول بود. ما هم پیشنهاد گنجاندن چندین موضوع را دادیم که به نظر آنها نباید در سند باشد. توافقی که در نهایت حاصل شد، توافق بسیار خوبی است. آنها برای مداخله بیشتر در کشور ما فشار میآوردند و ما گفتیم نه.»
تحرک نظامی از مکزیک تا ونزوئلا و فشار تجاری بر برزیل حکایت از آن دارد واشنگتن میخواهد با به کارگیری هماهنگ ابزارهای خود، گارد دفاعی آمریکای لاتین را شکسته و به برنامههایش در این منطقه سرعت دهد.
نکات
برای درک بهتر رؤیارویی ترامپ با آمریکای لاتین، اطلاع از برخی موضوعات کمککنندهاند. در ادامه به نکاتی در این خصوص اشاره شده است.
۱- ترامپ در هر مقطع از ریاست جمهوریاش بردار فشارها را به یک سمت متمایل میکند. در اوایل دولتش چین، روسیه و ایران هدف بودند اما او در عمل ابتدا اوکراین و اروپا را در منگنه قرار داده و رام کرد. رئیسجمهور آمریکا سپس فشارها را اندکی به سمت روسیه متمایل کرد که در عملیات مشترک موسوم به «تار عنکبوت» در هدف قرار دادن بمب افکنهای راهبردی، تخریب پلها و آسیب به یک پایگاه زیردریاییهای روسیه طی ۴۸ ساعت اقدامات اطلاعاتی- عملیاتی، هویدا شد. مدت کوتاهی پس از عملیات ۲ روزه علیه روسیه، جنگ ۱۲ روزهای ضد ایران آغاز شد که از نظر اتکا به اطلاعات و استفاده از گروههای نفوذی و اتباع خارجی به عملیات تارعنکبوت شباهت داشت. با گفتوگوی صورت گرفته میان آمریکا و روسیه در آلاسکا پیشبینی میشد در صورت حل منازعه، واشنگتن بر چین یا ایران تمرکز خواهد کرد؛ اما احتمالاً بروز شواهدی امیدوارکننده در آمریکای لاتین و بروز برخی مخاطرات، ترامپ را به آن سمت کشانده است.
۲- آمریکا مانند امپراتوری قدیم بریتانیا قدرتی بحری یا دریایی است. قدرتهای بحری بر دریاها سلطه یافته و قدرتهای قارهای یا زمینی، بر قارهها و خاک کشورها مسلط میشوند. قدرتهای بحری به دلیل فاصله دریایی با قارهها کمتر در معرض هجوم زمینی بوده و دورههای آرامش طولانیتری را سپری میکنند. خطر بزرگی که از نظر بعضی در آمریکا این کشور را تهدید میکند، تبدیل شدن این کشور به قدرتی قارهای است که باید همواره در جنگ باشد. آمریکا جنگهای متعددی را تجربه کرده اما در اغلب آنها در نهایت دچار ناکامی شده است. در برخی از این جنگها آمریکا با تلقی یک محیط به عنوان محیط خودی وارد جنگهای طولانی مدت، پر هزینه و طاقتفرسایی شده است. با این حال ورود به سرکوب لاتینها از آمریکا تا قاره آمریکای جنوبی به اشکال نظامی، عملاً ورود این کشور به یک اقدام قارهای است، جنگی که در این وضعیت ایجاد میشود خصومتهای طولانی مدتی درپی دارد که میتواند به مرزهای آبی و خاکی آمریکا متصل شود.
۳- در حالی که شعار ترامپ برای اخراج مهاجران، مهاجران لاتینتبار را هدف قرار میگرفت، اقبال لاتینهای آمریکایی به او در انتخابات بالا بود. آنچه این اقبال را بالاتر برده ریشه در دو مسئله دارد؛ شعارها و اقدامات ترامپ در راستای اول آمریکا که میتواند برای شهروندان آمریکایی مواهبی داشته باشد و دوم راستگرایی افراطی مسیحی که حساسیت میان لاتینتباران و آنگلوساکسونها را از بین میبرد. نبض راستگرایی افراطی و عقاید اونجلیستی در دستان آنگلوساکسونهاست، اما با تأکید بر آموزههای افراطی دینی، بدون برانگیختن حساسیت لاتینها، باعث نفوذ آنگلوساکسونها در جوامع لاتین میشود.
۴- حضور مارک روبیو به عنوان وزیرخارجه در دولت دوم ترامپ نشاندهنده تمرکز جدی بر حوزه آمریکای لاتین در این دولت است. روبیو در دولت ترامپ به قدرت بزرگی رسیده و علاوه بر این وزارتخانه، پست و مسئولیتهای مشاور امنیت ملی را نیز در اختیار گرفته است. روبیو در مدت چند ماه اخیر اصطکاکی با ترامپ نداشته و آرامآرام در حال تقویت جایگاه خود است. او جزء طبقه کوباییتبار فلوریداست که پس از انقلاب چپگرایانه فیدل کاسترو به سواحل جنوب شرقی در نزدیکی این کشور رفته و لابی قدرتمندی علیه حکومت کوبا تشکیل دادند. روبیو بخشی از طبقه راستگرای کوباییتبار است که سیاست آمریکا را در حمایت از راستگرایان آمریکای لاتین جدیتر به پیش میبرد.
۵- پیش از این برخی ادعا کرده بودند که ترامپ قرار است مذهب خود را از پروتستان به کاتولیک تغییر دهد. جی دی ونس معاون او پیشتر مذهب خود را از پروتستان به کاتولیک تغییر داده بود. روند انتقال میان دو مذهب در آمریکا وجود دارد و موضوعی خاص برخی سیاستمداران نیست؛ اما وقتی صحبت از این تغییر در میان سیاستمداران به ویژه فردی مانند ترامپ در میان باشد، پای اهداف خاصی در میان است. یکی از سنگرها و پیشرانهای تفاوت میان جریان آنگلوساکسون با لاتینها مذهب است و احتمالاً صاحبان قدرت در آمریکا با ریشههای آنگلوساکسونی به دنبال متوقف کردن این پیشران و نابودن کردن پوشش و سنگر لاتینها هستند؛ چه اینکه پیش از این مذهب کاتولیک در این کشور آمریکاییزه شده است. پس از فوت پاپ فرانسیس که طی چند ماه قبل رخ داد، ترامپ در جریان فرایند جانشینی به نوعی از انتخاب یک پاپ آمریکایی حمایت کرد؛ با مشخص شدن نتیجه آشکار شد که نفوذی در انتخاب پاپ صورت گرفته است؛ گرچه برخی معتقد بودند نفودی در کار نیست و کاتولیکها در واتیکان برای مدیریت ترامپ برای اولینبار پاپی آمریکایی انتخاب کردهاند. با این حال پاپ جدید با متوقف کردن روند پاپ پیشین در ضدیت با جنایتهای رژیم صهیونی، نشان داد که دست چه کسانی پشتش بوده است؛ به ویژه اینکه برهم خوردن روابط آمریکا با پاپ تا حد زیادی متأثر از موضعگیریهایش درباره رژیم صهیونی بود. آمریکای ترامپ حتی برای حمایت از رژیم صهیونی تنشهایی را با اروپا برانگیخته از جمله متهم کردن علنی فرانسه به یهودیستیزی که باعث فراخواندن سفیر آمریکا به وزارت خارجه این کشور شد. به نظر میرسد قدرتهای لانه کرده در آمریکا درصدد سلطه بر تمام جهان غرب با مغلوب کردن اروپا، درهم شکستن چپگرایان آمریکای لاتین و در اختیار گرفتن نبض جریان کاتولیک هستند؛ سه مانع در برابر تکمیل این حلقههای قدرت بر غرب.
۶- ترامپ قصد دارد لاتینتباران را در داخل و خارج مطیع کند. در داخل این اقدام از طریق جذب لاتینتباران راستگرا و مسیحی افراطی و اخراج مهاجران صورت میگیرد اما برای جلوگیری از ساماندهی لاتینتباران هدفگیری دولتها در آمریکای لاتین ضروری است. دولتهایی مانند مکزیک و ونزوئلا دارای شهروندان و منافع اقتصادی در آمریکا بوده و هدف قرار دادنشان با سیاستهای مختلف مانع از پیوند آنها با داراییهایشان در خاک آمریکا میشود.
۷- ترامپ احساس میکند ظرفیتهای داخلی راستگرایی لاتین به دلیل حضور پدیدهای به نام خاویر میلی در آرژانتین افزایش یافته و فشار بیرونی آمریکا میتواند این روند را تشدید کند.
۸- اقدامات ترامپ بر تسلط بر منابع جهان ناگزیر آمریکای لاتین را هم هدف میگیرد. اگر او قراردادهایی برای بهرهبرداری از منابع اوکراین و پاکستان امضا کرده و همزمان خواهان امتیاز از روسیه در قالب سرمایهگذاری، از اروپا در قالب خرید سلاح از هند در زمینه تجاری شده، در آمریکای لاتین نیز به دنبال این روند است.
۹- دولتها و ملتهای آمریکای لاتین راه خلاصی خود از فشارهای آمریکا را چند جانبهگرایی میدانند، از این رو روابط خود با چین، روسیه و ایران را تقویت کردهاند. آمریکا برای شکستن این پیوندها درصدد اتهامزنی به این کشورهاست. ممنوعیت خرید زمین در ایالت جنوبی تگزاس متصل به مرزهای مکزیک توسط اتباع و سازمانهای چین، روسیه و ایران و همزمان تهدید نظامی ونزوئلا این مسئله را نشان میدهد.
ابزارهای واشنگتن برای کنترل آمریکای لاتین
نفوذ آمریکا بر آمریکای لاتین دارای چند جنبه است:
الف) شهروندان آمریکایی لاتینتبار
شهروندان لاتینتبار آمریکا به ویژه فرزندان اقشار سفیدپوست، مانند ثروتمندان سفیدپوست اروپایی گریخته از کوبا، یکی از عوامل سوقدهنده و تسهیلگر در نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین هستند. این افراد شناخت بهتری از جوامع لاتین دارند و به دلیل امتیازات پیشینی که در اختیار داشتهاند، از انگیزه زیادی برای فعالیت در این حوزه برخوردارند. این افراد متخصصان و عامل نفوذ درونی به شمار میروند که محل استقرارشان داخل آمریکاست.
ب) احزاب راستگرا
احزاب راستگرا در آمریکای لاتین بیشتر توسط اروپاییتباران اداره میشود که گرایشات زیادی به سمت آمریکا دارند. این احزاب عوامل نفوذ سیاسی آمریکا هستند.
ج) پروتستانها
قشر پروتستان در آمریکای لاتین از طریق مهاجرت ساکنان کشورهای پروتستان شمال اروپا ایجاد نشده بلکه حاصل تغییر دین و مذهب به وسیله تبلیغات مذهبی است. قشر پروتستان نشانه نفوذ مذهبی است.
د) اوانجلیستها
اوانجلیستها به نوعی زیرشاخه مذهب پروتستان هستند؛ اما موفق به تحت تأثیر قرار دادن کاتولیکها نیز شدهاند.
و) صهیونیستها
خاویر میلی رئیسجمهور آرژانتین وابستگی زیادی به جریان صهیونیسم دارد؛ اما همزمان بسیار به آمریکا و ترامپ نزدیک است. لابی صهیونی در صورت حضور شخصی مانند ترامپ در کاخ سفید، در پیوند با کاخ سفید در خصوص مسائل آمریکای لاتین قرار میگیرد.
ه) شبهنظامیان راستگرا
شبهنظامیان راستگرا و حتی ارتشیهای راستگرا در آمریکای لاتین بازوی نظامی آمریکا هستند؛ بهرهگیری از آنها برای کودتا در کشورهایشان و یا اعزام این افراد و گروهها برای جنگ در عراق و ویتنام این مسئله را نشان میدهد.
ط) تجارت
رابطه تاریخی و بعد فاصله تجارت با آمریکا را تسهیل کرده است. با توجه به برتری آمریکا، این کشور از تجارت برای اعمال فشار بهره میبرد.
ز) قدرت دریایی
هرچند آمریکا جزئی از دو قاره بزرگ به هم چسبیده است؛ اما جغرافیای منطقه به گونهای است که این کشور از طریق دریا راحتتر قادر به دسترسی نظامی و تجاری به کشورهای آمریکای لاتین است. بر همین اساس آمریکا برای ایجاد تهدید نظامی علیه کشورهای هدف خود مانند کوبا و ونزوئلا دست به اعزام ناوهای خود به سواحل چنین کشورهایی میزند.
وضعیت
دولتها و ملتهای آمریکای لاتین ضدیت نهادینه شدهای با آمریکا دارند که با هر بار اعمال فشار واشنگتن، هرچند تحت فشار قرار میگیرد؛ اما تقویت شده و باعث اتحاد جریانهای مختلف میشود. احتمال بروز تغییرات در برخی کشورهای آمریکای لاتین محتمل است؛ چه اینکه در آرژانتین، میلی راستگرایی را به اوج رسانده و در بولیوی با صعود دو نامزد راستگرا به دور دوم انتخابات ریاستجمهوری، عملاً قدرت پس از دو دهه از دست چپگرایان خارج خواهد شد. با این حال این تغییرات دورهای و طبیعی بوده و تا حد زیادی متأثر از مناسبات داخلی کشورهاست؛ اما آمریکا و شخص ترامپ احتمالاً تلاش خواهند کرد این تغییرات را حاصل کار و فشارهای خود معرفی کنند. در این میان اما راستگرایی سکه رایج تمام دولتهای منطقه نخواهد شد و اگر آنها فشارهای آمریکا را رد کنند، آنگاه بر اقدامات چندجانبهگرایانه خود برای خنثیسازی این فشارها خواهند افزود.
نظر شما