بازار گروه بورس: بازار سرمایه ایران در بزنگاهی تاریخی ایستاده است؛ جایی میان واقعیتهای سخت اقتصادی و امیدهای شکننده سیاسی. نوسانات شدید، سیگنالهای متناقض و رفتارهای غیرقابل پیشبینی، فضای بورس را به صحنهای تبدیل کردهاند که تحلیل آن نیازمند نگاهی فراتر از تیترهای روزمره است. در این میان، احمد جانجان کارشناس ارشد بازار سرمایه در یادداشتی اختصاصی و تحلیلی مسیرهای ممکن برای عبور از چالش های کنونی بورس را کرده است.
در ادامه یادداشت را می خوانید؛
بازار سرمایه ایران این روزها در نقطهای ایستاده که نه میتوان آن را صرفاً تابع اخبار سیاسی دانست، و نه کاملاً بیتأثیر از تحولات بیرونی. آنچه در رفتار بازار بیش از هر چیز دیده میشود، واکنش به متغیرهای بنیادی است؛ نه تیترهای خبری و نه هیاهوی رسانهای.
در شرایطی که صنایع بزرگ با چالشهایی چون قطعی برق، افت تولید و محدودیتهای ارزی دستوپنجه نرم میکنند، طبیعی است که خبرهایی مانند FATF یا توافقات سیاسی، تأثیر چندانی بر تصمیمات سرمایهگذاران نداشته باشد. وقتی صادرات با نرخهای دستوری انجام میشود و شرکتها نمیتوانند از مزایای نرخ آزاد بهرهمند شوند، تحلیل بنیادی جای خود را به واقعگرایی اقتصادی میدهد. اما در مقابل خبر مکانیسم ماشه اثر منفی زیادی داشته است.
از سوی دیگر، نرخ بهره بالا و عرضه گسترده اوراق دولتی با سود تضمینی ۴۰ درصد، جذابیت بازار سهام را بهشدت کاهش داده است. در چنین فضایی، سرمایهگذار منطقی ترجیح میدهد بهجای پذیرش ریسک بازار سهام، به سمت ابزارهای کمریسک و با بازده مشخص حرکت کند.
رفتار معاملاتی در دقایق پایانی هفته گذشته نیز نشانههایی از تقابل دو جریان بود؛ ورود پول هوشمند برای شکار سهمهای ارزنده، و حمایت روانی حقوقیها برای جلوگیری از افت بیشتر شاخص. این تحرکات الزاماً به معنای آغاز روند صعودی نیست، اما میتواند نشانهای از رسیدن بازار به کفهای قیمتی باشد.
با این حال، نقدینگی حقیقی در بازار همچنان محدود است. تا زمانی که قطعی برق ادامه دارد و سیاستهای ارزی بهصورت دستوری اعمال میشود، نمیتوان انتظار رشد پایدار در صنایع بزرگ داشت. در هفته پیشرو نیز احتمالاً شاهد نوسانات محدود خواهیم بود، مگر در گروههایی که کمتر تحت تأثیر این محدودیتها هستند.
بازار سرمایه در حال حاضر برای سرمایهگذاران کوتاهمدت، پرریسک و شکننده است. اما برای کسانی که نگاه بلندمدت و تحلیل بنیادی دارند، فرصتهای ارزندهای در سهمهای صادراتمحور و کمحاشیه وجود دارد. این سهمها، با توجه به قیمتهای فعلی، میتوانند در آینده بازدهی مناسبی داشته باشند.
در خصوص نرخ ارز نیز باید گفت که سیاستهای بانک مرکزی فعلاً نرخ دلار را در محدودهای کنترل کردهاند، اما در بلندمدت، با توجه به تورم و فشارهای ساختاری، مسیر رشد ارز ادامهدار خواهد بود. همین موضوع، طلا و سکه را به گزینههایی امن برای سرمایهگذاری کوتاهمدت تبدیل کرده است مگر آنکه توافق سیاسی مهمی رخ دهد که بتواند فضای اقتصادی را دگرگون کند.
در نهایت، انتخاب مسیر سرمایهگذاری به میزان ریسکپذیری افراد بستگی دارد. برای سرمایهگذاران محافظهکار، طلا و سکه انتخابهای منطقیتری هستند. اما کسانی که جسارت بیشتری دارند، میتوانند در سهمهای بنیادی، با دید بلندمدت، فرصتهای قابل توجهی را شناسایی کنند.
با توجه به تجربه سالهای گذشته، شهریورماه معمولاً دورهای کمرمق برای بورس ایران بوده است. امسال نیز با تداوم محدودیتهای انرژی و فشار سیاستهای پولی، نمیتوان انتظار رونق جدی داشت مگر آنکه نرخ بهره کاهش یابد یا سیاستهای ارزی اصلاح شود. در غیر این صورت، بازار همچنان در تلاقی سیاست و بنیاد، به مسیر نوسانی خود ادامه خواهد داد.
نظر شما