بازار؛ گروه بین الملل: در ۲۲ آگوست، شهر ایغدیر ترکیه شاهد رویدادی بود که در نگاه اول ممکن است کاملاً فنی به نظر برسد: مراسم کلنگزنی راه آهن کارس-ایغدیر-آرالیک-دیلجو. باید گفت این مسیر ریلی صرفاً مسیر ریلی ساده نیست بلکه پروژهای ژئوپلیتیکی است که در صورت تکمیل، میتواند قفقاز جنوبی را اساساً تغییر شکل دهد، کریدور میانی را تقویت کند و سرنوشت نخجوان، منطقهای که مدتها در انزوا گرفتار بود را تغییر دهد.
اعلام خط ۲۲۴ کیلومتری که تا مرز نخجوان امتداد دارد، در زمانی حیاتی صورت میگیرد. واشنگتن اخیراً مذاکرات در مورد کریدور زنگزور را پیش برده و بحثها در مورد اتصال بین آذربایجان و منطقه برونبومی آن را احیا کرده است. در این زمینه، ترکیه و آذربایجان منتظر نمیمانند تا دیگران شرایط را دیکته کنند. آنها خودشان در حال ساخت زیرساختها هستند و مسیری فیزیکی و سیاسی را به سمت ادغام منطقهای ترسیم میکنند.
«عبدالقادر اورالوغلو»، وزیر حمل و نقل و زیرساخت ترکیه تأکید کرد که این خط آهن سالانه ۵.۵ میلیون مسافر و ۱۵ میلیون تن بار را جابجا خواهد کرد و پنج تونل و ده پل نیز برای آن برنامهریزی شده است. اما این اعداد تنها بخشی از داستان را روایت میکنند. برای آنکارا و باکو، این پروژه تجسم عینی استقلال استراتژیک است: این باور که آینده آنها نباید به اراده سیاسی ارمنستان یا میانجیگری غرب وابسته باشد، بلکه باید به ظرفیت خودشان برای اتصال شرق و غرب وابسته باشد.
نخجوان همیشه یک ناهنجاری بوده است - از نظر جغرافیایی از سرزمین اصلی آذربایجان جدا شده، از اوایل دهه ۱۹۹۰ توسط ارمنستان محاصره شده، اما با این حال از طریق پیوندهای ضعیف با ایران به حیات خود ادامه داده است. برای دههها، راهآهن آن فقط در یک جهت، به سمت جنوب فعال بوده است.
اکنون «الهام علیاف»، رئیس جمهور آذربایجان در تصور تبدیل نخجوان از یک بنبست ژئوپلیتیکی به یک قطب ترانزیت است. درست یک روز قبل از مراسم ایغدیر، وی اعلام کرد که مطالعه امکانسنجی برای نوسازی سیستم راه آهن نخجوان به پایان رسیده است. پس از شروع ساخت و ساز این منطقه محصور دیگر صرفاً انزوا را تحمل نخواهد کرد، بلکه به عنوان یک نقطه اتصال حیاتی در کریدور میانی، مسیر فرا اوراسیایی که چین را به اروپا متصل میکند، ظاهر خواهد شد.
این امر نشاندهنده تغییری اساسی در سرنوشت منطقه خواهد بود. به مدت سی سال، راهآهن نخجوان نماد زخمهای درگیری و محاصره بود. در آینده نزدیک، آنها میتوانند نماد اتصال، تجارت و استقلال باشند.
جاده ابریشم در قرن بیست و یکم
این خط جدید قبلاً «جاده ابریشم ریلی» لقب گرفته و این استعاره کاملاً مناسب است. همانطور که مسیرهای کاروانی باستانی مرزهای سیاسی را دور میزدند تا تمدنها را به هم متصل کنند، این خط آهن نیز در پی غلبه بر موانع پس از فروپاشی شوروی است.
پس از عملیاتی شدن، مسیر قارص-نخجوان به طور یکپارچه با راه آهن باکو-تفلیس-قارص (BTK) که در سال ۲۰۱۷ افتتاح شد، ادغام خواهد شد. این خط نیز در ابتدا دست کم گرفته شد. منتقدان در مورد قابلیت مالی و اهمیت ژئوپلیتیکی آن تردید داشتند. با این حال، امروزه راه آهن باکو-تفلیس-قارص به ستون فقرات تجارت شرق-غرب تبدیل شده است و جایگزین سریعتری برای مسیرهای شمالی روسیه و خطوط دریایی جنوبی از طریق کانال سوئز ارائه میدهد.
ترکیه با اتصال مستقیم قلمرو خود به نخجوان و از طریق آن به سرزمین اصلی آذربایجان، نه تنها روابط دوجانبه، بلکه نقش خود را در جهان ترک تقویت میکند
پروژه ایغدیر-نخجوان را میتوان به عنوان برادر کوچکتر راه آهن باکو-تفلیس-قارص در نظر گرفت - در مقیاس کوچکتر اما به طور بالقوه در نمادگرایی بزرگتر. اگر راه آهن باکو-تفلیس-قارص ثابت کرد که قفقاز جنوبی میتواند برای تجارت جهانی مهم باشد، خط نخجوان ثابت میکند که هیچ منطقهای آنقدر کوچک نیست که نتوان آن را به عنوان یک پل تصور کرد.
این راه آهن همچنین به طور کامل در جاهطلبیهای گستردهتر ترکیه جای میگیرد. آنکارا بارها هدف خود را برای تبدیل شدن به یک «ابرقدرت لجستیک» اعلام کرده است. این استراتژی واضح است: اتصال بنادر، گسترش ظرفیت راهآهن و قرار دادن ترکیه به عنوان پل ضروری بین اروپا، آسیای مرکزی و خاورمیانه.
این جاهطلبی پیامدهای ژئوپلیتیکی دارد. ترکیه با اتصال مستقیم قلمرو خود به نخجوان و از طریق آن به سرزمین اصلی آذربایجان، نه تنها روابط دوجانبه، بلکه نقش خود را در جهان ترک تقویت میکند. از باکو تا آستانه، از تاشکند تا بیشکک، چشمانداز کریدور ترکی متصل، زمانی که ریلهای فولادی، جایگزین وعدههای دیپلماتیک میشوند، اعتبار جدیدی به دست میآورد.
با این حال، نمیتوان بدون اشاره به ارمنستان - یا بهتر است بگوییم، عدم وجود آن - در مورد این پروژه بحث کرد. چشمانداز اولیه کریدور زنگزور شامل اتصال مستقیم از طریق خاک ارمنستان بود که مسیرهایی را برای آذربایجان به نخجوان باز میکرد. اما بیمیلی و موازنه ژئوپلیتیکی ایروان پیشرفت را به تأخیر انداخته است.
برای آنکارا و باکو، درس عبرت واضح است: انتظار برای ارمنستان یک بنبست استراتژیک است. با پیشبرد خط ایغدیر-نخجوان، آنها وابستگی به ارمنستان را کاهش میدهند و همزمان هزینه خارج ماندن از طرحهای اتصال منطقهای را برای ایروان افزایش میدهند.
از قضا، آنچه زمانی اهرم ارمنستان بود - جغرافیای آن - ممکن است به نقطه ضعف آن تبدیل شود. اگر نخجوان بتواند شرق و غرب را بدون ایروان متصل کند، ارمنستان در معرض خطر منزوی شدن از همان کریدورهایی قرار میگیرد که اوراسیا را از نو تعریف میکنند.
شایان ذکر است که ایده اتصال ایغدیر و نخجوان از طریق راه آهن موضوع جدیدی نیست. در اوایل سال ۲۰۱۲، «رجب طیب اردوغان»، نخست وزیر وقت اعلام کرد که چنین خطی «ترکیه و آذربایجان را مستقیماً به هم متصل میکند». در آن زمان، این ایده دور از ذهن و حتی آرمانی به نظر میرسید.
نقطه عطف پس از جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰ فرا رسید. بیانیه سه جانبه، که ارمنستان را موظف به رفع انسداد ارتباطات منطقهای کرد، دوران جدیدی را آغاز کرد. ظرف دو روز، ترکیه قصد خود را برای گسترش راه آهن تا مرز آذربایجان اعلام کرد. در سال ۲۰۲۱، روسای جمهور علی اف و اردوغان یادداشتی را امضا کردند که این پروژه را تاریخی اعلام میکرد. اکنون، در سال ۲۰۲۴، سرانجام کلنگ آن زده شده است.
این جدول زمانی حقیقت گستردهتری را نشان میدهد: در اوراسیا، پروژههای استراتژیک اغلب سالها طول میکشد تا شکل بگیرند، اما به محض اینکه شرایط مساعد شود، با سرعت قابل توجهی پیش میروند.
در اوراسیا، پروژههای استراتژیک اغلب سالها طول میکشد تا شکل بگیرند، اما به محض اینکه شرایط مساعد شود، با سرعت قابل توجهی پیش میروند
دامنه استراتژیک این پروژه فراتر از نخجوان است. این خط آهن با تبدیل شدن به بخشی از کریدور میانی، به آذربایجان و ترکیه اهرمهای جدیدی در تجارت شرق-غرب میدهد. کالاهای چین میتوانند از آسیای مرکزی عبور کنند، از دریای خزر عبور کنند و از طریق باکو و نخجوان به ترکیه و اروپا برسند - و روسیه و کانال شلوغ سوئز را دور بزنند.
این خط همچنین پیوندهای بالقوهای را به سمت جنوب با کشورهای خلیج فارس ایجاد میکند. اگر نخجوان به گرهای در این شبکه تبدیل شود، میتواند جریانهای تجاری را نه تنها بین آسیا و اروپا، بلکه بین شمال-جنوب نیز هدایت کند و نقش آذربایجان را در کریدورهایی مانند کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) افزایش دهد.
گاهی اوقات ژئوپلیتیک نه در استراتژی بزرگ، بلکه در استراتژی کوچکتر به بهترین شکل بیان میشود. پس از اتمام، سفر از کارس به مرز آذربایجان در دیلوجو تنها ۸۵ دقیقه طول خواهد کشید. در کمتر از یک ساعت و نیم، قطارها از مسافتی عبور خواهند کرد که زمانی نماد انزوا بود که تعریفی دوباره از فضا، زمان و امکان است.
راه آهن ایغدیر-نخجوان چیزی بیش از فولاد و بتن است. این راه آهن داستانی درباره انعطافپذیری، جاهطلبی و تغییر نظم منطقهای بوده که اغلب با درگیری تعریف شده است. این خط به ما میگوید که جغرافیا را میتوان دوباره تصور کرد، انزوا را میتوان به فرصت تبدیل کرد و مناطق کوچکی مانند نخجوان میتوانند نقشهای بزرگی در تجارت جهانی ایفا کنند.
علیاف در سال ۲۰۲۱ این پروژه را تاریخی خواند. امروز با شروع ساخت و ساز، سخنان وی پیشگویانه به نظر میرسند. این راه آهن ممکن است تمام درگیریهای قفقاز جنوبی را حل نکند اما کاری را انجام خواهد داد که شاید به همان اندازه مهم باشد: حقایقی را در زمین ایجاد خواهد کرد - ریلهایی که هیچ سخنرانی سیاسی نمیتواند آنها را پاک کند. جاده ابریشم قرن بیست و یکم نه در پکن یا بروکسل، بلکه در ایغدیر و نخجوان در حال ساخت است و اینجاست که آینده اوراسیا ممکن است بیسروصدا تعیین شود.
نظر شما