۱ مهر ۱۴۰۱ - ۰۷:۰۷
کد خبر: . ۱۷۶٬۷۰۰
شانگهای؛ نقطه عطفی در ایجاد تحول اقتصادی پویا| توسعه روابط ایران با شرق؛ نمی توان به انتظار غرب نشست

نعیمی می گوید: با توجه به جایگاه شانگهای در شرق و نزدیک بودن آن به ایران که به لحاظ ترانزیتی و به عنوان نقطه اتصال غرب و شرق آسیا دارای پتانسیل ویژه ای است، نقطه عطفی در ایجاد تحول اقتصادی پویا است.

تهمینه غمخوار؛ بازار: بیست و دومین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای در سمرقند ازبکستان در روز جمعه ۲۵ شهریور با حضور ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران و سران کشورهای چین، روسیه، هند، ازبکستان، قزاقستان، بلاروس، ترکیه، آذربایجان، قرقیزستان، پاکستان، مغولستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ژانگ مینگ دبیر کل سازمان همکاری شانگهای و روسلان میرزایف رئیس کمیته اجرایی ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم سازمان برگزار شد.

اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای هر ساله با محوریت موضوع استراتژی همکاری‌های چندجانبه و حوزه‌های اولویت‌دار توسعه، رسیدگی به موضوعات مهم و تقویت همکاری‌های اقتصادی و سیاسی اعضا برگزار می‌شود.

در این اجلاس اتفاق مهمی که برای جمهوری اسلامی رخ داد این بود که عضویت دائم ایران در این سازمان صورت گرفت؛ در حالی که این عضویت دائم یکی از مهمترین رویدادها در عرصه روابط خارجی ایران به شمار می رود.

در همین راستا و با توجه به اهمیت موضوع عضویت ایران در سازمان شانگهای، خبرنگار بازار گفتگویی با «مصیب نعیمی» کارشناس مسائل خاورمیانه و منطقه انجام داده که مشروح مصاحبه در ادامه آمده است:

* نشست سران سازمان همکاری شانگهای در ازبکستان به عضویت دائم ایران در این سازمان منجر شد. با توجه به اینکه این عضویت دائم یکی از مهمترین رویدادها در عرصه روابط خارجی ایران به شمار می رود، تا چه اندازه می تواند در پیشبرد اهداف اقتصادی در شرایط تحریم موثر و همچنین ایجاد نگاهی تازه از سوی آسیای مرکزی به ایران در توسعه تعاملات تجاری موثر باشد؟

اصولا، مجموعه های این چنینی که تعدادی از کشورهای مرتبط موجب ایجاد تسهیلات اقتصادی و تجاری برای یکدیگر می شوند، برای تمامی کشورهای عضو از جمله جمهوری اسلامی سودمند خواهد بود. مجموعه شانگهای، با توجه به موقعیت و جایگاه خود در شرق و نزدیک بودن آن به ایران که به لحاظ ترانزیتی و به طور کلی دارای ظرفیتها و پتانسیل ویژه ای است و به عنوان نقطه اتصال غرب و شرق آسیا به یکدیگر در نظر گرفته می شود، می تواند نقطه عطفی در ایجاد یک تحول اقتصادی پویا باشد. این امر کاملا مشخص است که اگر این موقعیت ژئوپلیتیکی و ترانزیتی ایران نبود، مجموعه شانگهای به سختی می توانستند به پذیرش اعضای جدید بپردازند.

با توجه به گرایشها، دیدگاههای متفاوت و سیستمهای داخلی اعضای شانگهای، اما ارتباطات اقتصادی مطلوبی میان کشورهای عضو وجود دارد؛ به طوری که توافقات تجاری میان آنها مشهود است و موجب تسهیل مراودات میان کشورها شده است

با توجه به گرایشها، دیدگاههای متفاوت و سیستمهای داخلی اعضای شانگهای، اما ارتباطات اقتصادی مطلوبی میان کشورهای عضو وجود دارد؛ به طوری که توافقات تجاری میان آنها مشهود است و موجب تسهیل مراودات میان کشورها شده است. همچنین، روند شانگهای می تواند موجب بروز تسهیلات گمرکی و رفت و آمد با ایجاد خطوط حمل و نقل گسترده شود.

در برهه ای که شرق و غرب در دو حومه متضاد و رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند، قطعا این نوع همکاری و عضویت رسمی ایران مفیدتر خواهد بود. لذا، کشورهای عضو شانگهای می توانند بر اساس مجموعه ای مقررات و قوانین منوط به مسائل اقتصادی، نیازهای یکدیگر را برطرف کنند. در مراحل بعدی و در آینده نیز، اگر امکان برقراری سوئیفت و مبادلات مالی مشترک بر اساس پولهای ملی انجام شود و ساز و کار مناسبی برای این امر پیدا شود، قطعا تحول بسیار بزرگی نه در ایران بلکه در کل منطقه شرق اتفاق خواهد افتاد و در این صورت انجام مبادلات مالی و مسائل بانکی به غرب منوط نمی شود.

بنابراین، این امر شدنی است؛ به خصوص که تمامی ابزارهای آن در شانگهای وجود دارد. بر همین اساس، به نظر می رسد که با گذشت این دوره ۱۸ ساله از زمان تاسیس این سازمان، عملکرد این مجموعه به نحو گسترده تری ادامه پیدا خواهد کرد.

* برخی از کارشناسان معتقد هستند که این عضویت در شانگهای و تقاضا برای عضویت در بریکس باعث می شود سیاست نگاه به شرق در سیاست خارجی غالب شود. در چنین شرایطی چگونه می توان سیاست خارجی متوازن را نیز پیش برد؟ دیدگاه شما در این باره چیست؟

ارتباط با هر کشوری به معنای عدم ارتباط با کشورهای دیگر نیست، چرا که ساز و کار هر کدام متفاوت است. بر همین اساس، ایران باید از تمامی فرصتهایی که ایجاد می شود، به نحو احسن و با برنامه ریزی درست استفاده کند در حالی که باید این نکته را نیز مدنظر قرار داد که ارتباط اقتصادی به معنای وابستگی نیست. بنابراین نمی توان فرصتی که در شرق برای ایران فراهم شده را از دست داد و به انتظار غرب نشست؛ در حالی که غرب هم با ایران و هم کشورهای مشابه ایران دارای یک چالش اساسی است. این فرصت حتی می تواند موجب شود که غربیها نیز به ایران و شرق با یک دید تازه متوازن و متعادل تری نگاه کنند.

در مجموعه شرق با توجه به نیاز کشورها به خصوص نیاز تجاری به یکدیگر و ساختار جدیدی که بر ضد ساختار یکجانبه گرایی غرب شکل گرفته است، سلطه غربیها رخ نخواهد داد

لذا، هر گونه رابطه اقتصادی به معنای در نظر گرفتن منافع مشترک کشورها و عدم وابستگی آنها به یکدیگر است. رابطه با کشورهایی که وابسته به بلوک غرب هستند، نیز به همین منوال است یعنی تا زمانی که منافع مشترک دو طرف در نظر گرفته شود، قطعا رابطه ای قابل قبول است. اما در صورتی که سلطه اقتصادی کشوری مطرح و کلید تعامل تنها در دستان یک طرف باشد، این رابطه مقبول نیست و درست روشی است که غرب با استفاده از ابزار سیاسی به کار گرفته است.

در مجموعه شرق با توجه به نیاز کشورها به خصوص نیاز تجاری به یکدیگر و ساختار جدیدی که بر ضد ساختار یکجانبه گرایی غرب شکل گرفته است، سلطه غربیها رخ نخواهد داد. از این رو، اگر ایران با یک کشور همسایه در ارتباط باشد به این معنی نیست که با همسایه دورتر خود نمی تواند دارای ارتباط باشد. بر همین اساس، رابطه همسایگان هیچ تناقضی با رابطه با کشورهای دورتر و غیر همسایه ندارد.

* طبق سیاستهای ابلاغ شده توسط رهبری در برنامه پنج ساله هفتم، یک بند از سر فصل سیاست خارجی به این موضوع اشاره دارد که رویکرد اقتصاد محور در سیاست خارجی و روابط منطقه‌ای و جهانی و تقویت پیوندهای اقتصادی با اولویت همسایگان باید تقویت شود. دیدگاه شما چیست؟ تا چه حد دستگاه سیاست خارجی دولت سیزدهم در مقایسه با دولتهای قبلی در راه رسیدن به این اهداف گام برداشته و موفق عمل کرده است؟

هدفی که هم اکنون دولت سیزدهم اعلام کرده و به دنبال آن است، رویکرد اقتصاد محور است. البته این موضوع در گذشته هم مدنظر بوده است. بیش از ده سال است که دستور العمل اصلی ایران الویت قرار دادن اقتصاد است اما یا ساز و کارهای مناسبی به کار گرفته نشده و یا آزمون و خطاهای زیادی صورت گرفته است. هم اکنون هم ممکن است با نوعی آزمون و خطا مواجه باشیم، اما اینگونه که به نظر می رسد قرار است تا در این دولت یک اقدام کارشناسی درست و عمیق انجام شود و روابط کشور با دیگر کشورها، یک تعریف دقیق و مناسبی داشته باشد، چرا که در رابطه های برون مرزی و خارجی، به دلیل وجود دو یا چند طرف، محدودیت و شرایطی خاصی ممکن است ایجاد شود.

لذا؛ دست ایران چندان باز نیست چرا که در کشورهای عربی با توجه به سلطه کشورهای غربی، هم اعلام همکاری با ایران را مطرح کرده و هم دارای محدودیتهایی می باشند. با شرق نیز شرایط متفاوت است. بنابراین، روان کردن این روابط در کوتاه مدت چندان آسان نیست. اما همین که چارچوب سیاست خارجی کشور دارای یک ساز و کار مشخص و روشن بوده و تامین منافع مشترک در قالب پروتکل و یا توافقنامه و قراردادهای دو یا چند جانبه شناسایی، تنظیم و اجرایی شود، روند مساعد و مثبتی پیش خواهد رفت و نتایج مناسبی به دست خواهد آمد.

۱ مهر ۱۴۰۱ - ۰۷:۰۷
کد خبر: ۱۷۶٬۷۰۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 1 =